سهم خواهی پوزش، مخالفت کورش

این روزها، آنچه که کهگیلویه را در بهت، التهاب و زمزمه ها فرو برده است، تقابل و کُنشِ فرماندار دهدشت به یک انتصاب در این شهرستان میباشد که این …

این روزها، آنچه که را در بهت، التهاب و زمزمه ها فرو برده است، تقابل و کُنشِ فرماندار دهدشت به یک انتصاب در این شهرستان میباشد که این انتصاب صحنه ی رویارویی جبهه ی اصلاحات درمقابل دولت شده است.
هیچ کس پیش بینی نمی کرد انتخاب به عنوان اوج نارضایتی ازدولت تدبیر وامید را رقم بزند، تا جایی که بعضی از افراد در این طیف به جای ابراز نگرانی های واقعی خویش ،دست به فرافکنی بزنند و با دامن زدن به مباحث فراجناحی به مسائل قومیتی و عشیره ای پناه ببرند و برای تسکین ناتوانی های خود، سعی در مقصر جلوه دادن دیگران حتی نماینده ی کهگیلویه ی بزرگ داشته باشند..
بعداز واکنش مشاورجوان فرماندار لنده در روستای قیام و سوالات مداوم وی از نماینده کهگیلویه در جهت این انتصاب ، واکنش فرماندار کهگیلویه به اجرای مراسم معارفه ی داوری بیانگر اوج نارضایتی این طیف فکری از این انتصاب میباشد..
یادآوری مینمایم که این روزها فرمانداران استان رفتارهای محیرالعقولی نشان میدهند از گچساران که به گوش مامور حراست فروگاه سیلی میزنند تا چرام که فرماندارش به خبرنگاران اجازه ی حضور در جلسات رانمیدهد تا دهدشت که از حضور یک مدیر ناراحتند و مدیران جدید را به جلسات شورای اداری دعوت نمی کنند..
قصدمان دفاع از هاشمی پور  نیست و یادآور میشویم که داوری از نزدیکان هاشمی پور است اما:
چرا در زمان آقای شفایی ،فرماندار کهگیلویه خواهان تغییر ایشان و جایگزینی نیروهادر سیستم نیروی انسانی شبکه ی بهداشت نبود؟
مگر سید غفار شفایی ازطیف فکری اصولگرا نبود که ازطرف بزرگواری به این منصب رسیده بود پس چرا فرماندار در طول خدمت ایشان سعی در تغییر این اصولگرا نداشت؟
آیا انتخاب داوری برای اصلاح طلبان مشکلاتی ایجاد خواهد کرد؟
آیا نزدیکی داوری و هاشمی پور مشکل جناب فرماندار میباشد؟
آیا فرماندار محترم از نزدیکی انتخابات۹۶ و حضور مدیران اصولگرا هراس دارد؟
مگر فرماندار بالاترین بازوی اجرایی دولت در شهرستان نیست ، پس چرا وقتی یک مدیر سعی دارد تا بدنه ی سازمانی اش را ترمیم کند ، به جای همکاری، سهم خواهی می کنند؟
هزاران سوال وجود دارد اما دلیل مخالفت پوزش با داوری هرچه که باشد،چیزی که در محافل سیاسی و اجتماعی نَقل  میشود این است که؛ فرماندار ازداوری تقاضا ی به کارگیری نیروهای خاصی از طیف اصلاحات راداشته است که با مخالفت داوری روبرو شده است و اینک فرماندار با معارفه ی داوری زاویه دار برخورد می نماید..
آنچه که مطرح تر است اینکه، فرماندار خواهان به کارگیری اصلاح طلبان از جناح خاصی میباشد و قانع به استفاده ی داوری از کلّیت اصلاح طلبان نیست ، آیا این سهم خواهی نامیده نمیشود؟
با توجه به الگوهای ایدئولوژی اصلاح یا رفرمیست، فرماندار فاقد قدرت فکری ایدئولوژیک میباشد و این اصل در چارچوب جامعه ی مدنی نمیگنجد..متاسفانه برخی از بزرگان شهرستان کهگیلویه با تصمیمات احساسی و قوم گرایانه باعث آنارشیسم در جبهه ی اصلاحات کهگیلویه میشوند و این نوع نگاه زاویه دار جز عدم رشد فکری و بن بست، حاصلی ندارد.
مخالفت نسل جدید با جهت گیری های ایدئولوژیک، برخاسته از نیازها واحتیاجات آنان است و کسانی که این نیازها را نادیده میگیرند،قطعا در جامعه ی عقلایی و علمی اصلاحات جایگاهی ندارند.
میزان دخالت دولت در تغییر یا کوشش برای ایجاد دگرگونی های اقتصادی و اجتماعی از عمده ی مشخصات ایدئولوژی اصلاحات می باشد،حال اینکه این تغییر مدیریتی با هدف ترمیم سازمانی صورت گرفته است و دولت ومدیرکل دراین انتصابات دخالت دارند  فلذا شایسته آن است که فرماندار و اطرافیانش به فکر حل مشکلات باشند نه سهم خواهی..
مهندسی اجتماع با مدیریت دولتی متفاوت است، دانش مدیریت بنیانش محاکمه و مخالفت نیست و مهندسی اجتماع بنیادش قوم گرایی و شخصیت پرستی نمیباشد..
آن چه که این روزها در کهگیلویه نمایانتر از همه ی ادوار میباشد جنجال اصلاح طلبان برای سهم خواهی از مردم و مدیران میباشد.. در حالی که مردم نادیده انگاشته شده اند و با فقروبیکاری و اعتیاد و خودکشی جوانانشان درگیر هستند،معیشت مردم سخت و سفره یشان کوچکتر شده است ،آنگاه رهبران سیاسی و مدیران دولتی درگیر سهم خواهی شده اند..
اینک، رویارویی یک نظام واحد فکری با دو رهبر سیاسی در کهگیلویه ،یکی از نادر ترین پدیده های اجتماعی می باشد که تجزیه و تحلیل این طیف فکری را سخت و گاهی ناممکن مینماید و این مهم برای آینده ی اصلاحات یک آفت خواهد بود..


جمعی از اصلاح طلبان کهگیلویه


منبع : کبنانیوز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *