با احمد مسجد جامعی آشنا شوید

احمد مسجد جامعی

 

احمد مسجد جامعی، دارای مدرک کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری از دانشگاه تهران که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اصلاحات بود. وی نماینده فعلی مردم تهران در چهارمین دوره شورای اسلامی شهر است. مسجد جامعی سرلیست ائتلاف اصلاح طلبان در چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا بود.

 

  • زندگینامه

    احمد مسجد جامعی در سال ۱۳۳۵، در تهران و در قسمت بازار مسجد جامع متولد شد و دوران نوجوانی و کودکی را در آن محله سپری کرد. او  فرزند آیت‏الله مصطفی مسجد جامعی، از علمای به نام تهران است.

    مسجد جامعی تحصیلات خود را در رشته جغرافیای انسانی در دانشگاه تهران ادامه داد و بعد از اخذ مدرک کارشناسی، موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد در رشته برنامه ریزی شهری از این دانشگاه شد. او کار اجرایی خود را از آموزش و پرورش به عنوان کارشناس کتب درسی در حوزه تاریخ، جغرافیا، دینی و اجتماعی شروع کرد. بعد از آن دبیر شورای اجتماعی وزارت کشور شد که خود آن را در سال ۱۳۶۸ طراحی کرده بود.

    وی معاون فرهنگی عطاءالله مهاجرانی در دولت اصلاحات بود که بعد از استعفای او بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زد. مسجد جامعی در انتخابات چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا که در ۲۴ خرداد ماه سال ۹۲ برگزار شد؛ برای بار دوم، به عنوان نماینده مردم تهران در این شورا برگزیده شد.

     

  • سوابق مدیریتی و اجرایی

    سرپرست واحد مطالعات و تحقیقات علمی، فرهنگی علامه طباطبایی وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۹

    کارشناس مسؤول سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در سال ۱۳۶۰

    کارشناس مسؤول دفتر امور اجتماعی وزارت کشور در سال ۱۳۶۲

    دبیر شورای اجتماعی وزارت کشور در سال ۱۳۶۳

    مسئول کمیته جوانان ستاد شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۶۴

    مدیر کل طرح و برنامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۶۸

    عضو نخستین هیأت منصفه مطبوعات در سال ۱۳۷۰

    معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۷۰

    عضو هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی کشور طی سه دوره در سال ۱۳۷۳

    معاون پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۷۴

    رئیس شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۷۴

    مشاور رئیس‏جمهور در امور جوانان در سال ۱۳۷۶

    عضو شورای عالی معماری و شهرسازی کشور (از سال ۷۹ تا ۸۴)

    قائم مقام وزیر و معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (دولت هفتم)

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (دولتهای هفتم و هشتم)

    رئیس هیأت مدیره مؤسسه گفتگوی فرهنگها و تمدنها

    رئیس هیأت مدیره بنیاد باران

    عضو هیأت مؤسس و رئیس هیأت امنای دبیرخانه کتاب سال ولایت از سال ۱۳۷۸

    عضو هیأت مؤسس و رییس هیأت امنای کنگره دین پژوهان از سال ۱۳۷۸

    رئیس هیأت مؤسس و هیأت امنا خانه کتاب ایران از سال ۱۳۷۶

    رئیس هیأت امنای موزه ملی قرآن کریم (از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸)

    نماینده مردم تهران در سومین دوره شورای اسلامی شهر تهران (از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲)

    رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران (از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹)

    رئیس ستاد هماهنگی شورایاری‏های شورای اسلامی شهر تهران (از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲)

     

  • فعالیت‏های مطبوعاتی

    سردبیر نشریه دانشجویی «فلق» – دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۶
    صاحب امتیاز و مدیر مسؤول ماهنامه فرهنگی، اجتماعی و ادبی «کلمه»
    مدیر مسؤول فصلنامه فرهنگی، علمی و ادبی «ارغنون»
    مدیر مسؤول نشریه هفتگی فرهنگی، خبری و اطلاع رسانی ویژه کتاب «کتاب هفته»
    مدیر مسؤول گروه نشریات ماهانه فرهنگی، اجتماعی، ادبی و اطلاع رسانی کتاب ماه با عناوین: دین، ادبیات و فلسفه، کودک و نوجوان، هنر، تاریخ و جغرافیا، علوم و فنون، کلیات، علوم اجتماعی، فناوری اطلاعات
    مدیر مسؤول فصلنامه فرهنگی، اجتماعی «نامه فرهنگ»
    مدیر مسؤول نشریه هفتگی خبری، تحلیلی و اطلاع رسانی «گلستان قرآن»
  • دوران وزارت مسجد جامعی در فرهنگ و ارشاد

    پس از پیروزی انتخاباتی اصلاح طلبان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وزارتی کلیدی تبدیل شد. وزیر فراری دوران اصلاحات نامی نیست جز «عطاءالله مهاجرانی». این وزیر نالایق در سه سال اول دوره نخست ریاست جمهوری خاتمی در بهارستان، به عنوان وزیر ارشاد بود و مسجد جامعی همچنان معاون فرهنگی؛ تا اینکه استعفای مهاجرانی، همای وزارت را بر شانه او نشاند. مسجد جامعی، مردی که معاون بیشتر وزیران ارشاد جمهوری اسلامی بوده است؛ این بار بر مسند وزارت نشست و علی ‌اصغر رمضان‌پور و محمدعلی شعاعی در دو دوره معاونان فرهنگی‌اش معرفی شدند.
    زخمهایی که اصلاحات بر پیکر ارشاد زد
    خانواده مذهبی مسجد جامعی، مخصوصاً پدر و عموهای روحانی‏اش، به او کمک کرد تا از تیغ تیز انتقادها دور بماند. به همین خاطر، سر این وزارت خانه سالم ماند اما بدنه آن دارای زخمهای بسیاری شد. مهمترین زخم این وزارت خانه در دوران مسجد جامعی مربوط به انتشار دو کتاب‌ «زنان‌ موسیقی‌ ایران‌» و «زنان‌ پرده‌ نشین‌ و مردان‌ جوشن‌پوش‌» است. نویسندگان این دو کتاب، ناشر آنها و حتی رئیس اداره کتاب وزارت ارشاد، متهمان این پرونده بودند که در دادگاه تجدید نظر، مجازات زندان مجید صیادی‌، رئیس‌ اداره‌ کتاب،‌ به‌ سه میلیون‌ تومان‌ جزای‌ نقدی‌ و محرومیت‌ دایم‌ وی‌ از تصدی‌ نظارت‌ بر انتشار کتاب‌ و امور مشابه‌ به‌ یک‌ سال‌ انفصال‌ موقت‌ تبدیل‌ شد. جرم این افراد اهانت به مقدسات شناخته شده بود. آتش بس اصولگرایان نسبت به شخص مسجد جامعی سبب شد که او راه وزیر قبلی را با جدیت بیشتری دنبال کند.
    او در سال ۱۳۸۱، رمان «شهری که زیر درختان سدر مرد» را به عنوان رمان قابل تقدیر سال ۱۳۸۰ معرفی کرد. خسرو حمزوی، نویسنده این رمان، توانسته بود هوشمندانه، مشخصات ظاهری ضد قهرمان دیکتاتور و مستبد رمان خود را، مانند بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران نظیره سازی کند. حتی در این رمان، شخصیتهای منفی‏ای وجود داشتند که دست و پای خود را، در راه رسیدن به اهداف ضد قهرمان رمان، از دست داده بودند و حالا به او پشت کرده بودند.
    پیامی برای غرب با چراغ خاموش
    مسجد جامعی در سال ۱۳۸۱، رمان «چراغها را من خاموش می کنم»، نوشته زویا پیرزاد، نویسنده زن ارمنی را شایسته عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی دانست. این کتاب، اولین رمانی بود که بالاترین جایزه دولتی جمهوری اسلامی را به خود اختصاص می داد.
    این انتخاب وزارت ارشاد، برای غرب پیامهای مهمی به همراه داشت. غرب متوجه شد که جریان حاکم بر وزارت ارشاد می‏کوشد با ارائه چهره جدیدی از تاریخ انقلاب اسلامی، روایت غالب را کنار بزند. در برترین رمان جمهوری اسلامی، دیگر از خشونتهای سازمان امنیتی رژیم شاه علیه مخالفان و حتی مبارزه‏های اسلامگرایان بر ضد سلسله پهلوی خبری نیست. نویسنده رمان، جامعه ایران را، در اوج قدرت محمد رضا شاه، به گونه ای تصویر کرده که جوانان ایرانی از امنیت و رفاه مردم در آن دوره و دغدغه‏های اشرافی آنان، حیرت زده می شوند. وزارت ارشاد برای فرستادن این پیام به غرب، در داخل کشور هزینه ای نپرداخت چرا که اصولگرایان در فکر مسایل دیگری بودند.
    مخالفت با دینداری در عرصه های مختلف هنری
    وزارت ارشاد اصلاحات، مخالفت با دینداری را در همه عرصه‏های هنری تشویق می‏کند. بهمن فرمان آرا که به خارج از کشور گریخته بود، بعد از ۲۰ سال به وطن ما -تأکید می شود به وطن ما- باز می‏گردد و فیلم «خانه‏ای روی آب» را می سازد (محتوای این فیلم بی‏نیاز از توصیف است و در انتهای فیلم، یک پزشک زنان بی بند و بار نشان داده می شود که در بهشت موعود، هم رتبه یک نوجوان حافظ قرآن است.) فیلمی که در جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۸۰، فیلمنامه‏اش به عنوان بهترین فیلمنامه دینی! برگزیده می شود و فیلم دیگر او -بوی کافور، عطر یاس- که در آن ارزش‏های اسلامی و انقلابی و فرهنگ مردم ایران به تمسخر گرفته شده بود، ۷ جایزه جشنواره را درو می کند.

     

  • بازگشت نویسندگان و شاعران ممنوع به عرصه فرهنگ ایران

    در دوران وزارت مسجد جامعی، نویسندگان و شاعران ممنوع بسیاری، با تبلیغات فراوان، دوباره به عرصه فرهنگ بازگشتند.
    نام احمد کسروی که توسط گروه فدائیان اسلام و با تأیید مراجع بزرگ شیعه، به جرم اهانت به ائمه و انکار مهمترین اعتقادات دینی، اعدام انقلابی شده بود، دوباره بازگشت و کتابهای او، پس از سالها، تجدید چاپ شدند. (در همان سالها، با انتشار کتاب «اسرار هزار ساله» کسروی، امام خمینی(ره) احساس خطر کرده و با چند روز کار شبانه روزی، کتاب «کشف الاسرار» را تألیف کرد تا به ادعاهای ضد دین کسروی پاسخ گوید.)
    نویسنده ای چون صادق هدایت، که در آخرین خودکشی جان خود را از دست داد، به جای محمدعلی جمالزاده و نویسندگان قدیمی‏تر، به عنوان «پدر ادبیات داستانی» معرفی شد و بیشتر کتابهای او، با سر و صدای فراوان، وارد بازار کتاب شد. او کسی بود که یک نوجوان دبیرستانی دوستدارش را، با مصرف کوکائین و نوشیدنی‏های الکلی آشنا کرد. هیچ داستانی از صادق هدایت نبود که در آن، به صورتی تمسخرآمیز، از روحانیان و دانشمندان دینی یاد نشود. با اینکه بن مایه های فکری هدایت، کاملاً ضد دینی و ضد اسلامی بوده است اما عکسهای او، در نمایشگاه دولتی کتاب، بر دیوار غرفه ها نصب شد!
    نامه‏های عاشقانه فروغ فرخزاد به پسری که پنهانی با او رابطه داشت، در شرایطی که مبانی اسلامی و ایرانی بر جامعه حاکم بوده و افراد از رفتارهای ناهنجار برحذر شده‏اند، چاپ شد.
  • پیوندی برای تهاجم

    رهبر معظم انقلاب سیزده سال پیش از آن، خطر «تهاجم فرهنگی» را گوشزد کرده بودند اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دوران اصلاحات، رسماً تهاجم فرهنگی را آغاز کرده بود. پدیده‏ای که در هیچ جای جهان سابقه نداشت.
    دولت ایالات متحده آمریکا تنها در اتحاد جماهیر شوروی توانست با میلیاردها دلار هزینه، حکومتگرانی را بر سر کار بیاورد که با تزلزل مبانی فکری حاکمیت، روند فروپاشی بزرگترین حکومت کمونیستی جهان را، سرعت ببخشند.
    اصلاح طلبان به درستی فهمیده بودند که برای باقی ماندن بر کرسیهای قدرت، باید روش زندگی ایرانیان را عوض کنند. روشی که از طرز فکر مردم به وجود آمده است. آنها برای رسیدن به این هدف، از روشنفکران مخالف جمهوری اسلامی و نویسندگان در حاشیه کمک گرفتند. اوج این پیوند در روزنامه های اصلاح طلبان پدیدار شد. روزنامه «یاس نو»، ارگان غیر رسمی حزب مشارکت، مهترین حزب اصلاح طلب، تا قبل از تعطیلی، هر روز در صفحات هنری خود به معرفی این دسته هنرمندان می پرداخت. همچنان که صفحه ادبیات این روزنامه جایگاه مطالب و اخبار نویسندگان و شاعران عضو کانون نویسندگان بود، گروهی که سالهاست در جمهوری اسلامی رسمیت نیافته و مجوز فعالیت دریافت نکرده است. اعضای این کانون غیر قانونی، با دومین کلمه نام حکومت ایران، یعنی جمهوری «اسلامی»، مخالفند؛ بر همین اساس، مرام نامه این گروه بدون نام خدا آغاز می شود.
  • وزارت ارشاد اصلاحات و تبلیغ مخالفان نظام

    در دوران وزارت مسجد جامعی حتی مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی هم به کمک وزارت ارشاد، تبلیغ و ترویج می‏شدند. غلامحسین ساعدی از همکاران گروه تروریستی چریکهای فدایی خلق بود که برای سرنگونی حکومت نوپای انقلابی همه تلاش خود را به کار بست و پس از ناکامی، از ایران گریخت. او حتی در خارج از ایران به فعالیتهای خود بر ضد جمهوری اسلامی ادامه داد.
    نادر‏نادرپور، عضو مرکزیت یکی از گروه‏های سلطنت طلب، از دیگر شاعرانی است که در فضای جدید ایران دوران اصلاحات، کتابهایش تجدید چاپ شد و عکس او با کراوات، روی جلد کتابها نقش بست.
    در فضای فرهنگی دوران اصلاحات، عباس معروفی نیز شاهد انتشار مجدد آثارش و تبلیغ آنها در روزنامه های ایرانی شد. معروفی از شاهدان پرونده رستوران میکونوس بود که موجب صدور حکم بازداشت برای هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت و وزیر اطلاعات وی، علی فلاحیان شد.
    از دیگر قهرمانان فضای جدید، رضا براهنی است. او در مهمترین رمان خود، به تبلیغ تنفر میان اقوام ایرانی و تأیید گرایشهای تجزیه خواهانه پرداخته بود. رضا براهنی توانست با رایزنی‏های گسترده در انجمن جهانی قلم، شدیداللحن‏ترین بیانیه‏های جهانی بیست و پنج سال اخیر را، علیه ایران به تصویب برساند. در واقع اصلاح طلبان، برای پیروزی بر اصولگرایان، بزرگترین لشگرکشی فرهنگی تاریخ ایران را، انجام دادند. ارتشی که تنها نیمی از نظامیان آن، در داخل ایران زندگی می کردند.
  • خوشحالی مسجد جامعی از جایزه صلح نوبل عبادی

    مهر ماه ۱۳۸۲، ماه سرنوشت سازی برای جریانهای مخالف نظام اسلامی بود. غرب تصمیم گرفت با انتخاب شیرین‏عبادی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل، جبهه جدیدی را علیه ایران بگشاید. با این انتخاب دولتمردان فهمیدند علاوه بر چالشها بر سر برنامه هسته‏ای، باید در مسأله حقوق بشر هم فشارهای بیشتری را تحمل کنند.
    رئیس جمهور وقت، سیدمحمد خاتمی نیز جایزه صلح نوبل را سیاسی خواند. او این جمله را سه بار تکرار کرد تا ایرانی‏ها موضع صریح او و دولت ایران را بدانند. اما مسجدجامعی اولین و بلندپایه ترین مقام رسمی جمهوری اسلامی بود که به شیرین عبادی تبریک گفت. او پیش بینی کرد که «فضای داخلی ایران، همچنان افتخارات دیگری را برای ایرانیان رقم خواهد زد.» شاید منظور مسجد جامعی از فضای داخلی ایران، فضایی بود که توسط خود او و وزارت خانه متبوعش، به وجود آمده بود. راهی که توسط مهاجرانی، آغاز شده بود.
  • نمونه‌ای از خیانت‌های دولت اصلاحات

    پیام فضلی‌نژاد، پژوهشگر ارشد کیهان، در همایش رجعت روشنفکری که در تاریخ ۲۲ آبان ۹۱ در دانشگاه اصفهان برگزار شد، با انتقاد از عملکرد دولتهای سازندگی و اصلاحات در زمینه پرورش مدیران بر مبنای نظریات غرب، اظهار داشت:
    «بیشتر کتاب‌های روانشناسی و دین‌شناسی در ایران آلوده به نگاه‌ها و برداشت‌های انحرافی است و تأثیر مستقیم روی سبک زندگی دارند. نمونه‌ای از خیانت‌های دولت اصلاحات به زمان وزارت فرهنگ و ارشاد مهاجرانی و مسجد‌جامعی برمی‌گردد که قصد احداث نمونه‌ای از شهر کتاب با الگوبرداری از مرکز پمپیدوی فرانسه و موزه گوزن‌هایم نیویورک با نام مرکز فرهنگی اصفهان را داشتند که برگرفته از سبک معماری یونان باستان است. جالب توجه این است که وزارت ارشاد در دولت اصلاحات، مناسب‌ترین و بهترین راهکار به منظور دستیابی به اهداف خود را عقد توافقنامه همکاری دوجانبه با مراکز فرهنگی خارجی و همکاری نزدیک با بخش‌های فرهنگی سفارتخانه‌های خارجی در تهران می‌دانست که خود پوششی برای کارهای جاسوسی بود.»
  • سنگ‏های بسته و ….

    یک نظام حکومتی با اعطای نشان لیاقت، مدال شایستگی، دکترای افتخاری، تقدیرنامه و… به افراد یا مؤسسات، دیدگاه مورد قبول خود، در عرصه‏های فعالیت آن افراد یا مؤسسات را به مردم معرفی می‏کند و این، یک اصل تعریف شده در اعطای نشان‏ها و برپایی مراسم یادبودها و نکوداشت هاست.
    اکنون با این تعریف که در درستی آن جای تردید نیست به موارد زیر توجه کنید. با این توضیح که آنچه در پی می‏آید فقط مشتی از خروارها و اندکی از بسیارهاست، زیرا، شرح بیشتر این ماجرا، قصه درازی است که بیرون از ظرفیت و حجم چندین جلد کتاب قطور است و به یقین، خارج از محدوده این نوشته محدود.
    مهربانی با دشمنان و تکریم ضد انقلاب 
    در سال ۱۳۸۱، آقای لوریس چکناواریان، عضو شورای هنری دفتر فرح پهلوی از دست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشان درجه یک هنری دریافت می‏کند. ایشان علاوه بر کارنامه سیاه قبل از انقلاب خود که عضویتش در شورای هنری دفتر فرح پهلوی گویای آن است، بعد از پیروزی انقلاب نیز، هیچ اثری در راستای فرهنگ انقلاب اسلامی، همخوانی با مردم و… ندارد.
    آقای کامبیز درم بخش، کاریکاتوریست همکار ساواک که بعد از پیروزی انقلاب به خارج از کشور گریخت و کاریکاتورهای موهن او در تمسخر حضرت امام(ره) -با پوزش از ساحت مقدس آن بزرگوار- به طور پیوسته در نشریات ضدانقلابی آمریکا و اروپا چاپ می گردید، بلافاصله بعد از ورودش به ایران -که با هیچ مخالفتی روبرو نشد- به عنوان داور برجسته انتخاب می‏شود و در جشنواره فجر بر صدر می‏نشیند.
    و اما بشنوید از آقای پرویز تناولی، مجسمه ساز خانه زاد دربار محمدرضاخان و عضو شورای هنری دفتر فرح پهلوی؛ ایشان به ساخت مجسمه از… شهرت داشته و دارد. او در جریان جشن هنر شیراز، مجسمه ای که از… ساخته بود را به نمایش گذاشت. این اقدام وی با اعتراض شدید مردم روبرو شد تا آنجا که برپاکنندگان جشن هنر شیراز او را تحت حمایت مأموران ساواک و شهربانی از شیراز به تهران منتقل کردند و برای مدت زیادی از ترس مردم زندگی نیمه پنهان داشت. او که با پیروزی انقلاب به خارج از کشور گریخته بود، بعد از ۲۰ سال به کشور باز می گردد و بلافاصله از سوی وزارت محترم ارشاد به عنوان داور جشنواره دوسالانه هنرهای تجسمی انتخاب می شود. خانه مسکونی‏اش به مبلغ ۵/۱ میلیارد تومان خریداری می شود تا به عنوان یکی از مظاهر «میراث فرهنگی»! به یادگار بماند! در همان حال سازمان فرهنگی شهرداری تهران -در دوران آقای ملک مدنی- برخی آثار قبل از انقلاب او را به مبلغی بالغ بر ۶۰۰ میلیون تومان خریداری می‏کند.
    جایزه برای توهم پراکنی علیه انقلاب
    جایزه بهترین ناشر سال، به ناشرانی نظیر «نشر نی»، «شباویز» و… داده می شود و وزارت محترم ارشاد آثار این ناشران را در مقیاس گسترده‏ای خریداری کرده و به مراکز فرهنگی، از جمله، مدارس، مساجد، کتابخانه ها و… می فرستد. این در حالی است که برخی از کتاب‏های این ناشران به علت توهم پراکنی علیه اسلام و انقلاب در همان سال توقیف شده بود.
    دکترای افتخاری برای سازنده دایی جان ناپلئون!
    ناصر تقوایی از دولت محترم جمهوری اسلامی ایران به دریافت درجه «دکترا» مفتخر می‏گردد! او قبل از انقلاب به سفارش ساواک سریال تلویزیونی «دایی جان ناپلئون» را ساخت که در آن ارزش‏های فرهنگی و دینی مردم به نفع ساواک مورد تمسخر قرار گرفته بود و اما، زشت تر از آن، فیلم «آرامش در حضور دیگران» است. این فیلم که مانند سریال دایی جان ناپلئون، به سفارش مستقیم و با هزینه ساواک ساخته شده بود، به اندازه ای مستهجن بود که در فاصله کوتاهی بعد از اکران، به دلیل مخالفت‏های گسترده مردم، ساواک ادامه پخش آن را به مصلحت ندانست و برای مدت چند ماه زمینه زندگی پنهان ناصر تقوایی را فراهم آورد.
    و…
    و حال این سؤال باقی می‏ماند که در کجای دنیا یک نظام حکومتی -صرفنظر از نوع آن- به دشمنان خود نشان لیاقت و دکترای افتخاری می دهد؟!
  • سکته‏ای که مسجد جامعی رد کرد

    شامگاه روز شنبه، ۴ خرداد ماه سال ۹۲، احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران، به دلیل عارضه قلبی در بخش CCU بیمارستان امام خمینی(ره) بستری شد. هر چند که به گفته یکی از نزدیکان مسجد جامعی، وی دچار بیماری قلبی نبوده اما یک سکته خفیف قلبی او را راهی بخش مراقبتهای ویژه کرد.
    مسجد جامعی، صبح روز ۶ خرداد ۹۲، پس از یک روز استراحت در بیمارستان، مرخص شد.
  • نشست خبری مسجد جامعی قبل از برگزاری چهارمین انتخابات شوراها

    انتقاد از تأخیر دوساله در برگزاری انتخابات شوراها
    احمد مسجد جامعی در نشست خبری صبح روز یکشنبه ۱۹ خرداد ماه ۹۲، که در محل خبرگزاری ایلنا برگزار شد، با انتقاد از تأخیر دو ساله در برگزاری چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، اظهار داشت: «متأسفانه این وقفه دو ساله اتفاق مثبتی نبود، چرا که تاکنون یکی از دستاوردهای ارزشمند نظام، انتخابات مکرر و به موقع بود ولی برای اولین بار ما شاهد بودیم وقفه‌ای ۲ ساله در برگزاری انتخابات شوراها ایجاد شد.»
    شوراها از ارکان اصلی نظام هستند
    وی با تأکید بر لزوم وجود شوراها خاطر نشان کرد: «در قانون اساسی، شوراها از جایگاه بسیار بالایی برخوردار هستند. همان‌طور که ما می‌بینیم بیش از صد بار از کلید واژه شوراها در کاربردهای مختلف در این قانون استفاده شده است و در بعضی قسمت‌های قانون اساسی مشاهده می‌کنیم که شوراهای محلی را حکومتی فراگیر می‌دانند و آن را یکی از ارکان اصلی نظام می‌دانند که وظیفه برنامه‌ریزی و نظارت بر فعالیت‌های محلات را دارد. تفاوت قانون اساسی امروز با قانون اساسی دوره مشروطه در توجه ویژه‌ای است که این قانون به شوراهای شهر و روستا داشته است. در قانون اساسی مکرراً به شوراها تأکید شده است چنانچه از پنج و یا شش آیه‌ای که در قانون اساسی آمده است دو آیه آن مربوط به شوراها و لزوم وجود شوراهاست که این حاکی از نگرانی قانونگذار نسبت به لزوم وجود شوراها و همچنین تأکید بر اینکه شوراها از ارکان اصلی نظام هستند، است.»
    انتقاد از نحوه برگزاری انتخابات شوراها 
    مسجد جامعی با بیان اینکه همزمانی برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری با انتخابات شوراها کار درستی نبوده است، اظهار داشت: «ماهیت شوراها ماهیتی نظارتی و قانونگذاری است و این در حالی است که ریاست‌جمهوری کاری اجرایی است. چنانچه قرار بر این بود تا بین دو انتخابات تلفیقی صورت بگیرد باید بین انتخابات‌ شوراها و مجلس این تلفیق صورت می‌گرفت. همزمانی برگزاری این دو انتخابات این حس را القا می‌کند که شوراها در حوزه نظام اجرایی مزاحم هستند؛ همچنین شوراها از طرف دستگاه‌های اجرایی و همچنین دستگاه‌های قانونگذاری نیز یک رقابت را حس می‌کنند، چرا که قانونگذار این احساس را دارد که یک دستگاهی که پایگاه مردمی دارد در کنار خود ایجاد شده است و دستگاه‌های اجرایی نیز در برخی موارد می‌گویند که دولت باید شهردارها را انتخاب کنند نه شوراها را.»
    انتقاد از عملکرد صدا و سیما 
    وی با بیان اینکه صداوسیما تأکید دارد تا شوراها دیده نشوند، افزود: «متأسفانه در صداوسیما آنطور که باید به شوراهای اسلامی شهر و روستا و اقدامات آنها پرداخته نمی‌شود و این اقدام نه از روی غفلت بلکه از روی عمد صورت می‌گیرد.»

     

    دفاع مسجد جامعی از عملکرد شورای سوم
    مسجد جامعی در این نشست خبری با بیان اینکه افزایش کیفیت زندگی از رویکردهای سومین دوره شورای شهر تهران بود، گفت: «فعالیت در حوزه افزایش کیفیت زندگی از جمله مسائلی بود که در این دوره مورد توجه شورای شهر تهران قرار گرفت. در این دوره بیشترین مصوبات فرهنگی تصویب شد. ما در این دوره نگرشی آسیب‌شناسانه نسبت به فعالیت‌ها داشتیم.
    در جهت انضباط مالی در حوزه‌ مسائل فرهنگی نیز تلاش‌های بسیاری انجام دادیم. در این زمینه سعی کردیم برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی که در سطح شهر برگزار می‌شود را برنامه‌محور کنیم. برای این برنامه‌ها شاخص‌هایی نیز تعیین کردیم و معتقدیم تعیین این شاخص‌ها منطق افزایش اعتبارات را امکان‌پذیر کرده است.
    اولین اقدامی را که برای تصمیم‌گیری راجع به شهر بزرگ تهران انجام دادیم این بود که ابتدا به پژوهش می‌پرداختیم، اما متأسفانه نتایج این پژوهش‌ها که برخی از آنها ارزشی فراملی داشتند علاوه بر اینکه منتشر نشدند، بلکه آنگونه که باید نیز مورد توجه قرار نگرفتند. بحث عدالت در شهر شامل مباحثی از قبیل عدالت در توزیع فضای سبز، همچنین فضاهای فراغتی و ورزشی است.»
  • آمدن و رفتن هاشمی از نگاه مسجد جامعی

    احمد مسجد جامعی در نشست خبری خود در تاریخ ۱۹ خرداد ۹۲ در محل خبرگزاری ایلنا، در پاسخ به این سؤال که آیا نامزدهای اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری قصد ائتلاف دارند؟ اظهار داشت: «واقعیت امر این است که بحث ائتلاف از مدت‌ها پیش آغاز شده است و همین بحث بود که منجر به آمدن آقای هاشمی به انتخابات شد. آقای هاشمی هم با آمدن خود در آن شرایط، کاری اخلاقی انجام دادند و هم بعد از اینکه صلاحیت‌شان تأیید نشد با سکوت خود کار عقلانی و اخلاقی انجام دادند.»

     

  • روند ائتلاف اصلاح طلبان از زبان مسجد جامعی

    احمد مسجد جامعی، عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان، ۲۱ خرداد ۹۲، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: «با این که دو نامزد معتدل و اصلاح طلب در صحنه بودند، در آغاز فضای سنگینی حاکم بود که بیشتر دوستان، طرفدار شرکت نکردن در انتخابات بودند، اما اتفاق های خوبی افتاد که نظر نخبگان را هم تحت تأثیر قرار داد. خبرهایی که از شهرستان‏ها می رسید نشان می‏داد که خرد جمعی و ادب مردم بالاست و آنان انتظار دارند که اصلاح طلبان نیز تصمیم دیگری بگیرند.»
    وزیر فرهنگ دولت اصلاحات اضافه کرد: «به بیان دیگر شورای مشورتی اصلاح طلبان به جای این که برای مردم و هواداران اصلاحات در کشور تصمیم بگیرد، به نظر جمعی آنان تمکین کرد و عدم شرکت در انتخابات رفته رفته کم رنگ شد و قرار شد که اصلاح طلبان از یکی از دو نامزد حاضر در صحنه یعنی آقای دکتر محمدرضا عارف یا آقای دکتر حسن روحانی حمایت کنند.»
    مسجد جامعی درباره چگونگی روند رسیدن به ائتلاف گفت: «در شورای مشورتی درباره اتخاذ روشی برای اجماع و ائتلاف اختلاف نظر بود. گروهی پیشنهاد می دادند که باید به نخبگان یا اصحاب حل و عقد مراجعه شود اما نظر اکثریت این بود که همان طور که در شرکت کردن یا نکردن به خرد جمعی مردم و اصلاح طلبان در شهرستان ها تمکین شد، در این موضوع نیز باید به آنان مراجعه کنیم.»
    ما باید قدردان عارف باشیم
    وی درباره ویژگی و اهمیت این اجماع گفت: «ببینید اجماع و ائتلاف در این مرحله کار بسیار دشواری است و ظرفیت اخلاقی بسیار بالایی می خواهد. ما دیده‏ایم که خیلی ها دم از ائتلاف و اخلاق و وفای به عهد زدند، اما در عمل نتوانستند و توانایی انجام این کار را نداشتند زیرا این کار نیازمند منشی اخلاقی است. فارغ از موفقیت نامزد مورد حمایت ما، نفس اجماع برای ما یک پیروزی است زیرا نشان دهنده برخورداری از خرد جمعی، منش اخلاقی و توجه به منفعت ملی است. بنابراین به نظرم ما باید قدردان شخصیتی مثل آقای عارف باشیم که برای خیر و منفعت عمومی از حق خود گذشت و انتخاب اخلاقی و عقلانی کرد.»
  • نشست خبری مسجد جامعی بعد از برگزاری چهارمین انتخابات شوراها

    احمد مسجد جامعی منتخب مردم تهران در شورای شهر چهارم، سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲، در یک نشست خبری در خبرگزاری ایسنا به پرسشهای مختلف خبرنگاران پاسخ گفت.
    مسجد جامعی و تشکیک در آرا
    وی در پاسخ به پرسشی درباره تغییر در تعداد آرای اخذ شده از شورای شهر که گفته شده یک میلیون نفر از تهرانی‌ها کمتر از انتخابات ریاست جمهوری در انتخابات شوراها شرکت‌ کرده‌اند، گفت: «البته من نیز چنین چیزی را شنیدم و باعث تعجب من نیز شد که این مسئله قابل پیگیری خواهد بود.»
    او به دیدارهایش با فرماندار تهران پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: «پس از انتخابات برای تشکر از زحماتی که کشیده شده بود، با فرماندار ملاقات کردم که در این دیدار نیز گفته شد که تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات شوراها یک میلیون نفر کمتر از تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری از شهر تهران بوده است اما پس از اعلام نتایج، دیدیم این تعداد کمتر است که فکر کنم آنها رأی‌شان را داده‌اند! تصمیم بر این شده که یکی از دوستان مسئول پیگیری این قضیه شود و خود من نیز آن را پیگیری خواهم کرد.»
    پاسخ به گمانه‌زنی‌ها مبنی بر حضورش در کابینه یازدهم
    مسجد جامعی درباره گمانه‌زنی‌ها مبنی بر حضورش به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم، گفت: «تلاش ما این است چه در شورای شهر و چه در هر مکان دیگری بتوانیم به بهبود وضعیت کشور کمک کنیم و حتماً چنین خواهیم کرد. به هر حال تلاش می‌کنیم، دولت موفق شود.»
    این عضو منتخب شورای شهر تهران گفت: «شرایط ویژه‌ای‏ است و همه تلاش می‌کنیم به شرایط مطلوب برگردیم تا نابسامانی‌ها، سختگیری‌ها و سلیقه‌های مدیریتی کنار گذاشته شوند به هر حال بنده چه در شورای شهر و چه در هر جایگاه دیگری به دنبال بهبود شرایط هستیم و تلاش خود را به کار خواهیم گرفت تا عملکرد ما به افزایش نشاط شهری منجر شود، چرا که یک شهر بانشاط بی تردید با روح، فرهنگ، هنر، معماری، سیما و منظر شهری خود را جلوه گر می‌کند.»
    اصلاح‌طلبان می‌توانند رئیس شورای شهر شوند
    مسجد جامعی در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا ممکن است تعداد بالای اصلاح طلبان در شورای شهر منجر به انتخاب یکی از این اعضا به عنوان رئیس شورای شهر شود، چنین پاسخ داد: «بله شدنی است چرا که معتقدیم باید شورای شهر را به جایگاه واقعی خود برگردانیم و شورا را از شورای شهرداری بودن دربیاوریم.»
    مسجد جامعی با اشاره به اینکه شورای شهر گذشته بیشتر شورای شهرداری شده بود، بیان کرد: «مدیریت شورا در بهبود شرایط شهری بسیار مؤثر است. متأسفانه در قانون برنامه پنجم نیز مدیریت یکپارچه شهری حذف شد و قطعاً یکی از راهکارهایی که مورد توجه است بتوانیم جایگاه واقعی شورای شهر را که مطابق با قانون اساسی بازگردانیم.»
    پاسخ مسجد جامعی درباره شهردار آینده پایتخت
    منتخب مردم در شورای چهارم شهر تهران در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا محمدباقرقالیباف، شهردار تهران خواهد ماند یا درباره گزینه‌های جدیدی همچون محسن هاشمی و محمدعلی نجفی بحث خواهد شد، افزود: «شورا باید بازتاب همه گروه‌های اجتماعی باشد چرا که حوزه عمل این نهاد شورای اجتماعی است لذا نباید این حوزه را سیاسی کرد. نباید اینگونه به تهران نگاه کرد که این شهر هیچگونه عیب و ایرادی ندارد چرا که واقعیت‌هایی در زیر پوست شهر تهران اتفاق می‌افتد که همه اینها مسائل اجتماعی است. بنابراین تهران بیش از این نیاز به کار دارد و ما نباید تهران را از خیابان انقلاب به بالا ببینیم. باید مردم رسانه را امین خود بدانند و شهردار تهران نیز با توجه به این مقوله‌ها با نظر و رأی جمعی گروه‌های مختلف انتخاب می‌شود و در این پیشنهاد همه باید مشارکت داشته باشند چرا که شهردار تهران کار بزرگی را باید انجام دهد. تاریخ تهران، جغرافیا، نخبگان، دانشمندان، شورای شهر را بر آن می‌دارد تا با اجماع نسبی درباره انتخاب شهردار تهران تصمیم گیری کنیم. شورا برای شهردار تهران تصمیم گیری خواهند کرد هرچند که در تهران کارهای بزرگی صورت گرفته اما برخی از اقدامات نیز بلندپروازانه بوده است اما در مورد اینکه از تجربه‌های جدید بتوانیم استفاده کنیم این هم یک شرط و پیش فرضی است برای فعالیت‌های شهردار آینده است.»
    برخی کارهای قالیبف بلند پروازانه بوده‏است
    مسجد جامعی در پاسخ به سؤال یکی دیگر از خبرنگاران مبنی بر اینکه شهردار تهران در انتخابات ریاست جمهوری تنها ۷۰۰ هزار رأی را به خود اختصاص داد و این نشانه دهنده اقبال مردم به گردش نخبگان در مدیریت شهری است، گفت: «این حس را به نظرم خود آقای قالیباف هم دارد، هرچند که شهردار تهران اقدامات بزرگی را در تهران انجام داده، اما برخی از این کارها بلندپروازانه بوده و اخذ ۷۰۰ هزار رأی از مجموع آرای تهران، نشان می‌دهد که مردم به گردش نخبگان در مدیریت شهری توجه شایانی دارند.»

     

  • نقدی بر مواضع متناقض مسجد جامعی

    پس از آنکه احمد مسجد جامعی در نشست مطبوعاتی خود که در تاریخ ۲۸ خرداد ۹۲ و پس از اعلام نتایج آرا انتخابات شورا و ریاست جمهوری، در سالن اجتماعات ایسنا با حضور رسانه‌ها برگزار شد، گفت: «باید شورای شهر را به جایگاه واقعی خود برگردانیم و شورا را از شورای شهرداری بودن دربیاوریم. … شورای شهر گذشته بیشتر شورای شهرداری شده بود.»؛ حسین قربانزاده، مدیرمسئول روزنامه «تهران امروز» در یادداشتی در سایت «الف» به اظهارات وی پاسخ داد. در این یادداشت آمده بود:
    «جناب آقای مسجد جامعی، عضو محترم شورای شهر سوم تهران و منتخب مردم برای دوره چهارم شورای شهر تهران، نشست خبری شما که پس از اعلام نهایی نتایج چهارمین دوره انتخابات شوراها در خبرگزاری ایسنا برگزار شده بود، نکات قابل تأمل و بعضاً عجیبی داشت که یادآوری و طرح نکاتی برای جنابعالی و خوانندگان محترم در این میان خالی از لطف نیست.
    چرا بلافاصله بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و شوراها نشست خبری می گذارید؟ 
    در دوره حضور شما در شورای سوم چندان موضع گیری انتقادی از این جنس از سوی شما دیده نشد، شاید جنابعالی بدلایل مختلف از هرگونه موضع گیری پرهیز داشتید. بجز یادداشت های فرهنگی و اجتماعی از موضع آسیب شناسانه در مطبوعات، حتی در داخل جلسات شورای شهر هم بروز و ظهور شما مشهود نبود و این پرسش جدی است که چرا بلافاصله بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و شوراها جنابعالی نشست خبری می گذارید و برخی ابهامات و نکات را درباره شورای سوم و شهرداری تهران مطرح می کنید؟ قاعدتاً اگر خلافی وجود داشته باید جنابعالی به عنوان تکلیفی که مردم بر دوش شما نهاده اند در دوره عضویت در شورا مطرح نمایید، تذکر دهید، نقد کنید و … نهایتاً بصورت قانونی و در جهت استیفای حقوق شهروندان آن را پیگیری نمایید. چه عاملی باعث شده است که شما در شش سال عضویت در شورای شهر تخلفات احتمالی و ادعایی را نادیده بگیرید و امروز بعد از انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در یک نشست خبری با حضور خبرنگاران متعدد وظایف بر جای مانده در دوره نمایندگی مردم را قضا کنید؟
    جنابعالی در این نشست گفتید: «باید شورای شهر را به جایگاه واقعی خود برگردانیم و شورا را از شورای شهرداری بودن دربیاوریم. … شورای شهر گذشته بیشتر شورای شهرداری شده بود.» آقای مسجد جامعی اظهارات جنابعالی در دفاع از عملکرد شورای سوم در پیش از انتخابات شوراها هنوز روی تلکس خبرگزاری ها وجود دارد. چگونه بلافاصله بعد از انتخابات و اعلام نتایج، همین شورا می شود شورای شهرداری؟!
    کدام یک از اقدامات قالیباف را بلند پروازانه می‏دانید؟
    شما در این نشست خبری برخی اقدامات شهردار تهران را بلند پروازانه دانسته اید، اما اشاره نکردید که منظورتان کدام یک از اقدامات ایشان است؟ و ضمناً چه برداشتی از عبارت «بلند پروازانه» دارید. مثلاً تکمیل بزرگراه امام علی (ع) را بلندپروازانه می‏دانید؟ حتماً زمان طرح این موضوع بسیاری عقیده داشتند که نشدنی است و از این جهت آن را بلند پروازانه دانستند. چون باید بیش از هفت هزار ملک (۱۲ هزار واحد) تملک می شد، چون باید ۵۶ پل در آن احداث می شد، چون زمانبندی پیشنهادی فقط ۱۹ ماه بود و حتماً برای آنان که شناخت عمیق از همت جهادی مردان روزهای حماسه و ایثار نداشتند آن را یک طرح بلندپروازانه می دانستند اما این اتفاق افتاد به وعده و به وقتش یعنی روز میلاد حضرت امیر(ع) افتتاح شد. کم نیست نمونه‏های اینچنینی دیگر که در مرحله طرح، بلند پروازانه توصیف می‏شد اما در مرحله اجرا همان افرادی که اینگونه توصیف می کردند، انگشت به دهان ماندند.»
    منبع شخصیت نگار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *