عکس بیست و سه سالگی هانیه توسلیان

ایستاگرام

اینجا در این عکس بیست و سه ساله ام.تست گریم گاهى به آسمان نگاه کن.پاییز سال ٨١.حسرتى براى بازگشت به گذشته نیست.نگاه شیطنت آمیز و این لبخند هنوز گاه گاهى پیدا مى شود.زندگى رو به جلو مى پروراند و مى شوراند و رو به جلو هل مان مى دهد.رشد مى کنیم با رنج و لذت.یاد مى گیریم.چه چیزى در این جهان هستى مهم تر از یاد گرفتن و رشد کردن پیدا مى شود؟زندگى یعنى زنده بودن.توقف از هر نوعى، سکون است و فرو رفتن.هنوز با همین چشم ها با شیطنت و شگفتى دنبال کشف رازهاى جهانم.مثل بچه ها.هنوز از دیدن یک برگ و انعکاس نور بر روى آب به شوق مى آیم.رشد با درد رنج همراه است.امتحان!مى دانم.دردش را بارها کشیده ام،اما زندگى جادوست.جادوى جاودانه ى دوارى که مدام در حال خلق است.و در هرچیزى نشانه ى نو بودنش را به رخ مى کشد.با هر طلوعى،با هر نسیمى و تکان برگى،با هر بهارى،با هر دانه برفى.با هر تولدى و با هر مرگى که تحولى است جذاب.که شروعى مهم است.امروز تولد من است.سال و ماه و گردش روزگار.خوشحالم؟غمگینم؟شاید هر دو!باید پیش رفت و خلاق بود و ساخت. در این سى و هشت سال روح و فکر و مغزم پر از خاطره و نقاط درخشان ماندگار است.کتابها و آدم ها و لحظه هاى تاثیر گذار زندگى ام شده من.هویت من همه ى آن چیزهایى است که از جهان هستى کشف کرده ام.هنر نامحدود است چون خلاقیت نا محدود است چون انسان با دم پروردگارى اش نامحدود است.پس نا امیدى و سکون بر خلاف جهت طبیعت است.ممنونم از تک تک کسانى که تولدم را تبریک گفتند.ممنون از لطف و مهرتان.زنده باد زندگى و مرگ که معنى از هم مى گیرند