کار زیبای گلاره عباسی

اینستاگرم گلاره عباسی

به نام خدا .باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم بعد ازپایان زندگی ام،نجات بخش زندگی دیگری باشد .وبا افتخار دیروز به دعوت خانم مژده لواسانی عزیزم و اقای محمد سلوکی ،مهمان شما عزیزان بودم.امیدوارم هدف برنامه که شرکت در کمک های مردمی و مخصوصا اهدای عضو بود به خوبی تاثیر خودش را گذاشته باشه .شما هم میتونید به کمپین برنامه ی بهترین شکل ممکن برای ترویج فرهنگ اهدای عضو بپیوندید.
نشانی ربات اهدای عضو در تلگرام:
@ehdayeozv_bot
به وسیله ی این ربات شما میتونید کمتر از یک دقیقه کارت اهدای عضو دریافت کنند.
اهدای عضو،اهدای زندگی…. آدرس صفحه ی برنامه

آنا نعمتی همراه با دوستان در سینما فرهنگ+تصویر

اینستاگرام آناهیتا نعمتی

همکاران و دوستانم در فیلم سینمائ اپاندیس ، به اتفاق ، دیشب اکران فیلم ( پرسه در حوالی من ) سینما فرهنگ

بزرگترین توت فرنگی در ژاپن+ تصویر

گینس فارسی

سنگین ترین توت فرنگیر با  وزن ۲۵۰ گرم (۸٫۸۲ اونس)، توسط کوجی ناکائو (ژاپن) پرورش داده شد.

گروه ترجمه خبررسان

فوری : درگیری فیزیکی در شورای‌ شهر تهران

درگیری در جلسه غیر علنی شورای شهر منجر به زد و خورد دو عضو شورا منجر شد.

در جلسه غیر علنی شورای اسلامی شهر تهران عباس جدیدی و علیرضا دبیر با یکدیگر درگیر شدند.

 

هفته پیش عباس جدیدی به دبیر گفته بود که وی را با تیر می زند و اجازه راه رفتن در شهر را به وی نمی دهد.

 

در جلسه غیر علنی امروز بعد از یک صحبت گنگ به یک بار جدیدی مشتی حواله صورت دبیر کرد و در عوض دبیر هم یک مشت حواله عباس جدیدی کرد.

 

عباس جدیدی بعد از درگیری شروع به فحاشی کرد.

(تصاویر) جشن و شادی شبانه در تهران

به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب وی به عنوان رئیس دولت دوازدهم، جمعی از هواداران او با حضور در میادین سطح شهر به برگزاری جشن پیروزی پرداختند. این هواداران که بیشتر آنها را جوانان و نوجوانان تشکیل می داد با حضور در مناطقی از جمله میدان و چهارراه ولیعصر، میدان مادر، میدان ونک، میدان تجریش و برخی دیگر از معابر اصلی پایتخت، پیروزی نامزد موردنظر خود در انتخابات ریاست جمهوری را در قالب یک اجتماع خودجوش، جشن گرفتند. جوانانی که برای برگزاری جشن مردمی و خودجوش پیروزی حسن روحانی به خیابان ها آمده اند، شعارهایی در حمایت از حسن روحانی سر دادند. «روحانی زنده باد»، «نیروی انتظامی تشکر تشکر» و همخوانی سرود یار دبستانی از جمله شعارهایی بود که مردم و جوانان حاضر در این جشن های خودجوش سر دادند. رانندگان خودروهایی عبوری نیز با زدن بوق ممتد در شادمانی جوانان شریک کرده و از این طریق خوشحالی خود از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری را ابراز کردند. عکس: محمدرضا جباری/ باشگاه خبرنگاران، حامد مل پور/ تسنیم، سعید گلی، مهران ریاضی/ مهر، مهدی جعفری، احمد معینی جم/ ایرنا

راز شکستِ سنگین اصولگرایان مقابل روحانی

چرا اصول‌گرایان نتوانستند پیروز انتخابات شوند؟ این سوالی است که بعد از اعلام نتایج انتخابات در ذهن حامیان رییسی ایجاد شده است. اصول‌گرایان دوست داشتند حسن روحانی اولین رییس جمهور چهارساله ایران باشد اما نشد. روحانی توانست در یک رقابت سخت گوی سبقت را از رقبای خود برباید و برای بار دوم بر کرسی ریاست قوه مجریه تکیه بزند.

به گزارش نامه نیوز، برای پاسخ به این سوال باید رفتار سیاسی راست‌گرایان را مورد بررسی قرار داد و به اشتباهات استراتژیک آنها اشاره کرد.

اولین اشتباه آنها این بود که اصول‌گرایان تصمیم گرفتند برای رسیدن به قوه مجریه به رقابت با رییس جمهور مستقر بپردازند. در ایران رسم بر این است که کسی که در دور اول رییس جمهور می‌شود در دور دوم هم از سوی مردم به عنوان رییس جمهور انتخاب می‌شوند. مردم به رییس جمهور مستقر اطمینان بیشتری دارند تا نامزدهای دیگر. به جز بنی صدر که از ریاست جمهوری عزل و شهید رجایی دیگر روسای جمهور ایران هرکدام ۸ سال بر کرسی ریاست قوه مجریه تکیه زدند.

اصول‌گرایان اگر با تمام قوا در سال ۱۴۰۰ به صحنه می‌آمدند شاید می‌توانستند پیروز کارزار رقابت انتخابات ریاست جمهوری باشند.

اشتباه دوم این بود که آنها تمام سرمایه خود را وارد صحنه کردند. رییسی، قالیباف، میرسلیم، زاکانی، حاج بابایی، زاهدی و … نامزدهای اصول‌گرایان برای رقابت با روحانی بودند. آنها می‌خواستند به هر شکل ممکن به قوه مجربه برسند بدون اینکه توجه کنند ممکن است آن سوی بازی انتخابات دوازدهم شکست باشد.

رد صلاحیت بسیاری از چهره‌های اصول‌گرا و شکست رییسی از روحانی باعث شد تا تمام سرمایه‌های اصول‌گرا در سپهر سیاست ایران از بین برود. دیگر نمی‌شود اصول‌گرایی را پیدا کرد که طعم شکست در انتخابات را نچشیده باشد.

اشتباه سوم آنها در ارائه برنامه‌های انتخاباتی بود. اصول‌گرایان تصور می‌کردند با استفاده از استراتژی احمدی نژاد یعنی دادن وعده‌های کلی و حمله به رقبا استفاده کردند. آنها فراموش کرده بودند که مردم این رفتار را پس زده بودند و دوست نداشتند بازهم شاهد رفتارهای این چنین از سوی نامزدهای انتخابات باشند.

وعده‌های کلی نامزدهای اصول‌گرا مانند افزایش یارانه که با سوال‌های روحانی و جهانگیری روبرو می‌شد نتوانست مردم را قانع کند که به جای روحانی به رییسی رای بدهند.

کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی بزرگ‌ترین اشتباه اصول‌گرایان در انتخابات بود. اصول‌گرایان تصور می‌‌کردند با رفتن قالیباف تمام سبد رای او به سوی رییسی کشیده خواهد شد. اتفاقی که نیفتد. بخشی از حامیان قالیباف به حسن روحانی را دادند. شاید اگر رییسی به نفع قالیباف از صحنه کنار می‌رفت تمام رای او به سبد قالیباف ریخته می‌شد.

سبد رای قالیباف اصول‌گرایانه نبود و همین باعث شد رای دهندگان به او به سمت روحانی بروند.

اصول‌گرایان بعد از دو انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و مجلس دهم در سال ۹۴ بازهم شکست دیگری را تجربه کردند. شکستی که از دو شکست دیگر تلخ تر بود.

باید دید این جریان سیاسی چگونه می‌خواهد خود را برای آینده و انتخابات‌های پیش رو آماده کند؟ پاسخ به این سوال احتیاج به زمان دارد.

چرا روحانی تکرار شد؟

«مردم نه به خاطر قرارگرفتن کاندیدا در کنار برخی شخصیت‌های معلوم‌الحال به آقای روحانی رأی دادند و نه به خاطر وعده و‌ وعید‌های دورغین یا حرمت‌شکنی از سوی رقبای آقای روحانی؛ بلکه از روی بصیرت و آگاهی و از اینکه ادامه مسیر با آقای روحانی ممکن است، به او رأی دادند.»

به گزارش «شرق»، دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، شاید به‌نوعی صحنه «نه» گفتن مردم به افزایش یارانه‌های نقدی و پوپولیسم پس‌پرده آن بود. این رأی بی‌شباهت به «نه»ای که مردم سوئیس سال گذشته به افزایش رقم یارانه‌های نقدی گفتند، نبود. جامعه یک‌بار دریافت یارانه‌های نقدی را تجربه کرده بود و این‌بار آگاهانه مسیر سیاست‌های علمی اقتصادی را برگزید؛ از همین رهاورد شاید حالا زمان آن باشد که تیم اقتصادی روحانی نگاه دقیق‌تری را برای «هدفمندی» واقعی پرداخت‌های نقدی در دستور کار قرار دهد.

از دیگر سو این انتخابات نشان داد که مردم نظریه ٩۶ درصد فقیر مقابل چهار درصد غنی را قبول ندارند؛ از این منظر هم آرای عمومی حکایت از گفتن «نه» به پوپولیسم بود؛ اعدادی که روشن نبود از کجا آمده و چگونه مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ اعدادی که به‌جای همبستگی بیشتر بین مردم، جامعه را به‌سوی دوقطبی‌شدن پیش می‌برد. «شرق» در گفت‌وگو با کارشناسان از آنها خواسته است تا دلایل اقتصادی باخت بزرگ رئیسی به روحانی را بررسی کنند.

مردم فهمیدند ادامه راه با روحانی ممکن است
ابراهیم نکو، نماینده مجلس نهم
حضور تاریخی و مثال‌زدنی مردم در این انتخابات پیام‌های بی‌شماری داشت؛ نخست، مردم بسیار فهمیده‌‌تر و دارای شعور سیاسی بالاتری از آن شده‌اند که بشود آنها را با وعده‌های دروغین فریب داد. در این انتخابات، برخی از نامزدهای انتخاباتی رقیب آقای روحانی، حرمت‌ها را شکستند. تأسف‌بار است که برای یک پست و مقام، این‌گونه بی‌حرمتی به اشخاص و رقبا انجام شود و وعده‌های دورغین برای فریب مردم در دستور کار قرار گیرد. در رابطه با شعار ٩۶ و چهار‌درصدی آقای قالیباف، مردم پای صندوق‌های رأی نشان دادند آن چهاردرصدی‌ها، متوجه خود آقای قالیباف است. در واقع آقای قالیباف به مراتب رأی کمتر از چهار درصد را به خود اختصاص می‌داد و اگر می‌ماند، مردم این را به اثبات می‌رساندند.

از سویی مردم ثابت کردند شعارهای آقایان قالیباف و رئیسی را در حد عوام‌فریبی دانسته و عملی‌شدن این شعارها را موجب خسارات سنگینی به شهروندان و خانواده‌های خود می‌دانند. مردم آمدند و در این انتخابات ثابت کردند مردم ایران بسیار متفاوت از ریاست‌جمهوری نهم و دهم شده‌اند و خود تحلیلگر هستند و می‌دانند چه اقدامات ارزنده و زیربنایی‌ای از سوی دولت وقت صورت گرفته است.

از سویی باید توجه داشت نوع تبلیغات کاندیداهای رقیب آقای روحانی، متأسفانه باعث هنجارشکنی‌هایی شد که موجب خسارت به شخصیت و جایگاه برخی افراد بود. قراردادن افراد معلوم‌الحال و خواننده‌های آن‌چنانی در کنار یک شخصیت مذهبی که حرمت او برای جامعه واجب است، از سوی مشاوران این نامزد، این آدرس غلط را داد که این‌گونه افراد دارای رأی هستند. متأسفانه قراردادن این فرد در کنار کاندیدای خاص، موجب بدبینی از سوی جامعه به برخی شخصیت‌های مذهبی شد که نباید اتفاق می‌افتاد. دلم برای آقای رئیسی سوخت که چرا برخی برای رأی‌آوری او، حتی افرادی را که طرد شده‌اند، کنار این شخص قرار می‌دهند.

به‌صراحت می‌گویم، مردم نه به خاطر قرارگرفتن کاندیدا در کنار برخی شخصیت‌های معلوم‌الحال، نه به خاطر وعده‌‌و‌وعید‌های دورغین یا حرمت‌شکنی از سوی رقبای آقای روحانی، به آقای روحانی رأی دادند؛ بلکه از روی بصیرت و آگاهی و از اینکه ادامه مسیر با آقای روحانی ممکن است، به او رأی دادند. مردم به این آگاهی رسیدند که برای ادامه مسیر و اجرای سیاست‌های منطبق بر منطق، باید شخصیتی مانند آقای روحانی را انتخاب کنند؛ یعنی ضمن اینکه مردم «نه» بزرگی به افراد با وعده‌های دروغین گفتند، از روی آگاهی و واقعیت‌های موجود جامعه، در صحنه حضور پیدا کردند. نمی‌توان چنین حضوری از جانب مردم را صرفا در تقابل مردم با گروه یا فرد خاص حاضر در صحنه انتخابات، تعبیر کرد؛ بلکه مردم به درجه‌ای از شعور سیاسی رسیده‌اند که برای ساختن یک جامعه محکم‌تر با بنیه‌های مهم اقتصادی و سیاسی، باید شخصی مانند روحانی را در شرایط کنونی انتخاب کنند.

احمدی‌نژاد هم بود، شکست می‌خورد
علی سرزعیم، اقتصاددان
این انتخابات بیش از آنکه باخت آقایان رئیسی و قالیباف باشد، باخت مدل انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد بود. هنر احمدی‌نژاد آن بود که موضوع انتخابات را از حوزه دموکراسی و مباحث مدرنیته یا سنت، بیرون کشید و به بحث فقر و غنا وارد کرد و دوقطبی را در آن عرصه شکل داد. انتخابات در دوره احمدی‌نژاد نشان داد او توانسته با وعده‌های توزیعی و بازتوزیعی، مردم را با خود همسو کند و انتخابات را ببرد. اصولگرایان در دام پیروزی احمدی‌نژاد افتادند؛ آنها تصور کردند چون احمدی‌نژاد توانست با آن وعده‌ها پیروز شود، آنها هم می‌توانند از همان طریق پیروز میدان باشند؛ اما نتیجه انتخابات نشان داد این استراتژی، نمی‌تواند استراتژی درستی باشد و جامعه ایران از چند مورد گذر کرده است. دیگر یارانه موضوعی نیست که تعیین‌کننده قطعی انتخابات باشد. ‌ای‌کاش آقای احمدی‌نژاد ردصلاحیت نمی‌شد و این باخت اصلی را او تجربه می‌کرد.

اکنون افزایش یارانه‌ بیشتر نمی‌تواند جامعه را به سمت خاصی بکشاند. به عقیده من، این مسئله نکته کلیدی این انتخابات بود؛ البته فکر می‌کنم ما نباید مغرور بر این پیروزی شویم و پیام‌های درستی را که از سوی منتقدان دولت در تبلیغات انتخاباتی و همین‌طور هواداران دولت مطرح شده بود، نادیده بگیریم. از قدیم می‌گویند، دشمن درس‌های خوبی برای هر فرد دارد. منتقد وقتی نقد می‌کند، از‌آنجا‌که نقاط ضعف را مطرح می‌کند، می‌تواند به بهبود اوضاع کمک مهمی کند. یکی از نقاط ضعفی که مخالفان آقای روحانی روی آن دست گذاشته بودند، آن بود که ارزش یارانه‌ها به دلیل تورم، پایین آمده بود و این مسئله برای افراد فقیری که تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار ندارند، وضعیت آسیب‌زایی را ایجاد کرده بود.

بنابراین، در عین حال که یارانه عاملی نیست که بتواند نتیجه انتخابات را تعیین کند؛  باید این را هم یاد بگیریم که هدفمندی یارانه‌ها باید از سوی دولت دوازدهم، جدی گرفته شود و هرچه سریع‌تر یارانه دهک‌های برخوردار قطع شده و از دهک‌های ضعیف‌تر که تنها راه ارتزاقشان همین یارانه است، بیشتر حمایت شود. دولت جدید باید یارانه فقرا را افزایش دهد؛ البته این به آن معنا نیست که دولت باید دست به افزایش یارانه کل افراد یارانه‌بگیر بزند، زیرا اصولا بودجه دولت کفاف پرداخت این حجم از یارانه را نمی‌دهد. خوشبختانه دولت یازدهم، پایگاه اطلاعاتی لازم را در این زمینه فراهم کرده و اکنون می‌تواند دست به این عمل بزند. دو سال پیش چنین امکانی برای دولت فراهم نبود؛ اما اکنون چنین بستری برای دولت دوازدهم فراهم است. نکته دیگری که دولت باید به آن توجه کند، به مسئله طرح‌های دولت برمی‌گردد که هرچند فراهم شده؛ اما هنوز اجرایی نشده است.

در تبلیغات مخالفان دولت، به‌خوبی روی بحث کارورزی و اشتغال جوانان دست گذاشته شده بود؛ درحالی‌که دولت در این راستا اقدام کرده بود. این امر نشان می‌دهد جامعه در زمینه اشتغال، مطالبه جدی دارد و باید هرچه زودتر دولت در این زمینه وارد عمل شود. بالابودن سن کابینه هم از سوی منتقدان مطرح شده بود که آقای روحانی قول داده نسبت به نوگرایی و کاهش سن اعضای کابینه اقدام کند. این امری است که طرفداران آقای روحانی هم روی آن اتفاق‌نظر دارند. خواست ملی دیگر که بین مردم و منتقدان دولت مشترک است، شفافیت و آزادی بیشتر اطلاعات و جلوگیری از فساد است که باید از سوی دولت جدی‌تر پیگیری شود.

علاوه بر آنکه در ماجرای ٩۶درصد و چهار‌درصدی که از سوی آقای قالیباف به‌صورت کپی‌برداری شده از آقای احمدی‌نژاد مطرح شده بود که حتی اصل آن (احمدی‌نژاد) هم برای مردم زیر سؤال رفته، دیگر برای مردم جذابیتی ندارد، چه برسد به نسخه کپی‌شده، آن هم ناشیانه‌اش که دیگر مورد اعتماد مردم نبود! در مجموع پیام اصلی این انتخابات گذر از پوپولیسم بود و نشان داد انتخابات سال ٩۶، یک اتفاق نبود. کشور یک چرخش تاریخی به سوی عقلانیت در انتخاب‌ها را تجربه می‌کند که پیام بسیار امیدبخش این انتخابات است.

مردم تفاوت طلا و مس را می‌دانند
سعید لیلاز،‌ استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی
اتفاقی که در دوازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری افتاد، این بود که مردم به تمامی نشان دادند هیچ نکته‌ای را از جناح راست باور و قبول ندارند. می‌خواهم بگویم انتخابات دوازدهم ریاست‌جمهوری، «نه» مردم به «پوپولیسم» بود. «نه» مردم به «بی‌اخلاقی» بود. «نه» مردم به «دروغ‌گویی» بود؛ چراکه مردم دریافته بودند شعارهای این‌چنینی پشتوانه‌ای ندارد و این سخنان برای‌شان نان و آب نمی‌شود. مردم ایران نه حافظه تاریخی ضعیفی دارند و نه بی‌سوادند. آنها فرق طلا و مس را تشخیص می‌دهند و با طنابی که یک بار به چاه رفته‌اند، دوباره به چاه نمی‌روند.

این انتخابات صحنه چند رفتار و کنش سیاسی بسیار بسیار زشت و قبیح بود؛ نخست بیانیه مؤتلفه علیه آقای میرسلیم بود. این بیانیه نشان داد اینها نه‌تنها کار حزبی را متوجه نشده‌اند، بلکه خودشان هم به تصمیم خودشان احترام نمی‌گذارند. مورد دیگر ملاقات آقای رئیسی با آقای امیر تتلو بود. می‌خواهم بگویم فردی که خودش را «کمربسته» امام رضا (ع) معرفی می‌کند، اجازه ندارد که امام رضا را وسط مناقشه سیاسی بیاورد. مورد سوم قبیح در این انتخابات، بود؛ اتهام دولت و مدارس به ترویج همجنس‌گرایی. این سطح از بی‌اخلاقی برای جمع‌کردن رأی، زشت است. مورد آخر و چهارم یارانه ٢۵٠‌ هزار‌ تومانی بود.

اما مردم به همه این قباحت‌ها «نه» گفتند؛ به دروغ‌گویی «نه» گفتند و در یک کلام تکلیف جناح راست را که ادعای اصولگرایی دارد، روشن کردند. می‌خواهم بگویم رابطه جریان راست با جریان اصولگرایان در این انتخابات به‌کلی قطع شد.

تجربه پوپولیسم در ایران مربوط به قرن پیش نیست که مردم فراموش کرده باشند؛ این تجربه چهار سال پیش است و مردم هنوز آن را فراموش نکرده‌اند. حتی می‌خواهم بگویم این مردم هنوز تجربه انقلاب را هم فراموش نکرده‌اند. تجربه جنگ را هم به همین ترتیب و اتفاقا از سال ١٣٧۶ شروع به مبارزه با پوپولیسم کرده‌اند. جناح راستی که زمانی می‌خواست زنان را برقع پوش کند، امروز با امیر تتلو نشست و برخاست می‌کند. اما شاید این پرسش پیش بیاید که چرا؟ چرا اینها این روش از پوپولیسم را در دستور کار قرار دادند؟ باید توضیح داد که اینها همه محصول ارتباط کم و تقریبا قطع و گسسته آقایان با مردم است.

آنها با واقعیات روز جامعه ایران ارتباطی ندارند. اتفاقا شیوه عوام‌فریبی‌شان هم از جایگاه زور است. آنها حتی با پوپولیسم هم امنیتی برخورد می‌کنند. درست به دلیل بی‌سوادی و به‌روز نبودن، اینها سعی کردند از شعار ١٢ سال پیش یک پوپولیست واقعی بهره بجویند؛ یعنی پرداخت یارانه‌های نقدی. غافل از اینکه مردم با یک طناب پوسیده دوبار به چاه نمی‌روند. اتفاقا اگر آقای احمدی‌نژاد هم کاندیدا می‌شد، اصلا سراغ موضوع اقتصاد نمی‌رفت؛ او موارد دیگری در سر داشت.

تصویر جناح راست از مردم، تصویر ساده‌لوحانه‌ای است. اتفاقا تیم آقای رئیسی را هم تیم آقای احمدی‌نژاد اداره می‌کرد که هیچ ارزشی برای رئیس‌جمهوری‌شدن او قائل نبود. با‌این‌همه به آقای روحانی هشدار می‌دهم، در سفرهایی که به استان‌های مختلف داشته‌ام، برایم مسجل شده است که بزرگ‌ترین منشأ نارضایتی مردم، استاندارهایی هستند که خموده و بی‌حوصله‌اند؛ اینها هیچ غیرتی برای دولت ندارند. همه چیز برایشان علی‌السویه است. آقای روحانی باید کابینه‌اش را ترمیم کند.

«نه» به تکرار احمدی‌نژاد
هادی حق‌شناس، نماینده اسبق مجلس
به نظر می‌رسد، رأی به روحانی از دو منظر قابل تحلیل است؛ نخست اینکه این انتخابات تأییدی بر سیاست‌های اقتصادی چهار سال گذشته بود؛ سیاست‌های مبتنی بر تنش‌زدایی با دنیا و همچنین اتخاذ سیاست‌های پولی، مالی و ارزی باثبات. از سوی دیگر دولت که توانسته بود با اتخاذ سیاست‌های راهبردی، اقتصاد ورشکسته سال ١٣٩٢ را به ریل اصلی بازگرداند، دوباره از مردم رأی اعتماد گرفت. به عبارت ساده‌تر، کنترل نرخ تورم و رساندن آن به تورم یک‌رقمی مورد تأیید شهروندان بود.

از سوی دیگر، توجه دولت به صنایع نفت و گاز، خودروسازی، پالایشگاهی، پتروشیمی و دستاورد تراز تجاری مثبت دو ساله گذشته، مورد تأیید مردم قرار گرفت. مردم تأیید کردند که برجام نه‌تنها آثار مثبت سیاسی برای اقتصاد داشته است، بلکه بستر مناسبی برای روابط تجاری ایران و جهان برقرار کرد. آنها تأیید کردند که ناوگان هواپیمایی باید نوسازی شود، ناوگان کشتی‌رانی باید نوسازی شود؛ تکنولوژی جدید وارد بنگاه‌های اقتصادی شود و در مجموع توجه دولت یازدهم به بخش واقعی اقتصادی را پسندیدند؛ بنابراین یک رویکرد رأی‌دهندگان به آقای روحانی توجه به عملکرد چهار سال گذشته بود.

اما رویکرد دوم رأی‌دهندگان سلبی بود؛ یعنی مردم تمایل نداشتند که دولتی برسر کار بیاید که رفتارهایی همچون رفتارهای دولت نهم و دهم را داشته باشد. مردم تمایل نداشتند که بی‌مزد و بدون کارکردن، حق دریافت یارانه‌های سه‌برابر را داشته باشند. مردم عوارض مسکن مهر را دیده بودند و نخواستند مسکن مهر دیگری ایجاد شود که هزینه آن با عنوان تورم از درآمد فقرای جامعه کسر شود. مردم احساس کردند که مقدسات و به ‌طور مشخص خادمان امام هشتم، می‌خواهند از آنها استفاده ابزاری کنند؛ درحالی‌که در سنوات گذشته، از تولیت آستان قدس رضوی، هیچ توجه ویژه‌ای به وضع فقرا نشده بود. مردم در حالی عملکرد اقتصادی و سیاسی دولت یازدهم را تأیید می‌کردند که مطالبات آنها در سطح مطلوب تأمین نشده بود؛ هرچند این دلیل بر آن نشد که دست به انتخابی بزنند که آن انتخاب رفاه شهروندان را در سال ١۴٠٠ نه کمتر از سال ١٣٩۶ بلکه کمتر از ١٣٩٢ کند.

مردم پیش‌تر شعارِ آوردن پول نفت سر سفره‌ها را شنیده و امتحان کرده بودند؛ بنابراین با این گفته که ما می‌توانیم یا ما منابع داریم، ولی هیچ‌گاه منشأ منابع مشخص نشود، مجددا فریب مسکن اجتماعی، یارانه چند برابر و اشتغال شش میلیونی را نخوردند. شاید بتوان در یک جمله، دو دیدگاه را بیان کرد: مردم این‌بار با آگاهی کامل می‌دانستند که چه می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنچه می‌خواستند این بود که رفاه پایدار شود و آنچه نمی‌خواستند، مسکن ناپایدار بود. آنچه در این دوره از مناظره‌های انتخاباتی مطرح شد استفاده ابزاری از شاخص‌های اقتصادی بود. پوپولیسم یا «هدف وسیله را توجیه می‌کند»، بارها با مردم مورد آزمایش قرار گرفته شده بود. در سال‌های ١٣٨۴ تا ١٣٩٢ بارها گفته شد که بی‌کاری ریشه‌کن شده و نرخ تورم کنترل شده و وضع مردم مطلوب شده است؛ اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاده بود. پوپولیسم یک بار دیگر با همان شعارهای نان، مسکن، کار و وفور منابع خواست که اقشار آسیب‌پذیر را جذب خود کند، ولی در عمل چنین اتفاقی نیفتاد.

این‌بار پوپولیسم هم از ابزار اید‌ئولوژیک و هم از ابزار معیشتی بهره جست اما به دلیل تجربه نه چندان دور گذشته و آگاهی‌های مردم و تجربه انتخابات آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، پوپولیسم در ایران به هدف خود نرسید. ترامپ یک پدیده منفی در جهان بود. اطلاعات سیاسی افکار عمومی را در جهان افزایش داد که چگونه سیاست‌مداران پوپولیسم از نیازهای مردم سوءاستفاده می‌کنند.

قالیباف در راه مجمع یا قرارگاه سازندگی؟

دیروز آخرین روز از مرخصی ٢٣ روزه شهردار تهران بود. مرخصی که البته بدون اجازه شورای شهر و تنها با موافقت رییس فعلی آن یعنی مهدی چمران امضا شد.

به گزارش اعتماد، خبرها از انتخابات شورای شهر تهران نشان می‌دهد لیست امید با قاطعیت برنده خواهد بود و اکثریت شورای شهر بعد از ١۴ سال دوباره در اختیار اصلاح‌طلبان قرارخواهد گرفت.

با ترکیب شورای پنجم تهران، قالیباف دیگر به ساختمان بهشت نخواهد رفت. او البته گزینه‌های زیادی پیش رو ندارد. قالیباف و محسن رضایی دو وجه مشترک بارز دارند. هر دو نظامی بوده‌اند و هر دو با یک انصراف و دو شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری از این حیث رکورد دارند.
شاید وجه مشترک سوم و چهارمی هم در راه باشد. بازگشت قالیباف به سپاه سومین وجه مشترک او و رضایی خواهد بود و با توجه به نزدیک بودن صدور احکام اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام او نیز مانند فرمانده سال‌های دورش می‌تواند عضو مجمع باشد.
با این حال با توجه به سابقه ١٢ ساله قالیباف در شهرداری او برخلاف رضایی که به دانشگاه امام حسین رفته است احتمالا راهی یکی از قرارگاه‌های سازندگی سپاه شود.

ضرب المثلها در استان کهگیلویه و بویراحمد

تجلى یک قریحه سرشار، نتیجه یک فکر عالى، محصول یک اندیشه ناب، تراوش و ترشح ذوق سلیم یک ملت به صورت یک جمله کوتاه ـ ولى پر معنى ـ درآمده که ما از آن به «مثل» تعبیر مى‏کنیم.

بدیهى است که این کلمات آمیخته با ذوق و سلیقه و سرشته با طرز فکر و پندارهاى هر جامعه است که با تطبیق به روحیه و سایر اوضاع و احوال محیط مخصوص هر کشور در یک جمله کوتاه و گرانبها نگارش یافته وارث ذى قیمتى براى شکوه و بزرگى آن قوم باقى مى‏گذارد.

ـ آیَمِ خُوشْ مامِلَه شَریکِ مالِ مَرْدِمِهْ.

آدم خوش معامله شریک مال مردم است.

ـ آیَمِ خیانتکار تَرْسُویَهْ.

آدم خیانتکار ترسو است «خائن خائف است».

ـ اَرْ اى خَىْ خُلْ کِنِى مِنْ سَرْ بِرَ پَىْ یَهْ تِلْ بِلَنْدِىْ.

اگر مى‏خواهى خاک بر سرت بریزى برو پاى یک تپه بلند.

توضیح: این مَثَل را وقتى مى‏گویند که مى‏خواهند فردى را تشویق کنند که همتى بالا و والا داشته باشد و به هدف‏ها و خواسته‏هاى ناچیز راضى نشود و نیز در مقام مذمت و نکوهش کسانى گفته مى‏شود که با چیزهاى کم ارزش و بى‏ارزش راضى مى‏شوند.

ـ اَرْ گِرْدُو وَبارِتْ نِىْ سِىْ چِهْ رِکَ رِکْ اِىْ کِنِى؟

اگر گردو بارت نیست چرا سر و صدا مى‏کنى؟

توضیح: این مَثَل خطاب به کسانى گفته مى‏شود که ناخوانده در کارى دخالت مى‏کنند و یا ناخوانده و ناخواسته خود را در کارى و مشکلى شریک مى‏کند و تقریبا با این مضمون مى‏باشد که اگر دنبال درد سر نمى‏گردى و دلت درد سر نمى‏خواهد پس دخالت نکن.

ـ اَوْ نَهْ شِلُو اِىْ کِنِهْ کِهْ ماهِى بِگِرِهْ.

آب را گل آلود مى‏کند که ماهى بگیرد.

توضیح: مخاطب این مَثَل کسانى هستند که سعى مى‏کنند از فرصت استفاده کنند و از گرفتارى و غفلت دیگران بهره بردارى کنند و یا درد سر و گرفتارى براى مشغول کردن دیگران ایجاد مى‏کنند تا خود از فرصت استفاده کنند.

ـ اَگَرَ کاشْتِنْ کِشْتِنْ سَوْز نَوابى.

اگر را کاشتند، سبز نشد.

توضیح: این مَثَل خطاب به کسانى گفته مى‏شود که زیاد «اگر، اگر» مى‏کنند و به عبارتى خوش خیال و زیاد خوشبین به «اگر» مى‏باشند.

ـ اَرْ کارِ کِنِى کارِ خِتَ کُنْ.

اگر کار کنى هستى، کار خودت را انجام بده.

توضیح: این مَثَل مطابق ضرب المثل فارسى «تو اگر طبیب بودى سر خود دوا نمودى» مى‏باشد.

ـ هَرْ کِىْ مالِشْ بِیشتَرِهْ حِرْصِشْ هم بِیشتَرِهْ.

آنان که غنى‏ترند محتاج‏ترند.

ـ آغا وَ نوکر اِىْ گُو نُوکَرْ وَ چاکَرْ اِىْ گُو.

آقا به نوکرش دستور مى‏دهد و نوکر به زیر دستش دستور مى‏دهد.

توضیح: این مثل خطاب به کسانى است که سعى مى‏کنند که مسئولیت را به گردن دیگرى اندازد.

ـ اِقبالْ کِهْ بِخُو سِهْ پالُودِه دِنْدُونْ اِىْ شکَنِهْ.

اقبال که بخواب رود فالوده هم دندان مى‏شکند.

توضیح: این مَثَل زمانى گفته مى‏شود که بگویند: انسان کم شانس همیشه گرفتارى برایش پیش مى‏آید.

ـ آشپز که دوتا بو ملاقَنَ سگ ایبره.

وقتى آشپز دوتا باشد ملاقه را سگ مى‏برد.

ـ آرْ بِیْز وَ قَیلونْ اِىْ گُودِ سِمَهْ دارِىْ.

الک به قلیان مى‏گوید دو سوراخ دارى.

توضیح: این مَثَل خطاب به کسانى گفته مى‏شود که با وجود اینکه خودشان عیب‏هاى متعددى دارند، از دیگران عیبجویى مى‏کنند.

ـ امیدوارى بَهْزَ پیل نغده.

امیدوارى از پول نقد بهتر است.

ـ اَرْ بیضا نَهْ حاضِرِه نُه خَرْ حاضِرِهْ.

اگر بیضا حاضر نیست نُه خر حاضر است.

در مورد حکایتى که این ضرب المثل از آن گرفته شده است مى‏گویند: فردى از منطقه بیضا در استان فارس پیش یکى از دوستان خود در منطقه بویراحمد از شهامت و شجاعت خود سخن مى‏گفت از آن جمله گفته بود که من در «بیضا» از روى نُه خر مى‏پریدم. طرف مقابل گفت: حالا این کار را هم مى‏توانى انجام بدهى، زیرا که اگر «بیضا» حاضر نیست نُه خر حاضر است و این ضرب‏المثل از آن زمان تاکنون رایج شده است و خطاب به کسانى گفته مى‏شود که «لاف در غربت» مى‏زنند.

ـ اَرْ نَخَرْدِیمْ نُونِ گَنْدُمْ دِیْیِمِ مِنْ دَسِ مَرْدُمْ.

اگر نان گندم نخورده‏ایم آن را در دست مردم دیده‏ایم.

اگر عالم نیستیم از علم دیگران تجربه کرده‏ایم.

از طرز فکر، برخورد و عمل دیگران استفاده کرده‏ایم.

ـ اَفْتَوْ دِنْدا تُنْدْتَرِهْ.

آفتاب در پایان روز شدیدتر مى‏باشد.

کنایه از این است که هر چه زمان بگذرد ارزشها بیشتر معلوم مى‏شود و نتیجه بهترى عاید مى‏گردد.

ـ اِنْگارِىْ دَسْ وَگِلیشْ نَکِرْدِنْ.

مثل اینکه (گویا) دست به گلویش ننهاده‏اند.

توضیح: این مثل خطاب به کسى گفته مى‏شود که: «همه حرف را مى‏زند».

ـ مالْتَ بِپا هُمْساتَ دُزْ نَکُنْ.

مواظب مالت باش همسایه‏ات را دزد نکن.

ـ قافله زَدَهْ کِشِکْ نداره.

کاروان (قافله) غارت شده نگهبان لازم ندارد.

ـ ریش همسایَتَ که تراشتن این خُتَ ترکن.

ریش همسایه‏ات را که تراشیدند براى تراشیدن ریش خودت آماده باش.

آتش که شعله ور شد تر و خشک با هم مى‏سوزند.

ـ دُزْ اِیْگُوْ یا خُوا صَحابْ مالْ هَمْ اِىْ گُوْیا خُوا.

دزد مى‏گوید یا خدا، صاحب مال هم مى‏گوید یا خدا.

ـ دِیْرْ بُو دُوسْ بُوْ.

دور باش دوست باش.

ـ خَسِیْتْ دُوْسِتْ دارِهْ.

مادر زنت دوستت دارد.

وقتى کسى به موقع جایى برود خصوصا موقع غذا خوردن این اصطلاح را بکار مى‏برند.