هرنفر یک رأی اصلاً عادلانه و منطقی نیست

چرا همیشه باید یک اتفاق دریک کشور توسعه یافته رخ بدهد یا قانونی در آنجا شکل بگیرد و با تشخیص ارزشمند بودن آن به الگوبرداری دست بزنیم؟! …

خبر رسان؛

سید جاسم دانشور

چرا همیشه باید یک اتفاق در یک کشور توسعه یافته رخ بدهد یا قانونی در آنجا شکل بگیرد و با تشخیص ارزشمند بودن آن به الگوبرداری دست بزنیم؟!

چرا نباید از خاورمیانه یا شرق یا کشورهای اسلامی وبخصوص ایران قانونی وضع شود که غربی ها ودیگرکشورهای جهان از آن پیروی کنند؟

اگرتوجه کنیم می بینیم درکشورهای اروپایی سالها قبل ازما مجلس داشته اند و در آن کشورها انتخابات و رفراندوم صورت می گرفته است.

خیلی ازکشورهای جهان سعی درمشارکت حداکثری مردم درتعیین سرنوشت خود دارند اما هنوز به نقطه ی ایده آل ازنظرمن نرسیده اند و بسیار مشتاقم ایران اولین کشوری باشد که این قانون را تصویب واجرا کند که درادامه شیوه ی آن راتوضیح خواهم داد.

در کشورهای مختلف سن مجازبرای شرکت در انتخابات مختلف می باشد در ایران ابتدا شرایط سنی۱۸سال بود که دریک دوره به۱۶سال کاهش پیدا کرد ولی مجددا به همان شرایط قبلی یعنی شرط ۱۸سالگی برای شرکت در انتخابات برگشت، خیلی ها فکر می کنند اگرهرنفرحق دارد یک رای بدهدعدالت را رعایت و به یک شرایط خوب اجتماعی و مردم سالاری رسیده ایم.

اما به نظرمن اینگونه نیست، اینکه همه ی مردم حق شرکت درانتخابات رادارند امر برگزیده ای است ولی آیا همه ی انسانها در یک تراز و سطح فکری ودانش و قدرت تجزیه وتحلیل قراردارند؟!

آیا همه به مسائل پیرامونی خود ازجمله سباسی٬ اجتماعی٬اقتصادی و مذهبی و غیره به یک اندازه اطلاعات دارند؟! آیا آگاهی همه ی مردم نسبت به یک یاچند کاندیدا در انتخابات یا موضوع به رفراندوم گذاشته شده دریک سطح است؟!

آیا باید یک استاد دانشگاه  را با یک فرد بی سواد در یک ردیف قرارداد و به هر دوی آنها به یک اندازه نقش وتاثیرگذاری درجامعه اهداکرد؟!

آیا نویسنده ی چندین کتاب ومقاله باید به اندازه یک فرد با مدرک سیکل حق اظهارنظر در امور جاری کشورش داشته باشد؟! آیا یک  آیت الله  و یک مرجع محترم تقلید باید به  اندازه ی  یک طلبه یا حجت الاسلام  در یک جامعه  اثر گذارباشد؟!

آیا یک  پدر یا پدر بزرگ حق رای اش باید به اندازه ی  فرزند یانوه اش باشد؟!  اگرتوجه داشته باشید در بعضی سازمان ها یا وزارتخانه ها مانند شرکت نفت هر نیرویی بعد ازچند سال دارای یک رتبه ودرجه می شود وهرچند سال به رتبه ی او اضافه می شود و درنیروهای نظامی هم به همین صورت که هرچند سال یک بار یک درجه به افراد تعلق می گیرد و فرق تمایزی است.

بین یک افسرتازه وارد درارتش با یک افسر ارشد و مسئولیت ها  و نقش ها هم به نسبت درجه مشخص می گردد ‌مثلا هیچگاه یک سروان فرمانده ی لشکرنخواهد شد.

حالامقایسه کنیم  درتاریخ ۲۹ اردیبهشت ۹۶ فردی به هیجده سالگی می رسد و حق رای پیدا می کند و درهمان روزمی تواند همان تاثیری را در سرنوشت کشورش داشته باشد که یک مرجع تقلید دارد همان اثرگذاری را داشته باشد که یک روزنامه نگار یا معلم واستاد دانشگاه وپزشک ومهندس دارند!

آیا این شیوه درست و صحیح می باشد؟ ازنظرمن به هیچ عنوان اما راهکارچیست؟ به عقیده من باید هر فرد را در رده های سنی مختلف قرار داد مثلا بین ۱۸تا۳۰سال  و بین۳۰ تا۴۰ یا ۵۰ سال و به هر رده یک نمره داد.

میزان تحصیلات را طبقه بندی کنیم و با افزایش هرمقطع مثلا از لیسانس به فوق لیسانس یک امتیاز داد، به  نویسندگان کتاب یک امتیاز داد که  افزایش تعداد آنها میتواند امتیاز بیشتری داشته باشد.

نخبه های دانش آموزی ودانشجویی وقهرمانان المپیادها یک امتیازداشته باشند درنتیجه وقتی درابتدا هرفرد دارای یک امتیازرای باشد اگردیپلم بگیرد دارای۲ امتیازمی شود اگر یک کتاب بنویسد دارای ۳ امتیازمی شود و امتیازات دیگر اینگونه هم انتخابات با تاثیرگذاری بیشترافراد باسواد و آگاه جامعه صورت می گیرد وهم افراد در تلاش خواهند بود تا موقعیت اجتماعی خود را افزایش دهند.

یعنی هر کس دارای یک رتبه ی اجتماعی خواهد شد که درکارت ملی اوهم ثبت خواهد شد که هرچند سال با توجه به موفقیت ها و دست آوردهای او می تواند افزایش پیدا کند. این برنامه به راحتی قابل اجرا می باشد و مطمینم درصورت عملی شدن خیلی از کشورها آن را به کارخواهند گرفت.

به امید آگاهی و رشد فکری بیش از بیش تمامی جوامع بشری.


منبع : کبنانیوز