یاسوج در استقبال از «جهانگیری »/تصاویر

اسحاق جهانگیری در بدو ورد به مقام شهدای در یاسوج ادای احترام کرد و سپس در مصلاح یاسوج در جمع مردم این شهر سخنرانی کرد . …

خبر رسان؛

مردم شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه بویراحمد با حضور چشمگیر و بی سابقه خود از اسحاق جهانگیری کاندیدای اصلاح طلب دوازدهمین دوره ریاست جمهوری  صبح امروز دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۹۶استقبال کردند.

اسحاق جهانگیری در بدو ورد به مقام شهدای در یاسوج ادای  احترام کرد و سپس در مصلاح یاسوج در جمع مردم این شهر سخنرانی کرد .

به گزارش کبنا نیوز غلام محمد زارعی نماینده بویراحمد ودنا و غلام رضا تاجگردون نماینده مردم باشت و گچساران در مجلس شورای اسلامی وی را همراهی کردند .

استقبال مردم شهر یاسوج از اسحاق جهانگیری به گونه ای بود که برای خروج مردم از مصلاح مجبور شدند هر چهار در ورودی  این مرکز را باز کنند .

بر پایه این گزارش جهانگیری در حمایت از برنامه های دولت تدبیر و امید و حسن روحانی سخنرانی کرد.

 

گزارش و عکس: علی پاک

 

 


منبع : کبنانیوز

خانواده مرحوم هاشمی چه پیشنهادی به آیت الله رئیسی داده بودند؟

حتی خانواده هاشمی به ایشان می گفتند اگر شما رئیس جمهور بشوید خیلی خوب می شود. اما این روزها بیشتر اصرارها از سوی مردم در حرم مطرح می شد. …

خبر رسان؛

خانم علم الهدی، همسر آیت الله رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی، دکترای فلسفه تعلیم و تربیت است. وی دانشیار دانشگاه شهید بهشتی در دانشکده علوم تربیتی و در کنار آن رئیس پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی است.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، خانم علم الهدی، همسر آیت الله رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی، دکترای فلسفه تعلیم و تربیت است. ایشان دانشیار دانشگاه شهید بهشتی در دانشکده علوم تربیتی بوده و در کنار آن رئیس پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی می باشد. از سوی دیگر ایشان رئیس کمیسیون تعلیم و تربیت شورای انقلاب فرهنگی را برعهده دارند. ایشان صاحب دو فرزند دختر و دو نوه هستند. بر آن شدیم با توجه به نزدیکی ایام انتخابات و به مناسبت کاندیدا شدن همسر ایشان، مصاحبه‌ای تفصیلی ترتیب داده و نظرات همسر آیت الله رئیسی را در این ایام جویا شویم. شرح این گفتگو از این قرار است:

دو نامه از سوی آیت الله رئیسی منتشر شد. نظر حضرتعالی در مورد این نامه ها چیست؟

دکتر علم الهدی: آقای رئیسی تاکید زیادی بر سیاست ورزی مبتنی بر اخلاق دارند. خیلی ها به ایشان توصیه می کردند که به گردونه انتخابات وارد نشوید، اما ایشان در جواب می گفتند بگذارید یکبار مردم سیاست ورزی مبتنی بر اخلاق را ببینند. محتوای نامه ایشان نیز بر همین مبناست که بیاییم قبل از هر چیز، بر این نوع سیاست ورزی پایبند باشیم و از این اصول عبور نکنیم. ایشان اصول اخلاقی را خط قرمز خود می دانند و حتی یکبار به من هم گفتند حاضرم در مناظرات شکست هم بخورم اما اصول اخلاقی را زیر پا نگذارم. این بحث‌ها ماورای حقوق و حقوق دانی است، بحث اخلاق چند درجه فراتر از حقوق است.

باتوجه به شغل های خاص آیت الله رئیسی، آیا تاکنون ایشان یا خانواده‌شان تهدید شده‌اند؟ یا هرگونه خاطره خاصی که می تواند برای مخاطبین جذاب باشد را برایمان بازگو کنید.

اگر تهدیدی تا حالا صورت گرفته بوده ایشان آن را به داخل خانه منتقل نکرده اند. ایشان در اینگونه مسائل بسیار دقت می کنند و به هیچ وجه مسائل کاری شان را به داخل خانه نمی آورند. البته مواردی بوده که ما از روحیه ایشان متوجه شدیم اتفاق خاصی افتاده است. مثلا در مورد پرونده نخست وزیری که ایشان تمام کارها را انجام داده بود، اما ناگهان امام دستور دادند پرونده مختومه شود. از جاهای زیادی هم مراجعه کردند، از مرکز اسناد انقلاب اسلامی و دیگر جاها تا آن پرونده را باز کنند اما ایشان راضی نشدند هیچ مصاحبه ای را انجام بدهند و گفتند پرونده ای را که امام دستور دادند مختومه کنید من باز نمی کنم. من هم هیچ اطلاعی از آن قضیه ندارم. یک اخلاقی که ایشان دارند این است که از جزئیات هیچ پرونده ای صحبت نمی کنند. مثلا همین ماجرای فسادی که در ابتدای تولیت ایشان در آستان قدس رخ داد، آقای رئیسی به هیچکس نگفته بودند، درحالیکه به شدت از آن رنج می بردند و با خودشان می گفتند چنین کاری با اموال کافر حربی انجام نمی دهند چطور با اموال امام رضا فردی چنین کاری می کند؟ من گفتم این مورد را به مقام معظم رهبری اطلاع دهید. ایشان گفتند چرا باید خاطر ایشان را مکدر کنم. خودم مسئله را حل می کنم. به شخصه فقط می دانستم آن فرد مشکل دارد اما داستان را دقیقا نمی دانستم. ایشان هم از بیان داستان در رسانه ها خودداری می کردند تا اینکه از سوی رفقای همان فرد مطرح و پخش شد. اتفاقا در همان موقع هم برخی تماس گرفتند که ایشان را آزاد کنید. آقای رئیسی گفتند اتفاقا رفقای خود آن فرد نامش را منتشر کردند، من که فقط به دادگاه معرفی کردم. بعد مقامات آستان قدس آمدند و گفتند حاج آقا اطلاعیه بدهید. حاج آقا مخالفت کردند و گفتند حق ندارید اسم او را بیاورید. گفتند حاج آقا همه سایت ها اسمش را آورده اند. حاج آقا گفتند آن فرد هنوز متهم است و جرمش اثبات نشده است. کلی کشمکش رخ داد آخر هم یک نفر خودش رفت مصاحبه کرد و توضیح داد. حاج آقا خیلی مقید هستند که تا جرمی اثبات نشده اسمی برده نشود و آبروی کسی نرود. یا یک آیت اللهی که دستگیر شده بود، از حاج آقا پرسیدیم جریانش چیست؟ حاج آقا ابا داشتند و نمی گفتند. اصرار کردم حاج آقا نکته های دینی و مذهبی زیبایی از ایشان در فضای مجازی منتشر می شود و اگر چیزی نگید همین بچه های خودمان که آنها را می خوانند منحرف می شوند. آنقدر اصرار کردیم که ایشان دو سه مورد گفتند.

آیت الله رئیسی در ابتدای بیانیه خود در بدو ورود به انتخابات گفتند من هیج میلی به قدرت ندارم. خواستم ببینم شما این جمله را چطور تحلیل می کنید؟ آیا نکاتی در زندگی مشترک تان در این راستا داشته اید؟

ایشان یک طلبه بود در ابتدای انقلاب و آیت الله بهشتی طی تحقیقاتی که داشتند چندتن از طلاب از جمله ایشان را شناسایی و آموزش دادند. ایشان را که به کرج برده بودند، دو مسئله در آن شهر مطرح بود. یکی اینکه سرمایه داران در آن شهر حضور داشتند و دوم آنکه مسئله منافقین نیز در آنجا خیلی مطرح بود و یکی از عللی که منافقین دلشان خیلی از ایشان پر است به همین قضیه برمی گردد. طی برخوردهای قانونی که ایشان در آنجا انجام می دهند، نقشه قتل ایشان کشیده می شود که وقتی شهید بنی جمالی به جای ایشان می رود، متاسفانه ایشان را به شهادت می رسانند. پس از آن ماجراها و اینکه توانستند لیاقت خود را نشان بدهند، ایشان را ارتقا دادند و به استان همدان بردند. بعد از استان همدان ایشان تصمیم گرفت که به قم برگردد و طلبگی خود را ادامه دهد، اما ان روزها در تهران آقای موسوی خوئینی ها نمی گذاشت. هرچه ایشان اصرار داشتند که من میخواهم به قم برگردم و درس بخوانم و سمت اجرایی نمی خواهم از آن سو بود که اصرار وجود داشت که ایشان به کار اجرایی برگردند. این شد که به تهران رفتیم. چند سال گذشت و من هرچه می گفتم وسایل مان را از قم بیاوریم اما ایشان می گفت، نه، میخواهیم برگردیم. لذا ایشان اصلا بدنبال قدرت نبود. البته پشتوانه حکم امام برای ایشان نیز بسیار موثر بود. این که امام اقای موسوی اردبیلی را داشته باشد اما تقریبا هرجایی که اختلافی پیش می آمد یک طلبه ۲۵ ساله را برای حل اختلاف بفرستد، خود در روند کار ایشان خیلی تاثیر داشت. بعد از آن سال ها بود که ایشان به سازمان بازرسی رفت. به یاد دارم آن روزها دولت اصلاحات به شدت از بازرسی های ایشان ترس داشت. هرجایی که ایشان ارتقا پیدا می کرد یا ایشان را به زور و با فرمان مافوق می فرستادند یا حتی در برخی موارد اصلا به ایشان نمی گفتند و ایشان را منصوب می کردند و در موردی حتی ایشان حکم خود را از رادیو می شنید و وقتی من به  ایشان می گفتم که از رادیو شنیدم، ایشان باور نمی کرد و می گفت کسی به من چنین ابلاغی نکرده و حتی یک سوال هم از من نپرسیده اند. البته در مقابل آن حسادت ها هم بسیار بود. در بسیاری از موارد تا برای ایشان می خواستند حکمی بزنند عده  زیادی می رفتند و سعایت ایشان را می کردند و می گفتند ایشان برای این پست مناسب نیست. در مورد حکم تولیت نیز هرطور توانستند سعایت کردند تا حکم برای ایشان نخورد. بحث نایب التولیه و حتی شورایی شدن تولیت نیز مطرح شد و جالب آن بود که ایشان در تمام طول آن مدت در خانه نشسته بود و اصلا برایش مهم نبود و در نهایت حضرت آقا آن حکم را برایشان زدند. در طول زندگی مان هیچ گاه برای دریافت پستی ایشان خود را مطرح نکرد یا نرفت رایزنی کند، لابی کند تا آن پست را تحویل بگیرد. برای خبرگان نیز سه استان خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و گرگان چند مدت آمدند و پافشاری کردند که ایشان آمد. در این دوره اتفاقا تهران خیلی پافشاری کردند که از تهران کاندیدا شوند، که ایشان در جواب گفت: بینی و بین الله نمی شود بیرجند را کنار بگذارم و بیایم تهران. حتی من اصرار داشتم به تهران، چرا که ایشان بابت رفت و آمدهای به بیرجند خیلی اذیت می شدند. اما قبول نکردند.

چه شد که ایشان کاندیدا شدن برای ریاست جمهوری را پذیرفتند؟

اصرار و پافشاری به ایشان زیاد بود و از طرف مردم هم شروع شد. حتی دوره های قبل هم برای درخواست آمده بودند، مردم حزب اللهی و جامعه مداحان آمدند و پیشنهاد کردند.حتی خانواده هاشمی به ایشان می گفتند اگر شما رئیس جمهور بشوید خیلی خوب می شود. اما این روزها بیشتر اصرارها از سوی مردم در حرم مطرح می شد. من می گفتم حاج آقا این ها چه می گویند. ایشان در جواب می گفتند غصه نخور، خبری نیست. من همچین جایی را رها نمی کنم. اما این سیر همچنان ادامه پیدا کرد. تا اینکه بسیاری از مراجع قم اصرار کردند. اما باز هم ایشان نپذیرفت. از روزی که ایشان مشهد آمدند مراجع از جمله آیت الله وحید خیلی ابراز خوشحالی می کردند. آیت الله وحید خودشان تشریف آوردند به دفتر حاج آقا. هرچه حاج آقا اصرار می کردند که من باید بیایم، شما چرا، اما ایشان می گفتند نه، خودم باید بیایم. یک بار مقام معظم رهبری هم به ایشان گفتند من از هیچ یک از انتصاب هایم مردم اینقدر از من تشکر نکرده بودند. از انتصاب شما مردم خیلی تشکر کردند.

اینکه عده ای این روزها رابطه ما با آیت الله مصباح را بزرگ کردند، البته افتخار است برای ما این ارتباط، اما رابطه ما با همه مراجع همین طور است. ما هرساله به خانه آیت الله جوادی آملی می رویم، با ایشان به سوریه رفتیم. رابطه خانوادگی که با آیت الله جوادی آملی داریم با آیت الله مصباح نداریم. خلاصه این داستان مردم ادامه پیدا کرد تا اینکه ۵۰ نفر از مجلس خبرگان آمدند و دعوت کردند.حاج آقا به آن ها گفت نکنید این کارها را، که آن ها در جواب گفتند ما به شما کاری نداریم، تکلیف مان را انجام می دهیم. رفتند خدمت آقا رسیدند و این پیشنهاد را مطرح کردند و آقا فرمودند من دخالت نمی کنم. تا اینکه یکی از مراجع به مشهد آمدند و با ایشان صحبت کردند و حجت را بر ایشان تمام کردند. وقتی آن صحبت تمام شد، حجت برایشان تمام شد و پذیرفتند. به یاد دارم که بعد از آن بود که فرزندانم خیلی گریه کردند و گفتند پدر می دانی داری چه می کنی؟ می دانی وارد چه کارزاری می شوی؟ خود من چند روز در بیمارستان بستری شدم. اما ایشان بلاخره تصمیم گرفت که کاندیدا شود و امروز هم تاکید می کند که نیامده ام که بروم، بلکه تا آخر در صحنه می مانم.

ماجرای آن روزی که آیت الله رئیسی در قم سخنرانی داشتند بعد سخنرانی ایشان در قم کنسل شد و گفتند مقام معظم رهبری ایشان را به بیت فراخواندند چه بود؟

این یک دروغ بود. ایشان اصلاً در مشهد بود. اتفاقا من خودم قم بودم و در موسسه امام خمینی(ره) ارائه مقاله داشتم. آنقدر مردم پرسیدند که آخر من خودم شک کردم و زنگ زدم که ایشان گفتند من مشهدم.

در مورد شعار انتخابی ایشان توضیح بفرمایید که چرا این شعار انتخاب شد؟ علت انتخاب شدن شعار کار و کرامت چه بود؟

ایشان در ایامی که در آستان قدس بود خیلی با مشکل بیکاری مواجه می شدند و خیلی در این زمینه مراجعه داشتند. اکثریت نامه هایی که در ضریح امام رضا انداخته بودند مردم، درخواست کار بود. حاجاتشان شاغل شدن بود. این بود که اصلی ترین برنامه خود را کار و اشتغال انتخاب کردند. در بحث کرامت هم دلیل این است که ایشان به کرامت مردم خیلی اهمیت می دهند. یک حداقل وجود دارد به نام حق و حقوق، اما کرامت یعنی خیلی بالاتر از حقوق مردم. اگر می خواهیم با خارج ارتباط برقرار کنیم، بر اساس کرامت باشد نه ذلت. اگر می خواهیم برای مردم شغل ایجاد کنیم، شغل با کرامتی ایجاد کنیم. شاید یک پدر وقتی به خانه می رود از گرسنه بودنش رنج نبرد، اما شرمندگی او مقابل فرزندانش که نتواند خواسته های آنها را برآورده کند، خیلی سخت تر است.

در مورد نحوه زندگی و ساده زیستی آیت الله رئیسی توضیح بفرمایید.

ما زندگی خیلی معمولی داریم اما در همین مورد هم با حاج آقا خیلی درگیریم. برای عوض کردن هر اسباب خانه باید کلی نقشه بکشم. خود ایشان با همان ماشین های سمند اداری جابجا می شوند. حتی اقوام که ماشین شاسی بلند دارند می گویند به ایشان بگویید ماشین شان را جلوی خانه ما نزنند، مردم فکر می کنند ما از این ماشین ها سوار می شویم. تمام جوانب را رعایت می کنند تا خدای نکرده از زندگی ساده دور نشوند.


منبع : کبنانیوز

اسامی ۱۸ چهره برجسته نامزدی ریاست‌جمهوری

۱۶۳۶ نفر برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ ثبت‌نام کردند که کمتر از ۳۰ نفر از آن‌ها از شخصیت‌های شناخته‌شده سیاسی کشور به حساب می‌آیند. …

خبر رسان؛

۱۶۳۶ نفر برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ ثبت‌نام کردند که کمتر از ۳۰ نفر از آن‌ها از شخصیت‌های شناخته‌شده سیاسی کشور به حساب می‌آیند.

داوطلبان انتخابات 96

به گزارش کبنا، ثبت‌نام از داوطلبان نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم از روز سه‌شنبه ۲۲ فروردین در ستاد انتخابات کشور واقع در محل وزارت کشور آغاز شد و امروز؛ شنبه پایان یافت. در این انتخابات ۱۶۳۶ نفر اعلام داوطلبی کردند. بسیاری از این افراد از رجال مذهبی و سیاسی کشور به حساب نمی‌آیند و تاکنون کمتر از ۳۰ نفر داوطلب نامزدی هستند که سوابق اجرایی و سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند.

* جدول اسامی برخی نامزدها و سمت فعلی یا سابقه آن‌ها بر اساس روز ثبت‌نام، تاکنون به شرح زیر است:

*ممکن است اسامی تعدادی از ثبت‌نام کنندگان به دلیل بالا بودن داوطلبان در جدول زیر لحاظ نشده باشد؛ بنابراین یادآوری این نکته لازم است که پس از بررسی صلاحیت داوطلبان از سوی شورای نگهبان لیست کاندیداها در گزارش دیگری منتشر خواهد شد.

ردیف زمان ثبت‌نام نام داوطلب سمت یا سوابق
۱ روز اول سیدمصطفی میرسلیم

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری و مشاور عالی رئیس‌جمهور در دوره آیت‌الله خامنه‌ای، وزیر ارشاد دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی

۲ روز دوم مسعود زریبافان

رئیس بنیاد شهید و معاون رئیس‌جمهور در دولت دوم احمدی‌نژاد، عضو دوره دوم شورای اسلامی شهر تهران

۳ روز دوم حمید بقایی

رئیس سازمان میراث فرهنگی در دولت اول احمدی‌نژاد، معاون اجرایی رئیس‌جمهور و سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری در دولت دوم احمدی‌نژاد

۴ روز دوم محمود احمدی‌نژاد

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس دولت‌های نهم و دهم، شهردار اسبق تهران

۵ روز دوم محمدعلی پورمختار

نماینده بهار و کبودرآهنگ در مجالس نهم و دهم، رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نهم

۶ روز سوم سیدمصطفی هاشمی‌طبا

وزیر صنایع سنگین در دولت‌ شهید باهنر، وزیر صنایع در دولت اول موسوی، رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون رئیس‌جمهور در دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی و دولت اول خاتمی

۷ روز سوم سیدمحمد غرضی

نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی از اصفهان، وزیر نفت دولت شهید باهنر و دولت اول موسوی، وزیر پست، تلگراف و تلفن دولت دوم موسوی و هر دو دولت هاشمی‌رفسنجانی، عضو دوره اول شورای اسلامی شهر تهران

۸ روز چهارم مهدی کلهر

مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور ایران در دولت‌های نهم و دهم و در مقطعی مشاور سازمان صداو سیما

۹ روز چهارم مصطفی کواکبیان

نماینده فعلی مجلس و دبیرکل حزب مردم‌سالاری

۱۰ روز چهارم علیرضا زاکانی

مدیر سایت جهان‌نیوز، نماینده دوره‌های هفتم تا نهم مجلس شورای اسلامی (رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس نهم)، دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، رئیس سازمان بسیج دانشجوئی کشور (۷۹ تا ۸۲)

۱۱ روز چهارم حسن روحانی

رئیس دولت یازدهم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده دوره‌های سوم تا پنجم مجلس خبرگان رهبری، نماینده دوره‌های اول تا پنجم مجلس شورای اسلامی (نایب‌رئیس مجالس چهارم و پنجم)، دبیر شورای عالی امنیت ملی در دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام (۷۱ تا ۹۲)

۱۲ روز چهارم سیدابراهیم رییسی

تولیت آستان قدس رضوی (ع)، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده دوره‌های چهارم و پنجم مجلس خبرگان رهبری، جانشین دادستان تهران (۶۴ تا ۶۸)، دادستان تهران (۶۸ تا ۷۳)، رئیس سازمان بازرسی کل کشور (۷۳ تا ۸۳)، معاون اول قوه قضائیه (۸۳ تا ۹۳)، دادستان کل کشور (۹۳ تا ۹۴)، رئیس شورای نظارت بر صدا وسیما (۹۱ تا ۹۵)، دادستان سابق ویژه روحانیت

۱۳ روز پنجم صادق خلیلیان

وزیر جهاد کشاورزی دولت دهم

۱۴ روز پنجم حمیدرضا حاجی‌بابایی

نماینده همدان و فامنین در دوره دهم مجلس شورای اسلامی، وزیر آموزش‌وپرورش دولت دوم احمدی‌نژاد، نماینده مجالس پنجم تا هشتم (عضو هیات رئیسه دوره‌های هفتم و هشتم)

۱۵ روز پنجم محمد هاشمی

ریاست سازمان صداوسیما(۶۳ تا ۷۳)، سرپرست پیشین وزارت امور خارجه،قائم مقام پیشین وزیر امور خارجه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور در دولت هاشمی، ریاست دفتر رئیس پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام (۷۵ تاکنون)

۱۶ روز پنجم محمدمهدی زاهدی

عضو پیشین شورای شهر کرمان، وزیر علوم در دولت نهم، رئیس کمیسیون تحقیقات و فناوری مجلس دهم

۱۷ روز پنجم محمد باقر قالیباف

شهردار تهران، جانشین اسبق نیروی مقاومت بسیج، فرمانده اسبق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص)، فرمانده اسبق نیروی هوایی سپاه پاسداران، فرمانده نیروی انتظامی (۷۹ تا ۸۴)

۱۸ روز پنجم اسحاق جهانگیری

معاون اول دولت روحانی، وزیر معادن‌وفلزات دولت اول خاتمی، وزیر صنایع‌ومعادن ایران دولت دوم خاتمی، نماینده دوره دوم و سوم مجلس شورای اسلامی

 


منبع : کبنانیوز

ضرورت انتخاب مجدد روحانی (به قلم؛ علیرضا کفایی)

نیاز به وحدت و همبستگی و دور ریختن کینه ها و کنایه ها و بد دهنی و حرمت شکنی و فاصله گرفتن از خشونت ضرورتی اجتناب ناپذیر است. …

خبر رسان؛

علیرضا کفایی

جمهوری اسلامی ایران اولین انتخابات بدون از آیت الله هاشمی را در سال ۹۶ تجربه خواهد کردو با توجه به شرابط جدیدی که از روی کار آمدن ترامپ بعنوان رئیس جمهور آمریکا پدید آمده و در آینده نیز صحنه سیاسی داخلی و خارجی با مسائل و اتفاقات پیش بینی نشده و شاید دشواری روبرو می شود می توان دریافت و درک سیاسی گروهها و احزاب را بهتر سنجید.

از این رهگذر لازم است مواردی را بیشتر مورد توجه قرار داد:

۱-  مرحوم آیت الله هاشمی نه فقط برای وصل بود که به فصل هم می اندیشید. او هر چند در سیاست ورزی، مداراگر و مبیّن خواستهای مردمی و نقطه اتکای حکومت بود اما حاضر به فدا کردن دین در پای سیاست نبود و در مقاطع و موقعیتهای مختلف ضمن دعوت به وحدت از افشای کجروی ها و انحرافاتی که خسارت بر دین و نظام وارد می آورد بدون واهمه، حذر و مکثی نداشت و مرز وصل و فصل را انحرافی می دانست که با پوستینی وارونه از دین، نظام را در مسیری به فرسودگی و تباهی انداخته و با حمایتهای بی محل حاکمیتی و برخی مذهبیون کج فهم، بسیاری از نیروهای انقلاب را در حبس و حصر و متهم و مورد بهتان قرار داده و با فکرهای ناقص و متوهمانه نزدیک به هم، همه دستاوردها را در معرض خطر و نابودی و اضمحلال تدریجی وا نهاده بود.

هاشمی به مرور با واقعیات روبرو شد ولی توانست خیلی زود خود را با نظر مردم هماهنگ سازد و صدای اعتراض و انتقاد و حمایت از انقلابیون راستین شود. سابقه او در انقلاب و حضورش در مناصب متعدد و حساس و نزدیکی به امام، علیرغم فشارها و تهدیدها و هتاکی های، مهابت و مخافتی در مخالفین ایجاد و توطئه ها آنان را خنثی می نمود.

۲-  ریاست جمهوری ترامپ خواه ناخواه شرایط جدیدی را بر ایران تحمیل خواهد کرد و با توجه به اینکه فردی ناهنجار از نظر سیاسی و اجتماعی است و در این مدت نشان داده که کمتر پیش بینی پذیر و قابل اعتماد و بیشتر جنجالی و پوپولیستی عمل می کند خطری بالقوه محسوب می شود و اساساً در عالم سیاست اعتماد تام و تمام وجود ندارد.

هر چند ترامپ و سیاست آمریکا قابل اعتماد نیست اما با زیرکی می توان از درون آن فرصتهایی را بدست آورد و بقول معروف از تهدیدها فرصت ساخت.

۳-  نیروهایی در خارج از کشور چه ایرانی و چه غیر در فکر موقعیتی هستند که به نحوی برای نظام چالشهای بزرگ ایجاد کنند و البته افرادی هم هستند که بالندگی آن را می خواهند و هر چند منتقد و معترضند اما برانداز نیستند. بیشتر اختلافها به ۸۸ و عملکرد دولتهای نهم و دهم احمدی نژاد بر می گردد و مخالفتهای با این فرد را نباید به حساب مخالفت با نظام گذاشت. نمی توان احمدی نژاد را مساوی انقلاب و نظام فرض کرد که هر کس و یا گروهی در داخل و یا خارج او را قبول نداشت، فورا اپوزیسیون یا معاند نامیده شود و حقیقت آنست که فجایع و انحرافی که از سوی احمدی نژاد در آن ۸ سال بوجود آمد نظام را با خطر مواجه ساخت و بسیاری از اعتراضها علیه وی بجا و حق بود، آنانکه معترض بودند و هستند اگر علیه نظام می خواستند عمل کنند بهترین موقعیت و فرصت حمایت از احمدی نژاد بود و وقتی عیان است که رسماً علیه او موضعگیری داشته اند معلوم است که درد دین و دلبستگی به انقلاب و نظام دارند.

۴-  منزوی کردن افراد تاثیر گذار که می توانند مردم را در مسیر و در صحنه حفظ کنند عاقلانه نیست، باید از منش و بینش این افراد سود برد و اطمینان و امنیت و اعتماد عمومی را جلب کرد.

شخصیتهایی مانند سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی، کروبی، رهنورد، بهزاد نبوی و ….. در طول انقلاب بخوبی نشان داده اند که با نگاه به آینده در اندیشه سرافرازی و اقتدار نظام و بهبود وضعیت مردم در همه ابعاد هستند و اکثریت جامعه در مقاطع گوناگون و از جمله انتخابات از آنان حرف شنوی دارند و به نظر آنان عمل می کنند. بجای قهر و کین باید از جایگاه مردمی آنان سود برد و حتی افرادی که در خارج از مرزها انتقادهایی دارند ولی اسلام و انقلاب برایشان در درجه اول اهمیت است نباید طرد شوند بلکه می بایست راههای ورود آنان به کشور و استفاده از نظرات و تاثیر آنها بر جامعه هموار شود. چه اشکالی دارد منتقد و حتی مخالف را پذیرا باشیم و در برابر او با استدلال و منطق و عقلانیت و احترام سخن بگوئیم. مگر انتقاد دکتر سروش و یا آقای کدیور و یا اشکوری و چون این افراد را نمی توانند پاسخ دهند که به طرد و انزوای آنان و یا تکفیر و معاند خواندنشان روی آورده اند. باید تعریف ضد انقلاب و ضد نظام را در محدوده اعتراض و انتقاد به شخصیتهای سیاسی و نظامی و امنیتی منحصر نکرد. اندیشه را باید با اندیشه پاسخ گفت. آیا از دست دادن سروش نفعی دارد یا آرای غامض و فیلسوفانه و انتقادهای او را به درستی پاسخ گفتن؟ البته کسانی هم هستند که در لباس میش جون گرگ می درند و حساب آنها جداست.

۵-  نیاز به وحدت و همبستگی و دور ریختن کینه ها و کنایه ها و بد دهنی و حرمت شکنی و فاصله گرفتن از خشونت ضرورتی اجتناب ناپذیر است. لازم نیست که حتما مردم و یا گروهها در نظام با هم قهر باشند تا ضرورت آشتی ملی به میان آید بلکه باید در یک جامعه آشتی و همدلی و وحدت در عین کثرت همیشه و در همه حال مطرح و باز تولید شود تا امنیت روانی جامعه از همه نظر تامین شود. حال آنکه ما در جامعه با قهرهای بزرگ سیاسی هم روبرو هستیم و شاید عده ای نمی خواهند واقعیت را ببینند و یا تصور می کنند مردم واقعیت را نمی دانند و خواسته یا ناخواسته، دانسته و یا ندانسته، به عمد و یا به سهو، بر بیشتر کردن شکاف و جدایی پا فشاری می کنند.

۶-  قانون اساسی باید محور و تعیین کننده فعالیت های مدنی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و هنری و فرهنگی باشد و همگان خود را ملتزم به اجرای آن بدانند. وزیر و وکیل و رئیس و مرئوس و فراتر و مافوق قانون هم بی معنی است، عدم تمکین به قانون، سامان اجتماعی و نظم درونی یک جامعه را به مخاطره انداخته و فساد به بار می آورد.

اگر برای اجتماعات و همایشها و احزاب و و سازمانها و هنر و موسیقی و رسانه ها و افراد و …… قانون حدودی را مشخص کرده است باید به آن ملتزم بود و کسی حق ندارد با قلدری و زور و گردن کلفتی و یا توجیهاتی قانون را نادیده انگاشته و زحمت برای مردم ایجاد کند. قانون حرف اول و آخر و فصل الخطاب است.

۷-  صدا و سیما به میل خود و میل تنگ نظرانی که در سالهای قبل و در انتخاباتهای متعدد گذشته با قهر مردم مواجه شدند عمل نکند و نخواهد به تحمیل خلاف رای و پسند مردم حرکت کند. برای مردم و رای و نظرشان احترام قائل شود و صدا و سیمایی مردمی داشته باشد و اگر می خواهند همچنان بر ضدیت با مردم عمل کنند لااقل اجازه رسانه ای خصوصی به دیگران دهند. عملکرد صدا و سیما، نفرت بوجود آورده و استفاده از ماهواره و شبکه های مجازی را گسترش داده است و متاسفانه این واقعیت را نمی پذیرند.

۸-  گروههای سیاسی متناسب با نیازهای جامعه و بر اساس خط و مشی سیاسی شناخته شده ای حرکت نمی کنند. موجب آزار رساندن و ایجاد تفرق و تشتت در جامعه شده و برنامه ای حساب شده و آینده نگر از خود نشان نداده اند، از این جهت فرقی میان اصلاح طلبان و اصولگرایان نیست، نهایت تلاش و برنامه ریزی آنها معطوف به قدرت و در ایام انتخابات است، خستگی و آزردگی را به مردم منتقل می کنند، جوانان و دانشجویان و نخبگان سیاسی در حاشیه قرار می گیرند و کمتر در تصمیم گیریها حضور دارند، احزاب همه را مملوک و تابع خود می خواهند و خود دچار تشتت و اختلاف هستند.

الف- اصولگرایان رفتار حزبی و اخلاق سیاسی را فدای حفظ وضع موجود و حمایت از قدرت و در قدرت نگه داشتن خود کرده اند و تا چنین است که انتظار نمی رود به این زودی از این بلا و مصیبت خلاصی یابند با بی مهری مردم روبرو هستند و چون نمی توانند از لذت قدرت دست بکشند و این بی مهری مردم را هم می بینند بیشتر به قدرت اتکا می کنند و موفقیت خود را در حذف رقیب به هر قیمتی می بینند. تشتت و تفرقه در این جناح به حدی است که نشانه های فروپاشی را می توان در آن مشاهده نمود. دست یازیدن به دروغ و حمایت از افراد معلوم الحالی که کارنامه سیاسی شفافی ندارند و یا رسوایی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی دارند و به زور به این جناح تحمیل می شود که از این افراد حمایت نمایند نشان می دهد چیزی برای گفتن ندارد و بواسطه قدرت، امتیاز ناصواب می گیرد. هرم شکسته اصولگرایی کسی را در قله ندارد که هدایت کننده و رهبری کننده آنان باشد و اگر هم کسانی در راس هرم باشند چون اصولگرایان دریافته اند که مردم حرف شنوی از آنها نه تنها ندارند بلکه علیه اشان عمل می کنند لذا خود هم به راس اعتقادی ندارند و به نوعی این پارادوکس ویران کننده شخصیت حزبی و سیاسی آنها را ویران کرده و تا چنین است امکان اتفاق نظر و وحدت رویه برایشان وجود ندارد کما اینکه در تازه ترین نمایش خود تفرقه و جدایی را بهتر عیان کردند.

اصولگرایان نمی توانند از ضربه ای که به سبب حمایت از احمدی نژاد و دولتهای فاجعه سازش داشته اند رها شوند مگر اینکه به صراحت و قاطعانه و با شجاعت به خطای فاحش خود و برای عموم مردم اعتراف کرده و از احمدی نژاد حساب کشی و خواستار محاکمه وی شوند، از سوی دیگر پایداری ها و گوش بگیران آقای مصباح و ناحیه کیهانی و خشونت طلبان با مشی سیاسی و مذهبی و مدنی که دارند اصولگرایان را در مسیر اضمحلال قرار می دهند. عده ای از اصولگرایان عاقلانه تر عمل می کنند مانند لاریجانی مجلس نشین و ولایتی ولی آتش افروزی که شد، تر و خشک با هم می سوزند. در هر حال آینده خوبی در انتظار اصولگرایان نیست و ابراهیمی ندارند که آتش بر آنها گلستان شود. شاید شمارش معکوس برای این جریان از انتخابات ۹۶ آغاز گردد اگر قوه عاقله این جناح سیاسی زودتر چاره اندیشی نکند و به طرد و محاکمه اخمدی نژاد و یارانش و طرد و افشای پایداری چی ها و نفی خشونت و پذیرفتن آشتی ملی و آزادی حصریان و بندیان رای ندهد رای مردم را نخواهد داشت.

ب- اصلاح طلبان یکپارچگی بیشتری دارند و توانسته اند خود را در افکار عمومی مقبولتر نشان دهند اما احزاب و گروههای فقط چند نفره و غضنفرهای اصلاحات چی و خود اصلاح طلب خوانده هایی که با همه می سازند تا ساز خود را بزنند خطری است که این جناح را تهدید می کند و این خطر از همان ۷۶ تا امروز وجود داشت و امروز پر رنگتر و عیان تر است، اما شرایط و مضایقه هایی که برای اصلاخ طلبان پدید آمده و وجود شخصیتی مانند آقای خاتمی تا کنون توانسته وحدتی را بوجود آورد اما شکننده و غیر قابل اطمینان است چون در کار سیاسی و حزبی باید بر اساس برنامه ریزی و اصول خاصی حرکت کرد نه مشی سیاسی خود را صرفا بر روی شرایط حمل نمود و متکی به اشخاص شد.

اصلاح طلبان باید توجه داشته باشند که پارامترهایی برای موفقیت آنها در این سالها وجود دارد مانند شرایط دشواری که از سوی حاکمیت بر آنها تحمیل شده و مردم و بخصوص جوانان و دانشجویان بخوبی توانسته اند این شرایط را درک نمایند، حمایت آنها از محصورین و همچنین خود حصر بزرگان امتیازی برای اصلاح طلبان است، رهبری و هدایت آقای خاتمی، حمایت سید حسن خمینی، حمایت مرحوم هاشمی و از این قبیل موارد بخت اصلاح طلبان را افزون ساخته اما اصلاح طلبان باید پاسخ دهند چه بر سر اصلاحات خواهند آورد؟ آیا با پیروزیهای مقطعی و بر کشیدن فردی بعنوان رئیس جمهور و یا در دست گرفتن اکثریت مجلس می توان ادعا نمود که اصلاحات را معرفی کرده اند و یا در مسیر اصلاحات گام برداشته اند؟ می توان امیدوار بود که بسترها آماده می شوند تا به اصلاحات برسیم ولی به همان اندازه و شاید بیشتر هم می تواند خطر آفرین باشد و موجب قلب و وارونه شدن اصلاحات شود.

اصلاح طلبان نباید سرمست از پیروزی های فصلی شوند، ضرورت تبیین و تشریح اصلاحات برای جامعه بسیار مهم و حیاتی است، پیروزیهای اصلاح طلبان بخاطر همان شرایط دشوار و شخصیتهایی مانند خاتمی و میر حسین و سید حسن و هاشمی و نبوی و …… اینهاست، چند درصد مردم بخوبی اصلاحات را می شناسند و از آرمانها و روش اصلاح طلبی آگاهند؟ احزاب اصلاح طلب شاید در میان نخبگان اعضایی داشته باشد ولی این اعضا آیا به اصلاحات می اندیشند یا فقط در فکر پیروزی بر رقیب هستند؟ اینها و بسیاری دیگر مخاطراتی است که اصلاحات و اصلاح طلبان با آن روبرویند و نیاز است که تبیین و تعریف شود.

۹-  آقای روحانی و دولتش موفق عمل کرده هم در سیاست خارجی و هم در داخل، ناگفته نماند مهره های روحانی مشکلاتی را ایجاد می کنند و وزیرانی وجود دارند که نمی توانند درک کنند بواسطه رایی که آقای روحانی از حمایت اصلاح طلبان بدست آورده است این دولت تشکیل شده و آنچنان غره به خود هستند که تصور می کنند مردم عاشق چشم و ابرویشان شده و رای داده اند، آقای روحانی باید این جزیره های در حال نابودی را رها کند و به سرزمین بکر اصلاحات و رای مردمی اصلاح طلبان بیندیشد و بداند که مخالفینی سرسخت و هتاک و فریبکار دارد که برای شکست وی از هیچ اقدامی فرو گذار نیستند. باید بداند و دولت خود را توجیه کند که با خاتمی و میرحسین موسوی و کروبی و مطالبه عمومی رفع حصر و وضعیت ناسامانی که دولتهای قبل از وی بوجود آورده بودند و امید مردم به سامان یافتن امور و خلاصی از مشکلات بویژه اقتصاد فلج به او رای داده اند و در انتخابات آتی هم همین شرایط وجود دارد. آقای روحانی باید شفاف و بی پرده و بی ملاحظه پاره ای از حقایق را که به منافع ملی آسیب نمی زند با مردم در میان گذارد و از موفقیتهای خود خصوصا در سیاست خارجی و تشریح دستاوردهای اقتصادی و شکستن تحریمها و کارشکنی نابرجامیان داخلی و توطئه های آنان پرده بردارد و از عدم موفقیت خود در اموری مانند رفع حصر و برداشتن فضای امنیتی بگوید و مردم را به واقعیت نزدیک نماید تا با حمایت اصلاح طلبان و برخی از اصولگرایان منصف بتواند مجدد رای مردم را بدست آورد ضمن اینکه وظیفه دارد وزرا و مدیران غیر همسو را تنبیه و معرفی نماید.

مجموع این موارد و موارد دیگری که می توان بر آنها افزود ضرورتی انکار ناپذیر را پیش روی مردم و جناحهای سیاسی اعم از موافق و مخالف می گذارد که انتخاب مجدد آقای روحانی را نه تنها لازم بلکه حیاتی نشان می دهد. سیاسیون از هر دو جناح می بایست در دوران پس از هاشمی و در روزگاری که ترامپ جنجال آفرینی و هرج و مرج را طلب می کند و شرایط اقتصادی و معیشت مردم و دوقطبی موجود و ناهنجاریهای رو به گسترش اجتماعی و اخلاقی، تلاش نمایند زمینه مناسب برای حضور و انتخاب دوباره آقای روحانی مهیا شود.

نکته ای قابل تامل که باید اشاره شود این است که بعد از انتخابات ۹۶ جناحهای سیاسی با دگرگونی روبرو خواهند شد و احزاب سیاسی با شکل کنونی آخرین حضور خود را تجربه خواهند کرد. مردم مطالبه گر از احزاب خواهند بود و دوره اتکای این جناح به قدرت و موفقیت آن جناح بر اساس شرایط سپری خواهد شد و در این گیر و دار فضا هم امنیتی تر و بسته تر خواهد بود. شاید اصلاح طلب با شکل و شمایل امروزی نداشته باشیم و شاید اصولگرایان امروزی فردا اصلاح طلب شوند یا بازگشتی سنتی به دیروزتر خود نمایند. اما آنچه مشخص است ریزشها را در هر دو جناح شاهد خواهیم بود. در اصلاح طلبان، خود اصلاح طلب خوانده ها و نمایشی ها و قدرت دوستان ریزش خواهند کرد و اصلاحات ناب تر می شود و در اصولگرایان، سنتی ها و منصفان خط خود را جدا می کنند.


منبع : کبنانیوز