زائر خاکریزهای عشق و دلدادگی ام

من سال هاست که هر بهار نه راوی بلکه زائر خاکریز های عشق و دلدادگی ام . و این جا به دور از همه دلبستگی ها مشق عشق می …

خبر رسان؛

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

چندین سال است ، سال که نو می شود ، به جای بوسه بر دستان مادرم، بوسه گاهم مزار پاک شهید گمنام دهلاویه شده است. و به جای روی پدرم، جلوه گاه نظرم، خاک مقدس دشتی است که تقدسش را وام دار قطره قطره خون پاک شهداست.

چند سال است با جای خالی من بر سر سفره هفت سین ، نگاه منتظر دخترم، بیشتر درک می کند، تنهایی ، معصومانه دخترکانی در حافظه ی سرزمینش را، که بزرگ ترین درس های زندگیشان را از جای خالی پدر و قاب های عکس پدر و نامه های پدر گرفته اند.

و من سال هاست که هر بهار نه راوی بلکه زائر خاکریز های عشق و دلدادگی ام . و این جا به دور از همه دلبستگی ها مشق عشق می کنم.

این جا خاکش رنگ دیگری ، نسیمش بوی دیگری و طلوعش امید دیگری دارد و اما غروبش دلگیر تر از هر جای دیگری است . یک بار اگر با پای تن مهمان شهدا شوی، هر سال دلت بی تاب آمدن می شود. و پای دل است که تو را به قطعه ای از بهشت می کشاند. و این جا که می آیی در دریایی از دلدادگان گم می شوی. قطره ای می شوی در سیل خروشان زائرینی که مغناطیس عشق شهدا آنها را به سرزمین مردان بی ادعا کشانده است.

بی شک هرکس حرفی دارد، درد دلی، نیتی و یاگمشده ای و اما من که سرباز امروز این سرزمینم و وامدار و امانتدار سربازان دیروز، خاک پای آنها را طوطیای چشمانم می کنم و می گویم: ای شهید عزیزی که ایستادگی و غیرت از تو نام و نشان گرفته است، با تو عهدی دوباره می بندم و هوشیارانه می ایستم، آنگونه که تو ایستادی،تا خواب خوش دشمن را آشفته سازم، و اگر لازم شود ،مقتدرانه می افتم ،آنگونه که توافتادی، تا فروغ چشمان هم وطنانم جاودانه بماند.

راهت را ادامه خواهیم داد ای شهید.

سرهنگ دوم خلبان بهمن ایمانی

دهلاویه – اسفند ۱۳۹۵


منبع : کبنانیوز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *