قصه پر غصه زنان دیارم/مشکلات و دل‎مشغولی‌های بانوان شاغل بازار روز دهدشت

چند روز قبل برای دوخت و دوز گذارم به بازارچه خیاطی “بازار روز” دهدشت افتاد. حدود شصت زن در فضای خفه و بدون تهویه سالنی، سخت مشغول کار بودند. …

خبر رسان؛

 

فرحناز رحیمی

ماسوره پر و پیمان را در حفره می تپاند، با تیزی چشم و تندی انگشت، نخ از سوزن که گذراند پا بر پدال می فشارد. صدای غیژ غیژ اوج می گیرد و  بخیه بر پارچه نقش می بندد. چرخیدن  زندگی خانواده اش به چرخش پرهیاهوی این ماشین کوچک خیاطی وابسته است. تلاش برای معاش، بی وقفه و بدون مرخصی، بوی نان گرم را بر سفره کوچکش نگه می دارد. خودش تنها نیست، جمعی هستند که در زاویه ای از “بازار روز” شهر دهدشت  به این حرفه مشغولند. بانوانی که باید در طول روز، صبح تا ظهر و عصر تا شب در حجره ای مطول، سر در کار گرم نمایند.

کار طاقت فرسا همیشه بخشی از حیات زنان سرزمینم بوده است. از اندرون و آشپزی و بچه داری که فارغ می شدند حجمی از مشغله سبک و سنگین در انتظارشان بود: از رتق و فتق امور دام و احشام تا کار در مزرعه. از اداره مغازه تا کارگاه‌های کوچک خانگی. امروزه  هم بخشی از آنها چنین روزگار می گذرانند. آنهایی که شغلی با ثبات  در دولت دارند که خیالشان راحتتر است. صاحب بیمه هستند و دارای مزایایی مطمئن. اما  بخش کثیری  از آنها خاطرشان آسوده نیست. نه از  بیمه ای برخوردارند و نه حقوق و مزایاشان مکفی است. از سر استیصال و ناچاری دخترانی جوان و زنانی میانسال در جاهایی (مغازه ها، مطب ها، فروشگاهها، نانوایی ها، و …) اشتغال دارند که خود از بیان حقوق و دستمزدشان شرمنده اند! وقتی دستمزد ماهیانه، حدود سیصد هزارتومان باشد و بیمه ای در کار نباشد، فرد را باید شاغل نامید یا برده؟ اگر چنین استثماری بردگی نباشد پس چیست؟ آیا همین که خواندیم عصر برده گی در تاریخ، موسم انقضایی داشته است دلیل بر رخت بر بستن آن در همه مکان‌هاست؟ چرا نباید حقوق پامال شده این بانوان را فریاد زد؟ چرا نباید علیه این ستم در عصری که انسان محق به جای انسان مکلف نشسته است، دادخواهی نمود؟

برگردیم به آغاز داستان درد!

چند روز قبل برای دوخت و دوز گذارم به بازارچه خیاطی “بازار روز” دهدشت افتاد. حدود شصت زن در فضای خفه و بدون تهویه سالنی، سخت مشغول کار بودند. کسی بحث را به مسئله روز کشانید و از انتخابات شورا گفت. شماتتش کردند که سخن کوتاه نماید که آبی از این شورا برای آنها گرم نخواهد شد. تنها مطالبه شان از شورای چهارم احداث یک باب سرویس بهداشتی در این فضای عمومی بود که جز وعده پوچ احداث آن، چیزی عایدشان نشد. مکانهای عمومی به هنگام طراحی باید همه جوانبشان در نظر گرفته شود. از ایمنی تا بهداشت و از پارکینگ تا تاسیسات و از کنترل آلاینده های آن تا مسائل ترافیکی. در طراحی مکانی عمومی ولو کوچک، باید نگاهی بلندمدت داشت و شرایط را برای حداقل پنجاه سال آینده لحاظ نمود اما متاسفانه در پروژه های این شهر از درک نیاز های عاجل هم عاجز اند. موضع تندشان در مقابل موضوع انتخابات، باعث شد از معرفی خودم به عنوان کاندید صرفنظر نمایم. اما به عنوان همجنسشان می توانم درک کنم با چه مشکل بهداشتی آزار دهنده ای دست به گریبانند. چرا باید شهرداری از دادن چنین خدمات ساده و بدیهی به مستاجرانش طفره برود؟!


منبع : کبنانیوز

پیام: ضرورت ایجاد بازار روز در شهر مادوان / شهری که از نبود مبلمان شهری رنج می‌برد

حاتم پیام از نامزدهای انتخابات شورای شهر مادوان، با برشمردن چند نیاز ضروری این شهر، قول داد تا در صورت کسب اعتماد مردم یک مرکز خرید با عنوان بازار …

خبر رسان؛

حاتم پیام از نامزدهای انتخابات شورای شهر مادوان، با برشمردن چند نیاز ضروری این شهر، قول داد تا در صورت کسب اعتماد مردم یک مرکز خرید با عنوان بازار روز را در مادوان دایر کند.

حاتم پیام در گفت‌وگو با خبرنگاران به سؤالاتی پیرامون نیازهای پیش روی مردم شهر مادوان پاسخ داد و گفت که همه ما می‌دانیم که مادوان روستایی است که فقط نام شهر را به خود گرفته است بنابراین کار در این شهر نوپا باید در گام نخست روی اقدامات زیرساختی و نیازهای اولیه شهروندی متمرکز شود.

شهر مادوان از ابتدایی‌ترین امکانات هم محروم است اما با روی کار آمدن یک پارلمان برنامه‌ریز و سیاستگذار قوی، کاربلد، پویا و کارآمد عبور از این وضعیت کار آسانی هست.

مردم نجیب شهر مادوان شایسته خدمت هستند و این خدمت با تشکیل پارلمانی متشکل از اعضایی با تجربه ،اندیشه نو، توان علمی، برنامه ریزی و کار کارشناسی مرتبط در حوزه مدیریت شهری و محلی عملیاتی می‌شود.

پیام که دارای تجربه چندین ساله فعالیت در عالی‌ترین سطح شوراهای استان می‌باشد و با ساختار و وظایف این پارلمان محلی آشنایی بسیار خوبی دارد، معتقد است همه چیز دست مردم است چرا که این رسالت خطیر و حیاتی درگرو انتخاب افراد اصلح و شایسته از سوی مردم عزیز و همیشه آگاه و از سوی دیگر نیازمند اتخاذ تصمیات قانونمند و منظم بعنوان رسالت اصلی شورا با اصل قراردادن رعایت عدالت اجتماعی و آسایش رفاه عمومی شهروندان است.

او یکی از وظایف شورا را فراهم نمودن دسترسی سریع مردم به خدمات اجتماعی و عمومی ازجمله: حمل نقل عمومی، تامین محل مناسب برای خرید و فروش مایحتاج شهروندان، فضای سبز مناسب برای گذراندن اوقات فراغت و شادی نشاط مردم، مراکز ورزشی، فراهم نمودن فضای شهر برای رونق کسب کار، دسترسی به مراکز خدماتی، اداری، آموزشی و بهداشتی دانست.

پیام ضمن تاکید بر نبود برنامه‌ریزی شهری اصولی از قبل تعریف شده برای رشد و توسعه شهر نیارهایی چون کمبود فضای آموزشی، نبود محلی برای گذراندن اوقات فراغت، فضای سبز و پارک عمومی شهر،ن بود فضای ورزشی مناسب و فقدان یک مرکز خرید فروش روزانه مردم و چندین نیاز اساسی دیگر مرتبط با حقوق شهروندی ،عمران و توسعه شهری را از مشکلات مهم این شهر می‌داند و ادامه می‌دهد: رشد اقتصادی هرجامعه از اشتغال مفید و تولیدی افراد جامعه تاثیر می پذیرد و شوراها فرصت اشتغال را برای ساکنین شهرها می توانند فراهم کنند در حال حاضر عمده مشتریان و فروشندگان جمعه بازار شهر یاسوج اهالی شهر مادوان وروستاههای اطراف این شهر هستند که مجبورند برای امرار معاش یا تأمین مایحتاج خود به یاسوج بروند و آنجا خرید و فروش کنند در حالی که این حداقل کاری است که شورای شهر وظیفه دارد تا زمینه دسترسی آسان مردم به خدمات و امکانات برای مردم این منطقه را در شهر محل زندگی فراهم کنند.

پیام به طور مشخص به احداث مرکز خرید تحت عنوان بازار روز یا جمعه بازار در شهر مادوان اشاره می‌کند و می‌گوید که این کار علاوه بر صرفه جویی هزینه های مردم در ایاب و ذهاب موجب رونق کسب کار و ایجاد اشتغال برای شهروندان در محل سکونت افراد می‌شود. و از طرفی از نظر اقتصادی به صرفه و صلاح مردم و شهرداری می باشد چرا که با پرداخت نرخ کرایه کمتر نسبت به یاسوج  عوارض حاصله به خود شهرداری مادوان برگشته که این عوارض یقینا صرف خدمات رسانی مطلوب‌تر به شهروندان و مردم  شهر می‌شود.


منبع : کبنانیوز