با آیت‌ الله سید جلال‌ الدین طاهری آشنا شوید

آیت‌ الله سید جلال‌ الدین طاهری

آیت‏ الله سید جلال الدین طاهری‏ حسین‌آبادی، معروف به جلال‌الدین طاهری اصفهانی، امام جمعه شهر اصفهان از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۸۱ بود. وی نماینده ولی فقیه در اصفهان، نماینده استان اصفهان در مجلس خبرگان قانون اساسی و همچنین مجلس خبرگان رهبری بود. آیت الله طاهری از روحانیون هوادار اصلاحات به شمار می‌رفت که در سال ۱۳۸۱ از امامت جمعه اصفهان استعفا داد.

  • زندگینامه

    آیت‌الله سید جلال‌الدین‌ طاهری‌ حسین‌آبادی‌، در سال‌ ۱۳۰۵، در محله‌ قدیمی حسین آباد در قسمت جنوبی شهر اصفهان، در مجاورت محله سیچان و پاچنار، در خانواده‌ای‌ مذهبی‌ متولد گردید.

    پدربزرگش، مرحوم آیت‌الله میرسیدعبدالحسین موسوی، از علمای بزرگ منطقهٔ حسین‌آباد اصفهان بود که به خاطر مراوده با مرحوم داعی‌الاسلام از علمای هندوستان، به زبان‌های انگلیسی و فرانسه تسلط پیدا کرده بود و به اتفاق ایشان دارالتبلیغی در محله جلفای اصفهان تأسیس کردند که روی تبلیغات اسلامی کار می‌شد و نام آنجا را «سقّاخانه» گذاشته بودند. پدر ایشان، عبدالخالق طاهری، مدتی در حوزهٔ علمیّه اصفهان درس خواند و عمامه بر سر نهاد و به تبلیغ پرداخت و در دوران مبارزه پهلوی با آخوند‌ها و لباس روحانیّت، از لباس به درآمد و با توجه به اطلاعات وسیع علمی، آگاهی و تسلط به رشتهٔ ریاضیات و زبان فرانسه، وارد خدمت فرهنگ (آموزش و پرورش) شد و به تدریس پرداخت. وی جزو مؤسسین «مدرسهٔ گلبهار» اصفهان و مدتی در «مدرسهٔ کشاورزان» مدیر بود.

    آیت‌الله جلال‏الدین طاهری، پس از گذراندن دوره‌ی ابتدایی در دبستان حسین‌آباد که آن زمان در حاشیه شهر اصفهان قرار داشت، برای تحصیل در دوره‌ی متوسطه، در دبیرستان سعدی اصفهان ثبت نام کرد. دبیرستان سعدی تا هنگام بسته شدن، در زمان شاه، از شاخص ترین دبیرستانهای اصفهان بود، آقای طاهری همچنین در دبیرستان سعدی، مدتی با شهید بهشتی همکلاس بود.

     

  • دوران تحصیل در حوزه علمیه

    سید جلال الدین در سال ۱۳۲۳ دیپلم علمی دبیرستان را گرفت که شامل رشته‌های: ادبی، ریاضی و تجربی با هم می شد. وی مدتی در مدرسه فرانسویها به آموختن زبان فرانسه پرداخت و بعد از آن به توصیه پدر و جدّش و تشویقهای مرحوم آیت‌الله حاج سید حبیب الله روضاتی و حاج محمد طاهری، عمویش، به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. ابتدا از حضور آیت‌الله حاج سید محمد جواد موسوی غروی، ادبیات را به نحو احسن آموخت و مایه‌های روشن بینی و شرح صدر و عقل گرائی را از آن استاد فرزانه فرا گرفت.

     

    حضور در حوزه علمیه قم

    وی پس‌ از طی‌ مقدمات در سال ۱۳۲۵ بود که راهی حوزه علمیه قم شد و با کوشش و جدیت کامل از محضر آیات عظام: حجت کوه کمره ای، حاج سید محمد تقی خوانساری، حاج آقا حسین بروجردی، محقق داماد و امام خمینی (ره)، کمال استفاده را برد. آیت‌الله طاهری به اتفاق آیات: منتظری، مطهری و بهشتی، در درسهای خصوصی امام خمینی (ره) در حکمت و عرفان حضور پیدا می‌کرد و تا وقتی که حضرت امام (ره) در ایران بودند به دعوت آیت‌الله منتظری در آن نشستها حضور داشت. امام‌ در این‌ جلسات‌ خصوصی‌ به‌ آیات‌ مطهری‌، منتظری‌ و بهشتی‌ درس‌ فقه‌ می‌دادند. آیت‌الله‌ طاهری‌ دروس‌ آیت‌الله محقق‌ داماد را یادداشت‌برداری‌ می‌کرد که‌ بعدها امام‌ موسی‌ صدر به‌ هنگام‌ سفر به‌ لبنان‌ این‌ یادداشت‌ها را برای‌ چاپ‌ برد، ولی‌ با ناپدید شدن‌ امام‌ موسی‌ صدر این‌ تقریرات‌ از دسترس‌ همگان‌ خارج‌ شد.

    هم مباحثه ای‏های ایشان در قم، بیشتر آیات: دکتر بهشتی، امام موسی صدر، موسی شبیری زنجانی، جوادی آملی، احمدی میانجی، آذری قمی، موسوی اردبیلی، مکارم شیرازی و… بودند.

     

    تأثیر آیت‌الله محمد صدوقی بر زندگی جلال الدین طاهری

    جلال‏الدین در ابتدای ورود به قم، جایی برای سکنی پیدا نکرده و پس از چند روز سرگردانی تصمیم میگیرد که به اصفهان بازگردد، وی از خاطرات آن دوران اینچنین یاد میکرد: «با پریشانی در حالی که هنوز معمم نشده بودم، روی سکوی مدرسه فیضیه نشسته و با حسرت به طلبه‌ها نگاه می‌کردم که شیخی معمم و نورانی به سراغ من آمد که بعدها فهمیدم او آیت‌الله حاج شیخ محمد صدوقی است، به من گفتند: «چرا اینجا نشسته ای و مغموم و افسرده ای؟» گفتم: طلبه‌ای اصفهانی هستم و برای درس خواندن به قم آمده ام، در هیچ مدرسه ای جایی به من نداده‌اند، جناب ایشان راجع به درسهایی که در اصفهان خوانده بودم و از ادبیات و مقدمات دروس دیگر، سؤالاتی از من کردند، متوجه شدند که خوب درسهایم را خوانده ام و بر آنها مسلط هستم، مرا با خود به اطاقی در ضلع غربی، طبقه فوقانی مدرسه فیضیه بردند و به طلبه ای که در آن حجره بود معرفی و سفارش مرا به او کردند، هر روز هم به من سر می زدند و از وضع درسی و معیشتی من سؤال می‌کردند و کمکهایی هم به من می‌نمودند، که مدیون الطاف ایشان هستم.»

     

  • فرزندان آیت‌الله طاهری

    فرزند اول آیت‏الله طاهری دکتر سید عبدالحسین ساسان، استاد دانشگاه و متخصص در حوزه‌های اقتصادی از آمریکا، ایشان داماد آقای مهندس رضا میرمحمد صادقی می‌باشند.
    فرزند دوم ایشان، حاجیه ملک خانم، همسر آقای حاج عباسعلی ماجد بازنشسته کارخانه ذوب آهن اصفهان می‌باشد.
    فرزند سوم، حاجیه اعظم خانم، همسر آقای حاج آقا رحیم هادی بازنشسته بانک ملی ایران می‌باشد.
    فرزند چهارم، حجت‌الاسلام سید محمد حسن طاهری، داماد مرحوم آیت‌الله شهاب الدین اشراقی است. وی به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، توهین به مقام معظم رهبری و اخلال در نظم عمومی به چهار سال حبس تعزیزی و ۱۰ سال تبعید به شهرستان زابل محکوم شده است. وی روحانی است و از سالها پیش در جماران و در نزدیکی بیت امام اقامت دارد.
    فرزند پنجم، سید محمد طاهری، کار‌شناس ارشد رشتهٔ اقتصاد و بازاریابی از فرانسه می‌باشد که بعد از فتوای حضرت امام در مورد سلمان رشدی، از فرانسه اخراج گردید، او نیز داماد حاج آقا بهاءالدین میرمحمد صادقی می‌باشد و در حال حاضر به کارهای بازرگانی اشتغال دارد.
    فرزند ششم آیت‌الله طاهری، شهید سیدعلی طاهری بود که در روز اول اسفندماه سال ۱۳۶۰ در منطقه چزّابه، به شهادت رسید و روحش به ملکوت اعلی پیوست.
    آخرین فرزند ایشان، دکتر سید احمد طاهری، که دورهٔ تخصصی پزشکی هسته‌ای را گذرانده است، او داماد آقای دکتر طوّاف‌زاده می‌باشد.
  • فعالیت‏های سیاسی و مبارزاتی

    با شروع‌ حرکت‌ امام‌ خمینی‌ (ره) در سال‌ ۱۳۴۲، آیت‌الله طاهری‌ اصفهانی‌ با نهضت‌ اسلامی‌ همگام‌ و همراه‌ شد و با تبعید امام‌ (ره) به‌ ترکیه‌،  به اصفهان بازگشت و به تدریس و تبلیغ پرداخت. در منابر و مجالس در اصفهان و دیگر شهر‌ها به طرفداری از نهضت روحانیت و مبارزات امام خمینی (ره) داد سخن داد.
    آیت‌الله طاهری در مسجد اعظم حسین‌آباد اقامه جماعت و منبر داشت. در هنگام خواندن خطبه‌های نماز جمعه و یا در منبرهای خود به مسائل روز ایران و جهان و چگونگی اوضاع مسلمانان در سرتاسر جهان و زندگی مردم می‌پرداخت و چگونگی حوادث دنیای اسلام و حقایق را برای مردم بازگو می‌کرد. حکومتیان، وی را تحمل نمی‌کردند و هر چند صباحی او را به ساواک احضار و بازجویی‌هایی می‌نمودند و مورد آزارش قرار می‌دادند.
    بعد از آمدن به اصفهان، در نوشتن و امضای اعلامیّه‌ها در مسیر مخالفت با رژیم شاهی و حمایت از امام خمینی (ره) همکاری وسیعی داشت. او همه وجود خود را صمیمانه در اختیار نهضت امام خمینی (ره) گذاشت و به بیان خودش، از زمان طلبگی در قم مقلّد امام خمینی (ره) و از شاگران ایشان بود. اولین اعلامیه‌ای که با دیگر روحانیّون اصفهان امضاء کرد، اعتراض به کشتار ۱۵ خرداد سال ۴۲ در تهران و قم و دیگر شهر‌ها بود و باز در تیرماه ۴۲ اعلامیه دیگری در حمایت از آقای خمینی (ره) امضاء کرد.
    آیت‌الله طاهری در مسجد اعظم حسین‌آباد و در مسجد نوی بازار اصفهان، جلسات بحث و تفسیر برقرار کرد و برای آگاهی مردم گام‌های مثبتی برداشت و جوانان بسیاری به ایشان گرایش پیدا کردند. اصفهان‌ در این‌ زمان‌ به‌ خاطر تعدد و تنوع‌ افکار و گروه‌های‌ سیاسی‌ از جایگاه‌ خاصی‌ برخوردار بود و وی‌ می‌توانست‌ موقعیت‌ ویژه‌ای‌ برای‌ طرفداران‌ امام‌ خمینی‌ (ره) به‌وجود آورد. از دیگر وقایع مهم دوران مبارزاتی ایشان می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:
    برگزاری نماز جمعه در اصفهان
    شهادت‌ آیت‌الله‏ سیدمصطفی‌ خمینی‌
    کشتار مردم در قم و تبریز
    دستگیری و تبعید به مهاباد
    بازگشت از تبعید
    دستگیری مجدد آیت‏الله طاهری
    تحصّن اعتراض آمیز مردم در بیت آیت‌الله خادمی
    حکومت نظامی در اصفهان
    فراهم نمودن مقدمات استقبال از امام خمینی (ره)

     

  • برگزاری نماز جمعه در اصفهان

    در سال‌ ۱۳۴۶ آیت‌الله منتظری‌ ـکه‌ در نجف‌آباد نماز جمعه‌ برگزار می‌کردـ به‌ آیت‌الله طاهری‌ اصفهانی‌ پیشنهاد اقامه‌ی‌ نماز جمعه‌ در اصفهان‌ را داد که‌ وی‌ با این‌ پیشنهاد با تأمل‌ برخورد کرد، تا اینکه‌ به‌ طور مخفیانه‌ برای‌ دیدار با امام‌ عازم‌ نجف‌ اشرف‌ شد. در نجف‌ پیشنهاد آیت‌الله منتظری‌ را با امام‌ در میان‌ گذاشت‌ و امام‌ (ره) مشروط‌ به‌ استقبال‌ مردم‌، با این‌ امر موافقت‌ کرد.
    آیت‌الله طاهری‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ اصفهان‌ و مشاهده‌ی‌ استقبال‌ مردم‌ از برگزاری‌ نماز جمعه‌ به‌ آن‌ اقدام‌ کرد. بعد از نماز جمعهٔ نجف‌آباد به امامت حضرت آیت‌الله منتظری، در اواخر دهه چهل، دومین نماز جمعه سیاسی و مبارزاتی در ایران، نماز جمعهٔ مسجد اعظم حسین‌آباد به امامت حضرت آیت‌الله طاهری بود.
    مطالب مطرح شده در خطبه‌های این نماز جمعه در مجلس شورای ملی، در وزارت خارجه و در نهادهای امنیتی و انتظامی مورد بحث و دقت قرار می‌گرفت، مثل اعتراض به دفن زباله‌های اتمی سوئیس در کویر ایران و…
    اکثر شرکت‌کنندگان در این نماز جمعه جوان‌های انقلابی شهر بودند، این مسجد پایگاه عظیمی شده بود برای ارتباطات و فعالیت‌های انقلابی اصفهان و تا پیروزی انقلاب این نماز جمعه برگزار می‌شد، بعضی اوقات ساواکی‌ها در مسجد را می‌بستند و یا ایشان را به ساواک احضار می‌کردند، توهین می‌نمودند، مواقعی که مزاحم و مانع نماز خواندن آیت‌الله طاهری می‌شدند، مرحوم آیت‌الله حاج سید محمد احمدی فروشانی نماز را می‌خواند، اگر مانع او هم می‌شدند، آقایان حاج شیخ عباسعلی روحانی و یا مرحوم حجت‌الاسلام حاج سید محمد حسین حسینی رامشه‌ای، نماز را برگزار می‌کردند. این نماز جمعه و این پایگاه موفّق انقلاب، به سختی راه خود را تا پیروزی انقلاب ادامه داد.
    ساواک‌ بر تعطیلی‌ نماز که‌ پایگاهی‌ برای‌ مخالفت‌ با رژیم‌ شده‌ بود، تأکید و اصرار داشت‌، ولی‌ با ادامه‌ی‌ برگزاری‌ نماز جمعه‌، ساواک‌ آیت الله طاهری را دستگیر کرد و از وی برای‌ تعطیلی‌ اقامه‌ی‌ نماز جمعه‌ التزام‌ گرفت‌. طاهری‌ اصفهانی‌ برای‌ برپایی‌ نماز به‌ دوستان‌ توصیه‌ کرد که‌ نماز هر هفته‌ توسط‌ یک‌ نفر اقامه‌ شود تا حساسیت‌ ساواک‌ برانگیخته‌ نشود. این‌ شیوه‌ نیز بعد از مدتی‌ ناموفق‌ ماند و نماز جمعه‌ی‌ اصفهان‌ به‌ مدت‌ سه سال‌ کاملاً تعطیل‌ شد.
  • شهادت‌ آیت‌الله ‏مصطفی‌ خمینی‌، نقطه‌ی‌ عطف تاریخ انقلاب‌ اسلامی‌

    در آبان ماه سال ۵۶، شهادت آیت‌الله حاج سید مصطفی خمینی، موجب‌ برپایی‌ مجدد نماز جمعه‌ توسط‌ آیت‌الله طاهری‌ شد. برای‌ پیشگیری‌ از حساسیت‌ ساواک‌ قرار شد که‌ شخص‌ دیگری‌ به‌ غیر از آیت‌الله طاهری‌ نماز را اقامه‌ کند؛ اما به‌ خاطر محاصره‌ی‌ محل‌ نماز، خود آیت‌الله طاهری‌ نماز را به‌ جا آورد و بعد از آن‌ توسط‌ ساواک‌ دستگیر شد. اولین مجلس ترحیم شهید مصطفی خمینی در اصفهان، توسط آیت‌الله طاهری در مدرسه صدر بازار برگزار شد. از همین مجلس بود که پس از بردن نام امام خمینی (ره)، مردم یک صلوات می‌فرستادند و کم کم کلمه «امام» هم قبل از نام ایشان آورده شد و بعد‌ها صلوات‌ها، سه بار تکرار می‌شد.
    دیگر عالمان اصفهان از جمله مرحوم آیت‌الله خادمی هم مجلس یادبودی برای فرزند امام خمینی (ره) برگزار کردند و دیگر روحانیّون اصفهان و مردم همه جای ایران به میدان آمدند و سخنرانی‌ها درباره امام و انقلاب و سید مصطفی خمینی عادی شد. از آن پس اعلامیه‌ها و جلسه‌ها بود که پشت سر هم گذاشته می‌شد، کنترل کشور و شهر اصفهان از دست دولتی‌ها، نیروهای انتظامی و ساواک دیگر خارج شد، هر چه ساواکی‌ها کوشش می‌کردند و مردم را می‌گرفتند و زندان می‌کردند و کتک می‌زدند، اوضاع بد‌تر می‌شد.
  • کشتار مردم در قم، تبریز و یزد

    واقعه کشتار ۱۹ دی ماه سال ۵۶ قم، در اعتراض به مقاله توهین آمیز ۱۷ دی ماه سال ۵۶ روزنامه اطلاعات، کشتار مردم تبریز در روز چهلم شهدای قم و شهادت بسیاری از مردم در دیگر شهر‌ها، اصفهان را نیز به آشوب کشانید. آیت‌الله طاهری در آگاهی بخشیدن به مردم اصفهان نقش اصلی را بر عهده داشت، به همین جهت ایشان را ممنوع‌المنبر کردند، غیر از آزار و اذیت‌های بسیار، نمی‌گذاشتند که او برای مردم سخن بگوید. ایشان با وجود ممنوع‌المنبر بودن از هر فرصتی برای بیان حقایق و افشای ماهیت رژیم استفاده می‌کرد، وی ده‌ها اعلامیه علیه دیکتاتور و شکنجه‌گر‌ها امضاء نمود.
    روز جمعه ۱۱ فروردین ماه سال ۵۷ یک روز بعد از کشتار مردم یزد، در میان نمازگزاران مسجد اعظم حسین‌آباد حضور پیدا کرد و با اینکه ممنوع‌المنبر بود، در حضور هزاران نفر که برای برگزاری نماز جمعه گرد آمده بودند، خطبه خواند و وقایع قم، تبریز و یزد و حمله به مردم در مسجد حکیم اصفهان را محکوم کرد و از جنایات رژیم، برای مردم گفت.
  • دستگیری و تبعید به مهاباد

    حکومت پهلوی وجود آیت الله طاهری و سید محمد احمدی، دو گوینده توانا را در اصفهان برای بنیان حاکمیتش خطرناک می‌دید و آیت الله طاهری نیز با وجود تعهد به‌ عدم‌ اقامه‌ی‌ نماز جمعه‌، به‌ برگزاری‌ آن‌ اصرار داشت‌، لذا کمیسیون امنیت اجتماعی روز ۱۴ فروردین سال ۵۷ تشکیل جلسه داد و سید محمد احمدی را به شهر سقز و سید جلال‌الدین طاهری را به‌ ۳ سال‌ تبعید در شهر مهاباد، هر دو در کردستان محکوم کرد و‌‌ همان روز تصمیم خود را عملی ساخت.
    با تشکیل‌ دادگاه‌ در مهاباد این‌ مدت‌ به‌ ۵ ماه‌ تقلیل‌ یافت‌. با وجود آنکه‌ ساواک‌ با تبعید طاهری‌ اصفهانی‌ به‌ منطقه‌ی‌ سنی‌نشین‌، سعی‌ می‌کرد ایشان‌ را منزوی‌ کند، اما او با شرکت‌ در راهپیمایی‌ مردم‌ مهاباد علیه‌ رژیم‌، این‌ دسیسه‌ را ناکام‌ کرد. طاهری‌ پس‌ از پایان‌ دوره‌ی‌ تبعید و بازگشت به اصفهان، در هنگام ورود به شهر با استقبال‌ عظیمی‌ روبه‌رو شد که‌ این‌ استقبال‌ در برپایی‌ نماز جمعه‌ توسط‌ وی‌ تکرار شد.
    ناصرقلی هوشمند معاون ساواک اصفهان، به اداره امنیتی خودشان در تهران درباره آیت‌الله طاهری می‌نویسد: «استحضاراً، سید جلال‌الدین طاهری که به وسیله شهربانی دستگیر گردیده، هنگامی که در اطلاعات شهربانی رای کمیسیون به وی ابلاغ و خواسته شد آن را رؤیت نماید، اظهار نموده، من نه شما و نه دادگاهتان را قبول دارم و به سازمان ملل نیز شکایت خواهم کرد و از امضاء رأی کمیسیون نیز خودداری نموده است.»
    پرویز ثابتی رئیس کمیسیون امنیت مرکز، برای ساواک مهاباد می‌نویسد: «… با توجه به اینکه نامبرده مردی متمرّد و سرکش و احتمال دارد محل تبعید خود را ترک و متواری گردد، نسبت به مراقبت دقیق و همه‌جانبه از مشارالیه اقدام و چنانچه افرادی از اصفهان یا سایر نقاط با وی تماس حاصل نمودند، اسامی آنان و نتیجه اقدامات انجام شده را به این اداره کل و سازمان اصفهان اعلام…» و همانطور که دستور گرفته بودند، ساواک و نیرو‌های نظامی، این دو شخصیت عالی مقام را پیوسته زیر نظر داشتند و حتی مانع تلفن کردن آن دو به خانواده‌هاشان می‌شدند.
    اصفهان در ایام تبعید آیت الله طاهری
    در ایام تبعید آیت‌الله طاهری به کردستان، در اصفهان هر روز تظاهراتی برپا بود و مردم همه هفته، روزهای جمعه در مسجد اعظم حسین‌آباد اجتماع می‌کردند و گویندگان و شاگردان آیت‌الله طاهری سخنرانی می‌نمودند، مردم با شعارهای خود، آزادی آقایان طاهری و احمدی را می‌خواستند، ساواکی‌ها هم در کردستان این دو شخصیت انقلابی را سخت زیر نظر داشتند و ملاقات‌کنندگان با آن‌ها و حتی تلفن‌های آن‌ها را کنترل می‌کردند.
    مردم اصفهان در تاریخ ۱۵ اردیبهشت سال ۵۷ به مناسبت چهلم شهدای شهر یزد، روز ۱۹ اردیبهشت سال ۵۷ را اعلام عزای عمومی‌ کرده و آزادی آیات طاهری و احمدی و دیگر زندانیان سیاسی و تبعیدی‌ها را خواستار شدند و اعلام راهپیمایی کردند که از آن درخواست استقبال شد. آن وقت‌ها شایع بود که آیت‌الله شریعتمداری وساطت کرده و آزادی ایشان را خواسته‌اند، ولی بعد‌ها آیت‌الله شریعتمداری تکذیب کرد و گفت: فرد دیگری مورد نظر من بوده است.
  • بازگشت از تبعید

    ساواک اصفهان، از آزاد شدن آیت‌الله طاهری و بازگشت او به اصفهان بشدت عصبانی بود و به صورتی می‌خواست مانع ورود او به اصفهان شود، چون می‌دانست این مرتبه با روحیه بالا‌تر و به صورت یک قهرمان به اصفهان خواهد آمد و فعالیت‌های خود را دو چندان خواهد نمود. روزنامه‌ها نوشتند که تبعید آقای طاهری از دو سال به سه ماه تقلیل پیدا کرده است. مردم اصفهان تصمیم گرفتند که هنگام ورود آیت‌الله طاهری تجلیل شایسته‌ای از ایشان به عمل آورند، که خود تظاهراتی علیه رژیم بود و حمایتی از انقلابیون، ساواک مصمم بود که این استقبال انجام نگردد، ولی در برابر اراده مردم چه کسی و چه قدرتی می‌توانست مقاومت کند؟
    سرانجام روز ۲۸ خرداد سال ۵۷ آیت الله طاهری در میان استقبال مردمی وارد شهر اصفهان شد. در حوال منزلش به منبر رفت، از مردم تشکر نموده و آن‌ها را دعوت کرد که برای اقامه نماز جمعه، روز ۳۰ تیر سال ۵۷، در مسجد مصلای شهر، که در آن وقت بیابانی وسیع در تخت فولاد و مسجدی کوچک بود، حاضر شوند. کارگردان برنامه‌های استقبال و نماز جمعه عباسعلی روحانی و عبدالله نوری و دیگر روحانیّون جوان (بیشتر آن‌ها که جمعیت روحانیّون مبارز اصفهان را تشکیل می‌دادند) و تعدادی از بازاریان بودند.
    آیت‌الله طاهری در خطبه‌های خود ضمن تشکر مجدد از مردم اصفهان، از کارهای دولت، کشتار مردم، وجود زندانیان سیاسی، صادرات نفت به آمریکا، واردات اشیاء لوکس، خرید اسلحه بسیار برای کشتن مردم ایران و عدم عدالت، انتقاد کرده و پیرامون حاکمیت اسلامی مطالبی بیان داشت. اهمیت این مطالب از آن جهت بود که از زبان یک مجتهد مسلم شنیده می‌شد، تکفیر و تفسیق شاه عملاً او را از سلطنت خلع می‌کرد. مردم پس از ادای نماز جمعه و نماز عصر، با «درود بر خمینی» مسجد را ترک کردند و تظاهرات و شعار‌ها تا پل خواجو و خیابان چهارباغ خواجو ادامه داشت. این نماز جمعه مانوری بود که اکثریّت مردم اصفهان انجام دادند و می‌خواستند به حکومت بگویند که تا کجا و چگونه در صحنه هستند؟
    عدم برگزاری جشن‏های نیمه شعبان
    با توجه به در پیش بودن جشنهای نیمه شعبان، امام خمینی (ره) برای ایجاد همبستگی بین مردم و به مناسبت کشتار مردم بی دفاع در بسیاری از شهرهای ایران، دستور دادند که جشن های نیمه شعبان در آن سال برگزار نشود. آیت الله طاهری نیز به تبعیت از ایشان با صدور اعلامیه ای از مردم خواستند که در جشن های نیمه شعبان دخالت نداشته باشند.
    آیت‌الله طاهری بعد از آن با شرکت در مجالس ترحیم مرحوم حجت‌الاسلام حاج شیخ احمد کافی و آیت‌الله آخوند همدانی و آیت‌الله سید عبدالله شیرازی و ایراد سخنان تند و تحریک کننده باعث عصبانیت نیروهای اطلاعاتی و امنیتی شد. همچنین تصمیم ایشان مبنی بر برگزاری نماز جمعه در ۶ مرداد سال ۵۷، باعث شد که رژیم نتواند وجود او را در اصفهان تحمّل کند. لذا کمیسیون امنیت استان، در تاریخ ۱۰ مرداد سال ۵۷، تصمیم گرفت که ایشان را دستگیر و مجدداً از اصفهان تبعید کند، ساواکی‌ها در گزارش‌های خود آوردند که: «تخفیف در تبعید سید جلال‌الدین طاهری باعث مغرور شدن او و تندروی در سخنرانی‌هایش شده است.»
  • دستگیری مجدد آیت‏الله طاهری

    دومین‌ نماز جمعه‌ پس‌ از تبعید، به‌ سبب‌ کثرت‌ جمعیت‌ در مسجد مصلی‌ برگزار شد و در خطبه‌های‌ آن‌، آیت‌الله طاهری‌ اصفهانی‌ حکومت‌ اسلامی‌ و ویژگی‌های‌ آن‌ را مطرح‌ کرد. سخنرانی‌ تند ایشان‌ موجب‌ شد عده زیادی از مأموران‌ رژیم‌ (حدود ۲۰۰ نفر)، ساعت‌ ۲ نیمه‌ شب‌ به خانه آیت‌الله طاهری حمله کرده و با ایجاد رعب و وحشت و کشیدن اسلحه به روی ایشان، همسر و فرزندانش که مبادا فریادی برآورند و استمدادی داشته باشند، ایشان را که وسط حیاط خانه‌اش خوابیده بود با‌‌ همان لباس‌های معمولی بدون کفش و عینک، دستگیر و با دست و چشم بسته، به سرعت به کمیته ضدخرابکاری اصفهان و از آنجا به تهران منتقل ‌کنند و تا چند روز از زنده بودن و چگونگی حال ایشان کسی خبر نداشت.
    دستگیری‌ آیت الله طاهری‌ جرقه‌ای‌ بر خرمن‌ قهر انقلابی‌ مردم‌ اصفهان‌ بود. در پی‌ آن‌ مردم، اطراف خانهٔ ایشان اجتماع می‌کنند و شعار «درود بر خمینی- سلام بر طاهری» و «مرگ بر شاه» سر می‌دهند که منجر به حمله نیروهای نظامی و تیراندازی و پرتاب گاز اشک‌آور به مردم می‌شود که تعدادی زخمی و یکنفر به نام محمدعلی ذاکر حسین‌آبادی زخمی و در بیمارستان شهید می‌گردد و این اولین شهید مبارزات مردم اصفهان در سال ۱۳۵۷ می‌باشد که باعث تأسف و تأثّر بسیار مردم گردید.
  • تحصّن اعتراض آمیز مردم در بیت آیت‌الله خادمی

    از فردای دستگیری آیت الله طاهری مردم در واکنش به این موضوع بازارها را تعطیل کرده و تجمعات اعتراض آمیز به راه انداختند و در منزل آیت الله خادمی (رئیس حوزه علمیه اصفهان) تحصن کرده و در اعتراض به دستگیری آیت الله طاهری اعلامیه ای جداگانه ای منتشر کردند. کنسولگری آمریکا و انجمن ایران و آمریکا مورد حمله معترضین قرار گرفت، آیت‌الله شهید صدوقی و آیت‌الله شهید مطهری از یزد و تهران برای حمایت از اعتصابیّون به اصفهان به منزل آقای خادمی آمدند و دیگر عالمان شهر و دیگر روحانیّون و احزاب و گروه‌ها و انجمن‌های اسلامی و همه اصناف، اعلام همبستگی کردند.
    با شروع ماه مبارک رمضان سال ۵۷،  تحصن ادامه یافت. مهندس رضا میرمحمد صادقی از طرف آیت‌الله خادمی و متحصّنین تعیین شد که در کمیته مشترک ضد خرابکاری تهران با آیت‌الله طاهری ملاقات کند و خبر سلامتی ایشان را برای مردم بیاورد. او از تیمسار ابوالفضل تقوی، رئیس ساواک اصفهان خواست که ترتیب ملاقات با آیت‌الله طاهری را بدهد.
    ساواک می‌خواست به وسیله مهندس میرمحمد صادقی، آقای طاهری مجبور  کند که در قِبَل آزادی، سکوت کرده و یا دیگر به اصفهان نیاید، چون مهندس میرمحمد صادقی به اصفهان برگشت در جمع متحصّنین گفت: «حال آقای طاهری خوب نیست»، ساواک شرط آزادی آقای طاهری را اظهار ندامت ایشان قرار داد، که آقای طاهری قبول نکرد.
    حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت شروع ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۸ قمری در روز ۱۵ مرداد سال ۵۷ اعلامیه‌ای صادر کرد و فاجعه اصفهان را به علما و مردم اصفهان تسلیت گفت. در این اعلامیه مردم را به وحدت و افشای جنایت‌های شاه فرا خواند و در پایان یادآور شد: «… اینجانب از همبستگی روحانیّون معظم و اهالی محترم اصفهان که در جریانات اخیر با پشتیبانی بی‌دریغ خود روحانیّون را تنها نگذاشتند و دین خود را به اسلام و مسلمین ادا نمودند، تشکر می‌کنم و از خداوند متعال توفیق و تأیید همگی را خواستارم.»
    مردم متحصّن در منزل آیت‌الله خادمی و دانشجویان نیز اعلام کردند که اگر آیت‌الله طاهری تا روز ۱۸ مرداد آزاد نشود اعتصاب عمومی ‌خواهند کرد، پیوسته از دانشگاه‌ها و شهرهای دیگر اعلام همبستگی می‌شد، خبرنگاران خبرگزاری‌های خارجی با آیت‌الله خادمی و دیگر دست‌اندرکاران تحصّن، مذاکره و مصاحبه می‌کردند که همه این اقدامات برای مسئولان شهر و مقامات ساواک غیرقابل پذیرش و مشکل‌ساز بود. ساواکی‌ها برای مرعوب کردن آقای خادمی اعلام کردند که او مسئول عواقب اتفاقاتی می‌باشد که از این به بعد پیش می‌آید.
    فاجعه کشتار پنجم رمضان
    ساعت ۱۰ شب روز ۱۹ مرداد سال ۵۷ برابر با پنجم رمضان، پایان ده روز تحصّن مردم در منزل آیت‌الله خادمی شد، چون احساس می‌شد که تهدید ساواک و شهربانی جدی است و امکان دارد که تعدادی کشته شوند، آیت‌الله خادمی پایان تحصّن را موقتاً اعلام کرد، مردم در حال رفتن به خانه‌هایشان بودند که مورد هجوم وحشیانه نیروهای نظامی قرار گرفته و تعداد بسیاری زخمی و تعدادی شهید شدند. شهدای این حمله، که به نام «شهدای پنجم رمضان» معروف شدند عبارت بودند از: شهید اصغر نوری، شهید دوازده امامی، شهید رسول نم نبات، شهید علی مرادی، شهید رسول باطنی، شهید حسن زارع، شهید محمد حسن منتظری، شهید صفرعلی غلامی، شهید مهدی قیّومیان.
  • حکومت نظامی در اصفهان

    از صبح روز ۲۰ مرداد سال ۵۷ در اصفهان حکومت نظامی اعلام شده و سرلشگر رضا ناجی به عنوان فرماندار نظامی اصفهان معیّن شد. قیام مردم اصفهان شکل دیگری پیدا کرده و درگیری با حکومت نظامیان با جنگ و گریز و آتش زدن لاستیک به صورت جدیدی آشکار گردید.
    ساواک سعی می‌کرد اعلامیّه‌ها و نوارهای آیت‌الله طاهری را جمع‌آوری کند تا به استناد آن، در دادسرای نظامی بتواند ایشان را محکوم نماید؛ حضرت امام (ره) به مناسبت فاجعه کشتار پنجم رمضان اصفهان و حمله به بیت آیت‌الله خادمی، اعلامیه‌ای صادر کردند، در آن اعلامیّه آمده بود: «امروز شعار مرگ بر شاه، شعار ملّی شده و…» که این اعلامیه، مردم اصفهان را بیش از پیش تشجیع و تشویق به مبارزه کرد. تعدادی از افرادی که در حوادث آن روز اصفهان دستگیر شده بودند با دادن تعهد آزاد شدند.
    سرانجام آیت الله طاهری بعد از گذراندن ۳۱ روز حبس انفرادی در کمیته مشترک، در یکی از روزهای اول آبان ماه سال ۵۷ به بهداری زندان قصر منتقل شده در آنجا با آیت الله طالقانی که در بهداری بستری بود ملاقات کرد. پس‌ از طی‌ شدن‌ دوره‌ی‌ بیماری‌ به‌ بند عمومی‌ در کنار بزهکاران‌ فرستاده‌ شد. طاهری‌ اصفهانی‌ در زندان‌ نیز از تلاش‌ بازنایستاد و در مسجد زندان‌ به‌ اقامه‌ی‌ نماز جماعت‌ پرداخت‌. مسئولان‌ زندان‌ برای‌ مقابله‌ با او نمازخانه‌ را تعطیل‌ کردند و سپس‌ وی‌ را به‌ بند سیاسیون‌ که‌ آیت‌الله سیدمحمود طالقانی‌ در آنجا بود، منتقل‌ کردند.
    رهایی دوباره و  پیگیری مبارزه
    در یکی از روزهای دهه آخر آبان ماه سال ۵۷، آیت الله طاهری به همراه تیمسار سجده ای (رئیس جدید ساواک اصفهان) و یک نفر دیگر با یک هواپیمای کوچک در یک فرودگاه نظامی در اصفهان فرود می‏آیند. سجده ای از آیت الله طاهری می‏خواهد که در آرام کردن اوضاع اصفهان به او کمک کند وگرنه خو ن مردم به پای ایشان است که آیت الله طاهری در جواب می گوید: «شما مردم را نکشید و خون نریزید، همه کشتار‌ها به دست شما انجام می‌شود و…» آیت الله طاهری به صورت پنهانی به خانه اش برده می شود تا استقبالی صورت نگیرد ولی مردم متوجه شده و به خانه اش هجوم می آورند. وی نیز به استقبال آن‌ها رفته و برای آن‌ها سخنرانی می‌کند.
    آیت الله طاهری‌ پس‌ از رهایی‌، فعالیت‌های‌ خود را پی‌ گرفت‌ و تا حدودی‌ در مبارزات‌ مردم‌ اصفهان‌ نقش‌ محوری‌ یافت‌. در تمام مراسم‌ها و راهپیمایی‌ها و در تحصّن علمای تهران در مسجد دانشگاه تهران و در تحصّن علمای اصفهان در مسجد سید حضور فعّال داشت.
    او در هنگام‌ فرار سربازان‌ از پادگان‌ها برای‌ آنان‌ خرج‌ سفر و مکان‌ فراهم‌ می‌نمود و برخی‌ مایحتاج‌ عمومی‌ را به‌ شهرهای‌ مختلف‌ ارسال‌ می‌کرد. وی‌ همچنین‌ در استان‌ اصفهان‌ برای‌ حفر چاه‌ به‌ کشاورزان‌ مساعدت‌ می‌کرد. در این‌ مدت‌ نام‌ او در اعلامیه‌هایی‌ که‌ توسط‌ آیات‌ اشرفی‌ اصفهانی‌، صدوقی‌ و مدنی‌ صادر می‌شد به‌ چشم‌ می‌خورد.
  • فراهم نمودن مقدمات استقبال از امام خمینی(ره)

    آیت‌الله طاهری‌ در روز ۶ بهمن‌ سال ۵۷ برای‌ استقبال‌ از امام‌ عازم‌ تهران‌ شد و در مدرسه‌ی‌ علوی‌ همراه‌ آقایان‌ مطهری‌، بهشتی‌، محمد منتظری‌ و باهنر برای‌ فراهم‌ نمودن‌ مقدمات‌ کار تشکیل‌ جلسه‌ داد. با اعلام‌ خبر بستن‌ فرودگاه‌ توسط‌ دولت‌ بختیار برای‌ جلوگیری‌ از ورود امام‌ (ره)، تشکیل‌دهندگان‌ جلسه‌ به همراه‌ مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، آیت‌الله منتظری‌ و آیت‌الله خلخالی‌ تصمیم‌ گرفتند در مسجد دانشگاه‌ تهران‌ تحصن‌ کنند و طولی‌ نکشید که‌ این‌ تحصن‌ به‌ بزرگ‌ترین‌ اجتماع‌ علیه‌ رژیم‌ تبدیل‌ شد.
    در همان‌ ایام‌ عده‌ای‌ از مردم‌ اصفهان‌ که‌ برای‌ استقبال‌ از رهبر کبیر انقلاب‌ به‌ تهران‌ آمده‌ بودند، از مهدیه‌ی‌ تهران‌ تا بهشت‌ زهرا راهپیمایی‌ کردند و آیت‌الله طاهری‌ در آن‌ اجتماع‌ در بهشت‌زهرا سخنانی‌ ایراد کرد. در روز ۱۲ بهمن‌ با ورود امام‌ به‌ خاک‌ میهن‌، آیت‌الله طاهری‌ جزو استقبال‌کنندگان ‌بود و فردای‌ آن‌ روز برای‌ اقامه‌ی‌ نماز جمعه‌ عازم‌ اصفهان‌ شد.
    آیت‌الله طاهری رابط بین امام و بسیاری از مبارزان و تأمین کننده منابع مالی گروه‌های مبارز و خانواده‌های زندانیان بود، تعدادی از مبارزان را برای گذراندن تعلیمات نظامی به فلسطین اعزام کرد و تدارکات آن‌ها بر عهده ایشان بود، مخصوصاً در اصفهان در سازماندهی نیروهای پراکنده فعال بودند.
  • آیت‌الله طاهری پس از پیروزی انقلاب اسلامی

    به یاری خدا و همّت مردم و رهبری امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ روزی به یاد ماندنی در تاریخ ایران شد. در اصفهان همه مردم و مسؤولان گوش به فرمان آیت الله طاهری و آیت الله خادمی بودند. کمیته های مسلحی زیر نظر آنها تشکیل شده بود و آن دو باهم مشکلی نداشتند ولی طرفداران هر کدام دنبال موقعیّت و مقامی بودند و دوست داشتند که قدرت‌ها را به چنگ آورند، از‌‌ همان گام اول امکان درگیری بین هواداران هر کدام پیش‌بینی می‌شد، خود آقایان هم نگران این امر بودند، نمدی به دست آمده بود و هر کسی از آن نمد کلاهی می‌خواست!
    بعد از پیروزی، بیشتر وقت آیت‌الله طاهری صرف رسیدگی به شکایات مردم و خانواده دستگیر شده‌ها، فقر و نداری و کمبودهای جامعه می‌شد، تقریباً همه ادارات تعطیل شده و مراجعات مردم به این دو بیت بود، از آن طرف هم سوءاستفاده‌گر‌ها و تخلف کننده‌ها هم میدان پیدا کرده و هر کار خلافی را مرتکب می‌شدند، از ساختن ساختمان‌های بی‌رویّه و قطع درختان و بریدن کانال‌ها و…
    حضور در مجلس خبرگان رهبری
    آیت الله طاهری در انتخابات مجلس خبرگان در سال ۱۳۵۸، رأی اول استان اصفهان را به دست آورد و در مجلس خبرگان اول نقش فعالی در تدوین قانون اساسی داشت و به همراه‌ آیات‌ مدنی‌ و صدوقی‌ در کمیسیون‌ «بررسی‌ حقوق ملت‌» عضو شد. آیت‌الله طاهری‌ اصفهانی‌ که‌ در دوران‌ مبارزه‌ مصرانه‌ بر برپایی‌ نماز جمعه‌ در اصفهان‌ پای‌ می‌فشرد و رنج‌ تبعید و زندان‌ را به‌ جان‌ می‌خرید، روز سوم آبان ۱۳۵۸ مجدداً از طرف حضرت امام خمینی (ره) حکم امامت جمعه اصفهان برای ایشان صادر گردید و ابلاغ شد، در صورتی که نماز جمعه در اصفهان هیچگاه و در هیچ شرایطی تعطیل نشده بود.
    حمایت از بنی صدر
    در جریان انتخابات ریاست جمهوری در دوره اول، ایشان از سیدابوالحسن بنی‌صدر حمایت کرد و همین امر باعث شد که بین ایشان و سران حزب جمهوری اسلامی که مخالف بنی‌صدر بودند و خودشان پس از حذف آقای جلال‌الدین فارسی دیگر کاندیدایی نداشتند، شکراب شود.
    دوران دفاع مقدس
    در جریان جنگ تحمیلی آیت‌الله طاهری در جبهه‌های جنگ، مخصوصاً «لشگر امام حسین (ع)» حاضر می‌شد و با سردار شهید حاج حسین خرازی از خطوط مقدّم، مقر‌ها و سنگر‌ها بازدید می‌کرد. حضور ایشان در جبهه‌های جنگ به رزمندگان اسلام روحیّه می‌داد.
  • خدمات اجتماعی آیت الله طاهری

    آیت‌الله طاهری بعد از جریان تبعید امام (ره) تا پیروزی انقلاب اسلامی، نهایت فعالیّت را برای جذب جوانها و نیروهای روشنگر به اسلام و کشاندن آنها به مسجد اعظم حسین‌آباد داشت و چه بسیاری از مردم را که مقلّد امام نمود و آنان را به صحنه مبارزه کشانید، حتی در میان ارتشی ها و نظامیانی که در محله حسین‌آباد و خیابان وحید و خیابان حکیم نظامی اصفهان ساکن بودند، نفوذ پیدا کرد و اعلامیه‌ها و نوارهای حضرت امام (ره) را به آنان می‌داد، آنها در خانه‌ها جمع می شدند و نوارهای حضرت امام را می شنیدند.
    رساله‌های حضرت امام (ره) را توزیع می‌کرد و با پول خود دستگاه تکثیر تهیه کرده و اعلامیه‌ها را تکثیر می نمود و توسط دانشجویان و برخی ارتشی‌ها اعلامیه‌ها را پخش می‌کرد، منبرهای ایشان چه در اصفهان و چه در جاهای دیگر بسیار آگاه کنند و رسوا کننده ظالمان بود.
    از خدمات اجتماعی ایشان می توان به ساختن مسجد مصلّای اصفهان در کنار تخت فولاد که آنجا را به مرکز عبادی، سیاسی، تفریحی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل نمود، تعمیر و احیای کتابخانه مدرسه صدر بازار ، حمایت و نظارت بر خیریه‌ها بویژه خیریّه محمد امین (ص) در منطقه حسین آباد، احداث کتابخانه مسجد اعظم حسین آباد و تبدیل منزل مسکونی خود به مرکز فرهنگی برای زنان و دختران اصفهانی با نام «فرهنگسرای اندیشه» اشاره کرد.
    شاگردان آیت الله طاهری
    شیخ عباسعلی روحانی
    شیخ عبدالله نوری
  • استعفا از امامت جمعه اصفهان

    آیت‏الله‏ طاهری اصفهانی، در مرداد ماه سال ۱۳۸۱ با ارسال نامه سرگشاده اعتراضی به مردم، از سمت امامت جمعه اصفهان استعفاء کرد، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با انتشار دستوری مطبوعات را از چاپ استعفا نامه وی منع کرد. رهبر معظم انقلاب به فاصله یک روز بعد از این نامه، در بیستم مرداد ماه سال ۱۳۸۱ با ارسال نامه ای به آیت الله طاهری به انتقادات وی پاسخ دادند. از آنجا که این مورد یکی از اتفاقات نادر تاریخ انقلاب اسلامی است، بازخوانی آن خالی از لطف نیست. (احتمالاً این نامه یک روز قبل از توطئه استعفای ۱۰۰۰ مدیر ارشد اصلاحات بود. مکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین)
    متن نامه رهبر معظم انقلاب بدین شرح است:
                                                                  بسم اللّه الرحمن الرحیم
    جناب آیت اللّه آقای حاج سید جلال الدین طاهری دامت توفیقاته
    با سلام و تحیت دیروز نامه ای منسوب به جنابعالی ملاحظه کردم که در آن از برخی اوضاع کشور از جمله رواج فسادهای اخلاقی و مالی و وجود تبعیض میان طبقات مردم و استفاده های نامشروع برخی از اصحاب مناصب حکومتی یا روحانی شکوه کرده اید.
    اینها مطالب حقّی است که اینجانب در چند سال اخیر بارها در اجتماعات عمومی و نیز در دیدار مسئولان ذیربط درباره ی آن هشدار داده و بسیج همه ی امکانات را برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض از همه خواسته ام. اکنون هم معتقدم جز با جهادی مخلصانه و برخاسته از احساس درد و احساس خطر، این شجره های ملعونه قلع نمی شود و این محتاج همکاری و همصدایی همه بخصوص صاحبان موقعیتهای حکومتی و اجتماعی است.
    یقیناً از جنابعالی که سوابق ممتدی در انقلاب دارید بیشتر از خیلی ها انتظار و توقع داشته و دارم و اکنون که طبق این اعلامیه به این فکر افتاده اید آن را به فال نیک می گیرم.
    امروزه برای رفع مشکلات مردم سه امر محوری وجود دارد، یکی تولید کار و اشتغال برای نسل جوان پراستعداد و پرشمار این کشور است که مشکلات زندگی را از دوش بخش مهمی از مردم ما بر می دارد، دوم مبارزه با فساد اقتصادی در دستگاهها است که اگر عزم همگانی بر آن قرار نگیرد همه ی تلاشهای دولت کنونی و دولتهای قبلی را خنثی و دستاوردهای نظام مقدس ما را ضایع می سازد و فاصله طبقاتی را عمیق و منابع محدود ملّی را به خورد متجاوزان به حقوق ملت می دهد.
    سوم و از همه مهمتر وحدت ملّی و یکصدایی مسئولان و خواص است که اگر مخدوش شود هیچ حرکت سازنده به سامان نمی رسد. مردم فداکار و مؤمن ما بحمداللّه در زیر پرچم اسلام و انقلاب متحدند. نمونه ای از حضور پُرحماسه و پُرانگیزه ی مردم در دفاع از نظام اسلامی و اعلام حمایت از مبانی انقلاب را خود جنابعالی در سفر چند ماه قبل اینجانب به اصفهان شاهد و ناظر بودید و پس از آنکه عظمت و هیبت اجتماع مردم مؤمن و غیور و جوانان پرشور و مصمم را در میدان امام و خیابانهای اطراف آن به چشم خود دیدید به اینجانب گفتید که من از اوایل انقلاب چنین جمعیت متراکم و پرشوری در این میدان عظیم ندیده ام.
    مردم بر خلاف تحلیل تعداد انگشت شمار اشخاص مغرض یا فریب خورده، پشتیبان نیرومند انقلاب و اسلام و امام اند. کسانی که بر اثر تلقین اطرافیان ناباب و نامطمئن پنداشته اند که نظام جمهوری اسلامی دوران ضعف وانحلال را می گذراند، خودشان در دوران ضعف و انحلالند.
    دشمنان سوگند خورده ی انقلاب که یکروز هم با امام و امت دل صاف و مهربان نداشته اند با این تلقین ها می خواهند مردم را مأیوس، جوانان را گمراه، و بعضی پیران موجّه ولی بی خبر را مدّعی امام و انقلاب کنند. در چنین شرایطی حرف زدن و اقدام کردن هوشیاری بیشتری می طلبد و اندک غفلتی دشمنان داخلی و خارجی را در سوءاستفاده و سوء نیت خود گستاخ می سازد و جفای بزرگی به این ملت مظلوم است.
    از همین رو، روزی که اطلاعیه ی منسوب به جنابعالی صادر شده ضدانقلاب که در زیر سایه ی آمریکا و اسرائیل با پول آنها زندگی و تغذیه می کند بیشترین سوءاستفاده را از آن کردند و آن را مقابله با سیاستهای امام راحل و نفی و رفض نظام اسلامی و شعارهای آن وانمود کردند.
    البته بنده با سابقه ی رفاقت و آشنایی با جنابعالی و اطلاع از سوابق ممتدتان در انقلاب و نیز اطلاع از محبّتی که همواره نسبت به اینجانب ابراز کرده اید چنین برداشتی نمی کنم ولی کسانی که سخن شیطان را باور کنند و فریب آن رابخورند نیز وجود دارند. این باید موجب شود که همه ی ما در گفتار و اظهار خود هوشیاری و دقت و اخلاص بیشتری به کار گیریم و نگذاریم وحدت و انگیزه این ملت بزرگ و قهرمان خدای نخواسته با غفلت ما مخدوش شود.
    آمریکا برای عملی کردن تهدید خود در ایران تنها کمبودی که دارد وجود یک پایگاه مستحکم مردمی است که بتواند با استفاده از آن انتقام خود را از انقلاب و اسلام و امام بگیرد و برای سرکوب این ملت آزاد و شجاع، یک دیکتاتوری سیاه شبیه دیکتاتوری پهلوی در این کشور مستقر کند.
    البته این خواب بی تعبیر و خیال احمقانه ی آنان مانند تحلیلهای غلط همیشگی شان نسبت به مسائل کشور، برای آنان جز خسران و یأس چیزی به بار نخواهد آورد. مهم آن است که خواص ملت نگذارند هیچ حرکت و اقدام آنان در خدمت آن هدف شوم قرار گیرد. در باب فساد اقتصادی خوب است همه از اطرافیان و منسوبان خویشاوندی و شخصیتی خود شروع کنند.
    فساد را فقط در اشخاص دور دست نبینند، بلکه در نزدیکان خود و اشخاص ظاهراً مورد اعتماد خود هم آن را حس و با آن مبارزه کنند. بلای گرفتاری در مُشت اطرافیان نامطمئن موجب شد که یکی از یاران و شاگردان نزدیک امام در اواخر عمر آن یگانه ی زمان، مطرود ایشان واقع شود و او را از دخالت در امور سیاسی منع شرعی کنند و باز اگر آن شخص به این تصمیم و اخطار حکیمانه ی استاد و مراد خود عمل می کرد یقیناً مشکلات بعدی را برای خود و کشور به وجود نمی آورد.
    اینجانب جفای به خودم را فراموش می کنم اما همه باید از امام راحل عظیم خود آموخته باشیم که جفای به ملت و تلاش برای سُست کردن بنیان نظام اسلامی قابل بخشش نیست.
    در پایان از مردم عزیز و وفادار ومردان و زنان مؤمن و غیور اصفهانی و بخصوص از فرزندان انقلابیم می خواهم که همه ی سعی خود را در حفُآرامش شهر و محیط نماز جمعه ی اصفهان بکار برند و از هر شعار و حرکتی که موجب تشنج و اختلاف و دودستگی شود جداً پرهیز کند. بی شک یکی از مهمترین هدفهای دشمن ایجاد هرج و مرج و آشفتگی و درگیری میان اقشار ملت است. با کمال هوشیاری از تحقق این خواسته ی دشمنان زبون و ابله و پلید، جلوگیری کنید.
    اکنون که جناب آقای طاهری از امامت جمعه کناره گرفته اند مانند ماههای گذشته که ایشان به خاطر ابتلائات جسمانی در نماز حاضر نمی شدند جناب حجهالاسلام آقای حاج سید علی قاضی عسگر و جناب حجهالاسلام آقای حاج شیخ محمد تقی رهبر امامان جمعه ی موقت اصفهان، نماز جمعه را با متانت و استحکام و شکوه فراوان برگزار کنند.
    اینجانب از کسی شکوه نمی کنم و به مدد الهی اطمینان دارم و به خاطر عزم مؤمنانه ی این ملت بزرگ و عظمتی که در هنگامه مشکلات از خود نشان می دهند جبهه ی سپاس بر درگاه الهی می سایم و اگر شکوه ای در دل باقی بماند به درگاه ولی اللّه اعظم (ارواحنا فداه) عرضه خواهم کرد.
                                                         والسلام علی جمیع عباداللّه الصالحین
                                                                   سیدعلی خامنه ای
                                                                      ۸۱/۴/۲۰
  • حمایت آیت الله طاهری از میر‏حسین موسوی

    آنچه موجب خبرساز شدن آیت الله طاهری شد، نامه سرگشاده ای بود که در سال ۱۳۸۱ در اعتراض به وضعیت سیاسی کشور نوشت و طی آن نامه استعفای خود از امامت جمعه اصفهان را اعلام کرد؛ یک روز بعد مقام معظم رهبری به آن پاسخ مبسوطی داده و خواستار حفظ آرامش کشور شدند و با استعفای ایشان موافقت کردند. اما پس از آن در ۱۰ سال گذشته تنها دو بار شاهد نقش آفرینی جدی او در عرصه سیاسی کشور بودیم.
    در انتخابات ریاست جمهوری دهم، طی سفر تبلیغاتی میر حسین موسوی به اصفهان، موسوی با طاهری دیدار کرد و طاهری در جمعی گفت: «ای مردم به خاطر خون شهدا رأی دهید. من نمی گویم به چه کسی رأی دهید فقط به پای صندوق‌ها بروید و رأی دهید.» اما در روز ۱۸ خرداد سال ۱۳۸۸ سید محمد خاتمی که به منظور تبلیغات ریاست جمهوری برای میر حسین موسوی به اصفهان رفته بود پس از حضور در منزل طاهری با او به میدان نقش جهان رفت و در آنجا گفت: «من و آقای طاهری هر دو به میرحسین موسوی رأی می‌دهیم.»
    حضور فعال دیگر او در عرصه سیاسی کشور، پس از برگزاری انتخابات بود. طاهری به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم معترض بود و بیانیه‏ای منتشر کرده و به اعتراض نسبت به نتیجه انتخابات پرداخت
  • آثار و تألیفات

    از آثار آیت‌الله طاهری می‌توان از سه جلد کتاب «المحاظرات» در اصول فقه نام برد که تقریرات درس آیت‌الله العظمی محقق داماد است و استنباط ‌های خود ایشان در اصول و دو جلد کتاب «الطهاره» در فقه و به زبان عربی که آن‌ها نیز منتشر شده است.
    مقداری از یادداشت‌ها و دست‌نوشته‌های جناب ایشان، توسط امام موسی صدر به لبنان برده شده تا در آنجا چاپ و منتشر گردد و مورد استفادهٔ علمای لبنان و عراق نیز قرار گیرد، متأسفانه با مفقود شدن امام موسی صدر، آن آثار نیز ناپدید شد و معلوم نیست که به چه سرنوشتی مبتلا گردیده است.
  • چگونگی فوت و درگذشت

    آیت الله طاهری از تاریخ ۸ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ به علت عارضه شدید انسداد تنفسی در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان الزهرا اصفهان بستری شد، روز ۱۲ خرداد سال ۱۳۹۲ پس از ۳۵ روز بستری بودن در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان به علت ایست تنفسی درگذشت.
    رهبر معظم انقلاب در روز ۱۳ خرداد، با صدور پیامی ارتحال وی را به بازماندگانش تسلیت گفتند. در پیام ایشان آمده بود: «در گذشت عالم مجاهد مرحوم مغفور آیت الله آقای حاج سیدجلال‌ الدین طاهری اصفهانی را به همه‌ی علاقمندان بویژه خاندان محترم ایشان تسلیت میگویم. ایشان پس از انقلاب نخستین امام جمعه‌ی اصفهان بودند که سالها در این مسند ادای وظیفه نمودند و یکی از فرزندان ایشان به شرف شهادت نائل آمدند. از خداوند متعال مغفرت و رحمت واسعه و علو مقام برای آن مرحوم و فرزند شهیدش مسألت مینمایم.»
    منبع شخصیت نگار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *