مدیریت پوپولیسمی

جریانی موسوم به اعتدال راه انداختند و وعده روزهای خوب اقتصادی و فرهنگی دادند لیکن پس از این همه فرافکنی، با چرخشی ۱۸۰ درجه ای، تمام تئوری سازی‌ها و …

خبر رسان؛

 

جامعه انسانی با تنوع واژه هایی که کلیات زندگی اجتماعی را تشکیل داده و همچنین پایه گذار ساختار اجتماعی-فرهنگی است، شکل گرفته است. واژه هایی که، پویایی علوم اجتماعی را به صورت عام و جامعه شناسی را به صورت خاص، موجب شده اند. علوم سیاسی، انسان شناسی اجتماعی، روان شناسی اجتماعی، مردم شناسی، علوم تربیتی و حتی ادبیات و حقوق نیز در سیطره واژه هایی قرار گرفته اند که به تناسب برداشت های اندیشمندان علوم اجتماعی تفسیر و تعبیر شده اند. گذشته از اینکه هر واژه ای منتسب به چه اندیشمندی و در چه نوع فرهنگی اصالت یافته است، به اصطلاحِ «» که مهمترین نقدِ ِ مستأصلِ عالیجناب حقوقدان بود، اشاره می کنم.
پوپولیسم از واژه لاتین «Popularis» یا «Populous» به معنای توده مردم یا عامه گرفته شده است. نظریه ی پوپولیسم بر آرای هربرت شیلر و بر این فرض اولیه مبتنی است که عامه مردم را افرادی ناآگاه، منفعل و ضعیف می پندارد. از نظر تاریخی، پوپولیسم برای اولین بار در دهه ۱۸۷۰ میلادی به عنوان یک جنبش اجتماعی در بین روشنفکران روسیه موسوم به جنبش ناردنیک ها یا «دوستان مردم» پدپد آمد. جنبش دوستان مردم روسیه که از حمایت دهقانان خرده پای این کشور برخوردار بود، برای به دست آوردن دو هدف سیاسی بارز، یعنی آزادی سیاسی برای توده مردم و گسترش مالکیت خصوصی بر روی زمین مبارزه می کرد. همزمان با این جنبش، جنبش پوپولیستی دیگری در غرب آمریکا در یک روند نهادی و سازمان یافته پدیدار شد. در سال ۱۸۹۲ میلادی، حزب پوپولیست توانست چهار کرسی نمایندگی به دست آورد و کاندیدای ویژه ای برای رئیس جمهوری معرفی کند. در سال ۱۸۹۶ ، این حزب در درون حزب دموکرات آمریکا ادغام شد و به عنوان یک بخش جدا ناپذیری از جنبش پیشرو این کشور به شمار آمد. از دیگر جنبش های مهم پوپولیستی می توان به جنبش موسوم به پرونیسم در اواسط دهه ۱۹۳۰ در آرژانتین، جنبش پوژادیسم و ژان ماری لوپن در فرانسه، جنبش موگنس کلیستروپ در دانمارک و … اشاره کرد.
پوپولیسم که در فارسی معادل واژه های عوام گرایی و مردم باوری استعمال شده است، دارای چند ویژگی کلی به شرح زیر است:
۱- جلب پشتیبانی مردم با توسل به وعده های کلی و مبهم، و معمولاً تحت کنترل رهبر فرهمند و شعارهای ضد امپریالیستی.
۲- پیشبرد اهداف سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی توده مردم به اعمال فشار مستقیم بر حکومت.
۳- بزرگداشت و تقدیس مردم یا خلق، با اعتقاد به اینکه هدف های سیاسی باید به اراده و نیروی مردم و جدا از احزاب یا سازمان های سیاسی پیش برود.
البته آیین و سنت سیاسی پوپولیستی، در هر کشوری شکل ویژه ای دارد. در نهضت های پوپولیستی، معمولاً ائتلافی آشکار یا ضمنی، میان طبقات مختلف با منافع متفاوت و گاه متعارض برقرار می شود. تداخل اقشار گوناگون در این نهضت ها، به طور عمده ناشی از عدم تشکل طبقاتی و عدم وجود مرزبندی روشن طبقاتی است. پوپولیسم دارای مشخصات عوام فریبی، تقدیس شخص رهبر فرهمند، تعصب، تکیه بر توده های محروم، نداشتن ایدئولوژی مشخص، اصلاح طلبی، بورژوایی بودن و عناصری از ضدیت با امپریالیسم و ملی گرایی است. توسعه خواهی و پر و بال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادی های سندیکایی و دموکراتیک از خصلت های عمده دوران پوپولیسم است.
مخلص کلام؛
– دولت خردمند و اندیشه ورز(خواهشاً به سُخره نگیرید، چون کم کم داره خورشید از پشت ابر درمیاد)، در سه سال اول، به لحاظ معجون سیاسیِ غیر همگنِ برخی از شبه اصلاح طلبانِ تشنه اسم و البته با کُنیه اصلاح طلبی با پیر اصول گرایانِ محروم از مهرِ فرزندانِ سیاسی شان، تنها با فرضیه «دولت قبل» برای تبیین نظریه ی چالش برانگیز مدیریتی اش بسنده کرده بود، خیلی شادمانه قدم در وادی سیاست های خارجی می گذاشتند. هژمونی سیاسی دولت اعتدال، آنچنان هوش از اعتدال گرایان برده بود که با سیاست سکوت(خوب و بدش به کنار) برجام را به انجام رسانده و قبای افتخارش را به گردن آویختند.
آن روز می گفتند که همه دنیا(منظورشان آمریکا بود) استکبار نیستند؟ ما که نمی توانیم به همه دنیا بی اعتماد باشیم؟ این دولت امروز آمریکا با دولتهای گذشته آن قابل قیاس نیست؟ چرا باید بر علیه همه دنیا شعار بدهیم؟ مگر قرار هست تا کی نسبت به دنیا بی اعتماد باشیم؟ چرا از اسلام حرف می زنیم ولی به روح اسلام گرایی که ذاتی صلح طلب دارد عمل نمی کنیم؟ همه ی این سؤالها، به نوعی واکنش به پوپولیسم گرایی دولت قبل بود. وقتی برف مهربانی و خنده های ملیحانه کم کم آب شد و به فصل پاییز دولت رسیدیم که باید جوجه ها را بشماریم. متأسفانه قهرمانان ملی و حقوقدانان چیره دست، با ایده های پوپولیسمی، دولت آمریکا را از اول تا الان، غیر قابل اعتماد و دشمن ملت ایران معرفی می کنند. علت ناکامی دولتِ مملو از تدبیر، دیگر«دولت قبل» نیست بلکه به گفته رئیس دولتِ فراهوشمندان، دیپلماسی مکارانه آمریکا و غربی ها است که در طول انقلاب کراراً شاهد آن بوده ایم.
–   پرداخت یارانه ها، یکی دیگر از گرفتاریهای دولتِ قابلیت دارِ «امید»وار بود که در سه سال اول دولت، همه لالایی های جانسوز را برای چالش های آغاز به کار دولت که خود پوپولیسمی ترین روش از اعتبار انداختن رقیب سیاسی است، وزرای تعاون کار و رفاه اجتماعی، اقتصاد و دارایی، نفت و مخصوصاً رئیس سازمان برنامه و بودجه«مغلوب محض برنامه های اقتصادی در مناظره سال۹۴»، برای به فعلیت رساندن ایده ی اقتصاد لیبرالیسمی دولت یازدهم، شب و روز سرودند. آنقدر حرف های ایدآلیسمی از مکاتب نظری اقتصاد را در مورد تحقق وعده های ۱۰۰ روزه«همان طنز دون تر از تفکر پوپولیسمی جناب حقوقدان» تا پشتوانه سازی ذخیره ارزی«همان منبعی که امانتدارش، ذخیره ارزشمند نظام بود» و همچنین احیاء کارخانه ها و تولیدی‌های داخلی راکد«چیزی شبیه صندوق فرهنگیان» به خورد مردم دادند که نهایتاً سردرگمی های استانی در راستای اقتصاد مقاومتی، گریبان تدبیرشان را گرفت که در روزهای پایانی دولت یازدهم، نه تنها یارانه بگیران را مردمی واجب الترحم می خوانند بلکه پرداخت سود سهام عدالت را به روزهای آخر عمر دولت «هُل» دادند تا عملاً  وارد میدان نو پوپولیسمی قرار گیرند.
– یکی دیگر از موارد همیشه مورد نقد اعضاء دولت حقوقدان،  مسکن مهر و پرداخت اجاره بها به فقرا بود. در حالیکه عزم دولت قبل برای اجرایی نمودن مسکن مهر بویژه برای خانه دار شدن نیازمندان و با سازوکار خاص آن جدی شده بود، نظریه پرداز دولت نجومی بگیران این چنین افاظه نمودند؛{محمدرضا نوبخت در سال ۸۸ به عنوان معاون پژوهش های اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک تشخیص مصلحت نظام در جریان تبلیغات انتخاباتی و در قزوین گفته بود: «امروز دیگر توزیع سیب زمینی، سهام عدالت، چک پول و توزیع با عجله ۸۰ هزار تومان سود سهام عدالت نتیجه نمی‌دهد. که البته اگر همین کارها را یک کاندیدای مجلس انجام می‌داد صلاحیت وی رد می‌شد.} البته ایرادی نمی توان گرفت. به هر حال آدم دروغگو حافظه خیلی ماندگاری ندارند. در این سه سال و نیم گذشته طرح مسکن مهر را«طرح مزخرف» نامیده و هیچ اقدامی برای خانه دار شدن دهک های پایین جامعه انجام نمی داند. چند هفته قبل و بعد از انتظارات فراوانی که در بین برخی اقشار مختلف مردم وجود داشت، دولتِ خودبزرگ بین، صرفاً به رونمایی از طرح مسکن اجتماعی پرداخت که البته شاید مسکن مهر از حالت مزخرفی به یک واقعیت غیر قابل انکار برای خانه دار شدن نیازمندان درآمده است.
احتمالاً همین سه موضوع مستند برای فهم به واقعیت ها کافی باشد. ضمن اینکه مقصودم طاهر کردن دولت قبل از اشتباهات و رفتارهای قابل نقد نیست بلکه برداشتن نقابِ منفعت طلبی و سودجویی گروه هایی است که بنام اصلاح طلب یا اصولگرا، همه سرمایه های فکری و انسانی که معمولاً بزرگانشان نیک اندیش و خیرخواه مردم بودند را کنار نهادند و چون فکر می کردند که خیلی بزرگ شده اند، هر چه از قبل بوده را بدون از نام دولت و سیاست های آنان، «مزخرف» و «ترسو» و «مستبد» خواندند و همه را پوپولیسم گرا نامیدند. مدیران کوچک اندیش، جریانی موسوم به اعتدال راه انداختند و وعده روزهای خوب اقتصادی و فرهنگی دادند لیکن پس از این همه فرافکنی، با چرخشی ۱۸۰ درجه ای، تمام تئوری سازیها و انگاره های تبیینی و عقلانی شان به ابر پوولیسمی گرایید.
بنابراین اجبار به سکوت اصلاح طلبان در مقابل حرکت حلزونی عالیجناب حقوقدان در توسعه زیر ساخت ها و تعالی منابع اقتصادی، علاوه بر آگاهی توده های مختلف اجتماعی ازناتوانی مدیریتی معتدلین(به اسم معتدل ولی به رسم متحیر)در سطح وسیع جامعه، زمینه ای شده تا برخی از دولتمردان عالی رتبه تا کوچک مردانشان در سطح استانها، علیرغم ناله هایی که از فقر صندوق ذخیره ارزی، تحریم ها و مسدود نمودن مطالبات بین المللی، کاهش تولید و هزینه های کلان زندگی اجتماعی مردم و دهها محدودیت منابع مالی دیگر، با این باور و خوش خیالی برسند که به اندازه ۳۸ سال گذشته، {شکی نیست که متوهم تشریف دارند}، کار کرده اند. این در حالی است که به گفته مرتضی حیدری خبرنگار مناظره ها و مجری مصاحبه با مسئولین نظام، استان در بسیاری از شاخص های تخصصی و مدیریتی مرتبط به ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، در رتبه آخر کشوری قرار داریم. بی تردید این مدیریت، بدتر از پوپولیسمی است. والعاقبه المتقین


منبع : کبنانیوز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *