بازی دو سر بُرد احمدی نژاد با اصولگرایان: تحمیل هزینه؛ بردن منفعت!

محمود احمدی نژاد را هر چقدر هم که بخواهیم جدی نگیریم، در دو موضوع کاملا حضوری جدی دارد: اول هزینه هایی که بر جریان اصولگرا تحمیل کرد و دوم منافعی که از جریان اصولگرا برد و آن را تبدیل به منفعت شخصی نمود.
به گزارش «تابناک» محمود احمدی نژاد اگر چه مدعی است که اصولگرا نیست، اما خوشبختانه در عالم واقع شاخص هایی وجود دارد که این ادعا را به داوری نشاند. یکی از این شاخص ها ترکیب کابینه محمود احمدی نژاد است، مثلا  در کابینه احمدی نژاد اگر اصولگرایی وجود نداشت و یا اگر اصولگرایی وجود داشت در اقلیت بودند و یا حتی بیشتر، اگر اصولگرایان و اصلاح طلبان و مستقلان،کابینه احمدی نژاد را تشکیل می دادند، می توانستیم بگوییم احمدی نژاد اصولگرا نیست؛ اما احمدی نژادی که از سوی شاخه آبادگران اصولگرایان به جامعه معرفی شد و صد درصد کابینه اش را اصولگرایان تشکیل دادند،چگونه می تواند ادعا کند که اصولگرا نیست!آیا احمدی نژاد با کابینه صد در صد اصولگرا، اصلاح طلب است؟ مستقل است؟ یا اعتدالی ؟
حتی در کابینه دوم احمدی نژاد و در اوج اختلافاتش با برخی افراد و نهادها، کابینه اش همگی اصولگرا بودند؛ تنها تفاوت کابینه اول و دوم او در این بود که در کابینه اولش برخی از  اصولگرایانی حضور داشتند که استقلال هویتی و شخصیتی هم داشتند که پس از مدتی از همان کابینه کنار گذاشته شدند؛ در دولت دوم او هم همه وزرا اصولگرایانی بودند که البته توانسته بودند خود را با شخصیت احمدی نژاد هماهنگ کنند.
احمدی نژادی که عموما هر چه نامطلوب هست را انکار می کند،چه هزینه هایی بر اصولگرایان تحمیل کرد و چه بهره هایی از آنان برد؟ محمود احمدی نژاد در دوره هشت ساله اش طیفی از اصولگرایان نو ظهور و عموما بی تجریه را سوار قطار مدیریت کشور کرد که این گروه به احمدی نژاد وابستگی تام و تمام دارند؛ افرادی که اگر روزی بنا باشد  بین نظام سیاسی کشور و احمدی نژاد انتخاب کنند، وی را ترجیح می دهند؛ بقیه افرادی که در دولت احمدی نژاد بودند، پیش از او هم در بدنه مدیریتی کشور اما در سطوح پایین تر بودند که اکنون از او جدا هستند. این تنها مزیت احمدی نژاد برای اصولگرایان بود! ایجاد طبقه نوینی که او را بر نظام ترجیح می دهند!
اما تحویل کشوری با تورم بالای چهل درصدی، سیاست های مردم فریبانه، تحریم های فلج کننده، مدیریت ضعیف؛ ارائه سیاست ورزی توام با خرافه و بزرگتر از همه آنان، مسائل پس از انتخابات ۸۸، ارثی بود که وی برای اصولگرایان بر جای گذاشت. ارثی که اصولگرایان از آن خلاصی ندارند. تشکیل مجالس هشتم، نهم و دهم همراستا با احمدی نژاد و به وجود آوردن جریان های افراطی از همین مجالس به همراه اقدامات غیر عقلایی، همچنان با اصولگرایان همراه خود بود. آنان حتی اگر بگویند در این باره باید خود احمدی نژاد پاسخگو باشد و باید با او مناظره برگزار کنند، فایده ای ندارد چرا که دولت او متشکل از اصولگرایانی بود که اکنون برای کاندیداهای ریاست جمهوری اصولگرایان فعالیت می کنند. علاوه بر این مردم همه آن سالها را با حمایت اصولگرایان از احمدی نژاد تجربه کرده اند!
اما احمدی نژاد مورد حمایت اصولگرایان، منافعی هم در دوران هشت ساله خود به دست آورد که تقریبا هیچ حجمی از این منافع به سبد اصولگرایان واریز نشد و همه آنان در حساب خود احمدی نژاد ذخیره شد؛ یارانه از جمله مواردی بود که مشخصا منافع آن از جهت به دست آوردن رای مردم، به حساب احمدی نژاد گذاشته شد و انتخابات اخیر ریاست جمهوری نشان داد که مردم آن را از هیچ کاندیدای اصولگرایی دیگری قبول نمی کنند و به او رای نمی دهند؛ آنان یارانه را متعلق به احمدی نژاد می دانند و مضرات آن برای نظام اقتصادی کشور را به پایاصولگرایان می نویسند.
نمونه دیگر این مسکن مهر است که همه مزیت آن باز برای احمدی نژاد باقی مانده است و مردم از اصولگرایی دیگری این را نمی پذیرند، اما ورشکسته شدن نظام بانکی برای تزریق بی رویه منابع بانکی و چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی را به حساب اصولگرایان گذاشته اند.
در عالم سیاست هزینه هایی که یک فرد بر جریان تحمیل می کند، لزوما به حساب آن جریان نوشته می شود، اما منافع حاصل از دوران قدرت او، لزوما به جیب شبکه حامیانش واریز نمی شود و فقط خود او از این منافع  می تواندبهره مند باشد! در این صورت است که فردی مانند احمدی نژاد که هزینه را بر اصولگرایی تحمیل کرده است و منفعت را از آن خودش کرده می تواند اکنون رو در روی اصولگرایان بایستد و مدعی شود که آنان بدون او نمی توانند در این کشور به رقابت سیاسی بپردازند.

دوکلمه حرف با اصلاح‌طلبان

لیست کاندیداهای تایید شده اعلام شد و آقای احمدی نژاد همراه با عده ای رد صلاحیت شدند. اصلاح طلبان در هر رده و جایگاهی نه تنها اعتراضی بر رد …

خبر رسان؛

جهانگیر ایزدپناه

دو کلمه حرف با اصلاح طلبان

ولتر فیلسوف خطاب به ژان ژاک روسو:

«با این که با عقا یدت بشدت مخالفم، اما حاضرم جانم را فدای آزادی بیان و عقایدت کنم.»

لیست کاندیداهای تایید شده اعلام شد و آقای احمدی نژاد همراه با عده ای رد صلاحیت شدند. اصلاح طلبان در هر رده و جایگاهی نه تنها اعتراضی بر رد صلاحیت‌ها نکردند، بلکه اگر اشتباه نکنم خوشحال هم شدند. در صورتی که اگر ما اعتقاد راسخ به اصلاحات داریم باید از حق دیگران بیش از خود دفاع کنیم و بگذاریم به عهده مردم که با رای شان چه کسی را می پذیرند یا رد می کنند. در غیر این صورت چه تفاوت اساسی با آنان که خود محور و تمامیت خواه می خوانیم شان داریم ؟ آیا داد و فریاد آزادی خواهی و اصلاح طلبی ما تا زمانی است که مقصودمان حاصل گردد؟ ولاغیر. در این صورت به مردم این حق را بدهیم که برداشت شان از اصلاح طلبان چنین باشد: دعوا برای منافع خود، نه دفاع از حق دیگران و غم مردم را داشتن.

محلی های ما حکایتی از ملانصرالدین دارند که ملا طرفدار پروپا قرص «کاسه بهره» ( رسم قدیمی که مردم خوراکی که داشتند در کاسه می ریختند و بین همسایه ها تقسیم می کردند ) بود ،و می رفت پشت بام و داد می زد که کاسه بهره «رسم خوب و نیکویست که نباید فراموش شود. روزی ملا به غنیمتی دست یافت، بره ای کشت و گوشت خوبی نصیب اش گردید. فورا به پشت بام رفت و گفت ای مردم» کاسه بهره برطرف «یعنی ملغی ست و هر کس هر چه دارد برای خودش واجب تر است.  حال داد و فریادهای اصلاح طلبی طولانی ما مبنی بر آزادی و حق شرکت برای همه تا زمانی نیکوبود که غنیمتی ( همانند گوشت بره ملا ) نصیب مان نشده بود و صاحب سهمی نبوده و مرادی حاصل نگشته بود.

اما دوستان عزیز اصلاح طلب، مردم تجربه و آگاهی و بینش بالایی دارند که نباید آن ها را دست کم انگاشت.

وحکایت های دیگری نظیر خبر یافتن این که مار به طویله آمده ولی همه گفتند به من ربطی ندارد، تا دامنگیر همه شد، راهم به یاد داشته باشید.

شب دراز است و قلندر بیدار، بنگریم تا چه پیش آید روزگار.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست /

هر کسی نغمه خواند و از صحنه رود /

صحنه پیوسته بجاست /

خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد /

ژاله اصفهانی

خوش باد، روزگار بی انحصارتان خوش باد

 


منبع : کبنانیوز