پیاده‌روی با «من» (به قلم؛ هدایت‌خواه)

در روزهای اخیر و پس از نشست ۳۰۰۰ نفری جمنا هم می نویسند، بر جمنا و با جمنا! اما باید به برخی ها گفت انصاف هم خوب چیزی است …

خبر رسان؛

حمیده هدایتخواه

اگر زمین سیاست را عرصه ای برای خدمت به مردم بدانیم، ظهور و بروز «من» و «منیت» در این میدان هم ممکن و میسر است، چون ما با انسان طرفیم و منیتی که همواره از آن نهی شده است. با این وجود روزی را نمی توان دید که زمین از منیت انسان های مختلف خالی بوده باشد، هرکسی می تواند در چنبره منیت اسیر باشد و حرف ها و حالات و سکناتش به طرز غریب و تلخی، آلوده به این صفت تلخ شود. چه در میدان سیاست و چه در حاشیه این میدان.

برخی «من» ها در کنار بازی سیاست ایستاده اند، نه حاشیه اند و نه متن، تو بگو یار دوازدهم! یارهای دوازدهم می نویسند و سخن می گویند. این «من» ها با کلمه فربه می شوند و هویتشان در کلمه نهفته است. آنها منتقدند و می نویسند، خودی و غیرخودی در کلماتشان هویداست. دلسوزانه می نویسند، مغرضانه هم! در روزهای اخیر و پس از نشست ۳۰۰۰ نفری جمنا هم می نویسند، بر جمنا و با جمنا! اما باید به برخی ها گفت انصاف هم خوب چیزی است اخوی!

جمنا در شرایطی که هر حرکت سیستماتیک و برنامه ریزی شده ای از سوی جناح مقابل با به به و چه چه خودی ها و غیرخودی ها روبرو می شود و فریاد «ببینید آنها چقدر کاربلدند»، «چقدر می توانند توده ها را جمع کنند»، «چگونه به کار تشکیلاتی واردند» را از دهان و نهاد منتقدین و روزنامه نگاران و فعالین خودی بلند می کند، نشستی ۳۰۰۰ نفره و بیسابقه برگزار می کند، تا همین شماها که معتقدید جناح مقابل غول کار تشکیلاتی و حرفه ای است با نیشخند جمنا را بنوازید که: «از بالا برای مردم تعیین تکلیف می کنند»، «عده ای نشسته و با جمع کردن آن تعداد از مردم تصمیماتِ گرفته شده را به خوردشان می دهند تا جماعت انقلابی را فریب دهند»، «راست سنتی و بازار به میدان آمده تا میدان را قبضه کند» و و و! اما باید از این برادران پرسید اگر همین نشست را جناح مقابل تشکیل می داد باز هم شما واکنشتان این بود؟ بدون شک انگشت حیرت به دهان می بردید و در وصف تخصص تشکیلاتیشان چه حرف ها که نمی گفتید. اما اینجا تنها و تنها به یک دلیل اینگونه واکنش نشان می دهید: «من» وجودی تان!

«من» باعث می شود تفسیر به رای کنیم! چون به هر حال فقط «من» م که می دانم، این دانستن به حدی است که حتی به مرامنامه ها و اساسنامه های مورد نقدمان هم توجه نمی کنیم. مثلا می گوئیم: «جمنا به مرامنامه خودش که قانون گرایی است پایبند نبوده و از کسانی مثل جلیلی و رئیسی که به آنها نپیوسته اند هم در لیست کاندیداهایش نام برده». اما همان «من» باعث می شود ساز و کار انتخاب افراد را نبینیم و به روی خود نیاوریم که همان مردمی که وجودشان را در جمنا انکار کرده ایم در روزهای گذشته اسامی پیشنهادیشان را برای کاندیداتوری به هیئت موسس جمنا اعلام کرده اند تا جمنا از آنها برای حضور در عرصه انتخابات دعوت کند، آن افراد نیز مختارند بپذیرند یا رد کنند. در حقیقت آن اسامی اسامی پیشنهادی ۳۰۰۰ نفر از مردم مناطق مختلف بود که منتشر شد، مردمی که در تحلیل «من» دیده نمی شوند و در جملاتی مثل انتخاب از بالا، اشرافیت جدید سیاسی و… گم می شوند، چرا؟ چون «من» خوب بلد است انکار کند چون باید از مسیر دلخواهش به نتیجه مورد پسندش برسد.

«من» نمی تواند از چارچوب های ذهنی اش بگریزد، و مدام در تحلیل هایش دچار تناقض می شود، مثلا می نویسد: «۱۲ نفر از ۲۲ نفری که برای انتخابات انتخاب شده اند از وزار و معاونین احمدی نژادند، این در حالی است که برآیند نظر موسسین جمنا مخالفت شدید با احمدی نژاد و دوران احمدی نژاد است و….» این هم دلیل دیگری بر نقش موثر مردم در انتخاب کاندیداهای جمنا! اگر رای و نظر اعلام شده، رای موسسین بود طبق این تحلیل و مبتنی بر این منظق نباید ۱۲ نفر از افراد پیشنهادی از وزرا و معاونین احمدی نژاد باشند. پس تحلیل «من» بوی خطا می دهد.

«من» باعث می شود همه چیزهای مورد علاقه مان را ملک طلق خودمان بدانیم، اگر انقلاب را دوست داشته باشیم دیگر واویلا! اینجاست که همه انقلاب مال ماست و هرکس که دوستش نداشته باشیم نه با انقلاب نسبتی دارد و نه حتی می تواند نسبت به انقلاب ابراز علاقه کند! اینجا «زمین» زمین ماست و دوستانمان. آنوقت است که دست می بریم و از جیبمان یکی از آن برچسب های درست و درمان را درمی آوریم و می چسبانیم وسط پیشانی طرف: «اشرافیت جدید سیاسی»! جمنا را اشرافیت جدید سیاسی می دانیم چون با ذائقه ما جور نیست.

«من» در تحلیل شتابزده است، آنقدر که منتظر نمی ماند تا چند صباحی از حیات جمنا بگذرد و بعد با رصد کنش ها و واکنش ها به نقد بپردازد، بلکه با سرعت هرچه تمامتر و با استفاده از رگبار کلمات حتی در یک روز چندین و چند بار جمنا را می کوبد، با کلماتی که نه بوی انتقاد می دهند و نه هدفشان انتقاد است. کلمات تحلیل های «من» نشان دارند، پرند از تندی و واکنش های تلخ: «محافظه کاری، اشرافیت سیاسی، تصمیم زیر بازار، بازی دادن انقلابیون، فریب کاری و و و»! به راستی ریشه این همه کلمه نشاندار چیست؟ چرا «من» اینگونه می تازد؟!

باید گفت به کجا چنین شتابان؟! تا کی قرار است به پیاده روی با «من» مشغول شویم؟ تا کجا قرار است اینگونه با تکیه بر من به تحلیل بپردازیم؟! حال که جمنا زمینه ای برای ایجاد وحدت و یکی شدن افراد مختلفی که به وضع موجود منتقدند و صدای مردم را شنیده اند و می خواهند کاری کنند، ایجاد کرده است چرا «من» های خودمان را برای مردم قربانی نمی کنیم؟! واقعا چرا؟!

پ.ن:جمنا نیز نمی تواند از «من» و ترک تازی منیت ها در امان باشد، جمنا باید بداند آنچه جریانات مختلف سیاسی را از چشم و دل مردم می اندازد، همین منیت ویران کننده است، همین که خودت را نماینده مردم بدانی یا نماینده دولت! بعد علی رغم ژست مردم داری و «مکش مرگ ما»ی رئیس جمهورت، تهِ دلت را در یک کلمه «بیشعور» که این روزها نام یکی از کتاب های پرطرفدار است روی سر مسئولی که دادِ مردم را برایت تکرار می کند خالی کنی. می خواهم بگویم آنکه بیشعوری را در نهانِ آن مسئول نهاد، «من» ش بود! و اگر جمنا دچار این «من» شود دیر یا زود تشت رسوایی اش در بزنگاهی مثل «بدره» فرو می افتد و آن روز در آن بزنگاه هیچ عذری قابل قبول نیست، چون منیت وحدت شکن است.

 


منبع : کبنانیوز