شهید دیروز و آزاده امروز بهمئی بر سر قبر خود رفت + تصاویر

همزمان با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آزاده بهمئی با حضور در جوار قبر شهیدی که روزی مردم سنگ قبر او را بر روی این قبر گذاشته بودند و اکنون شهید گمنام خطاب می شود، برای شناسایی هویت این شهید دعا کرد.

شعبان بهمئی یکی از رزمندگان و آزادگان ۸ سال دفاع مقدس روستای سیاه شیر از توابع شهرستان بهمئی است که در اتفاقی نادر برای وی مراسم ختم و سالگرد شهادت گرفتند، اما خداوند او را بعد از سالها تحمل رنج اسارت به آغوش گرم خانواده برگرداند.

بهمئی ماجرای قبری را که روزی قبر خودش بود و اکنون مزین به نام شهیدی گمنام است، به صورت خاطره برای خبرنگار آوای ماغر اینچنین تعریف کرد:

“تیرماه سال ۶۷ در منطقه کوشک از طرف فرمانده تیپ ۹۲زرهی اهواز حدود ۷۰ سرباز دستم بود که وظیفه بازسازی یک قسمت از خطر مرزی را بر عهده داشتیم ؛این مکان حدود ۲۰۰ متر پشت خط مقدم جنگ بود .

چند روز این کار را انجام میدادیم و شبها با ۲ نگهبان در کارگاه استراحت می کردیم، از فرمانده دستور گرفتیم که خط مرزی باید سریع تر آماده شود.

یک گروهان زرهی کنار ما بود که گروهان تانک بودند و شهیدی که الان به جای بنده در اینجا آرام گرفته است، از آن گروهان بود و مرتب با ما سلام و علیک داشت.

یک شب رژیم بعث ساعت ۲و ۲۰دقیقه بامداد شروع به ریختن آتش بر سر ما کرد ؛آتش سنگین بود اما ما به سختی خود را به سنگرهای حفره روباهی رساندیم و منتظر ماندیم تا هوا روشن شود.

هوا که روشن شد، داشتیم در آتش و دود به جلو پیش رفتیم که یکی از بچه ها متوجه شد من مستقیم به سمت دشمن می روم، برای اینکه مرا بترساند تا برگردم از سر دلسوزی چند تیر به اطراف من شلیک کرد اما یکی از آنها به پایم اصابت کرد.

وقتی دید زخمی شدم به سرعت جلو آمد و مرا بغل کرد و با بند پوتین پایم را محکم بست و مرا صد متری به عقب آورد. همین شهید گمنام با یکی دیگر از همرزمان به کمک من آمدند .

چون تیر ژ-۳ خوردم و تیر به استخوانم رسیده بود، حالم بسیار بد بود. یکی از بچه به سمت گروهان تدارکات رفت تا برای نجاتم ماشینی بیارود اما وقتی رسید تنها یک ماشین دید که عقب آن پر از قالب یخ بود، ماشین را به سرعت برداشت و به سمت ما حرکت کرد.

عراق از پیچ کوشک حمله کرده بود و دور ما به صورت کامل محاصره بود و ما برای بازگشت تنها یک مسیر داشتیم و آن مسیر پاسگاه زید و شلمچه بود از راننده خواستم به سمت پاسگاه زید برود تا سوار شوم.

 مرا با جسمی خونین و نیمه جان بر روی یخ ها انداختند و با تمام توان ماشین را حرکت دادند، چند متری نرفته بودیم که سرخود را از ماشین بیرون آوردم و متوجه شدم ماشین به سمت دشمن در حال حرکت است.

هلی کوپتر عراقی بالای سر ما بود و راننده هم بی خبر از محاصره به سمت جاده المهدی که محل استقرار عراقی ها بود، در حال حرکت بود.

از ماشین ما تا جاده المهدی که تانک های عراقی مستقر بودند نزدیک به ۲۰۰متر فاصله بود. وقتی ماشین به تپه رسید بچه ها با مشاهده تانکهای عراقی  شوکه شدند اما دیگر دیر شده بود و با چشمانی نیم باز و خسته دیدم که یکی از تانکها ماشین ما را هدف گرفت. به پشت شیشه زدم و گفتم بچه ها فرار کنید و در همین حال خودم را پرت کردم و در خلاف جهت تانکهای عراقی به پشت یکی از چرخ های ماشین جا دادم.

 بچه ها به سمت من آمدند اما من از آنها خواستم که به سرعت فرار کنند چون همه ما اسیر می شدیم.

گریه کنان گفتند که نمی توانیم تو را ببریم، من به آنها گفتم به خدا توکل کنید و فرار کنید و گرنه همه ما یا کشته یا اسیر می شویم. چند نفر از بچه ها به سرعت خودشان را به خاکریز رساندند هر چند به سمت آنها تیر اندازی می شد اما بعدا متوجه شدم که به سلامت رسیدند.

یکی از بچه ها هم که راه فرار پیدا نکرد دستانش را به نشانه تسلیم بالا برد و به سمت عراقی ها می رفت اما آنها با شلیک گلوله به اطرافش او را آزار می دادند تا او را دستگیر کردند.

من پشت چرخ ماشین تنها مانده بودم و فکر نمی کردم کسی دیگر در ماشین مانده باشد. از اسارت نفرت داشتم به همین خاطر داشتم از پشت چرخ ماشین به سمت عراقی ها نگاه می کردم شاید بتوانم در فرصتی مناسب فرار کنم اما دیدم که ماشین را با تانک نشانه گرفتند. آنجا بود که به جد مادرم ، حضرت فاطمه(س) متوسل شدم و از ایشان کمک خواستم. به علت موج انفجار داشتم بی هوش می شدم .

آب از سرم گذشته بود و در آن لحظه دیگر هیچ چیزی برایم مهم نبود.آخرین چیزی که از آن صحنه در ذهن دارم، دکل ایرانی بود که با تانکهای عراقی پایین افتاده بود. در حین ضعف عراقی ها با آرپی جی به ماشین زدند .

بعد از به هوش آمدن پای قطع شده ای را مشاهده کردم که جلوی من بر زمین افتاده بود، در دل گفتم خدایا پای من هم قطع شد ؛جرأت نگاه کردن به خودم را نداشتم اما وقتی خوب به پا خیره شدم، متوجه زیر شلوار آبی که قسمتی از آن هنوز بر روی پا مانده بود، شدم و از اینکه پا متعلق به خودم نیست مطمئن شدم چون من زیر شلوار آبی نداشتم و صاحب این زیر شلوار به خوبی در ذهنم مانده بود.

متوجه شدم این پا متعلق به سربازی از گروهان ۱۰۵تانک است که بعضی اوقات او را در گروهان بغل می دیدم.

به خود آمدم و دیدم در حال بی هوشی سه گلوله دیگر خوردم ؛شلوارم را پاره کردم و به سختی با تکه ای شلوار و بند پوتین داشتم زخم هایم را می بستم .

آرام آرام احساس رفتن کردم، شهادتین را خواندم و رو به قلبه دراز کشیدم نیم هوشیار بودم که صدای داد و قالی را احساس کردم با سختی میدیدم که سه سرباز عراقی به قصد زدن تیر خلاص به من رسیدند با تمام توان بلند شدم  خواستند شلیک کنند که افسر عراقی به عربی چیزی به آنها گفت، گویا می گفت که او را زنده می خواهم.

یکی از عراقی ها با قنداق اسلحه به کمرم کوبید و دستور حرکت داد  و من باید با ۶ گلوله و سه ترکش حرکت می کردم، می دانستم اگر حرکت نکنم می میرم. بالاخره خودم را به زور به افسر عراقی رساندم. مرا به بالای نفربر بردند و دستانم را از پشت بستند و به سمت ایران حرکت کردیم. بالای نفر چندین خمپاره از طرف بچه ایران به سمت ما شلیک خود که احساس می کردم در این حین توسط برادران ایرانی شهید می شوم.بعد از چند لحظه حرکت ایستادند، وقتی بالای سرم آمدند، ناخودآگاه خنده ام گرفت، گویا خوششان آمد چون تصیم گرفتند زخم های مرا پانسمان کنند. وقتی شروع به بستن زخم ها کردند، تازه فهمیدند که چقدر زخمی هستم و شاید از آوردنم پشیمان شده بودند اما همان خنده ناخودآگاه کار خودش را کرد که خودم آن را لطف خدا می دانم.

بعد از چند لحظه به من گفتند که الان ماشین مرا می برد بعد از ساعتی لندکروزی آمد که متعلق به گروهان ۲خودمان بود و عراقی ها آن را به غنیمت بردند ؛مرا با دو اسیر دیگر با دستان بسته پشت لندکروز انداختند و راه افتادند. من بچه ها را می شناختم اما به خاطری که بدنم با خاک و خون گل مالی شده بود آنها مرا نمی شناختند، در بین راه که ماشین سوار بر خار و خاشاک و سنگ و کلوخ می شد و من جیغ و داد کشیدم، بچه ها از صدا مرا شناختند ؛یکی از بچه ها به نام رسول پرویزی صدایم زد و گفت: شعبان تویی؟  بعد به خاطری که حالم بد بود، بچه ها پاهایشان را دور من محکم حلقه زدند تا از حرکت ماشین در مسیر سنگلاخ کمتر اذیت شوم. هر چند سرباز عراقی که بالای سر ما بود، بچه ها کتک می زد اما یکی از بچه ها جسارت کرد و با دندان دستانم را باز کرد تا سرانجام به خط مقدم عراق رسیدیم و اسیر شدیم.

من داستان شهادتم و تمام مراسم تشییع جنازه ام را در اردوگاه اسارت خواب دیدم و شک نداشتم که شهید اعلام می شوم چون ماشینی که بچه ها در خط مقدم برای جسم زخمی من فرستادند، در حالی که یک زخمی دیگر که بچه ها ایشان را آنجا بلد نبودند ، با گلوله دشمن آتش گرفت و آن نفر درون همان ماشین شهید شد .

به خاطری که جزو اسرای تبعیدی بودم ۱۵ کمپ مرا جابجا کردند. وقتی از تکریت به بعقوبه انتقال یافتم، یک روز به بهداری رفتم دیدم عده ای از بچه ها با تعجب به من نگاه می کنند، یکی از آنها در حین ناباوری از من پرسید که تو شعبان نیستی؟چون لاغر شده بودم، شک داشتند تا اینکه گفتم: بله ؛بچه ها گفتند ما از همرزمان تو هستیم، ما جسم تو را به خانواده ات تحویل دادیم و تو را شهید اعلام کردند . آنجا بود که متوجه شدم خوابم به یقین تبدیل شد و متوجه اعلام شهادت خود شدم.

خانواده برای من مراسم تشییع، هفتم، چهلم و سالگرد گرفتند اما خداوند مرا در اسارت نگه داشت تا دوباره به ایران برگردم .

میدانم شهیدی که به جای بنده در اینجا آرام گرفته و الان شهید گمنام است همان سرباز گروهان ۱۰۵ تانک است که در منطقه کوشک به جای بنده در ماشین شهید شد ؛بعد از آزادی از اسارت به محل خدمت رفتم و جریان را توضیح دادم اما در گذشته شرایط سخت بود و امکانات شناسایی پیکر مطهر شهدا کم بود، به همین خاطر تلاشم برای شناسایی هویت این شهید به جایی نرسید و امیدوارم روزی این شهید شناسایی شود ،شاید هنوز مادر یا پدر این شهید زنده باشند و شب و روز را منتظر آمدنش به سر ببرند.”

منبع:پایگاه خبریآوای ماغر

انتهای پیام/۲۰۰

منبع : صبح زاگرس

ماجرای جنجالی قبض های نجومی به نماز جمعه دیشموک کشیده شد + تصاویر

حجت الاسلام پناهی با بیان اینکه، مردم تحت فشار بوده چون که ندارند، گفت: مسئولان استانی بیایید دردل این مردم بهمراه فیش‌های برق را به وزارتخانه ببرید و بگویید تا زمان گازرسانی به دیشموک و چاروسا این برق را به قیمت مناسب به مردم بدهید.

 یکی از پرسنل اتفاقات برق دیشموک در جمع مردم دیشموک قبل از خطبه های نماز جمعه به سخنرانی پرداخت و مسئله فیش های نجومی برق را توضیح داد.

جلیل اخترشناس در جمع مردم دیشموک اظهار کرد: اگر شما می گویید فیش نجومی، ما عرض می کنیم مصرف نجومی برق توسط مردم انجام شد.

وی افزود: بیش از ۹۰درصد قبض صادر شده برق که مردم اعتقاد دارند، نجومی است به علت استفاده از آبگرمکن می باشد و مردم از برق در زمستان به دلیل نبود گاز، به عنوان سوخت استفاده می کنند.

اخترشناس به صحبت های روز گذشته عدل هاشمی پور که گفت؛ کسی پول برق واریز نکند تا مسئله پیگیری شود و کسی حق قطع کردن برق مردم را تا اطلاع ثانوی ندارد، واکنش نشان داد و  گفت: اگر هاشمی پور بخواهد پول بدهی برق مردم را از جیب خودش بدهد در غیر اینصورت کار قانونی بوده و با توجه به فشار وزارت نیرو، از فردا یا پس فردا اقدام به دریافت وصولی خواهیم کرد، در غیر اینصورت برق مردم قطع می شود.

در حین توضیحات اخترشناس از پرسنل برق دیشموک، دو نفر از مسئولان دیشموک (ج/ف و ج/ر) موضوع را به مزاح گرفته می خندیدند!، بنا بر شرایطی از نام بردن این مسئولان خودداری می کنیم ولی خطاب به همین مسئولان که توسط مردم به این پست ها دست یافتند؛ می گوییم خداقوت و خسته نباشید!

و اما خیلی سریع حجت الاسلام صفدر پناهی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه استان پای تریبون نماز جمعه رفت و ضمن تایید صحبت‌های عدل هاشمی پور، اظهار کرد: اگر در نماز جمعه درد و مشکل مردم گفته می شود، بخاطر تضعیف مسئولی نیست.

وی افزود: مسئول اگر براساس معیارها و سیاست قومی حرکت کند، طرز فکرش حرام است  و ما هیچ وقت قصد تخریب مسئولی که به درستی کارش را انجام می دهد، نداریم.

حجت الاسلام پناهی به بحث فیش های نجومی صادرشده برای مردم دیشموک اشاره کرد و گفت: این موضوع را چند هفته پیش حجت الاسلام صلواتی امام جمعه چاروسا در قلعه رئیسی هم مطرح کرد و این بحث مختص چاروسا ودیشموک می باشد.

وی تصریح کرد: مسئولان استانی نیروی برق به ما گفتند این چه وضعی است و ما پاسخ دادیم: وقتی از دست مسئولین منطقه کاری برنمی آید و چیزی در دست‌شان نیست، باید امام جمعه در نماز جمعه بیان کند و رسانه های اطلاع رسانی کنند تا مسئولان کشوری فکری به حال مردم کنند.

امام جمعه موقت دیشموک ضمن ابراز گلایه از صدور قبض برق نجومی برای مردم دیشموک و چاروسا و با بیان اینکه، ائمه جمعه حرف دل مردم را می زنند، اذعان کرد: این حرف  و حق مردم است و چون مردم نمی توانند این همه زجر را تحمل کنند.

وی با اشاره به اینکه مردم محروم پول ندارند که قبض های مبالغ بالای برق را واریز کنند، گفت: با این شیب تند افزایش پول حامل های انرژی  و عدم افزایش یارانه، مردم از کجا پول انرژی را واریز کنند.!؟

حجت الاسلام پناهی تاکید کرد: با این همه سختی برای مردم، اگر ائمه جمعه حرف دلشان را نزنند، پس چه کسی باید دفاع کند.

وی با بیان اینکه، مسئولان قبض های حامل های انرژی را به وزارت ببرند، گفت:  ما ائمه جمعه هم آنها را حمایت کرده و با انها همراه می شویم.

امام جمعه موقت دیشموک گفت: منطقه لنده همین موضوع را پیگیری کرد و هم اکنون تعرفه برق در زمستان برایشان ارزان محاسبه می‌شود وحق انان هم است.

وی گفت: اگر تا زمانی که در منطقه دیشموک گازرسانی انجام شود، فکری به حال مردم و فیش های برق نکنید، جنگل ها از بین رفته و مردم نابود می شوند چون که ندارند.

حجت الاسلام پناهی با بیان اینکه، مردم تحت فشار بوده چون که ندارند، گفت: مسئولان استانی بیایید دردل این مردم بهمراه فیش های برق را به وزارتخانه ببرید و بگویید تا زمان گازرسانی به دیشموک و چاروسا این برق را به قیمت مناسب به مردم بدهید.

وی گفت: ما تا چه  زمانی باید به این مردم فشار بیاوریم و  چرا به به مردم ظلم شده و مردم زجر بکشند.!

امام جمعه موقت دیشموک بیان کرد: مسئولان محلی، بخشدار، مسئولان برق منطقه دیشموک، شهرستان و استان فکری برای مردم کنند و عیدی به انها داده شود به این طریق که فیش ها را ارزان محاسبه شود تا وقتی که گازرسانی صورت گیرد.

در پایان حجت الاسلام پناهی گفت: مسئولان نگذارند مردم اینقدر اعصابشان خورد شود.

در حین راهپیمایی هم چندنفری با در دست داشت بشکه خالی اب، به نبود آب سالم شرب انتقاد داشته اند.

مشروح کامل خطبه های نماز جمعه دیشموک به شرح ذیل است:

حجت‌الاسلام صفدر پناهی ظهر امروز در خطبه‌های نماز جمعه شهر دیشموک ضمن توصیه خود و مردم به تقوای الهی اظهار کرد: اگر تقوای الهی را رعایت کنیم رضای پروردگار را حاصل کردیم و اگر رضای پروردگار شامل قومی و شخصی شود، سعادت در دنیا و آخرت به خوبی چشیده می‌شود.

وی در ادامه با تبریک ۲۲ بهمن روز پیروزی لشکر حق بر لشکر دشمن عنوان کرد: انقلاب اسلامی جای تبریک دارد و برای ما جای افتخار است و مردم ما باید به خودشان ببالند که در این قرن این اعجاز را به وجود آوردند.

امام جمعه موقت دیشموک متذکر شد: ما هیمنه استکبار را در روز ۲۲ بهمن شکستیم زیرا انقلاب‌های در سطح دنیا با تلفات بسیار بالا برای مدت کمی بودند و دوام زیادی نداشتند و منحرف شدند.

وی بیان کرد: با توجه به اینکه انقلاب‌های اطراف ما در مدت کمی منحرف شدند به خاطر نداشتن رهبری آگاهانه بود اما انقلاب ما به لطف پروردگار عالم به هدایت و رهبری امام و با کمترین تلفات به پیروزی رسیدیم.

پناهی توضیح داد: ما با دست خالی بدون نبرد نظامی هیمنه استکبار را شکستیم و طی ۳۸ سال مقاوم و استوار این راه را ادامه می‌دهیم و جای شکر دارد.

وی تبیین کرد: ملت ما ویژه است و هم رهبری ویژه داریم و امیدوارم این عنایت اهل بیت که شامل کشور ما شد شامل کشورهای دیگر هم بشود و آنها را به راه راست هدایت کند.

امام جمعه موقت دیشموک متذکر شد: انقلاب ما زمینه ساز برچیدن سنگرهای کفر و استکبار بود و روزی عدالت را این انقلاب ما زمینه سازش را فراهم  کند تا منجی عالم بشریت بیاید و دنیا را پر از عدالت کند.

پناهی تذکر داد: بحث انقلاب ما خیلی با اهمیت است زیرا نسل جدید ما نسبت به سختی‌ها و مشکلات سیاسی، اقتصادی قبل از انقلاب اطلاع نداشتند و خدمات صورت گرفته متاسفانه با زد و بندهایی که صورت گرفته و می‌گیرد به خوبی بیان نمی‌شود.

وی با بیان اینکه ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا ملت ما را تهدید کرد، گفت: ترامپ زمانی که تو غرش می‌کردی و افراد در خانه‌هایشان می‌رفتند تمام شد و در نظام سیاسی آمریکا تو دیگر شیر که نیستی هیچ حتی روباه هم نیستی و از ترس از ایران دیوانه شده‌ای.

خطیب موقت شهر دیشموک گفت: آقای ترامپ تو یک نفهم دیوانه هستی که به فرمایش مقام معظم رهبری چهره واقعی آمریکا را نشان دادی و مردم ایران از تو ترسی ندارند و ۳۸ سال است که در حال فتح سنگر به سنگر دنیا هستیم و پیشروی خوبی خواهیم داشت و هرگز عقب‌نشینی نخواهیم کرد.

وی یادآوری کرد: فرق بین ترامپ و اوباما در این است که اوباما ریاکاری می‌کرد، اما ترامپ چهره واقعی آمریکا را نشان داد و کسانی که یک ذره اعتماد به آمریکا داشتند آن اعتماد با شفاف شدن چهره واقعی آمریکا از بین رفت.

پناهی تشریح کرد: حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال باشکوه‌تر از سال قبل در تمام نقاط ایران برگزار شد و این حضور پررنگ مردم به خاطر تهدید ترامپ نسبت به ایران بود.

وی خاطرنشان کرد: مردم ایران شیران غرنده‌ای هستند و با حضور خود نشان داده‌اند که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و این خود آمریکا است که باید از ایران اسلامی بترسد و باید بداند که به قول خودش تحریم‌های فلج‌کننده‌اش کارساز نبوده و پیروز میدان ایران است.

خطیب موقت دیشموک گفت: شفاف شدن چهره واقعی آمریکا توسط ترامپ باعث شد که منطق ما در حال پیروز شدن در دنیا باشد و نشان دادن چهره واقعی آمریکا توسط ترامپ جای خوشحالی ملت ایران است.

رئیس سیاست‌گذاری ائمه جمعه استان کهگیلویه و بویراحمد بیان کرد: نماز جمعه مختص به همین نظام است و همه ما، مسؤولان باید بدانیم اگر درد مردم و مشکلات مردم از این تریبون گفته می‌شود به خاطر تضعیف مسؤولان نبوده و نیست.

وی گفت: اگر مسؤولان براساس معیارهای قانونی حرکت کنند تضعیف‌شان حرام است و ما هیچ وقت درصدد این نیستیم که مسؤولی را تضعیف کنیم، اما مشکلات مردم باید گفته شود و پیگیری شود.

امام جمعه موقت دیشموک گفت: فیش‌های نجومی برق در دیشموک و چاروسا توسط مسؤولان پیگیری شود و بالا رفتن فیش‌های برق در دیشموک ضربه به مردم است و مردم توانایی پرداخت این فیش‌های نجومی را ندارند.

وی متذکر شد: بالا رفتن فیش‌های برق منطقه دیشموک علاوه بر ضربه زدن به روحیه افراد باعث تخریب منابع طبیعی در آینده نه چندان دور خواهد بود و وظیفه مسؤولان متولی پیگیری فیش‌های برق منطقه دیشموک و قلعه‌رئیسی است که انتظار می‌رود مسؤولان این مشکل را از طریق وزارت پیگیری کنند.

پناهی گفت: بیان مشکلات مردم و فیش‌های نجومی برق در مناطق محروم دیشموک تضعیف مسؤولان نیست و مسؤولان چاره‌اندیشی کنند.

وی یادآور شد: ولنگاری در مسائل فرهنگی مشکل ایجاد می‌کند و اگر فتوای امام در خصوص اعدام سلمان رشدی جدی گرفته می‌شد کار دست بعضی‌ها می‌آمد که چه خبر است و حساسیت امام در دفاع از مسائل دینی، ستودنی است.

منبع: پایگاه خبری شهرستان کهگیلویه،

انتهای پیام/۲۰۰

منبع : صبح زاگرس