وقتی نقص عضو چرخ زندگی جوان گچسارانی را به حرکت در آورد+تصاویر

یکی از جوانان قطع عضو گچسارانی با عنایت پروردگار بر معلولیت خود غلبه کرده و سال‌هاست که با رانندگی چرخ زندگی اش را می چرخاند، وی با اتکاء به خداوند متعال، ایمان و اراده قوی ثابت کرده که معلولیت محرومیت نیست.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس،هر وقت قدم درخیابان های مرکزی بام نفت ایران می گذارید، گاها رهگذرانی را می بینید که  دستشان را به سوی شما دراز کرده اند و طلب کمکی دارندو امروزه دست نیاز ودرخواست نزد دیگران دراز کردن کاری است که بسیاردر این شهر رایج شده است،حال فرقی نمی کند که مشکلی در جسمشان وجود داشته و یا اینکه بدنی سالم دارند.

همان افرادی که گاه کودکی در بغل دارندکه شیر خشک می خواهد، گاه نسخه ای در دست دارند و خیلی نگران تأمین هزینه های بالای درمان و تهیه داروهایی هستند که توانایی پرداختش را ندارند، کودکانی که در سایه فقر درچهارمین ابر مخزن نفتی جهان با سرو وضع نامناسب و ژولیده فال و دعا می فروشند ،بساطی پهن می‌کنند و گاهی هم دست‌فروش دوره‌گردخیابان‌ها می شوند.

اما در سوی دیگر، هستند افرادی که طبع و همتشان بلند است، اگر چه معلولیت جسمی شان زیاد است، دست نیاز به سوی کسی دراز نمی کنند و معلولیت شان را نوعی امتحان الهی می دانند،اگرچه مانند این ها در این شهر زیاد هستند.

محمد حسین یکی ازهمین افراد است که با عنایت پروردگار بر معلولیت خود غلبه کرده و سال‌هاست که با رانندگی چرخ زندگی اش را می چرخاند، وی با اتکاء به خداوند متعال، ایمان و اراده قوی ثابت کرده که معلولیت محرومیت نیست.

صبح یک روز زیبای آفتابی است بلوار ولی عصر(عج) مانند همیشه شلوغ است و پراست از خودروهای سبک و سنگین ،در پی یک نشانی ساده قدم زنان به دنبال "محمد حسین" می گردم که در خودرویی منتظرم نشسته است در حاشیه بلوار تعداد زیادی خودرو دیده می ‌شود بعد ازکمی جست و جو پیدایش می کنم سوار بر خودروی مورد نظر که می شوم با جوانی روبرو شدم که پشت فرمان نشسته است درحالی که از ناحیه پای راست است.

 با ورودمان به گرمی از ما استقبال می کند بعد از کمی خوش و بش و معرفی خود گفت: محمد حسین زراسوند هستم ،متولد ۱۳۵۹ دارای مدرک تحصیلی دیپلم و در خردادماه سال ۸۸ بر اثر یک حادثه ناگوار پای راستم را از دست دادم.

‏ ‏صحبت از کار می شود و محمد حسین با چهره ای بشاش در حالی که لبخند می زند برایم از کارهایش می گوید: همیشه سعی کرده ام  که با این معلولیت به هر نحوی که شده سربار خانواده ام نباشم، و تا آنجا که توانسته ام سعی کرده ام تا دست نیاز به سوی کسی نیز دراز نکنم.

وی ادامه می دهد:پس از معلولیت چند سالی خانه نشین شده بودم،متاسفانه پدرم که تکیه گاهی در زندگی ام بود را در سال ۸۶ از دست داده بودم  و کنار آمدن با این وضعیت و معلولیت بسیار برایم سخت و دشوار بود و از روحیه چندان مطلوبی در آن دروان نیز برخوردار نبودم .

معلول قطع عضو بدرد نمی خورد

زراسوند می افزاید:از سال ۹۱به عنوان منشی در آژانس کار می کردم چند وقت بعد گواهینامه ام را به گواهینامه معلولین تغییر دادم و در سال ۹۲ با نامه فرمانداری به واحد تاکسی رانی گچساران مراجعه کردم اما متاسفانه مجوز تاکسی به من ندادند و گفتند:" شما معلول هستید و بفرمایید بروید خانه استراحت کنید ،شما با این معلولیت نمی توانید رانندگی کنید".

وی اظهارمی کند:اوایل معلولیتم امیدی به ادامه چنین وضعی در زندگی نداشتم ولی کم کم باورم شد که دیگر نمی توانم یک جا بنشینم و به دیوار های اتاق زل بزنم، در یک برنامه مستند دیدم که یک فرد معلول بدون دست رانندگی می کند که پس از آن ،این توان را در خودم دیدم که می توانم و چون خواستم پس توانستم.

محمد حسین بسیار شیوا سخن می گوید به طوری که جذب چهره خندان و صحبت کردنش می شوم،در تمام مدتی که با این جوان در حال گپ و گفت بودم چنان با صلابت و توانمند صحبت می کرد، سراسر گوش شده بودم، با لبخندی ادامه می دهد: از سال ۹۲به کمک وام و قرض کردن از نزدیکان توانستم خودروی مدل پایینی برای خودم دست و پا کنم و الان بیش از ۳سال است که در تاکسی بی سیم این شهر به کار مشغولم.

وقتی از زندگی و خانوادها ش می پرسم می گوید: دوخواهر و دو برادر دارم که همه ازدواج کرده اند و من با مادرم زندگی می کنم ،تحت پوشش بهزیستی هستم و در حال حاضر هم روزی حدود ۱۲ ساعت با ماشینم کار می کنم.

 اینجا بوی همت بلند و استقامت را می تـوان حس کـرد

درادامه راننده تاکسی بی سیم استارت می زند تا چرخی در سطح شهر بزنیم ،امروز نفس هایم را کمی جانانه تر می کشم و تنها چیزی که به مشامم می رسد بوی «همت بلند» و «استقامت» است.ایام ،ایام فاطمیه(س) است و راهی بوستان شهدای گمنام این شهر می شویم رانندگی اش توجه ام را به خودجلب می کندکه به راستی اگر انسان همه توکلش به خداباشد و همت و تلاش را پیشه کارش کند، می تواند همه موانع راهرچند بزرگ از سر راهش کنار بزند.

با جمع کردن پول پای مصنوعی ام خودرو خریدم

محمد حسین زراسوند همه هم و غـمش این بود که ثابت کنند می تواننـد،چنانچه خودش می گوید: پولی که با هزاران مشقت و سختی جمع کرده بودم تا یک پای مصنوعی برای خودم بخرم و در کنار گرفتن وام و اندکی هم قرض یک خودرو برای کارم خریدم.

این جوان گچسارانی با اشاره به دیگر توانایی هایش اظهارمی کند:در سال های ۷۶ و ۷۷ عضو انجمن نمایش گچساران بودم و تئاتر و سرود هم کار می کردم ،در برنامه های دهه مبارک فجر هم به شکل سنتی خوانندگی می کردم ازترانه های محلی بختیاری تا دشتی و الان هم فقط برای تنهایی خودم گاهی می خونم.

محمد حسین در حالی که از برخی مسئولین گلایه مند است، ادامه می دهد:ماشین کهنه ای دارم و خرجش بالاست و اگر این ماشین را نداشتم که کار کنم با حقوق ۵۰ هزار تومانی بهزیستی به جایی نمی رسم ،اگر هم کار نکنم مجبورم در جلوی بانک ها بنشینم و گدایی کنم که متاسفانه برخی از معلولین از سر ناچاری به تکدی گری روی آورده اند. تنها خواسته ام از مسئولان این است حداقل تسهیلاتی در اختیارم قرار دهند تا خودروی قدیمی ام را عوض کنم و با یک ماشین مدل جدیدتر و بدون مشکل به کارم ادامه دهم.

زراسونددرادامه به خاطره ای در خصوص شغلش اشاره کرد و افزود: یک روز  پدر و پسری از یکی از شهرستان های اطراف مسافرم بودند که در جلوی ترمینال مسافربری پیاده شدند،درحال برگشت در مسیر بودم که متوجه مبلغی به مقدار ۶ میلیون تومان به جا مانده از آنها شدم که فورا برگشتم و پول رو تحویلشان دادم.

‌وقتی که معلولیت پایان کار نیست

وی می گوید: خیلی از مسافران وقتی که متوجه معلولیتم می شوند تعجیب می کنند که چطور با این معلولیت برای زندگی تلاش می کنم.تا الان به اکثر شهرستان ها مثل بوشهر، شیراز ،شهر کرد،اصفهان ،اهواز و حتی تهران با همین معلولیت رفتم و برگشتم.در واقع معلولیت محرومیت نیست و الان هم در رانندگی هیچ دست کمی از دیگر رانندگان ندارم و حتی حاضرم با دیگر رانندگان کورس ببندم.

وی می افزاید:باید شرایطی در جامعه بوجود بیاید که مسئولین و مردم معلولین را بپذیرند و از توانایی ها و استعدادهای معلولین استقبال کنند،باور کنید برخی از معلولین ظرفیت ها ،استعدادهاو توانایی انجام کارهایی را دارند که خیلی از افراد غیر معلول به نوعی از عهده انجام آنها هم عاجزند.

برایم جالب است که این جوان قطع عضو گچسارانی شاکر خداوند است و چه بسا جوانان بیکاری را می بینیم که از نظر جسمانی سالم هستند ولی نه تنها شاکر نیستند بلکه همیشه گله مند هستند و کاهلی های خودشان را به پای روزگار می نویسند و از عالم و آدم شاکی هستندو با وجود سلامت کامل، از همه  توان خود برای رسیدن به قله های موفقیت استفاده نمی کنند.

امروز معلولیت، قصه پر غصه ای است که تنها کسانی با آن آشنایی دارند که خود یا عضوی از خانواده آنها معلول باشد،در این  میان هم جمعی از معلولان با این مشکلات کنار آمده اند و افرادی الگو از نظر صبوری و توانمندی و بلند همتی برای جامعه شده اند و‏ تعداد این عده که توانمندی را به معلولیت گره زده اند در جامعه کم نیست و بسیاری از آنها قادرند با اندک یاری از سوی نهادهای مسئول زندگی خود را اداره کنند .

پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب

انتهای پیام/۴۱۲۰

 

منبع : صبح زاگرس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *