پاسخی به اظهارات مدیر جهاد کشاورزی بویراحمد

یکی از اهالی کاکان با ارسال جوابیه ای به صحبت های مدیرجهاد کشاورزی شهرستان بویراحمد واکنش نشان داد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ،  یکی از اهالی کاکان – نمی توان برای برخی عبارات جایگزین، یا حتی مشابهی پیدا کرد یعنی فقط یک نسخه دارد مثل همین عبارت معروف
《 ادب مرد به ز دولت اوست 》

جمله کوتاه بود، زائیده یک ذهن کوتاه اما انداختن سنگ در ته چاه بود و اصلا حرف، سر چاه بود و چه داستان های عجیبی دارد این چاه از چاه ویل گرفته تا چاه یوسف و چاه تنهایی های علی(ع) و چاه مدیر محترم جهاد کشاورزی شهرستان بویر احمد؛ مدیری که اصولا جایگاه حقوقی خودش و سازمان متبوعش از صدقه سر مردمی است که گواه عزت و شرفشان پینه های دستانی است که هرگز به در یوزگی دراز نشده است.

مدیر جهاد کشاورزی معتقد است که مردم دهستان کاکان دروغگو و بی صداقتند و این اعتقاد بی اساس را بی هیچ حیا و آزرمی در رسانه عمومی بیان می کند، حال این سوال مطرح می شود که معنی ابتذال چیست؟

ایا ابتذال غیر این است که رذیلت های اخلاقی و رفتاری چون《 کارکرد انتفاعی》 پیدا کرده اند قبحشان ریخته اقای مدیر جهاد!
 

ما را به صندلی داران و شکمبارگان که کاری نبود، خدای بالای سرمان بود و رحمتش، کشاورز بود و زحمتش

گاهی صدای گاوی خوابمان را در نیمه شبی می آشفت اما با مهربانی شیر می داد، سالی یک گوساله هم میداد …..

کسی اهل چاه کندن نبود تا 《این ده خانی》 با 《اون ده خانی》 دعوایش بشود و قاضی، هر دو را به باد فحش و ناسزا بگیرد.

خانه های گلی داشتیم که تابستانش خنک و میزبان هر رهگذری بود و زمستانش گرم حرمت بود.

باغ داشتیم، چشمه داشتیم، گاو و بز داشتیم، شیر و ماست داشتیم، سیب و گردو داشتیم.

راستی (سیب و گردویمان هم کرمو نبود) به کسی هم کارمان نبود

بعد تو امدی، بزمان را برایت کشتیم ، سیبمان کرمو شد، گاومان را فروختیم سم خریدیم، چشمه ها مان خشکید، بعد از آن ما چاه کندیم، دروغگو شدیم، صداقتمان یهویی پر کشید!
 

صداقت مردمی که در منطقه در مهربانی و صفا، صداقت و راستی، زحمتکشی و مهمان نوازی، خوش کلامی و ادب و نزاکت زبانزد خاص و عام بوده اند یک شبه ذبح می شود.

قصد ندارم که از این مدیر بخواهم تا بخاطر حرمت شکنی اش از مردم خوب و فهیم کاکان عذر خواهی کند بلکه میخواهم بگویم .

ترجیح میدهم گاومان نزاید ، بزمان بمیرد، سیبمان کرمو شود ، چشمه هامان بخشکد، باغمان بسوزد ، اما حرمت زنان و مردانمان توسط هر کسی نشکند و هر شب با صدای همان گاو از خواب بیدار شویم .
 

انتهای پیام/۲۰۰

منبع : صبح زاگرس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *