سیاست تهاجمی آمریکا برای حفظ موقعیت هژمونی

در شرایطی که همه معادلات در تحولات سوریه به سود روسیه و ایران رقم می‌خورد، ترامپ نشان داد که نسبت به تغییر موازنه قوا در این منطقه حساس، بی‌اهمیت …

خبر رسان؛

علی تقوی
ارتش امریکا صبح روز جمعه حدود ۶۰ موشک توماهوک به چند هدف در استان حمص در غرب سوریه شلیک کرد. ترامپ مدعی شد حمله امریکا به سوریه در راستای مصلحت امنیت آمریکا صورت گرفته است ولی اینکه چگونه موشک‌پرانی ترامپ می‌تواند به مصلحت آمریکا باشد کاملاً مشخص نیست.
پخش تصاویر کودکان شیمیایی شده بهترین فرصت را در اختیار ترامپ قرارداد تا به سیاست‌های محافظه‌کاران جامه عمل بپوشاند. حمله به پایگاه هوایی الشعیرات نخستین حمله نظامی مستقیم آمریکا به یک پایگاه نظامی ارتش سوریه است که در نوع خود بی‌سابقه بوده و حکایت از تغییر سیاست آمریکا در قبال سوریه دارد.
نکته قابل‌توجه آن است که ترامپ در طول کارزار انتخاباتی خود و پس از رسیدن به منصب ریاست جمهوری، همواره از سیاست‌ها و رویکرد باراک اوباما نسبت به بحران سوریه انتقاد کرد و به‌ویژه خط قرمز دروغین اوباما علیه بشار اسد درباره استفاده از سلاح‌های شیمیایی در سال ۲۰۱۲ را زیر سوال می‌برد. با حمله موشکی اخیر به سوریه معلوم شد ترامپ هم مدعی استفاده ارتش سوریه از سلاح شیمیایی است، با این تفاوت که اوباما دست به اقدام نظامی علیه سوریه نزد؛ اما ترامپ در ابتدای ریاست‌جمهوری خود به مداخله نظامی مستقیم روی آورده است.
با این حمله، معادلات سیاسی و میدانی سوریه وارد دور تازه‌ای شده و چه‌بسا تلاش‌های روسیه و ایران  برای برقراری آتش‌بس تضعیف خواهد شد. تاکنون ابتکار عمل در جنگ سوریه در دست ارتش سوریه و متحدانش یعنی روسیه و ایران قرار داشت، اما ازاین‌پس مخالفان اسد و حامیان منطقه‌ای آن‌ها جان تازه‌ای گرفته و درواقع برای ادامه حملات خود چراغ سبز جدیدی دریافت کرده‌اند.
ترامپ می‌کوشد با انجام حمله موشکی نشان دهد پیرو اسلاف جمهوری‌خواه خود در امریکا بوده و بسان اوباما در برخورد با تحولات منطقه رفتار نخواهد کرد. ترامپ درصدد است در ابتدای ریاست جمهوری خود با رویکرد امنیتی ـ نظامی، از خود چهره‌ای مقتدر و تاثیرگذار ارائه نماید. این حمله موشکی در شرایطی رخ داد که رئیس‌جمهور چین در آمریکا بسر می‌برد. چین یکی از مهم‌ترین رقبای اقتصادی و سیاسی آمریکا در منطقه و جهان به شمار می‌رود. ترامپ تلاش کرد در آستانه این سفر از سیاست چماق و هویج استفاده کند و با انجام این حمله چین را در لاک دفاعی فروبرده و دستکم در بحران‌های نظامی در منطقه دخالت نکند و یا رای ممتنع داشته باشد. مقامات آمریکایی قبلاً اعلام کرده بودند که مذاکرات چالشی را با رئیس‌جمهور چین در آمریکا خواهند داشت. در روزهای گذشته وزارت امور خارجه آمریکا بارها اعلام کرده بود که مسئله کره شمالی چه با چین و چه بدون چین باید حل شود و حل بحران کره از مسیر مذاکره و گفتگو به بن‌بست رسیده است. از طرفی آمریکا اخیراً به‌صورت جدی از سوی کره شمالی تهدید شده بود به‌نحوی‌که رهبر این کشور هشدار داده بود با هر حمله آمریکا به کره شمالی این کشور را از بین خواهد برد. ترامپ تلاش کرد با این حمله موشکی به کره شمالی و چین، این پیام را بدهد که اگر نیاز باشد علیه کره شمالی از نیروی نظامی استفاده خواهد کرد.
چالش بزرگ دیگری که هژمونی امریکا را ازلحاظ نظامی تهدید می‌کند قدرت روسیه است. پس از حدود ۱۹ ماه عملیات موفقیت‌آمیز نظامی روسیه و ارتش سوریه که گروه‌های تروریستی به‌ویژه داعش و جبهه النصره را زمین‌گیر کرد، حمله موشکی آمریکا می‌تواند موفقیت‌های مسکو را نیز هدف قرار دهد.
اکنون از بین بردن دستاوردهای روسیه و سوریه می‌تواند یکی از اهداف حمله آمریکا باشد. روسیه که جمعیت آن ۱۳۸ میلیون و ۷۴۰ هزار نفر است، هم‌اکنون دارای ‌یک‌میلیون و ۲۰۰ هزار کارکنان فعال نظامی است. نیروی زمینی روسیه دارای ‌۲۲۹۵۰ دستگاه تانک، ‌۴۶۴۴ سامانه پدافند هوایی و ‌۱۲هزار وسیله نقلیه لجستیکی است. نیروی هوایی روسیه نیز دارای ‌۲۷۴۹ فروند جنگنده و هواپیما است. نیروی دریایی روسیه نیز دارای ‌۲۳۳ فروند کشتی، هفت بندر، یک ناو هواپیمابر، ۴۸ زیردریایی، ‌۶۰ قایق ، ۱۴ ناوشکن و ۲۳ قایق‌ جنگی خشکی آبی است. کشور روسیه دارای مساحت ۱۷ میلیون و ۹۸ هزار و ۲۴۲ کیلومترمربع، ۳۷ هزار و ۶۵۳ کیلومتر خط ساحلی و ۲۰ هزار و ۲۴۱ کیلومتر مرز مشترک است. بر اساس این آمار و ارقام می‌توان گفت بعد از چین که رقیب اصلی هژمونی آمریکا است، روسیه بزرگ‌ترین چالش آینده ایالات‌متحده خواهد
بود. مورد دیگری که می‌توان در راستای حمله موشکی آمریکا بدان توجه کرد و جدا از مسئله روسیه نیست، ایران است. ایران در وضعیت حاضر و بنا به شرایط فعلی منطقه‌ای و بین‌المللی حائز منافع مشخصی برای روسیه است. ایران به‌عنوان بازیگری ضدهژمون نه‌تنها مانع نفوذ گذاری غرب در نوار جنوبی مرزهای روسیه است، بلکه در خاورمیانه مقابل غرب و متحدان منطقه‌ای آن و به‌طور خاص در عرصه میدانی سوریه نقش غیرقابل‌اغماضی در تحقق «بازدارندگی راهبردی» روسیه به عهده دارد. دولت جدید آمریکا که از توافق هسته‌ای ایران و ۱+۵ ناخرسند است، تلاش دارد با ایجاد فضای نظامی – امنیتی در خاورمیانه هم از نفوذ ایران جلوگیری کند و هم رضایت کشورهای عربی را فراهم آورد. تغییر موازنه قوا و مهار ایران یکی از سیاست‌های امریکا در منطقه است. موضوع مهار ایران را نیکلاس برنز، این‌گونه بیان می‌کند: «باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا و جانشین او و یا حتی جانشین رئیس‌جمهور بعد از اوباما، باید تلاش کند قدرت ایران را در منطقه مهار کند… بنابراین ما باید قدرت دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی خود را برای انسداد ایران در شرایط فعلی و مهار قدرت این کشور در منطقه در سال‌های آینده به کاربریم… از همین رو برنامه‌های مختلف آمریکا در راستای همین دکترین طرح‌ریزی می‌شود.
از نگاه ایالات‌متحده، قدرت منطقه‌ای ایران بایستی «مهار شود». محوریت ترتیبات منطقه‌ای با موضوع «تهدید ایران» کماکان جزء سیاست مهار آمریکا محسوب می‌‌شود.
امریکا با بزرگ‌نمایی خطر تروریسم در سطح ملی به‌منظور افزایش محبوبیت و در سطح بین‌المللی برای تثبیت هژمونی و رهبری برجهان از آن بهره‌برداری می‌کند. آمریکا اهداف و سیاست‌های جدیدی را در قبال تروریسم در سیاست خارجی در پیش‌گرفته است و در همین راستا، راهبرد حمله پیش‌دستانه را مطرح نموده است. به‌عبارت‌دیگر، راهبرد «بازدارندگی» جای خود را به راهبرد «مداخله‌گرایی فزاینده» داده است. با این اوصاف، شاهد آن هستیم که رویکرد واقع‌گرایی در نزد زمامداران و تصمیم‌گیرندگان کشور آمریکا تقویت‌شده و این کشور رو به سیاست‌های امنیتی و یک‌جانبه‌گرایی در عرصه بین‌المللی آورده است. یکی از رویکردهای نوینی که امروزه در تحلیل روابط بین‌الملل و سیاست خارجی آمریکا بدان توجه می‌شود، رویکرد واقع‌گرایی تهاجمی هست. در رهیافت واقع‌گرایی تهاجمی برافزایش قدرت به‌منزله هدف، و برای کسب جایگاه هژمونی در نظام بین‌الملل (به‌عنوان رفتار اصلی قدرت‌های بزرگ) تاکید می‌شود.
بنابراین موشک‌پرانی ترامپ را می‌توان سیاستی در چهارچوب رئالیسم تهاجمی میرشایمر تحلیل کرد. بر اساس تئوری‌های واقع‌گرایی تهاجمی دولت به یک‌میزان خاص از قدرت قانع و راضی نیستند، بلکه برای کسب امنیت حقیقی همیشه به دنبال افزایش قدرت خود بوده و قصد دارند تبدیل به یک هژمونی قدرتمند شوند. بر اساس عقیده‌ میرشایمر: یک قدرت بزرگ که از یک توان فراوانی سود و بهره می‌برد باید در قبال سایر رقبا بسیار تهاجمی عمل کند چراکه در فضای موجود سایر رقبا همین کار را انجام می‌دهند. ایالات‌متحده با حمله موشکی به سوریه چندین هدف را دنبال می‌کند. در شرایطی که همه معادلات در تحولات سوریه به سود روسیه و ایران رقم می‌خورد، ترامپ نشان داد که نسبت به تغییر موازنه قوا در این منطقه حساس، بی‌اهمیت نیست. از طرفی به چین و کره شمالی نشان داد که جمهوری خواهان برای پیشبرد اهداف خود به‌راحتی از گزینه‌های نظامی استفاده می‌کنند.


منبع : کبنانیوز

نزدیکی ترامپ به پوتین و گزینه‌ای ظریف

باید شرایط را طوری مدیریت کرد که آن‌ها نتوانند بازی را به زیان منافع ایران ادامه دهند، مانند رویکردی که دستگاه دیپلماسی ما در برجام داشت. …

خبر رسان؛

علی تقوی

در سال‌های اخیر تحولات نظم بین‌المللی همراه با افول هژمونی آمریکا، این فرصت را برای اتحادیه اروپا، چین و روسیه به وجود آورده است تا نقش بیشتر در معادلات بین‌المللی بازی کنند. روابط ایران و روسیه در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قالب همکاری احتیاط‌آمیز و نگرش مصلحتی در حوزه‌های منافع مشترک، صورت گرفته است. بااین‌حال باروی کار آمدن ریاست جمهوری جدید در کاخ سفید، تحلیل‌های مختلف درباره سیاست خارجی ابن کشور در برابر چالش‌های بین‌المللی وجود دارد. در این میان روسیه، چین و ایران کشورهایی هستند که طبق اسناد سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا به‌عنوان تهدیدات اصلی این کشور قلمداد شده‌اند. در این میان شکل‌گیری ائتلاف میان ایران و روسیه در حوزه مسائل منطقه‌ای غرب آسیا و روند روبه رشد همکاری نظامی میان دو کشور بر حساسیت آمریکا افزوده است. بر همین اساس آمریکا درصدد است تا روابط ایران و روسیه را پس از دوره‌های همکاری گسترده به اخلال بکشاند.

رویکرد دولت جدید آمریکا در عرصه سیاست خارجی‌اش، محروم کردن ایران از حمایت‌های روسیه و به وجود آوردن شکاف میان دو کشور است. ایالات متحده برای ایجاد قاصله بین ایران و روسیه گزینه های متعددی دارد. یکی از گزینه‌های ترامپ می‌تواند افزایش فشار بر روسیه درزمینهٔ صادرات تسلیحات نظامی این کشور به ایران باشد. در سال‌های گذشته دولت بیل کلینتون توانست از رشد مناسبات نظامی ایران و روسیه، به توافقی تحت عنوان «گور – پرنو مردین» با روسیه دست یابد که بر مبنای آن دولت روسیه تامین تسلیحاتی ایران را برای مدت طولانی متوقف کرد. دولت ترامپ پس از ارسال سامانه اس ۳۰۰ به ایران، درحالی‌که زمزمه معامله خرید تسلیحاتی میلیارد دلاری ایران از روسیه به گوش می‌رسد، توان خود را برای جلوگیری از این مناسبات نظامی خواهد گذاشت. توافق هسته‌ای و سیاست‌های ایران در خاورمیانه، یکی از چالش‌های موردعلاقه آقای ترامپ به نظر می‌رسد. باوجود آن‌که بسیاری از مقام‌های دولت حسن روحانی پیش از آغاز به کار دولت جدید در واشنگتن ابراز امیدواری کرده بودند که تهدیدهای ترامپ علیه این کشور «صرفاً شعارهای تبلیغاتی» باشد، اما رویکرد آقای ترامپ در قبال تهران از زمان ورود به کاخ سفید نشان می‌دهد که وعده‌های انتخاباتی آن‌چنان هم «شعاری» نبوده‌اند. دونالد ترامپ، ایران را حامی اول تروریسم در جهان خواند، از اوباما برای توافق هسته‌ای انتقاد و ایران را به دلیل آزمایش‌ موشکی اخیر، به بازی با آتش متهم کرد.
تمایل دولت ترامپ برای عادی‌سازی روابط با روسیه از یک‌سو و اتخاذ رویکرد تهاجمی در قبال ایران از سوی دیگر، شاید کمی گیج‌کننده باشد. روسیه طی دهه گذشته یکی از «همراه‌ترین» کشورهای قدرتمند با ایران بوده است. علاوه بر عملیات مشترک دو کشور در سوریه، نزدیکی تهران و مسکو به دلیل ضدیت آن‌ها با گسترش پیمان ناتو و افزایش حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه باوجود ۱۳ سال بحران هسته‌ای ایران، کاهش نیافت. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه پیش از انعقاد توافق هسته‌ای، ممنوعیت فروش سامانه‌ دفاع موشکی اس ۳۰۰ به ایران را لغو کرد. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه و نماینده ارشد این کشور در مذاکرات هسته‌ای همواره تلاش می‌کرد تا موضع سخت لوران فابیوس، همتای فرانسوی خود را تعدیل کند. هم‌اکنون و با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ و امکان گرم‌تر شدن روابط مسکو و واشنگتن، این پرسش برای بسیاری از ناظران مطرح است که آیا سیاست جدید کاخ سفید، باعث دوری ایران و روسیه خواهد شد؟
آمریکا توافق ۲۲۳۱ شورای امنیت را مستمسکی برای فشار به روسیه درزمینه ممنوعیت صدور تجهیزات نظامی تهاجمی به ایران قرار داده است. همچنین نباید از مشوق‌های اقتصادی نظیر افزایش خرید تسلیحاتی توسط کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس نظیر سعودی برای روسیه غفلت نمود.
یکی دیگر از مشوق‌های ترامپ برای روسیه می‌تواند، همراهی با موضع روسیه درباره بحران اوکراین و به رسمیت شناخته شدن الحاق شبه‌جزیره کریمه به روسیه باشد؛ به‌ویژه ابن که روسیه به دنبال بحران اوکراین، با تحریم‌های غرب علیه شرکت‌هایی انرژی، نظامی، بانک‌ها و کاهش تدریجی درآمده‌ای نفتی مواجه بوده است، به‌گونه‌ای که رشد اقتصادی روسیه به منفی ۷/۳۳ در سال ۲۰۱۵رسید. ولی با توجه به ساختار قدرت در ایالات‌متحده، به نظر نمی‌رسد ترامپ در این مورد قدرت چندانی برای چانه‌زنی با روسیه داشته باشد. به همین دلیل نیز پس از ماه‌ها تبلیغات و خوش‌بینی از روابط روسیه و آمریکا، سخنگوی کاخ سفید اعلان کرد: «دونالد ترامپ به‌روشنی گفته است که انتظار دارد دولت پوتین، تنش‌ها را در اوکراین کاهش داده و شبه‌جزیره کریمه را به این کشور
بازگرداند.»دیگر حوزه‌ای که آمریکا می‌تواند به تعاملی با روسیه دست بیابد که اثر منفی بر همکاری‌های متقابل ایران و روسیه بگذارد، بحران سوریه است. در شرایط کنونی که بحران سوریه از نقطه تهدید خارج‌شده است و دولت سوریه درصحنه میدانی دست برتر را پیداکرده است، فرصت برای معامله سیاسی روسیه فراهم می‌شود. درواقع آنچه حائز اهمیت برای روسیه است، تحمیل این کشور به غرب و سامان سیاسی آینده سوریه با حضور روسیه است. این مهم لزوماً با آنچه ایران از آینده سوریه مدنظر دارد مطابقت نمی‌کند. چراکه روسیه، ساختار فدرالی و آینده سوریه بدون اسد با حفظ ساختار کنونی را تحت شرایطی می‌پذیرد درحالی‌که مواضع ایران در این زمینه با روسیه متفاوت است. بااین‌حال توافق بر سر سوریه، موضوعی زمان‌بر است و به نظر نمی‌رسد رئوس سیاست خارجی جدید آمریکا درباره سوریه تدوین‌شده باشد. از سوی دیگر آمریکا با رویکردهای متحدان خود نظیر عربستان و ترکیه در بحران سوریه نیز مواجه است. لذا تمرکز بر معامله درباره سوریه آن‌چنان قادر نیست روند همکاری ایران و روسیه را متوقف نماید.
ایران می‌تواند از تعارض روسیه با آمریکا در راستای منافع خود بهره‌برداری کند؛ ولی این دلیل نمی‌شود که نزدیکی روابط روسیه و آمریکا به زیان منافع ایران باشد.ایران می‌تواند بنیاد همکاری‌های جدید را با روسیه به‌گونه‌ای تنظیم کند که اصولاً روسیه نتواند و نخواهد از مناسبات خودش با ایران به خاطر نزدیک شدن به آمریکا صرف‌نظر کند. در بحث تعامل با طرف آمریکایی هم به همین صورت، اصولاً آمریکا دشمن ایران است، اما نحوه تعامل و چالش با این دشمن نباید به‌گونه‌ای تنظیم شود که متکی به روس‌ها باشد. بنابراین امر مطلقی در تحلیل نزدیک شدن روسیه به آمریکا و تاثیر آن بر منافع ملی ما وجود ندارد. متناسب با شرایط منطقه، معادلات بین‌المللی بین مسکو و واشنگتن و نیز نحوه عملکرد ایران که یک متغیر مستقل است بسیار تعیین‌کننده خواهد بود.
بنابراین یک‌طرف قضیه به سیاست های ایران برمی‌گردد، که چه تصمیماتی را اتخاذ ‌کند، چگونه رفتار ‌کند و چه موضعی را در پیش بگیرد. در همه کشورها عملکرد خود را در حوزه سیاست خارجی برمبنای منافع ملی تعریف می‌کند.ایران باید به‌گونه‌ای رفتار کند که اجازه هیچ‌ مصالحه‌ای بین روسیه و امریکا درباره ایران رخ ندهد. اگر هم‌چنین اتفاقی افتاد، باید شرایط را طوری مدیریت کرد که آن‌ها نتوانند بازی را به زیان منافع ایران ادامه دهند، مانند رویکردی که دستگاه دیپلماسی ما در برجام داشت.


منبع : کبنانیوز