شهادت عجیب روحانی یاسوجی هنگام تلاوت قرآن/ خداحافظی از خانواده برای رسیدن به معشوق

آنطورکه نقل شد ایشان وضوءگرفتند،وآماده قرآن خواندن شدند،و درآن هنگامی که قرآن می خواندندیک مرتبه موشک کاتیوشا کنارشان خورد و با انفجار شدید بدن پاکش پاره پاره شد، و روح پاکش همچون حسین (ع) به معشوق خویش پیوست.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی خبر رسان  (زرنگاریان)،درسال۱۳۴۶دریک خانواده بسیارمستضعف ومذهبی درروستای میرغضب چشم به جهان گشودند و درشش سالگی روانه مدرسه ابتدائی گردیدند،دوران ابتدائی را باپشت سرگذاشتن مشکلات وکمبودهای مادی توانستنداز نظر انضباط و اخلاق حسنه خود،مقام متعالی رادربین دیگرهم کلاسانش کسب نمایند و حتی برای یکبار باعث رنجش و آزار هیچ یک از دوستانش نشد وایشان درتمام حالات باروحی پاک و روی بازلبخند محبت برلبانش جاری بود.

نسبت به دیگران احترام خاصی داشتندو ازسخنان بیهوده خودداری می نمود،وحتی باشوخی های بی جا مخالفت سریع می نمودندو بعدازبه پایان رساندن دوران ابتدائی وارد مراحل راهنمائی شدند و درآن زمان استعداد درسی اش نسبت باآن همه گرفتاری های خانوادگی که داشت درسطح خوبی بودند و علاقه فراوانی به مطالعه غیردرسی داشتند و وقتی که ازمدرسه برمی گشت همکاری های لازم را با پدرو مادرخویش داشتند، احترام پدرو مادررادرهرحالی رعایت می نمودند،و یکی ازحسنات عالیه ایشان صله رحمشان بودکه به نحو احسن با سرکشی خودبه تمام خویشان واقوام آنهارا خوشحال می نمودند.

برای اولین بار دعای توسل توسط ایشان برای اهالی روستا ی زادگاهش برگزار می شد و عاشقانه با سوز و ناله  خاصی دعای توسل را می خواندند.البته قلم وبیان ماعاجزو ناتوان است ازاینکه بخواهیم پیرامون چنین عارف و شخصیتی روحانی،بحث و نوشتاری داشته باشیم.

وامابعدازگذراندن دوران راهنمائی پا به مرحله دبیرستانی نهادند ودردبیرستان امام خمینی شهر یاسوج به رشته اقتصادمشغول شدند وبعدازاخذکارنامه تحصیلی سال دوم باآن شوروعلاقه ای که به طلبگی و روحانیت داشتنددرسال ۱۳۶۳واردحوزه علمیه ولی عصر(عج)یاسوج شدند ودرآن مدت زمانی که درمدرسه فوق الذکربودندو به دلیل علاقه کثیرایشان نسبت به ادامه درس باتلاش فراوان مشغول به تهذیب وتحصیل دراین رشته علوم دینی شدند و چون باکمبوداستاد روبروشدندواحساس وظیفه نمودندکه برای تداوم تحصیل وبرطرف کردن مشکلات درسی خویش به این فکر افتادندکه به مرکزعلم وتقوی شهرخون وقیام قم مشرف شوند و لذا درهمان اواخرسال ۱۳۶۳روانه مدرسه علمیه امام علی (ع)قم شدند.

شهیدعزیزخصائصی بارزدراین مدرسه مذکورداشتند از جمله خصوصیت هائی که دارا بودند حفظ هویت صنفی روحانیت و طلبگی را به نحوعالی رعایت می نمودند ویک روحانی به تمام معنابودند و جدا که ایشان الگو و نمونه  بودند، برای دیگردوستان او یک شب زنده دار بود، شب ها را به عبادت و ناله و ضجه درمقابل معبود و معشوق حقیقی خود خدای تبارک تعالی می گذراندند و انچنان اهمیت به نمازشب می دادندکه گویا از واجبات بود.

و او مصداق این آیه شریفه بودندکه می فرماید:

وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسَیٰ أَن یَبْعَثَکَ رَ‌بُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا (سوره اسراء،ایه ۷۹)

بعضی ازشبها بیدارو متحجد باش ونماز شب به جای آورکه خاص توست که خدایت تورا به مقام محمود مبعوث گرداند خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله:

و آنچنان که نمازشب رابطه با خداوند و توسل به اهل بیت طهارت برنده ترین وکاراترین اسلحه هرمومن است شبانگاهان درنیمه شب پشت پا به خواب می زدند وخودترجیح می دادند راز و نیاز با معشوق خویش رابرخوابیدن .

یکی دیگرازخصلت های ایشان متوسل شدن به ضریح مقدسه حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) بود،و مداوم درکنارحضرت گریه و ناله می کرد.

و او مونس واقعی قرآن بوده وآنقدر با قرآن انس گرفته بودکه درهرجا می رفت باخودش انیس خود(قرآن) را همراه داشت و وقتی به نمازمی ایستاد آنچنان غرق درعرفان می شدکه اگرتیغش می زدند از حالت خود متغیر نمی شدند،و همیشه درمقابل حضرت باری تعالی خاضع وخاشع بودند و ایشان همچنان درسنگرحوزه علمیه مشغول تزکیه وتعلیم بودند.

به نوبه خویش جبهه رارهانمی کردند و مدت زمانی رادرجبهه های کردستان که دراوائل به پاکسازی منطقه ازلوث کموله ودمکرات مشغول بودند نقش به سزای را در بین دیگررزمندگان ایفا می نمودند و بعدازآن مدتی جبران درسهائی راکه عقب مانده بودنمودند.

و باز برای یاری رزمندگان اسلام خود را به صورت یک بسیجی رزمی تبلیغی آماده نموده و روانه جبهه های جنوبی (فاو)شدند ود مراحل پایانی عملیات والفجرهشت شرکت کردند و باز چون خواست خدا بود سالم به سنگرحوزه علمیه قم برگشتند ودراین مدتی که پشت جبهه بودند با سعی و تلاش فراوان توانستند درس خویش را ادامه دهند و ایام تعطیلات تابستانی  ۱۳۶۵ جامه عمل به امر ازدواج که یکی ازسنتهای پیامبراسلام به شمارمی اید پوشیدند وبا ازدواج شان درسی دادند که برای دیگران نمونه بودند.

ودیدیم که بعدازازدواجش چند ماهی بیش نگذشته بودکه باز ایشان با غیرت مردانگی که داشتند به امرامام بزرگوارکه فرمودند: دراین مواقع حساس جبهه رفتن ازاهم واجبات است و هرکس که می تواند به جبهه برود.

لهذا،ایشان سخن رهبریش را لبیک گفتند و از جان و دل پذیرفت و خانه و عیال خویش را درحالی که بارحمل داشته رها نموده وبا این سخن گوهربارشان که فرمودند:انسان باید به هیچکس و هیچ  چیزدل بند نباشد،یک وقت انسان کسی را می بیند و ناخودآگاه محبتش دردلش می افتد،انسان باید محبت خدا دردلش باشد و عاشق خدا باشد و عشق  غیرخدا دردلش نباشد.

فهماندکه ای ملت قهرمان ایران و بالاخص مردم شهیدپرور بویراحمد، باید ندای رهبرتان را لبیک گوباشید وهروقت ایشان لازم دانستند و امرفرمودندکه اسلام را یاری نمائید برشما لازم و واجب است که دل ازدنیا و ظواهرفریبنده دنیا ببرید و همچون حضرت حسین (ع) ویاران باوفایش عاشقانه به مقابله بادشمنان اسلام برخیزید.

آری او خودش چون علی اکبرحسین (ع) در اوائل اسفندماه ۱۳۶۵ از طرف دفتر تبلیغات اسلامی به عنوان روحانی و مبلغ وارد میدان جنگ شدند و در منطقه عملیاتی کربلای پنج، شلمچه به ماموریت تبلیغی خود مشغول بودند.

و آنهایی که چند روزی با ایشان درآن سنگرهای نورانی ظلمت  شکن بودند بیان می کنندکه ایشان درچهره نورانی شان شهادت جلوه گربود، و هرروزاکثراوقات خویش را با تلاوت آیات جلیله قرآن می گذراندند و بیانات شیوا و سخنان علی وارشان دیگر، رزمندگان رابه فیض می رساندند.

تااینکه روز۲۲،اسفند یعنی روزشهادتشان فرارسید و درآن روزحالی دیگرپیداکرده بود و آنطورکه نقل شد ایشان  وضوءگرفتند،وآماده قرآن خواندن شدند،و درآن هنگامی که قرآن می خواندندیک مرتبه موشک کاتیوشا کنارشان خورد و با انفجار شدید بدن پاکش پاره پاره شد، و روح پاکش همچون حسین (ع) به معشوق خویش پیوست.

آنکه توراشناخت جان را چه کند                                         فرزند وعیال وخا نمان راچه کند

دیوانه کنی هردوجهانش بخشی                                         دیو ا نه تو هردوجهان راچه کند

به امیداینکه همه ما ازادامه دهندگان واقعی راه شهداءو مقید به عمل کردن وصایای آنها باشیم ازخداوندتبارک تعالی مسئلت داریم که ارواح پاک طیبه شهداء بالاخص روحانی شهیدمان شیخ رضا چمانی رابا ارواح پاک مطهرشهداءکربلاء محشوربفرماید و به بازماندگان ایشان صبرجزیل و اجر عظیم عنایت فرماید،

انشاءالله تعالی.
خدایا،خدایا،تاانقلاب مهدی(عج)از نهضت خمینی محافظت بفرما.
 
انتهای پیام/۲۰۰

منبع : صبح زاگرس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *