تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های امروز کشور(۳ خرداد)

بازگشت تروریست‌ها به خانه؛ سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات راه‌اندازی شد؛ چاشنی انفجار منچستر در ضیافت ریاض؛ برج‌های عاج روی گسل‌های تهران؛ چرا تبریک نگفتید؟! و فرصت‌سوزی به سبک …

کبناخبر؛

بازگشت تروریست‌ها به خانه؛ سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات راه‌اندازی شد؛ چاشنی انفجار منچستر در ضیافت ریاض؛ برج‌های عاج روی گسل‌های تهران؛ چرا تبریک نگفتید؟! و فرصت‌سوزی به سبک پرسپولیس؛ از جمله عناوین صفحه اول روزنامه‌های امروز کشورند.

تصاویر صفحه نخست روزنامه‌‌های امروز (چهارشنبه، ۳خرداد) در قسمت پایین، قابل مشاهده است:

 


منبع : کبنانیوز

نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری به تفکیک استان + نمودار

نتایج نهایی دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به تفکیک استان‌ به شرح زیر است؛ …

خبر رسان؛

نتایج نهایی دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به تفکیک استان‌ به شرح زیر است؛

 


منبع : کبنانیوز

روحانی با ۲۲ میلیون و ۷۹۶ هزار و ۴۶۸ رای پیروز انتخابات شد+ نمودار

رییس ستاد انتخابات کشور بخش دوم آرای کاندیداهای ریاست جمهوری دوازدهم را اعلام کرد. …

خبر رسان؛

رییس ستاد انتخابات کشور بخش دوم آرای کاندیداهای ریاست جمهوری دوازدهم را اعلام کرد.

به گزارش کبنا، نتایج دوم اعلام شده از سوی رییس ستاد انتخابات کشور به شرح زیر است:

کل آرای ماخوذه شمرده شده ۴۰۰۷۶۷۲۹
آرای صحیح ۳۸۹۱۴۴۷۰
حسن روحانی ۲۲۷۹۶۴۶۸
ابراهیم رییسی ۱۵۴۵۲۱۹۴
مصطفی میرسلیم ۴۵۵۲۱۱
مصطفی هاشمی‌طبا ۲۱۰۵۹۷

علی اصغر احمدی در نشست خبری خود افزود: همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند؛  پیروز واقعی، ملت بزرگ ایران هستند که به رغم همه برنامه‌های تبلیغاتی و تضارب آراء و افکار، در کنار هم دست به دست هم خواهند داد و برای ساخت این کشور و حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی در برابر تمام بدخواهان و دشمنان همچنان خواهند ایستاد.

وی ی اظهار داشت: کار تعدادی از صندوق هایی که باید تطبیق داده می‌شد، به زودی به پایان می‌رسد، همانطور که قبلاً نیز اشاره کرده ام روند آراء مشخص و نتیجه نیز تقریباً مشخص است، اما به لحاظ قانونی وزیر کشور ساعت ۱۴ نتیجه نهایی را به استحضار مردم عزیز ایران خواهد رساند.

وی در ادامه با تشکر از مردم و دست اندرکاران امر انتخابات گفت: بار دیگر از همه مردم عزیز و از نقش آفرینان انتخابات از جمله رؤسای قوه قضاییه و قوه مقننه که اکثر نمایندگان در هیئت‌های نظارت در سراسر کشور در انتخابات شوراها ما را یاری کردند تشکر می‌کنم.

احمدی افزود: همچنین از ارتش سلحشور و هوانیروز جمهوری اسلامی ایران، وزارت اطلاعات و هلال احمر که با پشتیبانی خود ما را در ادای این وظایف یاری کردند تشکر می‌کنم.

وی تأکید کرد: این پیروزی را مجدداً به همه عزیزان و ملت بزرگ ایران چه کسانی که در داخل کشور هستند و چه کسانی که در خارج از کشور دل در گرو ایران دارند تبریک می‌گویم.


منبع : کبنانیوز

تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های ۳۰ اردیبهشت

جشن بزرگ ملی با درخشش ایرانیان در انتخابات؛ مردم در جشن انتخابات گل کاشتند و مرحبا بر این همه وطن‌دوستی؛ از جمله عناوین صفحه اول روزنامه‌های امروز کشورند. …

خبر رسان؛

تصاویر صفحه نخست روزنامه‌‌های امروز (شنبه، ۳۰ اردیبهشت) در قسمت پایین، قابل مشاهده است:

 


منبع : کبنانیوز

به مناسبت سالروز بزرگداشت حکیم «ابوالقاسم فردوسی»

۲۵ اردیبهشت ماه سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر بلند آوازه ایرانی است. …

خبر رسان؛

چو افگند خور سوی بالا کمند

زبانه برآمد ز چرخ بلند

بپوشید سهراب خفتان جنگ

نشست از بر چرمهٔ سنگ رنگ

یکی تیغ هندی به چنگ اندرش

یکی مغفر خسروی بر سرش

کمندی به فتراک بر شست خم

خم اندر خم و روی کرده دژم

بیامد یکی برز بالا گزید

به جایی که ایرانیان را بدید

بفرمود تا رفت پیشش هجیر

بدو گفت کژی نیاید ز تیر

نشانه نباید که خم آورد

چو پیچان شود زخم کم آورد

به هر کار در پیشه کن راستی

چو خواهی که نگزایدت کاستی

سخن هرچه پرسم همه راست گوی

متاب از ره راستی هیچ روی

چو خواهی که یابی رهایی ز من

سرافراز باشی به هر انجمن

از ایران هر آنچت بپرسم بگوی

متاب از ره راستی هیچ روی

سپارم به تو گنج آراسته

بیابی بسی خلعت و خواسته

ور ایدون که کژی بود رای تو

همان بند و زندان بود جای تو

هجیرش چنین داد پاسخ که شاه

سخن هرچه پرسد ز ایران سپاه

بگویم همه آنچ دانم بدوی

به کژی چرا بایدم گفت‌وگوی

بدو گفت کز تو بپرسم همه

ز گردنکشان و ز شاه و رمه

همه نامداران آن مرز را

چو طوس و چو کاووس و گودرز را

ز بهرام و از رستم نامدار

ز هر کت بپرسم به من برشمار

بگو کان سراپردهٔ هفت رنگ

بدو اندرون خیمه‌های پلنگ

به پیش اندرون بسته صد ژنده‌پیل

یکی مهد پیروزه برسان نیل

یکی برز خورشید پیکر درفش

سرش ماه زرین غلافش بنفش

به قلب سپاه اندرون جای کیست

ز گردان ایران ورا نام چیست

بدو گفت کان شاه ایران بود

بدرگاه او پیل و شیران بود

وزان پس بدو گفت بر میمنه

سواران بسیار و پیل و بنه

سراپرده‌ای بر کشیده سیاه

زده گردش اندر ز هر سو سپاه

به گرد اندرش خیمه ز اندازه بیش

پس پشت پیلان و بالاش پیش

زده پیش او پیل پیکر درفش

به در بر سواران زرینه کفش

چنین گفت کان طوس نوذر بود

درفشش کجاپیل‌پیکر بود

دگر گفت کان سرخ پرده‌سرای

سواران بسی گردش اندر به پای

یکی شیر پیکر درفشی به زر

درفشان یکی در میانش گهر

چنین گفت کان فر آزادگان

جهانگیر گودرز کشوادگان

بپرسید کان سبز پرده‌سرای

یکی لشکری گشن پیشش به پای

یکی تخت پرمایه اندر میان

زده پیش او اختر کاویان

برو بر نشسته یکی پهلوان

ابا فر و با سفت و یال گوان

ز هر کس که بر پای پیشش براست

نشسته به یک رش سرش برتر است

یکی باره پیشش به بالای اوی

کمندی فرو هشته تا پای اوی

برو هر زمان برخروشد همی

تو گویی که در زین بجوشد همی

بسی پیل برگستوان‌دار پیش

همی جوشد آن مرد بر جای خویش

نه مردست از ایران به بالای اوی

نه بینم همی اسپ همتای اوی

درفشی بدید اژدها پیکرست

بران نیزه بر شیر زرین سرست

چنین گفت کز چین یکی نامدار

بنوی بیامد بر شهریار

بپرسید نامش ز فرخ هجیر

بدو گفت نامش ندارم بویر

بدین دژ بدم من بدان روزگار

کجا او بیامد بر شهریار

غمی گشت سهراب را دل ازان

که جایی ز رستم نیامد نشان

نشان داده بود از پدر مادرش

همی دید و دیده نبد باورش

همی نام جست از زبان هجیر

مگر کان سخنها شود دلپذیر

نبشته به سر بر دگرگونه بود

ز فرمان نکاهد نخواهد فزود

ازان پس بپرسید زان مهتران

کشیده سراپرده بد برکران

سواران بسیار و پیلان به پای

برآید همی نالهٔ کرنای

یکی گرگ پیکر درفش از برش

برآورده از پرده زرین سرش

بدو گفت کان پور گودرز گیو

که خوانند گردان وراگیو نیو

ز گودرزیان مهتر و بهترست

به ایرانیان بر دو بهره سرست

بدو گفت زان سوی تابنده شید

برآید یکی پرده بینم سپید

ز دیبای رومی به پیشش سوار

رده برکشیده فزون از هزار

پیاده سپردار و نیزه‌وران

شده انجمن لشکری بی‌کران

نشسته سپهدار بر تخت عاج

نهاده بران عاج کرسی ساج

ز هودج فرو هشته دیبا جلیل

غلام ایستاده رده خیل خیل

بر خیمه نزدیک پرده‌سرای

به دهلیز چندی پیاده به پای

بدو گفت کاو را فریبرز خوان

که فرزند شاهست و تاج گوان

بپرسید کان سرخ پرده‌سرای

به دهلیز چندی پیاده به پای

به گرد اندرش سرخ و زرد و بنفش

ز هرگونه‌ای برکشیده درفش

درفشی پس پشت پیکرگراز

سرش ماه زرین و بالا دراز

چنین گفت کاو را گرازست نام

که در چنگ شیران ندارد لگام

هشیوار و ز تخمهٔ گیوگان

که بر دردر و سختی نگردد ژگان

نشان پدر جست و با او نگفت

همی داشت آن راستی در نهفت

تو گیتی چه سازی که خود ساخت‌ست

جهاندار ازین کار پرداخت‌ست

زمانه نبشته دگرگونه داشت

چنان کاو گذارد بباید گذاشت

دگر باره پرسید ازان سرفراز

ازان کش به دیدار او بد نیاز

ازان پردهٔ سبز و مرد بلند

وزان اسپ و آن تاب داده کمند

ازان پس هجیر سپهبدش گفت

که از تو سخن را چه باید نهفت

گر از نام چینی بمانم همی

ازان است کاو را ندانم همی

بدو گفت سهراب کاین نیست داد

ز رستم نکردی سخن هیچ یاد

کسی کاو بود پهلوان جهان

میان سپه در نماند نهان

تو گفتی که بر لشکر او مهترست

نگهبان هر مرز و هر کشورست

چنین داد پاسخ مر او را هجیر

که شاید بدن کان گو شیرگیر

کنون رفته باشد به زابلستان

که هنگام بزمست در گلستان

بدو گفت سهراب کاین خود مگوی

که دارد سپهبد سوی جنگ روی

به رامش نشیند جهان پهلوان

برو بر بخندند پیر و جوان

مرا با تو امروز پیمان یکیست

بگوییم و گفتار ما اندکیست

اگر پهلوان را نمایی به من

سرافراز باشی به هر انجمن

ترا بی‌نیازی دهم در جهان

گشاده کنم گنجهای نهان

ور ایدون که این راز داری ز من

گشاده بپوشی به من بر سخن

سرت را نخواهد همی تن به جای

نگر تا کدامین به آیدت رای

نبینی که موبد به خسرو چه گفت

بدانگه که بگشاد راز از نهفت

سخن گفت ناگفته چون گوهرست

کجا نابسوده به سنگ اندرست

چو از بند و پیوند یابد رها

درخشنده مهری بود بی‌بها

چنین داد پاسخ هجیرش که شاه

چو سیر آید از مهر وز تاج و گاه

نبرد کسی جویداندر جهان

که او ژنده پیل اندر آرد ز جان

کسی را که رستم بود هم نبرد

سرش ز آسمان اندر آید به گرد

تنش زور دارد به صد زورمند

سرش برترست از درخت بلند

چنو خشم گیرد به روز نبرد

چه هم رزم او ژنده پیل و چه مرد

هم‌آورد او بر زمین پیل نیست

چو گرد پی رخش او نیل نیست

بدو گفت سهراب از آزادگان

سیه بخت گودرز کشوادگان

چرا چون ترا خواند باید پسر

بدین زور و این دانش و این هنر

تو مردان جنگی کجا دیده‌ای

که بانگ پی اسپ نشنیده‌ای

که چندین ز رستم سخن بایدت

زبان بر ستودنش بگشایدت

از آتش ترا بیم چندان بود

که دریا به آرام خندان بود

چو دریای سبز اندر آید ز جای

ندارد دم آتش تیزپای

سر تیرگی اندر آید به خواب

چو تیغ از میان برکشد آفتاب

به دل گفت پس کاردیده هجیر

که گر من نشان گو شیرگیر

بگویم بدین ترک با زور دست

چنین یال و این خسروانی نشست

ز لشکر کند جنگ او ز انجمن

برانگیزد این بارهٔ پیلتن

برین زور و این کتف و این یال اوی

شود کشته رستم به چنگال اوی

از ایران نیاید کسی کینه خواه

بگیرد سر تخت کاووس شاه

چنین گفت موبد که مردن به نام

به از زنده دشمن بدو شادکام

اگر من شوم کشته بر دست اوی

نگردد سیه روز چون آب جوی

چو گودرز و هفتاد پور گزین

همه پهلوانان با آفرین

نباشد به ایران تن من مباد

چنین دارم از موبد پاک یاد

که چون برکشد از چمن بیخ سرو

سزد گر گیا را نبوید تذرو

به سهراب گفت این چه آشفتنست

همه با من از رستمت گفتنست

نباید ترا جست با او نبرد

برآرد به آوردگاه از تو گرد

همی پیلتن را نخواهی شکست

همانا که آسان نیاید به دست


منبع : کبنانیوز

پیشکش به تمام معلمان بی‌ادعای مناطق محروم ایران زمینم

ای کاش این اردیبهشت زیبا و فریبا برای این قشر، به راستی اردیبهشت بود. و روزی به این درک والای انسانی در ایران پاکزادم می‌رسیدیم که همان برخورد با …

خبر رسان؛

دکتر زهرا اسفندیاری

مقام معظم رهبری در مورد معلم می‌فرماید؛ «شما معلم‌ها» در سر کلاس، نه فقط درسی که می‌دهید، بلکه نگاهی که می‌کنید، اشاره‌ای که می‌کنید لبخندی که می‌زنید، حرکتی که انجام می‌دهید و لباسی که می‌پوشید، بر روی دانش‌آموز اثر می‌گذارد.

ما به خودمان که مراجعه می‌کنیم، عمیق‌ترین احساسات و عواطف و حالات خودمان را اگر ریشه یابی کنیم، در انتهای خط، یک معلم را مشاهده می‌کنیم، معلم است که ما را می تواند شجاع یا جبان، بخشنده یا بخیل، فداکار یا خودپرست، معلم است که می تواند ما را متدین، با تقوا، پاک دامن، یا خدای نکرده بی بند و بار، بار بیاورد. معلم چنین نقشی دارد. این ارزش معلم است و این تاثیر معلم است»

 

حتماً حکایت ماهی فروش را که در کنار ساحل، ماهی می فروخت شنیده اید، همان که بر روی مقوایی نوشته بود: « در این مکان ماهی تازه به فروش می رسد می گویند روز اول شخصی به او گفت: چه ضرورتی دارد بنویسی «در این مکان»؟ این نکته بدیهی ست و ماهی فروش آن عبارت را از نوشته‌اش  پاک کرد. روز دوم همان شخص گفت چه نیازیست بنویسی «به فروش می‌رسد»؟! هر رهگذری که از اینجا می گذرد با دیدن ماهی ها متوجه خواهد شد که اینها برای فروشند. پس ماهی فروش «به فروش می رسد» را نیز از نوشته خود زدود، روز سوم به ماهی فروش گفت از ظاهر خود ماهی ها معلومست که تازه صید شده‌اند پس چه لزومیست که بنویسی«تازه»؟! ماهی فروش، لغت تازه را نیز از نوشته های خود پاک کرد و فقط باقی ماند: «ماهی»، سرانجام روز دیگر، رهگذر به ماهی فروش گفت: «مردم که کور نیستند ماهی‌هایت را می‌بینند. اینها که به جز ماهی چیزی نیست، آن را هم پاک کن اصلاً نیاز نیست، چیزی بنویسی، هر کس که بیاید خودش می فهمد که در این مکان نشسته ای و ماهی تازه می‌فروشی!

باری حکایت فوق، درست یادآور مقدمه نوشتن اینجانب بر واژه ی مقدس معلم است ابتدا تصمیم داشتم شرح دهم که چرا ۱۲ اردیبهشت در بزرگداشت این موجود اهورایی نامگذاری شده و اصلاً ارزش و مقام معلم و هنر معلمی، معلمی، عشق و هنر است و مقام شامخ معلم در آینه ی شعر و یا اهمیت تعلیم و تربیت و آثار آن، و معلم نه تنها معلم بلکه بارها در خلق زیبای پرستار، روان شناس، مددکار اجتماعی، مشاور والدین و تقریباً یک پدر و مادر متبلور است. و هزاران عنوان فریبنده و دهن پرکن عنوان کنم. بعد دیدم اولاً آن مطالب را در کتاب ها و مجلات و سایت های مختلف با رنگ و لعاب تعارفات اغراق آمیز نوشته اند. پس چه دلیلی دارد چیزی بنویسم؟

می خواستم درباره‌ی این قشر فرهیخته که بارها حق و حقوق خود را پایمال بی درایتی و بی تفاوتی های افراد ذی صلاح دیده اند به طوری که کارد به استخوان رسیده و صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اند. و اینکه همواره با تبعیض حقوقی با سایر کشورهای پیشرفته چون ژاپن، آلمان، کره جنوبی، و سوئیس و نه بلکه غم‌انگیزتر با همین نهادهای اداری و دولتی در ایران و دغدغه‌هایی همچون بیمه ی تکمیلی و ایجاد بانک فرهنگیان و حفظ کرامت انسانی معلمان و بازنشستگان و تاسیس صندوق سرمایه ی مسکن، نظارت جدی بر عملکرد ذخیره فرهنگیان، اجرای کامل رتبه بندی، پرداخت هماهنگ دستمزدها و مطالبات به تعویق افتاده و وجود یک هتل معمولی آبرومند، نه اسکان عزیزان در همان کلاس‌های درس در شهرهای مختلف و اعطای سبد کالا با اقلام ناچیز (چای، قند، شکر و…) و در یک کلام حل مشکلات، معیشتی که همواره شاه بیت درد دل معلمان بوده است.

و اینکه هیچ وقت دخل و خرج آنها در یک خط منحنی نمودار نبوده است که نه تنها دردی دوا نمی کند. بلکه بر زخم کاری آنان نیز نمک می‌پاشد چه دردسرهایی از آن میزاید پس از خیر نوشتن این هم گذشتم. چرا که به قولی همه چیز را همگان دانند.

اردیبهشت مانند همه روزهای خدا زیباست. اما بی رو دربایستی ۱۲ اردیبهشتی که فقط تداعی وعده‌های محقق نشده که بچه صفت به دنبال شکلات شیرین وعده‌ها در هر کوی و برزن به دنبال خود خرامان خرامان می کشاند، گویا رنگ و بویی دیگر دارد.

ای کاش این اردیبهشت زیبا و فریبا برای این قشر، به راستی اردیبهشت بود. و روزی به این درک والای انسانی در ایران پاکزادم می‌رسیدیم که همان برخورد با کرامتی که با پرفسور حسابی شده با این عزیزان نیز می‌شد.

«اینکه روزی پرفسور حسابی در کشوی میز آزمایشگاه خود در کشوری غربی با دسته چکی سفید امضاء مواجه شد، به گمان اینکه شاید مسوولان درصدد امتحان او هستند. دسته چک را به مسوول خود تحویل داد و علت این رفتار را جویا شد. جناب آقای مسوول به پرفسور حسابی توضیح داد که شما در حالت تولید علم و کار آزمایشگاهی هستید بنابراین صحیح نیست هر بار که به چیزی احتیاج داشتید برای دریافت بودجه به ما مراجعه کنید؛ این دسته چک با تمام برگه‌های سفید امضایش برای همین در اختیار شماست.

این حکایت مرا به یاد حکایت زیبای تأمل برانگیز دیگری در چهار مقاله عروضی می اندازد.

حکایت از این قرار است که یکی از دبیران خلفای بنی عباس، به والی مصر نامه می نوشت و چنان در بحر تفکر غرق شده و سخنی چون دّر ثمین و ماء معین می‌پرداخت. ناگهان کنیزکش آمد و گفت: «آرد نماند» دبیر چنان پریشان خاطر گشت که سیاقت سخن از دست بداد و در نامه نوشت که «آرد نماند» نامه را تمام کرد و پیش خلیفه فرستاد و از این کلمه که نوشته بود هیچ خبر نداشت.  چون نامه به خلیفه رسید و مطالعه کرد، چون بدان کلمه رسید حیران ماند و سخت با آن کلمه بیگانه بود.

کس فرستاد و دبیر را خواند و آن حال از او باز پرسید. دبیر خجل گشت و راستی آن واقعه را با خلیفه در میان نهاد. خلیفه بسیار تعجب کرد و گفت: « اول این نامه را بر آخر چندان فضیلت و رجحان است که «قل هو الله احد» را بر «تبت یدا ابی لهب» دریغ باشد خاطر چون شما بلغا را بدست غوغا مایحتاج باز دادن یعنی حیف باشد که افراد فرهیخته دبیری چون شما به مایحتاج اینچنینی محتاج باشد. و  اسباب ترفیه آن دبیر را چنان فرمود که امثال آن کلمه هرگز به غور گوش او فرو نشد. و آن دبیر آنچنان گشت که معانی دو کون در دو لفظ جمع کردی.

سر تعظیم در برابر همه‌ی انسان های معلم اندیشه، معلم پرور و معلم منش

با ادب و احترام


منبع : کبنانیوز

گفتمان فساد ستیزی نوش‌داروی عطش عدالت خواهی

گفتمان فساد ستیزی به دنبال خشکاندن این دمل چرکین بوده تا بعد از آن هر نوع عمل جراحی بروی اقتصاد بیمار و فرهنگ و اجتماع اسیب دیده …

خبر رسان؛

رضا حسن‌پور

یک حرکت سیاسی اجتماعی برای مقبولیت و پذیرش نیاز به گفتمان زیربنایی منطق پسند  دارد. بنابراین در طول تاریخ حرکتهای برخوردار از گفتمان عمیق تر ، مقبول تر و متناسب تر با درد روز هر جامعه سریعتر و فراگیرتر در جامعه نفوذ و اثر ماندگار خود را بیشتر بر جای گذاشته است.   امروز جامعه ایران اسلامی  بدون شک از تبی رنج میبرد که خود نشان از وجود عفونتی عمیق در پیکره جامعه  می باشد. بلا شک شروع این تب از  آغازین  روزهای شروع به کار بلدوزرهای دولت سازندگی  در رخسار و نمای جامعه هویدا گشته و هر چه جلوتر آمدیم این تب شدیدتر و همرا با علایم متنوع تر و نگران کننده تر بوده است. شاید بتوان این تب را ناشی از  عفونت چرکین فساد در پیکره  جامعه ای دانست که بالاترین آرمان امام و شهدایش مبارزه با فساد و اشرافی گری و رانت خواری بوده است.
دولتهای متعددی  بعد از دولت سازندگی با شعارها و گفتمانهای متعدد وارد عرصه خدمت در جامعه گشته تا بتوانند اقتصاد بیمار  این جامعه را شفا بخشند. گفتمان توسعه سیاسی  دولت اصلاحات، عدالت محوری  نهم ودهم و نهایتا برجام دولت یازدهم.  علی رغم همه تلاشهای انجام گرفته سر انجام همه آنان  تشدید این عفونت و بدتر شدن روزبروز سرگذشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم و جامعه بوده است.  شاید علت العلل همه این مسایل انجام جراحی بر روی عضو آسیب دیده در محیط و فضای عفونی بوده است. در شیوه پزشکان اصلی است که قبل از هر جراحی باید از عدم وجود عفونت  یقین حاصل نمود. به همین خاطر وقتی به دندانپزشکی جهت درمان دندان درد مراجعه میشود در صورت وجود عفونت داروی انتی بیوتیک تجویز و پس از اطمینان از  پاک شدن عفونت  اقدام به انجام اعمال جراحی  لازم می نماید. چرا که عمل جراحی در میدان عفونت دیده به انتشار عفونت کمک و سایر اعضا را و شاید هم جراح را درگیر خود نماید. داستان اقدامات بی نتیجه و بهتر بگوییم کم  نتیجه دولتهای  قبل  تا حدی ناشی از عدم توجه به ریشه عفونی آسیب های جدی کشور بوده است.
در جریان مصاحبه شب چهارشنبه حضرت آیت الله رئیسی  با شبکه دو  نکته ای بیان شد مبنی بر توجه جدی و میل به گفتمان فساد ستیزی به عنوان زیربنایی ترین و اصولی ترین منشور ایشان در جهت نجات کشور از وضعیت موجود حقیقتاً به نظر می رسد تجربه  ایشان در سالهای متمادی در حساس ترین مبادی نظارتی و قضاوتی در شناسایی این عفونت چرکین و عمیق تب زا کار ساز بوده است. بدون از مبارزه با فساد و رانت خواری هر اقدام اقتصادی محکوم به شکست خواهد بود.  مگر امکان انجام رفرم اقتصادی و تحول آن در میان این فساد چرکین امکان پذیر می باشد؟. بدون از برداشتن این  دمل چرکین  رابطه بازی و اشرافی گری اب در هاون کوبیدن است. درد جامعه ما متوجه درون است، متوجه آسیب های جدی ناشی از فساد و اشرافی گری و رانت خواری است و دوای این درد فساد ستیزی است.  شاید به همین خاطر مولای محرومان علی ابن ابی طالب سرلوحه حکومت خود را مبارزه با فساد و اشرافی گری و رانت خواری قرار داده و راه سعادت جامعه را بر داشتن این دمل چرکین دانسته است.
باید پذیرفت عمل در میدان و بافت عفونی محکوم به تخریب و ویرانی بیشتر اعضا خواهد بود . گفتمان فساد ستیزی بستری به منظور خشکاندن ریشه عفونی تب زای فساد  و در نتیجه باز کردن راه برای پیشرفت همه جانبه عدالت محور است. به عبارتی گفتمان فساد ستیزی به دنبال خشکاندن این دمل چرکین بوده تا بعد از آن هر نوع عمل جراحی بروی اقتصاد بیمار  و فرهنگ و اجتماع اسیب دیده  بتواند به راحتی به نتیجه مطلوب منجر گردد.  مردم ایران تشنه عدالتند، تشنه  برابریند، تشنه  محو اشرافی گری و آقازاده پروری‌اند. این گفتمان بلاشک نوش داروی این فطرت تشنه مردم ما خواهد بود. اقبال مردم در این مدت کم به گفتمان فساد ستیزی موید این مقال است.
این عمل شدنی است با تدبیر مردی که تجربه  سالیان متمادی نظارت بر اعمال اداری متولیان امور داشته و بسیاری از مفسدین را به پای میز محاکمه کشاند هر چند در آن زمان دستانش برای عمل بسته بود. اما امروز آمده است تا با  خدمت در بالاترین مکان اجرایی دولت با دستانی بازتر اینبار این عفونت چرکین را از دامن نظام مقدس جمهوری اسلامی بزداید.


منبع : کبنانیوز

روحانی؛ اگر در آینده مسوولیت داشته باشم، مسیر شفافیت را ادامه خواهم داد/ خوشبختانه امروز چرخ اقتصادی ما به خوبی می‌چرخد

رییس جمهوری گفت: اگر اینجانب در آینده مسوولیت داشته باشم مسیر شفافیت را ادامه خواهم داد و ایران پیشرفته و پیشرو هدف ما است. …

خبر رسان؛

رییس جمهوری گفت: اگر اینجانب در آینده مسوولیت داشته باشم مسیر شفافیت را ادامه خواهم داد و ایران پیشرفته و پیشرو هدف ما است.

به گزارش کبنا به نقل از  برنا، دکتر حسن روحانی رییس جمهوری پس از ثبت نام در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در نشست خبری گفت: در سال ۹۲ با شعار احیای اخلاق، نجات اقتصاد ایران و تعامل سازنده با جهان وارد انتخابات شدم و خوشحالم در هر سه مورد به توفیقات خوبی دست یافتیم. خوشبختانه امروز چرخ اقتصادی ما به خوبی می چرخد.

وی ادامه داد: اگر اینجانب در آینده مسوولیت داشته باشم مسیر شفافیت را ادامه خواهم داد و ایران پیشرفته و پیشرو هدف ما است.

روحانی: من آمده‌ام برای ایران برای اسلام از همه ایرانیان می‌خواهم دوباره بیایند.

آنچه سال ٩٢به مردم قول  دادم نجات اقتصاد ایران، تعامل سازنده با دنیا و احیای اخلاق بود

از امروز به بعد حفظ برجام یکی ازمهمترین مسائل اقتصادی و سیاسی است

احیای اخلاق با حقوق شهروندی و گردش آزاد اطلاعات امکان پذیر است.

امنیت ایران یکی از اهداف بزرگ دولت یازدهم بود و میبینید که سایه شوم جنگ از کشور کنار رفته و شاهد امنیت مردم هستیم.

خبر تکمیل می شود ….

 

 


منبع : کبنانیوز

روحانی وارد وزارت کشور شد (+تصاویر)

تیم رئیس جمهور جهت ثبت نام دکتر روحانی در انتخابات در ستاد وزارت کشور مستقر شد. هم اکنون سیستم های صوتی جهت سخنرانی و نشست خبری رئیس جمهور در …

خبر رسان؛

تیم رئیس جمهور جهت ثبت نام دکتر روحانی در انتخابات در ستاد وزارت کشور مستقر شد.
هم اکنون سیستم های صوتی جهت سخنرانی و نشست خبری رئیس جمهور در حال آماده شدن است.
اخبار تکمیلی ارسال می شود…


منبع : کبنانیوز