حرف های جالب گزارشگر " رادیو دنا " در روز رادیو/ قاری قرآن و مداحی که گزارشگر شد/ عکسی که ایوب را آزار می دهد + تصاویر

یکی از گزارشگران مردمی رادیو در صدا و سیمای کهگیلویه و بویراحمد که با گزارش های پرشور و نشاط خود هیجان خاصی را برای مخاطبان رادیو به ارمغان می آورد ایوب رستمی است.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی خبر رسان،رادیو در کشور از ساعت ۱۰ با مداد روز ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ افتتاح شد و هم اینک 77 سال از تاسیس رادیو در ایران می گذرد.

رادیو در کهگیلویه و بویراحمد در سال ۶۵ با شش برنامه آغاز به کار کرد و در سال ۸۲ شبکه استانی و افتتاح شد و از سال ۹۳ تاکنون به صورت ۲۴ ساعته برنامه پخش می کند.

عوامل و دست اندرکاران زیادی در حوزه رادیو دنا مرکز کهگیلویه و بویراحمد تلاش می کنند تا برنامه های رادیویی به گوش مخاطبان برسد. 

یکی از گزارشگران مردمی رادیو در صدا و سیمای کهگیلویه و بویراحمد که با گزارش های پرشور و نشاط خود هیجان خاصی را برای مخاطبان رادیو به ارمغان می آورد ایوب رستمی است.

در زیر گفت و گوی مفصلی که به مناسبت چهارم اردیبهشت روز رادیو با این گزارشگر مردمی رادیو ترتیب داده شده است را دنبال کنید.

ضمن معرفی بفرمائید چند سال است که در رادیو دنا فعالیت می کنید؟

ایوب رستمی متولد ۱۳۵۳ اهل نورآباد ممسنی و حدود ۱۶ سال است که به طور مستمر در صدا و سیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد و در رادیو دنا فعالیت دارم. متاهل و یک دختر به نام فاطمه دارم.

ماجرای حضور شما در رادیو از چه سالی و چگونه اغاز شد؟

قبل از هر چیز قاری قرآن و مداح اهل بیت بودم و همیشه وقتی رادیو و تلویزیون را رصد می کردم پیش خودم فکر می کردم آیا امکان دارد در یکی از رسانه ها فعالیت کنم تا اینکه در سال ۷۹ برای فراگیری دوره های تخصصی وارد صدا و سیمای مرکز کهگیلویه و و بویراحمد شدم و دوره های گزارشگری، خبرنگاری وگویندگی را در کنار بزرگان رادیو و خبر آقایان جهانبخش صابری جو، فاضل فرهی، و خانم ها مریم نیک دست، شعله رستگار، و بسیاری از اساتید این حوزه سپری کردم.این کلاس های آموزشی به مدت سه تا شش ماه برگزار می شد و پس از پایان دوره ها در سال ۸۰ – ۸۱ وارد رسانه رادیو شدم.

کدام گزارش ها برای شما جذابیت خاصی دارند؟

اکثر گزارش ها به دلیل داشتن موضوعات اجتماعی و حضور مستقیم بین مردم است به نحوی که باعث می شود احساس کنم تمام گزارش ها از زیبایی و جذابیت خاصی برخوردار هستند.

چه چیزی هنگام مصاحبه ذهن شما را درگیر می کند؟

وقتی احساس می کنم افرادی که می خواهم با آنها گفت و گو کنم دچار مشغله فکری و مشکلات زیادی باشند.یک گزارشگر در اصل یک محقق و پژوهشگر اجتماعی است.

رادیو چه رسالتی بر عهده دارد؟

رادیو همزمان که به توسعه، آبادانی و پیشرفت، آموزش و علم توجه می کند باید محبت بین مخاطبان بوجود بیاورد و مردم زمانی که مشکلات خود را بیان می کنند سعی می کنیم با تهیه و پخش گزارش ها باری را از دوش آنها کم کنیم.

اگر به آن دوران برگردید و یک شغل دیگر به شما پیشنهاد شود بازهم گزارشگر رادیو را انتخاب می کنید؟

اگر به ۱۶ سال پیش برگردم بین تمام مشاغلی که به من پیشنهاد می شود باز هم گزارشگری رادیو را انتخاب می کنم.

حقوق و مزایای کاری شما به چه نحوی است؟

از ابتدا با حقوق ماهیانه ۲۰ هزار تومان شروع به کار کردم و هم اینک حدود دو سال است که به صورت پیمانی ماهیانه حدود یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومان دریافت می کنم.متاسفانه هر کس به ما میرسد می گوید حقوق شما چقدر است؟ خوش به حالتان، هیچ غمی ندارید و بی غم آقا هستید و من در پاسخ این عزیزان می گویم " ما سنگ صبوریم".

در زندگی احساس خوشبختی می کنید و زندگی خوبی دارید؟

بله. زندگی خیلی خوبی دارم و این زندگی را در وهله نخست مرهون تلاش های همسرم و بعد خودم هستم. درحالی که از خانواده دور هستم ولی به طور عجیبی پای بند به کانون خانواده و تعهداتی زندگی مشترک هستم. تنها مشکلی که وجود دارد دخترم به من خیلی وابسته است و از لحاظ عاطفی خیلی رنج می برد و این امر بر روی درس و تحصیلش اثر می گذارد.

چه چیز برای یک گزارشگر رادیو خاص است؟

برای یک گزارشگر رادیو یک چیز خاص وجود ندارد و تمام موضوعاتی که برای مردم و مسئولان درباره آنها گزارش تهیه و تولید می شود خاص هستند.

عکس و یا تصویری که شما را ناراحت می دهد؟

عکس یک بچه آفریقایی که از قحطی و گرسنگی در حال مرگ است و یک لاشخور از پشت سر در انتظار مردن کودک است تا از جسد به عنوان تغذیه خود استفاده کند به شدت برایم زجر آور است و فکر می کنم تمام جامعه انسانی را تحت تاثیر قرار داد.

یک رسانه ای چه چیزی را باید مدنظر داشته باشد؟

تا نگاه به رسانه چه باشد، یک رسانه ای چقدر باید درک بالایی داشته باشد که با نکته بینی همه را به یک چشم نگاه کند و حقیقت مدنظرش باشد.

لذت بخش ترین گزارش رادیویی که تاکنون تهیه کردید چی بوده؟

لذت بخش ترین گزارشی که در عرصه رادیو تهیه کردم اولین گزارشم بود که گفت و گو با یک شهروند یاسوجی درباره همدلی است و از اینکه برای اولین بار از همدلی صحبت می کردم برایم جالب بود. 

تلخ ترین گزارش رادیویی زنده را از کجا تهیه کردید؟

تلخ ترین گزارش رادیویی ام نیز درباره زلزله بم در سال ۸۲ بود که آن روزها در یک هوای بارانی و سرد در کنار ایستگاه های جمع آوری کمک های مردمی که برای زلزله زدگان بم مستقر شده بودند به صورت مستقیم و زنده با مردم گفت و گو می کردم و برای پخش ارسال می شد.با توجه به اتفاقی که افتاد و شهروندان کمک می کردند محبت و نوعدوستی مردم را به شدت احساس کردم و اینکه در هیچ شرایطی حاضر نیستند در سختی ها و مشکلات هموطنان خود را تنها بگذارند و با دیدن این صحنه ها به لر و ایرانی بودن خود افتخار می کردم.

رفتار شما در محل کار با همکاران چگونه است؟

(با خنده) این را باید از همکاران پرسید اما همیشه در محل کار سعی می کنم که فضایی صمیمی و پراز نشاط و محبت حکمفرما باشد.

خاطره جالبی از گزارش های رادیویی دارید؟

در یک روز بهاری حوالی بلوار کاشانی یاسوج مشغول تهیه گزارشی بودم که به صورت مستقم از رادیو پخش می شد از قضا در این منطقه همزمان باران بهاری می بارید و من در گزارش نیز حال و هوای باران را توصیف می کردم که پس از آن تماس های زیادی از سوی شهروندان برقرار شد و عنوان می کردند الان ما در شهر هستیم و خبری از باران نیست و از سوی دیگر برخی شهروندان تماس می گرفتند که در منطقه محل سکونت ما باران می بارد و بعدا متوجه شدم که باران بهاری در برخی نقاط می بارد و در برخی نقاط نیست.

صدای کدام هنرمندان عرصه موسیقی را می پسندید و گوش می دهید؟

صدای زنده یاد ایرج بسطامی را دوست دارم و موسیقی های سنتی کهگیلویه و بویراحمد، ممسنی و بختیاری را گوش میدهم.

اهل مطالعه کتاب هستید؟

به دلیل مشغله کاری فرصت مطالعه مستقیم کتاب برایم مقدور نیست اما از طریق اینترنت به مطالعه می پردازم و آخرین کتابی که مطالعه کردم نیز " بامداد خمار " نوشتهٔ فتانه حاج سید جوادی است و موضوع آن داستان عبرت‌انگیز سیاه بختی محبوبه در زندگی با عشقش رحیم است که از همان برگهای نخست داستان آغاز می‌شود و همه کتاب را دربرمی‌گیرد. 

مردم بادیدن یک گزارشگر رادیو چه واکنشی نشان می دهند؟

یک روز صبح جلوی درب ورودی یکی از دبیرستان های شهر یاسوج گزارشی به صورت زنده برای برنامه سلام بامدادی تهیه می کردم و با یکی از معلمان این مدرسه که جلوی مدرسه ایستاده بود و به دانش آموزان خودش آمد می گفت مصاحبه می کردم، پس از اتمام گزارش راننده ای که ما را زیر نظر گرفته بود دست تکان داد و انگشت اشاره اش را به سمت رادیو خودرو برد و مرا صدا زد و گفت: آقای رستمی از شما تشکر می کنم که اول صبح با انگیزه و شادابی خاصی گزارش تهیه می کنید و من امروز به واقعیت زنده بودن برنامه پی بردم.

تاکنون به انتظارات معقول و غیرمعقول چگونه برخورد کرده اید؟

 کاش انتظارات و توقعاتمان را بنویسیم و معقول ها را انتخاب کنیم و برای رسیدن به انتظارات معقول تلاش کنیم و اگر فقط اینگونه فکر کنیم که پول و درآمد داشته باشیم و نگاه ما به همه مسائل مادی باشد چه اتفاقی رخ خواهد داد.

حرف های یک گزارشگر؟

یادمان نرود اول از همه انسان هستیم و یادمان نرود مرگ پشت سرماست و عالم محضر خداست و در محضر خدا حق خوری نکنیم و تنها با دشمن اسلام و وطن عداوت بورزیم، غیبت نکینم و قدر همدیگر را بدانیم.

در کار گزارشگری تا چه اندازه در انتخابات گرایش های سیاسی خود را دخیل می کنید؟

به عنوان یک گزارشگر در کارمان هیچ جریان سیاسی و حزبی مطرح نیست و همه را به یک چشم نگاه می کنیم و تلاش ما انعکاس حضور چشمگیر مردم در انتخابات است.

تاکنون گزارشی از سایت های خبری درباره رادیو رصد کرده اید که سوژه گزارش شما باشد؟

بله. پایگاه خبری خبر رسان گزارشی از یک کفاش یاسوجی به نام فریدونی را که گفته می شود ۵۶ سال دارد و از ۱۷ سالگی رادیو گوش می کند را منتشر کرد و این گزارش نشان داد این فرد حدود ۳۹ سال است که با رادیو همدم است و به شخصه با دیدن این گزارش به کار در رادیو و اهمیت آن پی بردم.قصد دارم در اولین فرصت با کفاش یاسوجی عاشق رادیو گفت و گو کنم.

حرفی با همکاران در روز رادیو؟

چهارم اردیبهشت روز تاسیس رادیو را به تمامی همکاران و مخاطبان رادیو در سراسر کشور تبریک می گویم و امیدوارم هر روز گزارش های شاد و سرشار از امید را به  گوش مخاطبان برسانند.

سخن آخر

از پایگاه اطلاع رسانی خبر رسان به خاطر انتشار سریع اخبار و رویدادها و توجه به حوزه فرهنگ و رسانه تقدیر و تشکر می کنم.

 
گفت و گو و عکس: ابراهیم عزیزی

انتهای پیام/۲۰۰

منبع : صبح زاگرس