اصلاحات بویراحمد، از سردرگمی تا ویرانی/ سید معین زمانی

سید معین زمانی

 

فصل اول: سردرگمی در اردوگاه اصلاح طلبان
سال هاست که مردم با نام «حزب» آشنا هستند و در بسیاری مواقع به اشخاص رأی نمی‌دهند بلکه ترجیح می‌دهند که به «احزاب» رأی دهند. رقابت احزاب در بویراحمد نیز پیشینه‌ای دیرینه دارد ولی از این رقابت طی ادوار گذشته تنها نامی باقی است. پس از پیروزی «سید مسعود حسینی» در انتخابات مجلس چهارم، در سال ۷۴ اصلاح طلبان با معرفی «سید باقر موسوی» کرسی مجلس را از «حسینی» و اصول گرایان تحویل گرفته و اصولگرایان در سالهای ۷۴ و ۷۸ از اصلاح طلبان دو شکست پیاپی خوردند و این تنها ادواری است که این دو جبهه در انتخابات با همدیگر رقابت داشتند. در سال ۸۲ اصولگرایان تنها راه پیروزی در انتخابات را اجماع و معرفی چهره جدید سیاسی می‌دانستند و با معرفی «ستار هدایت خواه» کرسی مجلس را از اصلاح طلبان باز پس گرفتند. با وجود اینکه رد صلاحیت چهره‌های بنام سیاسی اصلاح طلبان (سید باقر موسوی و دکتر مندنی‌پور در سال ۸۲ و خداداد غریب‌پور در سال ۸۶) شرایط را برای پیروزی اصولگرایان و «ستار هدایت خواه» مهیا ساخت ولی رجل سیاسی اصولگرایان بخصوص «سید مسعود حسینی» (نماینده مردم بویراحمد در دوره چهارم در مجلس و کاندید انتخابات مجلس شورای اسلامی در دورۀ پنجم و ششم) و محمدرحیم دهراب‌پور (کاندید دوره پنجم مجلس شورای اسلامی و شورای شهر یاسوج) از مواضع خود کوتاه آمده و همگی بر معرفی و حمایت چهره جدید اصولگرایان اجماع کردند.
سال ۸۲ در انتخابات دوره هفتم رقابت احزاب نبوده بلکه رقابت بین «ستار هداست خواه» و «غلام محمد زارعی» بود، هر چند هر دوی این کاندید‌ها اصولگرا بودند ولی «ستار هدایت خواه» از حمایت اصولگرایان برخوردار بود و «غلام محمد زارعی» تنها خود را اصولگرا معرفی می‌کرد. رقابت بین اصولگرایان در ‌‌نهایت به سود یک کاندید اصولگرا به پایان می‌رسید. پس از دو دوره پیروزی اصلاح طلبان این اولین دوره‌ای بود که اصلاح طلبان در بویراحمد هیچ کاندیدی نداشتند و در صورت رقم خوردن هر نتیجه‌ای باید کرسی مجلس را واگذار می‌کردند.
در این زمان شاید بهترین تصمیم برای اصلاح طلبان این بود که با معرفی چهره‌های جدید و تعدد کاندید خود را برای انتخابات مجلس هشتم در اسفند ۸۶ آماده می‌کردند. ولی متأسفانه از همین زمان اصطلاح «بد و بد‌تر» وارد ادبیات سیاسی اصلاح طلبان شهرستان بویراحمد شد و بسیاری از اصلاح طلبان با این توجیه که زارعی اصولگرای منفعل هست و نسبت به اصولگرای مقتدر (ستار هدایت خواه) می‌تواند گزینه بهتری باشد، ایشان را حمایت کردند و در ‌‌نهایت جبهه اصولگرایان با یک برنامه ریزی دقیق و تغییر بهنگام «ستار هدایت خواه» را به مجلس فرستادند. در حالیکه اصولگرا‌ها خود را برای انتخابات مجلس هشتم در اسفند ۸۶ آماده می‌کردند تا «هدایت خواه» را هشت ساله کنند ولی اصلاح طلبان همچنان در سردرگمی نتوانستند کاندیدی معرفی کنند و تنها کاندید اصلاح طلب آن دوره (مهندس خداداد غریب‌پور) با عدم احراز صلاحیت از سوی شورای نگهبان از صحنه رقابت کنار رفت. اکنون رقابت «ستار هدایت خواه» و «غلام محمد زارعی» بار دیگر تکرار شد، بار دیگر اصلاح طلبان علی رغم میل باطنی از کاندید اصولگرا حمایت کردند. اصلاح طلبان شهرستانهای بویراحمد و دنا یکبار دیگر در سردرگمی و قحط الرجال سیاسی اصلاح طلبان از «زارعی» حمایت کردند ولی در این رقابت باز هم جبهه اصولگرا و «ستار هدایت خواه» پیروز انتخابات شد.
در اسفند ۹۰ و در انتخابات مجلس نهم دیگر «ستار هدایت خواه» و «غلام محمد زارعی» چهره‌های جدید انتخابات محسوب نمی‌شوند. آن‌ها دیگر رقیب‌های دیرینه در سیاست بویراحمد بودند و مردم شناخت کاملی از آن‌ها داشتند. پیش از ۸ سال فعالیت، تبلیغ خانه به خانه و شرکت در مراسمات سبب شد مردم انتخابات مجلس شورای اسلامی را با نام «هدایت خواه» و «زارعی» بشناسند. دیگر بجای احزاب نام اشخاص بود که در ذهن مردم جا می‌گرفت، و برای مردم جا افتاده بود که رقابت انتخاباتی در بویراحمد و دنا رقابت اشخاص هست نه احزاب. بسیاری نیز «هدایت خواه» و «زارعی» را رقیب‌های اصولگرا می‌نامیدند. نام این دو نفر دیگر در اذهان مردم نقش بسته بود این در حالی بود که اصلاح طلبان و بزرگان اصلاح طلب در بویراحمد و دنا «هدایت خواه» را تهدید بزرگی می‌دانستند. در سردرگمی‌های پی در پی و طولانی جبهه اصلاحات که روز به روز اهداف کوچک‌تر می‌شد کار به جایی کشید که کوچک‌ترین اهداف را آرزو می‌دانستند. اصلاح طلبان که روزی موسوی را در حضور کاندیدهای مقتدری چون مسعود حسینی، محمدرحیم دهراب‌پور، دکتر مندنی‌پور، مرحوم مندنی مفتح با رأی مقتدرانه راهی مجلس می‌کردند حال پس از سال‌ها کارشان از انتخاب «بد و بد‌تر» گذشته و تنها هدفشان این بود که «هدایت خواه» در انتخابات پیروز نشود یا به قول خودشان «هدایت خواه» نرود. هدفی بسیار کوچک که برای اصلاح طلبان آرزوی بزرگ جلوه می‌کرد.
در این دوره بود که در کنار رقبای دیرینه انتخابات مجلس در بویراحمد و دنا چهره جدیدی با نام «محمد بهرامی» با تکیه بر عملکرد قابل قبول خود در شهرداری یاسوج و دفاع و اقرار صریح به اصلاح طلبی وارد انتخابات شد. اما در این دورهٔ انتخابات عرصه برای او بسیار تنگ بود، مهم‌ترین دلایلی که سبب شد انتخابات در سال ۹۰ برای کاندید جوان تنگ گردد شامل:
دو کاندید دیگر (هدایت خواه و زارعی) طی نزدیک به ۱۰ سال فعالیت در بین مردم شناخته شده بودند و این در حالی بود که بهرامی در اول راهی بود که آن‌ها از سال ۸۲ در حالی پیمودن آن بودند.
بهرامی شهردار شهر یاسوج بود و مردم شهر یاسوج و حومه شناخت خوبی از ایشان داشتند ولی معرفی عملکرد ایشان به روستائیان (که بخش عمده‌ای از جمعیت در شهرستان را شامل می‌شود) کار بسیار سختی بود.
بسیاری از مردم هدفشان «نه» به آقای هدایت خواه بودند. رأی به عملکرد معنای خاصی نداشت.
ایشان در همین اولین دوره حضور با عدم احراز از سوی شورای نگهبان مواجه شد و در واپسین روز‌ها موفق به دریافت تأیید صلاحیت از شورای نگهبان شد.
اصلاح طلبان که دیگر هدفشان جلوگیری از راهیابی «هدایت خواه» به مجلس بود (نه معرفی و راهیابی کاندید اصلاح طلب) بیشتر به فکر «نه» گفتن به «ستار هدایت خواه» بودند و نهایتاً با استناد به دلایل بالا در اوج سردرگمی سیاسی تنها راه نجات را رأی به «زارعی» معرفی کردند. چند روز قبل از انتخابات اسفند ۹۰ فضای عجیبی بر این انتخابات حاکم شد. «هدایت خواه» حامیانش برای حفظ موقعیت خود از هیچ تلاشی فروگذار نبودند. در سوی دیگر رقابت «زارعی» و حامیانش نیز در پی کسب آراء سایر کاندیدهای حاضر و بخصوص «محمد بهرامی» بودند.
در ‌‌نهایت پس از سال‌ها رقابت در ادوار پی در پی «زارعی» پس از دو شکست متوالی با تکیه بر رأی اصلاح طلبان سردرگم پیروز انتخابات شد و به مجلس راه یافت. در آن روزهای اول شور و شوق غیرقابل وصفی در بین جوانان اصلاح طلب به خاطر پیروزی کاندید اصولگرا مشاهده می‌شد. اما برای بسیاری نیز سؤالاتی مطرح بود سؤالاتی که از جمله: آیا «زارعی» که با تکیه بر رأی اصلاح طلبان نماینده شد حاضر به تغییر گرایش سیاسی خود خواهد شد؟ آیا پیروزی «زارعی» منجر به ترویج اندیشه اصلاح طلبی خواهد شد؟ آیا «زارعی» حاضر خواهد شد از اصلاح طلبان حمایت کند؟ آیا پیروزی «زراعی» در انتخابات سبب اتحاد اصلاح طلبان خواهد شد؟ اصلاً «زارعی» اصلاح طلب است یا اصولگرا؟ از همه مهم‌تر، آیا اصلاح طلبان از سردرگمی که یک دهه به طول کشید رهایی می‌یابند؟
پاسخ به این سؤالات در فصل دوم این مقوله بررسی خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *