ناکامی زنان در انتخابات شورای شهر، عملکرد بد خودمان

خبررسان؛

نسرین مهدوی*

آغاز ماراتن انتخابات شورای پنجم همگام با اعلام آمادگی بسیاری از زنان جامعه استان کهگیلویه و بویراحمد شد. این مسئله نوید بخش حرکتی خوب و سازنده توسط جامعه زنان تلقی می شد که متاسفانه با نتایج موجود باعث ایجاد ناامیدی عمیق در جامعه گشت. اگر چه با نگاهی ژرف به نقش زنان در جامعه صرف حضور آنان در مناصب مدیریتی نگاه خوبی به عملکرد مدیریتی آنها در جامعه نیست؛ اما باید پذیرفت هنگامی که تعداد زنانی که توانایی ورود به جایگاه‌های تصمیم گیر را در خود دیده، ایجاد موانع عمدی و یا عدم انتخاب آنها توسط جامعه یک بحران می باشد. نگاهی گذرا به انتخابات شورای پنجم برخی لایه های عدم موفقیت زنان را تاحدودی آشکار خواهد نمود.
زهرا زمانی در یاسوج که در انتخابات گذشته توانست در انتخابات شورای چهارم اول شود، متاسفانه به علت برخی عملکردها و تناقضات جناحی در عمل و نظر، این بار شرایط مطلوبی کسب نکرد. وی که در این دوره اغاز به کار ستاد خود را با قدرت اغاز نموده بود ، عکس گرفتن با بازیکن فوتبال و برخی هنرمندان و بعضی حمایت ها هم کمکی به او نکرد و آرای عمومی مخالف پیش بینی های او بود. زمانی که در روز کلنگ زنی پارک بانوان حاشیه‌های درست کرد، باید بداند که پروژه پارک بانوان چه در یاسوج و چه در گچساران از ایده تا اجرا خیلی ارتباطی به بانوان شورای شهر نداشت.
محبوبه رضایی که در دوره قبل بدون هیچ سابقه ای با حمایت بی بدیل بزرگان طایفه خود توانست موج خوبی ایجاد نماید، توانست با رای خوبی وارد شورای شهر شود. اما رضایی هم به علت عملکرد نچندان خوب و عدم قاطعیت در تصمیم گیری و سخنرانی هایی نچندان خوب، قاطبه جامعه را نسبت به خود دلسرد کرد. او که این بار فاقد حمایت دو تن از تاثیرگذاران و بزرگان هم طایفه ای خود بود نتوانست جایگاهی بهتر از ۲۲ کسب نماید. او نیز باید بداند که کسب ۴ و یا ۵ هزار رای توسط فردی که داعیه دار عملکرد خوب بود رای چندان بالایی نیست جراکه خیلی ها با هیچ سابقه ای نیز این میزان رای را کسب نمودند. در ضمن انتخابات شورا همچون مجلس نیست که بتوان ارای ماخوذه را طرفداران واقعی خود دانست چراکه بیش از یک رای و ترفندهای بیرون از صندوق در انتخابات شورا می تواند آرایی در این حد به دنبال داشته باشد.
ایراندخت اکبرنژاد نیز دیگر بانوی شورای شهر چهارم در دهدشت نیز وضعیت بهتر از این دو نداشت. او که با قدرت بالای رایزنی و سفارش‌های قومی توانسته بود شوهر خود را بر منصب شهرداری دهدشت بنشاند نیز عملکرد خاصی از خود نشان نداده و برخی جهت گیری های او شورای چهارم را از فضای سیاسی و منطقی خارج کرده و به سمت معادلات طایفه گرایی و خانوادگی برد. از طرف دیگر ” از قضا سرکنگبین صفرا فزود” و عملکرد نامناسب و حواشی ایجاد شده توسط شهردار دهدشت نه تنها نتوانست برگ برنده اکبرنژاد در انتخابات پیش رو باشد ، بلکه موجب تضعیف اقبال عمومی نسبت به وی گشت و رای بسیار پایین مردم دهدشت به او در این انتخابات پاسخ قاطع به عملکرد او بود.
شاید بتوان بخش عظیمی از عدم رویگردانی جامعه نسبت به تعداد زیاد بانوانی که این بار وارد کارزار انتخابات شدند را عملکرد ضعیف این سه عزیز دانست و در واقع چوب تدبیر نامناسب آنها را خوردند. امید است تنها دو بانوی راه یافته به شورای شهر در سی سخت و گچساران ، خانم ها نظری و زارعیان با تدبیری عمیق بتوانند بخشی از این بد اقبالی نسبت به جامعه زنان در انتخابات ها را برگردانند.

 


* دانشجوی دکترای علوم سیاسی


منبع : کبنانیوز

علت ناکامی زنان در راهیابی به شورای شهر یاسوج / کنایه سنگین «هدایت‌خواه» به مردان

خبر رسان؛

یک کارشناس حوزه زنان گفت: من مهم‌ترین مصداق بی برنامگی زنان حاضر در عرصه را در نوع تبلیغات، پوسترها و تصاویر منتشر شده ایشان می‌دانم که متاسفانه مشحون بود از کلیشه‌های جنسیتی.

به گزارش خبر رسان از یاسوج، پس از ناموفق بودن زنان شرکت کننده در انتخابات شورای شهر برای راهیابی به این پارلمان محلی، برای بررسی جوانب مختلف این مسئله به سراغ یکی از فعالین این عرصه رفتیم.

حمیده هدایتخواه در پاسخ به سئوالی مبنی بر علت ناکامی ده کاندیدای زن در راهیابی به شورای شهر یاسوج مهم‌ترین مسئله را نداشتن برنامه مشخص و مدون دانست و گفت: امسال ما شاهد حضور کمی زنان در انتخابات بودیم که این نکته می توانست فرصتی خوب برای رشد جامعه زنان باشد و البته تاثیرات مثبت بسیاری نیز دارد، اما علی رغم این حضور مناسبِ کمی، زنان حاضر در عرصه برنامه ای مشخص و مدون برای حضور در عرصه نداشتند.

وی افزود: این بی برنامگی هم شامل عرصه تبلیغات و پیکار برای کسب رای مردم است و هم شامل مرحله حضور در شورا.

هدایتخواه با اشاره به بی برنامگی در زمان تبلیغات کاندیداهای زن گفت: من مهم‌ترین مصداق بی برنامگی زنان حاضر در عرصه را در نوع تبلیغات، پوسترها و تصاویر منتشر شده ایشان می دانم که متاسفانه مشحون بود از کلیشه‌های جنسیتی.

این فعال حوزه زنان با بیان اینکه زنان حاضر در عرصه با استفاده از جاذبه های جنسیتی در تلاش برای کسب رای بودتد اظهار داشت: اگر خانم های حاضر در عرصه برنامه و گفتمانی قدرتمند و جایگاهی مناسب در حوزه های فرهنگ و سیاست داشتند، بدون شک سعی نمی کردند با توسل به کلیشه های جنسیتی به جلب آرا بپردازند.

کارشناس حوزه زنان گفت: من شکست زنان در این عرصه را شکست کلیشه های جنسیتی می دانم و معتقدم اگر زنانی دیگر برای ورود به این عرصه قصد جدی دارند باید با برنامه و فکر مشخص راهیِ میدان شوند.

هدایتخواه در ادامه گفت: روی دیگر بحث من ریشه در بخش مطرح شده دارد، در واقع ما در تمام ایام تبلیغات شاهد ارائه برنامه ای مدون برای حضور در پارلمان محلی از سوی زنان نبودیم.

وی اظهار داشت: البته این بدان معنا نیست که مردان حاضر در عرصه با برنامه مشخص به میدان آمده بودند، بلکه اگر زنان با استفاده از کلیشه های جنسیتی راهیِ رقابت شده بودند برخی مردان نیز با تخلف‌های همانند استفاده از پول به رقابت مشغول بودند، مسئله‌ای که متاسفانه بعضی حوزه‌های انتخاباتی را به بازار سیاه (کارت شارژ، نهار، شام و …) شبیه کرده بودند.

هدایتخواه گفت: عملکرد ضعیف زنان حاضر در شورای قبل نیز عاملی بود که درصد اعتماد به کاندیداهای زن را کاهش داد.

وی در پایان لازمه تحرک و پویایی مناسب در میان زنان فعال سیاسی را اتحاد و همراهیِ فکری آنان دانست و گفت: باید بتوانیم زنان فعال این عرصه را گرد هم آورده و با ایجاد اتحاد مناسب زمینه را برای سامان مند کردن فعالیت های سیاسی و فرهنگی زنان فراهم کنیم.


منبع : کبنانیوز

گزارش تصویری همایش بانوان حامی «روحانی» در بویراحمد

خبر رسان؛

به گزارش خبر رسان از یاسوج، همایش ستاد بانوان حامی «روحانی» در سادات امام زاده علی شهرستان بویراحمد برگزار شد.


منبع : کبنانیوز

توانمندی بانوان شهر به فراموشی سپرده شده است / دست فروشی زنان یعنی مرگ تدریجی

خبر رسان؛

کاندیدای پنجمین دوره انتخابات شورای شهر مادوان گفت: توانمندی بانوان شهر به فراموشی سپرده شده است.


به گزارش خبر رسان از یاسوج، حاتم پیام ظهر امروز در گفت‌وگو با خبرنگاران، اظهار کرد: فلسفه وجودی شورای شهر توسعه و پیشبرد مسائل مختلف عمران، آبادانی، زیست محیطی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است در واقع شورای شهر باید تنوعی از اندیشه‌های گوناگون علمی باشد تا بتوانند در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی جامعه تصمیم گیری دقیق تر و کارآمدتری داشته باشند.
پیام در ادامه افزود: یک شهر نیازمندی‌ها و مشکلات بسیار زیادی دارد و ضروری است که در تمام زمینه ها کارشناس مرتبط برای  تصمیم سازی و تصمیم گیری وجود داشته باشد تا اینکه با گردآوری تمام ظرفیت ها علمی به بهبود اداره شهر کمک کنند. از جمله ظرفیت‌های انسانی که می‌توانند در عرصه  مدیریت محلی به حرکت رو به شد برنامه‌های شوراها کمک کنند، بکارگیری ظرفیت بانوان در جهت کمک به تقویت شرایط زندگی بهتر و مطلوب تر جامعه زنان هست.
این کارشناس شوراهای اسلامی گفت: زنان قشر آسیب پذیر جامعه هستند که در بخش اشتغال به خوبی ظرفیت آنها بکار گرفته نشده است. برای مثال در شهر مادوان هیچ اقدامی برای ظهور توانایی بانوان شهر صورت نگرفته است حتی برای آن دسته از زنان سرپرست خانوار که اداره زندگی بر دوش آنهاست و برای تامین نیاز روزمره خانواده به شغل دست فروشی مشغول است یک محل مناسب در سطح شهر برای آنها درنظر گرفته نشده است که این دسته از زنان شاغل مجبور هستند بیش از ده کیلومتر دورتر از محل سکونت در جمعه بازار یاسوج  فرزند خود را سر کار ببرند که این هم به زنان و هم به کودک آسیب می رساند. دست فروشی یک زن یعنی مرگ تدریجی زنی که از سر ناچاری به دست فروشی روی آورده است. در چنین شرایطی شورای شهر بعنوان مدافع حقوق مردم باید تدابیری بیندیشد که زنان بتوانند همان شغل را در یک محیط مناسب‌تر با دسترسی آسان تر همراه با امنیت وآرامش و استفاده بهینه از امکانات موجود در شهر برای انها فراهم نمایند.
پیام اضافه کرد: چنانچه زنان در عرصه مدیریت تصمیم گیری شهر یا به عنوان مشاورین تصمیم گیران ادره امور شهرحضور فعال داشته باشند بهتر و عمیق تر می توانند مشکلات زنان را بفهمند. استفاده از ظرفیت وتوان حداکثری زنان درتصمیم گیری‌ها و برنامه‌های شورای شهر می توان بسیاری از مشکلات زنان را برطرف کرد که این موضوع مهم در شهر مادوان به فراموشی سپرده شده است که باید از این ظرفیت در آینده به خوبی استفاده شود و به تقویت توانایی بانوان شهر کمک کرد.
وی افزود: ایجاد پارک‌های ویژه بانوان در شهر مادوان یکی از نیازمندی های بانوان  شهر است که ضرورت راه اندازی دارد. زیرا زمانی که مادران به آرامش می رسند و روح آنها در آرامش قرار می گیرد، بهتر و راحت تر می توانند فرزندان خود را تربیت کنند.

معاون اجرایی شورای اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد در ادامه اظهارات خود، اظهار داشت: شورای شهر براساس وظایف قانونی خویش میبایست معضلات، مشکلات، و آسیب‌های اجتماعی را شناسایی و بررسی کند و برای برطرف کردن آن طرح و برنامه به مسئولین مرتبط ارائه دهند که از جمله آسیب های اجتماعی که میتوان نسبت به برطرف کردن آن اعضای شوراها تلاش کنند خطراتی است که زمینه فروپاشی خانواده ها را در سطح شهر تهدید می‌کند که میتوانند در این زمینه آسیب شناسی کنند و بستر لازم  را برای آموزش ها و مهارت های زندگی به زنان فراهم نمایند از طرفی برای زنانی که دیگر توانایی کارکردن ندارند و بیمه هم ندارند، فکری کرد تا به بهبود شرایط زندگی آنها کمک شود.

پیام با بیان اینکه کارآفرینی زنان باید در اولویت قرار گیرد، بیان کرد: زمینه اشتغال و کارآفرینی زنان را فراهم کنیم. زنان باید اداره زندگی را در اولویت قرار دهند تا بتوانند در پست های اجرایی نیز فردی مفید و مؤثر در سطح جامعه باشند.


منبع : کبنانیوز

فراخوان زنان کهگیلویه و بویراحمد به رای اعتدالی

خبر رسان؛

روی سخنم با همه ی کسانی است ،که جز به آزادی ،آبادی و استقلال این مرز و بوم نیندیشیده و دل در گرو توسعه ی این سرزمین سپرده اند.
توسعه ای : فراگیر،متوازن و پایدار.
به آنانی که پای بندی به نظم و قانون را سر لوحه ی زندگی خویش قرار داده و راه رسیدن به عدالت اجتماعی را در هموار کردن این مسیر دانسته و آزادی و نظم و عدالت را در همین راستا ارزیابی می نمایند.
به آنانی که ،حقّ و تکلیف را لازم و ملزوم یکدیگر شمرده، و دانش و آگاهی را کلید دستیابی به این مهم می دانند.
به آنانی که،هر آنچه را بر خود نمی پسندند ،بر دیگران نیز نمی پسندند و رعایت حقوق هم نوعان را با هر جنس،نژاد ، فرهنگ و جغرافیای زندگی سر لوحه ی حرکت خویش قرار داده و میدهند.
به آنانی که ، تبعیض ، نابرابری و بی عدالتی در بینش ، منش و روش شان جایی نداشته و ندارد و بنیاد فکری شان بر رعایت کرامت انسانی استوار است و بس.
به آنانی که، بسته و انحصاری فکر نمی کنند و همزیستی مسالمت آمیز با تمامی جامعه ها را در قالب رعایت مصالح و منافع ملّی در اولویّت قرار داده و می دهند.
به آنانی که، امروزشان با دیروزشان یکی نبوده ، و فرداشان با امروز شان متفاوت خواهد بود.
به همه ی آنانی که ، به تغییر در قالب نیاز های روز جامعه اندیشیده وبیش و پیش از هر چیز به عقل و شعور و اندیشه پای بند بوده، و احساسات در زندگی روز مرّه شان جایگاهی ندارد.
به آنانی که، شرکت در انتخابات را هم حقّ و هم تکلیف شمرده و اندیشه را سر فصل همه امور زندگی می دانندو بدان باور دارند.
به آنانی که، به پیروی از حکیم سخن سعدی شیرازی :
بنی آدم را اعضاء یک پیکر انگاشته و در خوشی و ناخوشی” بنی نوع ” در هر کجای این کره خاکی خویشتن را شریک پنداشته .
به همه ی خوبانی که، خود را در زندگی مسئول و متعهد میدانند .
به همه ی زنان و مردان سر زمین اهورایی ام  ، با حفظ وحدت ،هماهنگی و همدلی و در یک کلام به؛
انسان های مسئول و متّعهد ،هم آنان که در هر حالت و موقعیّت و جامه وجایگاه فراموش نکرده و نخواهند کرد که بیش و پیش از هر چیز انسانند و می بایستی به وظائف انسانی شان عمل کنندو بس.
سازمان زنان حزب اعتدال و توسعه در  استان کهگیلویه و بویراحمد مباهی و مفتخر است، بنا به وظیفه، در چارچوب قانون و با تاکید بر رعایت حقوق شهروندی همه شهروندان بویژه کاندیداهای حاضر دررقابت های این دوره انتخابات ریاست جمهوری، شهروندان عزیز را به شرکت فعّال ومسئولانه در انتخابات پیش رو ودر حمایت همه جانبه از کاندیدای محبوب خویش جناب آقای دکتر حسن روحانی، هم او که درصداقت ،شجاعت و مردم داری و سیاست ، سر آمد است، دعوت نماید.
به امیّد  پذیرش این دعوت و با آرزوی ایرانی آباد ، آزاد .


زینب قربانی خلف اباد رییس سازمان زنان اعتدال و توسعه استان کهگیلویه و بویر احمد.


منبع : کبنانیوز

زنان سرزمین من (بخش اول)

خبر رسان؛

سیده اعظم کاظمی

سر ظهر بود؛
قدم زنان در پیاده روی خیابون زند راه میرفتم و عین تمام آدمهای عصر تکنولوژی سرم گرم ماسماسک توی دستم بودم و عین همه آدمهایی که از روبروم میومدن منم با همون سر رو به پایین مارپیچ وار بین مردم برای خودم راه باز میکردم و بطرف انوری میرفتم. سرم گرم فضای مجازی بود که یک صدای خیلی خسته توی گوشم پیچید هنوز لبخند ناشی از عوارض دنیای مجازی روی لبهام بود و گیج و منگ زل زدم به جلو …
گیجی منو که دید باز حرفشو تکرار کرد خانم؛ خانم؛  میشه این کیف رو از من بخرید…؟!
نگاهی بهش انداختم زنی بسیار خسته با صورتی قرمز از فرط گرما لبانی خشک و چشمانی ورقلمبیده و قرمز…
یهویی انگار یک نفر یقه م رو چسبید و از تمام دنیای مجازی اینستا و تلگرام کشوندم توی چشمای گل مژه زده ی زن روبروم…
زنی که رنگ قهوه ای تیره ی لباسش بسیار روشن تر از رنگ پوست آفتاب سوخته و خسته ش بود …
با تردید نگاهی به کیف توی دستش انداختم یهو دستپاچه شد و توجه منو به خودش که دید دست برد توی کیف چرم زرشکی آویزون بر دستش که یادگاری بود حداقل از سه سال قبل؛ با لبخند خیره شدم تو چشماش و گفتم: جانم این کیف بدرد من نمیخوره…
زن رو اما انگار گذاشته بودن روی منوی ریپلی… خانم ؛ خانم … میشه این کیف رو از من بخرید…؟! آرووم تو گوشش گفتم کمکت میکنم اما کیفت بدرد من نمیخوره با ذوقی وصف ناشدنی گفت آره …خوبه … کمکم کنید…!
بی اختیار نگاهم‌به شکمش براومده ش افتاد ؛ شکمی که نشانی بود از پا به ماه بودن یک زن که دور چشمهاش بیست سال زودتر از سنش عقب نشینی کرده بود…
زنی که قرار بود فرزندی چون خودش اَدِکت بدنیا بیاورد و من نفهمیدم زنی که خود درمانده ی فروش کیف مندرسش است چگونه خواهد توانست کودکی را به دنیای پر از ندارم ها و نبودن هایش دعوت کند؟
کودکی که بی شک با سندرم وابستگی به مواد مادر متولد خواهد شد…
زنان سرزمین من…
زنان تنهای سرزمین من آیا روزی خواهد رسید که شانه های هیچ زنی از فرط بی پناهی به لرزه نیفتد!؟
آیا روزی خواهد رسید که هر شهری سرپناهی مختص زنان بی سرپرست داشته باشد؟!
آیا روزی فراخواهد رسید که زنان سرزمین من به هویت فرا زمینی خودشان که بهشت را هم خاک پایشان دانسته؛ برسند؟!
زنان زیبای آریایی ؛ زنان مهربان سرزمین من…
من به آینده خوشبینم و می دانم اگر من یاری تان دهم شاید کودکم نیز فردا کودکت را…
کاش بجای تمام دلسوزی های بی فایده مان دست زنی ناتوان را به حد توان میگرفتیم…
قسمتی از دردنامه *زنان سرزمین من*


منبع : کبنانیوز

وضعیت اشتغال زنان کهگیلویه و بویراحمد/دخترانی که از روی اجبار رو به شغل های سخت آورده اند+عکس

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی خبر رسان رئیس سازمان برنامه و بودجه کهگیلویه و بویراحمد گفت: نرخ بیکاری استان ۴.۴ درصد نسبت به سال ۹۴ کاهش داشته است.

حسن نوروزی  در جلسه شورای برنامه ریزی و توسعه استان افزود: بر اساس طرح آماری نیروی کار و آمار ارائه شده مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در استان در سال جاری ۱۳.۳ درصد بوده است.

نوروزی تاکید کرد: نرخ بیکاری استان در سال گذشته ۱۷.۷ درصد بود.

وزیر صنعت در تاریخ ۲۱ تیر ۹۵ نعمت زاده در ادامه نیز به مسئله اشتغال در کشور و بویژه استان کهگیلویه وبویراحمد اشاره کرد و افزود:وضعیت بیکاری در این استان وخیم بوده که بر اساس آمار ۱۴درصد بیکاری در استان و بودن در رتبه ۲۹کشوری نشان از  این موضوع است.

 

بالا پایین رفتن آمارهای بیکاری در این استان نشان می دهد که که جای کار می لنگد همه مسئولان از کاهش نرخ بیکاری در استان می گویند و اینکه در سال گذشته این استان مقام اول را در کاهش نرخ بیکاری کسب کرده است شاید این آمار و ارقام از جایی سرچشمه می گیرند که هنگام سرشماری هر فردی که در طول روز دو ساعت کار می کرد را جز افراد شاغل معرفی می کردند.

در سال گذشته می توان گفت همه آمارهای ارایه داده شده از طرف مسئولان نشان از افزایش نرخ بیکاری را نشان می داد اما به یک باره معاون امور اقتصادی استاندار کهگیلویه وبویراحمد در جلسه استانداری می گوید:استان کهگیلویه وبویراحمد در سال ۱۳۹۵ دارای نرخ بیکاری ۱۳ و ۳ درصد بوده است که نسبت به سال ۱۳۹۴ که ۱۷ و۷ درصد بوده است ۴/۴ درصد کاهش داشته است.

 

اگر نرخ بیکاری در سال گذشته کاهش یافته است و این استان مقام اول را کسب کرده پس چرا هنوز جوانان کهگیلویه و بویراحمدی در کوچه و خیابان ها فقط قدم می زنند وقتی نرخ بیکاری مطرح می شود هم بیکاری زنان و هم مردان مد نظر است که در این گزارش به وضعیت اشتغال زنان پرداخت می شود.

وضعیت اشتغال زنان کهگیلویه و بویراحمدی مطلوب نیست به گونه ای اگر به ادارات استان دقت کرده باشید متوجه می شویم در بیشتر بخش ها تعداد نیروی خانم خیلی کمتر از مردان است و این نشان از سهمیه ناعادلانه استخدام و توجه به جنسیت در ادارات است.

زنان این استان برای کسب درآمد به شغل های مختلفی روی می آورند اگر به سر در بسیاری از فروشگاه ها دقت کرده باشید نوشته اند به یک فروشنده خانم نیازمندیم

اما چرا خانم چرا ننوشته اند آقا جواب دادن به این سوال خیلی سخت نیست چون که خانم ها به حقوق ناچیز رضایت می دهند پس طرفداران زیادی نیز دارند.

وجود ۵۰۰۰زن سرپرست خانواده در کهگیلویه و بویراحمد

مدیرکل بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد در دی ماه سال ۹۵ گفت: ۲۰۰۰ زن سرپرست خانواده در نوبت هستند که تحت حمایت این نهاد قرار بگیرند این آمار شاید به زبان آوردنش راحت باشد اما این ۲۰۰۰ زن چگونه امرار معاش می کنند شام، نهار، پوشاک خانواده و بچه هایش را چگونه تامین می کند پس باید به فکر چاره بود.

این بانوان مجبور هستند با حقوق اندک بسازند تا بتوانند زندگی کنند تا بتوانند کرایه خانه را بدهند که شب در خیابان نمانند.

این روزها حقوق سیصد هزار تومان، چهارصد هزار تومان و پونصد هزار تومان برای یک خانواده مبلغ زیادی نیست و نمی تواند خرج یک ماه خانواده چند نفره را بدهد اما بهتر از بیکاری و نداشتن هیچگونه در آمدی است پس اینگونه می شود که زنان و دختران جوان به شغل های کم درآمد روی آورده اند.

در همین خصوص گفت و گویی کوتاه با یک بانوی فعال فرهنگی  داشتیم که در زیر می خوانید.

زینب قربانی فعال فرهنگی در گفت و گو با خبرنگار این پایگاه خبری گفت: زنان کهگیلویه و بویراحمد نسبت به سال های گذشته مشارک بهتر و بیشتری در بخش مشارک های اجتماعی دارند و بیشتر در جامعه حضور پیدا می کنند.

وی بیان کرد: زنان این استان دارند از خانه ها بیرون می آیند و وارد جامعه می شوند هم در اشتغال و هم در اجتماع حضور پررنگی پیدا کرده اند ششرایط به گونه ای است که وقتی یک زن در جامعه باشد روحیه و احساس بهتری دارد.

این فعال فرهنگی ادامه داد: اگر بخواهیم نمونه ای از افزایش حضور زنان در اجتماع نسبت به گذشته را مطرح کنیم به انتخابات شورای شهر و رستا اشاره می کنم افزایش ثبت بانوان در این انتخابات نشان می دهد که زنان این استان احساس تکلیف کرده اند و می خواهند اجتماعی باشند هر چند با حضور در جامعه مسئولیتش بیشتر می شود که اما زنان ثابت کرده اند که می توانند از پس کارها بربیایند.

اشتغال به زنان احساس هویت و استقلال می دهد

قربانی  که سابقه دوساله مدیرت کتابخانه های استان را در سابقه کاری خود دارد گفت: انتظار می رود که مسئولات استانی در بحث مدیریت از پتانسیل های بانوان بیشتر استفاده کنند تجربه نشان داده که زنان احساس مسئولیت بیشتری دارند.

وی ادامه داد: مشارکت بیشتر زنان نسبت به گذشته نشان می دهد که آنها از خانه خارج شده اند و می خواهند تاثیر گذار باشند هر چند اشتغال زنان تنها اشتغال در کارهای دولتی نیست بلکه یک زن می تواند در حرفه های مختلف آموزش های لازم را ببیند و بعد هم برای خودش و هم برای دیگران اشتغال ایجاد کند.

این بانوی فعال فرهنگی ادامه داد: اشتغال زنان به انها احساس استقلال و هویت می دهد.

مصاحبه این بانوی فرهنگی نشان می دهد حضور زنان در جامعه بیشتر شده است اما با این وجود این حشور بیشتر در شغل های آزاد، دست فروشی و ..خلاصه شده است.

فریبا رحمان پور مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری کهگیلویه و بویراحمد که هر بار از مصاحبه دادن در این خصوص طفره رفته است می توان عملکردش را نقد کرد هر چند بدون هیچ گونه حرفی عملکردش مورد نقد افراد زیادی است و باید برای شفاف سازی اذهان عمومی گزارشی از عملکرد خود ارایه دهد که تا کنون برای اشتغال زنان چه کارهایی انجام شده است و یا وظیفه امور بانوان استانداری کهگیلویه و بویراحمد چیست.

منبع:ایل بانو

انتهای پیام/۷۰۴۴

منبع : صبح زاگرس

داستان روستای زن‌های تنها

خبر رسان؛

“پای‌پره” یعنی پای‌پاره،‌ اسمش به شما هشدار می‌دهد که راه رسیدن به آن سخت است،‌ از “دیشموک” شهر کوچکی در اطراف “دهدشت” در استان “کهکیلویه و بویراحمد” تا رودخانه‌ای که در مسیر این روستاست،‌ حدود ۱۳ کیلومتر راه است. بیش از سه کیلومتر آن خاکی است،‌ بعد باید از رودخانه‌ای که بسته به فصل، حجم آبش کم و زیاد می‌شود گذشت،‌ و بعد از آن‌،‌ تازه یک پیاده‌روی و کوه‌پیمایی در مسیری بیش از یک کیلومتر لازم است تا به روستا برسید.

پای‌پره

مردم از غریبه‌هایی که به روستا می‌آیند انتظارهای زیادی دارند؛ می‌گویند نان ندارند،‌ آب ندارند،‌ گاز ندارند و پول هم ندارند، منتظرند کسی بهشان کمک کند. پای‌پره یکی از فقیرترین روستاهای منطقه است،‌ ۳۵ خانوار در آن زندگی می‌کنند که میانگین جمعیت هر کدامشان ۱۰ نفر است،‌ مردم منطقه درخت گردو دارند،‌ همین‌طور باغ‌های سیب و هلو در منطقه به خوبی ثمر می‌دهند،‌ علاوه بر این عده‌ای از مردم گیاهان کوهی جمع می‌کنند، بیشتر خانواده‌ها هم چندتایی گوسفند دارند که به لطف ملی‌نشدن زمین‌های این منطقه از جنگل‌های زاگرس،‌ هنوز در میان درختان بلوط می‌چرند.

تعداد مردانی که در روستا باقی مانده‌اند،‌ انگشت‌شمار است،‌ اینجا ‌بچه‌ها زود ازدواج می‌کنند و پسرها زود از روستا می‌روند،‌ بیشترشان می‌روند اهواز دنبال کار،‌ در حالی که زن‌ها از بچه‌ها و گوسفندها و درخت‌ها مراقبت می‌کنند،‌ برای آتش درست‌کردن شاخه‌های بلوط می برند و نان می‌پزند.

روستا برق دارد،‌ گاهی برای گرم‌کردن خانه‌ها از بخاری برقی استفاده می‌کنند و بعضی‌شان هم آب‌گرم‌کن برقی دارند، در نتیجه قبض‌های برقشان سنگین می‌شود و پرداختش عقب می‌افتد،‌ همین‌طور زیرساخت رساندن آب لوله‌کشی به روستا وجود دارد،‌ اما مردم می‌گویند توان پرداخت پول لازم برای نصب کنتور آب را ندارند و منتظرند کسی برایشان کاری انجام دهد تا مشکل رساندن آب لوله‌کشی به خانه‌هایشان حل شود.

“سعیده” و “فاطمه” هر دو “شیرینی‌خورده‌”اند،‌ یکی ۱۷ ساله است و عقد کرده،‌ دیگری ۱۶ ساله است و نامزد دارد،‌ هر دو تا تا پایان دوره ابتدایی درس خوانده‌اند. سعیده می‌گوید: « برای مدرسه راهنمایی باید می‌رفتیم دیشموک،‌ برایمان سخت بود،‌ پسرها که می‌روند فقط می‌توانند آخر هفته‌ها برگردند،‌ ما نمی‌توانیم این همه راه را برویم‌، تازه درس می‌خواندیم که چی؟ آخرش آدم باید شوهر کند که ما شوهر کردیم دیگر.» نامزدش ۱۸ ساله است و تازه سرباز شده،‌ قرار است امسال تابستان عقدش کند،‌ می‌گوید: « می‌خواهم چهار تا بچه بیاورم، شاید کم باشد،‌ اما شاید همان چهار تا بس باشد.»

“اشنفی” ۱۷ ساله است،‌ بچه‌ای که در بغل دارد یک و نیم ساله است،‌ یکی دیگر هم در شکم دارد که می‌گوید بهار امسال به دنیا می‌آید. « هنوز نمی‌دانم دومی چیست،‌ دو بار رفتیم پیش دکتر اما گفتند بچه پشتش به ماست و نگفتند جنسش چیست،‌ حالا شوهرم که بیاید دوباره می‌رویم دکتر شاید این بار بگویند.»

اشنفی دو سال و نیم است که ازدواج کرده،‌ می‌گوید: « شوهرم از قوم‌هایمان است،‌ این‌جا به روستای دیگر دختر نمی‌دهند،‌ بخت من هم همین بود.» شوهرش هر بیست،‌ بیست و پنج روزی یک بار به او سر می‌زند،‌ توی اهواز کارگری می‌کند،  نان خشک جمع می‌کند می‌فروشد. او این‌جا با مادرشوهرش زندگی می‌کند. نمی‌داند می‌خواهد چند بچه دیگر بیاورد. « بچه را خدا می دهد، ‌من بزرگ می‌کنم. من که چهار تا را می‌خواهم،‌ اما نمی‌دانم شوهرم چند تا می‌خواهد.»

“گلی‌جان”  اول جوانی وقتی تازه پنج تا بچه‌ داشت شوهرش را از دست داد، سه پسرش هر سه در اهواز کار می‌کنند و دو دخترش را هم  شوهر داده،‌ یکی را در ۱۵ سالگی، ‌آن یکی را هم در ۱۶ سالگی،‌ شوهر دخترهایش هم هر دو در اهواز کارگری می‌کنند. می‌گوید: « نان درمی‌آورند دیگر،‌ دختر را نباید نگه داشت.»

عروسش که با او زندگی می‌کند فعلا سه تا بچه دارد و چهارمی‌اش قرار است بهار امسال به دنیا بیاید. می‌گوید: « دو تای اولی دختر شد،‌ ولی سومی پسر است،  چهارمی هم که بهار به دنیا می‌آید پسر است،‌ یارانه‌هایشان را می‌گیریم، شوهرم هم در اهواز کارگری ساختمان می‌کند،‌ مادرش را هم سپرده است که ما مراقبتش کنیم،‌ خودش هر ماهی دو ماهی یک بار می‌آید سر می زند.» 

“آمنه” خانم فعلا پنج تا بچه دارد،‌ پسر و دختر بزرگترش گوسنفدهای خودشان و همسایه‌ها را می‌برند در جنگل تُنُک اطراف روستا چرا کنند،‌ شوهر او هم در اهواز کار ساختمان می‌کند. « بهار که بشود برمی‌گردد، چند وقت می‌ماند،‌ بعد دوباره می‌رود اهواز،‌ پسرهایش بزرگ هستند، حواسشان به گوسفندها هست، خودش هم می‌آید سر می‌زند، باز می‌رود.»

می‌گوید هفت هشت تا گوسفند بیشتر ندارد. « همین‌ها هم سخت است،‌ دوشیدن می‌خواهد،‌ زمستان خوراک می‌خواهد، ولی بچه‌ها بیشتر کارها را می‌کنند. روستا این طور است دیگر،‌ همه کارها را نمی‌شود یک نفر انجام بدهد.»

پسر بزرگش مدرسه را ول کرده،‌ اول دومی و سومی هنوز به مدرسه ابتدایی روستا می‌روند،‌ دخترش هم هنوز مدرسه ابتدایی است. « اگر پسرم می‌رفت مدرسه،‌ دخترم هم باهاش می‌رفت،‌ ولی تنهایی سختش می‌شود، حالا باید ببینیم چی می‌شود بعدا.»

“فرزانه” خانم،‌ از معدود زن‌هایی است که شوهرش در روستاست،‌ هفت تا بچه دارد که کوچک‌ترینشان ۱۰ ساله است و بزرگ‌ترینشان ۲۲ ساله،‌ یکی از پسرهایش در اهواز کارگری می‌کند و آن یکی سرباز است، برای هر دو تا زن گرفته و راضی است. می‌گوید: « اگر آب‌ را هم لوله می‌کشی می‌کردند خوب بود،‌ الان باید برویم پایین از رودخانه آب برداریم،‌ بچه‌ها همه کثیف، خودمان هم همه‌اش دل درد داریم،‌ دکتر می‌رویم می‌گویند به خاطر آب است،‌ باید آب را بجوشانید،‌ برای آب جوشاندن هم هیزم می‌خواهیم،‌ سخت است، آمده‌اند کنتور آب بگذارند می‌گویند هر خانه‌ای باید چهارصد پانصد هزار تومان بدهد،‌ ما هم از این پول‌ها نداریم.»

“بیات” خانم چهار بچه دارد،‌ پسر بزرگ‌ترش با شوهرش در اهواز کار می‌کند. « شوهرم دست و پایش ناقص است‌،‌ یک پایش ناقص است و با یک دستش،  از اولش کارگر بوده، قبلا ساختمان‌سازی می‌کرد،‌ حالا نان خشک جمع می‌کند،‌ پسر دیگرم را برده که در کار کمک دستش باشد،‌ من ماندم با سه‌تای دیگر،  دخترم یک سالش نشده،‌ پسر بزرگم ۱۲ سالش شده،‌ دومی ۱۰ ساله است‌،‌ سومی چهار ساله. هنوز مدرسه نمی‌رود.»

دخترش اول زمستان که هنوز سینه‌خیز می‌رفت، هر دو پا و پشتش را با آتش هیزم توی خانه سوزانده است،‌ ولی برای پانسمانش باید به خانه بهداشت روستای دیگری که نزدیک پای‌پره است بروند. می‌گوید: « کرِم داده‌اند که به پاهاش بزنم،‌ می‌گویند بزرگ می‌شود جای سوختگی‌اش می‌رود.» شوهرش و پسر بزرگش هر چهل روزی یک بار به روستا برمی‌گردند. می‌گوید: « این‌ها هم که بزرگ‌تر بشوند،‌ می‌بردشان اهواز کمک‌دستش باشد،‌ با یارانه که نمی‌شود زندگی کرد،‌ باید بروند کار کنند،‌ دختر می‌ماند اینجا عصای دست من می‌شود.»

“مشتری” خانم ۴۵ ساله است،‌ با هشت بچه. « پنج تا دختر دارم،‌ سه تا پسر،‌ دختر کوچکم ۱۴ ساله است،‌ عقدش کردیم برای یکی از پسرهای قوم،‌ ۲۰ ساله است، سربازی می‌رود توی دادگستری دهدشت، تمام که بشود کار می‌کند.»

به غیر از بچه‌ها زن حامله یکی از پسرهایش هم با او زندگی می‌کند:‌ « قرار است بیاید برویم دکتر، همه ببینیم زنش چی دارد، هم خودمان را نشان بدهیم،‌ اینجا همه سنگ کلیه دارند،‌ به خاطر این که آب نیست،‌ باید برویم آب از رودخانه برداریم،‌ رخت هم بخواهیم بشوییم باید برویم لب آب،‌ آن هم از این راه خراب.»

“لیلی‌جان” هنوز دو تا بچه بیشتر ندارد. « نمی‌دانم چند تا بچه دیگر می‌آورم، چهار تا که باشد خوب است دیگر،‌ یارانه‌اش را می‌دهند.» شوهرش در اهواز کارگری می‌کند و خودش بچه‌ها و چند تا بز و گوسفند نگه می‌دارد. می‌گوید: « نمی‌توانیم از این‌جا برویم،‌ می‌خواستیم به دیشموک یا دهدشت برویم، ولی پول نداریم که از اینجا برویم، مادر من اینجاست، مادر شوهرم هم اینجاست،‌ سخت است بخواهیم از روستا برویم،‌ ولی اینجا هم خوب نیست،‌ آب را برایمان لوله‌کشی نمی‌کنند،‌ هیزم را باید از درخت‌ها ببریم، تازه اگر ما نباشیم که از درخت‌ها ببریم این‌ها همه خشک می‌شود،‌ مگر نمی‌دانید باید شاخه‌های درخت‌ها را در زمستان ببرند تا بهار دوباره سبز بشود؟»

* اسامی برای حفظ حریم خصوصی افراد تغییر کرده است / ایسنا


منبع : کبنانیوز

برای بانوان ایرانی

خبر رسان؛

زهرا محمدزاده


امروز برای بانوان ایرانی؛ به روایتی بهاری است در آستانه ی  بهار،چرا که تولد دخت نبی مکرم اسلام (ص) و به برکت چنین روزی تکریم بانوی ایرانی، کم از بهار ندارد که این خود بهار جان است و آن دیگری بهار فصل ها.
البته اگر چنین پاسداشتی برای زن ایرانی تنها محدود به همین یک روز در تقویم نشود ؛ چرا که رسالت تقویم یادآوری است و رسالت صاحبان تقویم ، نهادینه کردن دلیل پاسداشت ها در همه ی روزهای سال است.
بر کسی پوشیده نیست که حضرت زهرا(س) در جامعه ی آن زمان ؛ علاوه بر ایفای نقش مادر و همسر،به عنوان یک مبارز سیاسی و اجتماعی نیز حضور فعال داشته اند و اسوه‌ی صبر، صداقت، شجاعت، تدبیر، توکل و هر آنچه صفات خوب است بوده اند و لذا نباید فراموش کرد که زنان ما نیز با الگوبرداری از چنین شخصیت برجسته ای ؛ بر توانایی های یک زن واقف بوده اند و در راستای رشد همین توانایی است که برای حضور در همه ی ابعاد جامعه تلاش می کنند.
کاش در این روز یادمان باشد که زنان ما کمترین حقوقشان را هم به یغما سپرده اند برای پایداری نظام خانواده و به تبع آن جامعه.

انسان فراموشکار است،آنگونه که در قرآن هم بارها تاکید شده است؛ و همین فراموشکار بودن موجب شده تا خلل بسیاری در همه ی ابعاد زندگی برایش پیش بیاید که همه روزه با نمونه هایش روبه رو هستیم.
لیکن چاره چیست؛ جز مکتوب کردن و تکرار کردن و پرورش دادن ذهن از همان ابتدای کودکی(اهمیت و جایگاه آموزش صادقانه)،برای احترام به انسانها و برای داشتن دیدی انسانی نسبت به همه ی موضوعات.
در ادامه باید گفت که از دیدگاه ارزشهای اخلاقی ؛ تمایزی میان نوع بشر از هر نژاد،ملیت،جنسیت و در هر موقعیت زمانی و جغرافیایی وجود ندارد ، و آگاهی،بصیرت،آزادی،امنیت،پیشرفت و…..حق همه انسانهاست.
اما اندکی در این دسته بندی دقیقتر می شویم و موشکافانه تر به موضوع مینگریم.
با توجه به دیدگاه فوق تفاوتی به لحاظ انسانی میان زن و مرد وجود ندارد و در جامعه بشری هر دو از حقوقی یکسان برخوردارند.
هر چند از ابتدای تاریخ بشر تا گذشته ای نه چندان دور و متاسفانه در برخی نقاط دنیا تا به امروز ؛ قانون برتری قویتر در همه ی ابعاد حکمفرما بوده است و در روابط بشری نیز  زن در مقایسه با مرد ازاین قاعده مستثنی نبوده است.
گذار تاریخ همواره از مظلومیت زنان در اجتماع بشری پرده برداشته است،آنچنان که در بسیاری از کشورها زن تنها وسیله ای برای گذران زندگی مرد بود وکوچکترین حق و حقوقی نداشت.
با فاصله‌ای بیشتر از ابتدای تاریخ؛ بر جوامع بشری روشن شدکه زنان نیز این قدرت را دارا هستند که همچون مردان در کارزار زندگی حضوری مؤثر داشته باشند.
به تدریج قانون برتری قویتر در برخی جهات  کمرنگ شد تا آنجا که برده داری در بسیاری مناطق منسوخ گردید و یا  در انگلستان ملکه حکمفرما شد که البته در همین زمان عضویت زنان در مجلس امری عجیب مینمود،وشاید یکی از دلایل آن وجود دیدگاه سنتی در جوامع آن زمان بوده باشد،چراکه معمولا در جوامع اموری که ریشه سنتی داشته اند برای همگان باورپذیرتر بوده است.
نمونه ای دیگر از کمرنگ شدن حضور قانون فوق الذکر البته در یک بعد را میتوان در یونان باستان واکاوی کرد ؛ آنچنان که از متون نمایشی این سرزمین برمی آید زنان حضوری همچون مردان در عرصه های مختلف اجتماع داشته اند،که البته ادبیات هر ملت گستره وسیعی از فرهنگ آن ملت را برمی تاباند.
با پیشرفت بشر در عرصه های گوناگون و باز شدن افق دید آن نسبت به ابعاد مختلف زندگی ؛ به ویژه بر زنان روشن شد که به عنوان یک انسان همچون مردان حقوقی دارند که باید از آن دفاع کنند و تقاضای آنان برای حضور در عرصه های مختلف اجتماع آغاز شد،چنان که ؛ نهضت هایی برای دفاع از حقوق زنان شکل گرفت،ابتدا برای داشتن حق رای،آزادی بیان،داشتن شغل و پس از آن تا همین امروز خواسته های دیگر در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی که همگی جزئی از حقوق انسانی و شهروندی آنهاست.
البته نمیتوان کتمان کرد و انکار؛ که امروزه نیز با شکلی متفاوت از گذشته قانون برتری قویتر ادامه داشته است آن هم در قالب استفاده ابزاری از زنان.لیکن واقف شدن زنان نسبت به اهمیت آگاهی و به ویژه آگاهی از نمود و تاثیر  تفکرشان  بر همه ی بخش های جامعه چاره ایست بر این درد.
اما به یمن امروز و صرفا جهت یادآوری آنان که دم از اسلام می زنند ولی از یاد برده اند بسیاری از آموزه هایش را ؛ باید گفت که  دین مبین اسلام بسیار قبل تر از ایدئولوژی جوامع مذکور و  از همان ابتدای ظهور مظلومیت زنان را که تا پیش از آن بسیار مشاهده میشد به ورطه ی فراموشی در حافظه تاریخی جهان فرستاد و با قوانین خود بیان نمود که زن و مرد هیچ یک بر دیگری برتری ندارند و دارای حقوق انسانی یکسان هستند،آن گونه که قبل از ظهور اسلام در میان اعراب زنده به گور کردن دختران امری طبیعی و رایج بود،لکن اسلام آن را منع نمود و از همان آغاز زن را ارزشی والا داد.(اوست آنکس که شما را از نفس واحدی آفرید و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد،سوره نور،آیه۱۸۹)
همچنین دین اسلام؛ از لحاظ اجتماعی،سیاسی و اقتصادی نیز برای زنان حقوقی قائل شده است تا کمترین اجحافی در حق آنان روا داشته نشود،آنچنان که در بیعت پیامبر گرامی اسلام(ص)با زنان حقوق سیاسی آنان بر همگان آشکار شد و توانستند در عرصه های سیاسی نیز حضور یابند(سوره ممتحنه،آیه ۱۲)
از نظر حقوق اقتصادی نیز اسلام زنان را عضوی مهم از جامعه بشری شمرده که حق دارند آن گونه که مایلند از آنچه بدست می آورند استفاده کنند(سوره نساء،آیه ۳۲)
طرح این حقوق؛ به زنان مقام واقعی بخشید و در هرکجا احکام خاصی برای آنان مطرح شده تنها برای فراهم نمودن آرامش و امنیت آنان بوده است.
در جمهوری اسلامی ایران نیز همواره حضور زنان چه از ابتدای حرکت حرکت عظیم انقلاب اسلامی،چه در جبهه های نبرد حق علیه باطل  و چه تا به امروز که زنانی فرهیخته در تمامی ابعاد  دارا هستیم خود گواهیست بر توانایی بانوان ما و اینکه این موضوعات دغدغه آنان  بوده و هست.
شیرزنانی که هیچ چیز نخواهد توانست آنان را از تلاش برای عزت و پیشرفت خود و کشورشان بازدارد.
لذا شایسته است ؛ آن گونه که زنان فرهیخته ما از هیچ تلاشی برای پیشبرد اهداف جامعه دریغ نمیکنند ،فرصتهای بیشتری درعرصه های سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی_بیش از آنچه اکنون سپرده شده است_ در اختیاشان قرار گیرد،چرا که زنان همواره توانایی خود را در همه ی این ابعاد  اثبات نموده اند.
اما در تجزیه و تحلیل جامعه به عنوان یک کل؛ به جزئی کوچک اما بسیار مهم و تاثیرگذار به نام خانواده میرسیم، و کیست که نداند جامعه سالم و پویا در گرو داشتن اجزائی سالم و پویاست.
در این میان زن به عنوان نقطه عطف خانواده همواره وظیفه ای سنگین را عهده دار بوده که ابعاد آن در برخی موارد از نظرها پنهان مانده است.
زن در مقام مادر بیشترین ارتباط با فرزندان را داراست و با تدبیر خویش میتواند افرادی شایسته برای اجتماع تربیت کند.
از دیگر سو در جایگاه همسر دارای نقشی مهم است ؛ ازین نظر که به همان اندازه که میتواند محیطی آرام  و سرشار از صمیمیت برای مرد اش فراهم نماید و دوشادوش او خانواده را در مسیر تعالی و رشد قرار دهد،به همان نسبت نیز ممکن است با بی توجهی نتیجه ای عکس به همراه داشته باشد،مضاف بر آن در چنین محیطی فرزندان نیز از روابط والدین الگو برداری میکنند و در آینده آن را خواه ناخواه لحاظ خواهند کرد،لذا در هر دو حالت در نهایت نتیجه آن در جامعه نمود پیدا می کند.
بنابراین باز هم ضرورت آگاهی بخشی به ویژه برای زنان روشن می گردد.
هرچند نمیتوان تاثیرات جامعه بر خانواده را نیز کتمان کرد،تاثیراتی که ممکن است گاها نشاط و پویایی خانواده را تحت شعاع قرار دهد،لکن پرداختن به این مهم در چنین مجالی نمیگنجد، و به ذکر همین نکته اکتفا میکنیم که خانواده و جامعه در تعامل مستقیم با یکدیگر هستند و ضروریست ارتباطی شفاف و ارزش گذاری شده میان آنها برقرار شود.
در ادامه ذکر یک نکته  شایان ذکر است ؛ آن هم اینکه  زنان براثر توجه بی وقفه و صرف انرژی برای مستحکم نگاه داشتن پایه های خانواده گاها ممکن است نسبت به خود بی توجه شوند.
امروزه علم روانشناسی ثابت کرده است که انسان ؛ اساسا نیاز دارد زمانی را برای خود وقت بگذارد ، به چیستی و چرایی زندگانی خویش بیاندیشد و ابعاد مختلف وجودی اش را رشد بخشد.
حال با این اوصاف اگر چنین فرصتی پیش نیاید و فرد لبریز شود از خود فراموشی چه اتفاقی رخ خواهد داد؟پاسخ اینکه در وضعیتی قرار می گیرد که وجودش؛ از حس یکنواختی و بی تفاوتی اشباع خواهد شد و گاها امتداد چنین احساسی به بیماری هایی نظیر افسردگی می انجامد.
اکنون اگر به جایگاه زن در خانواده بیاندیشیم و ارتباط مستقیم آن با جامعه را در نظر بیاوریم ؛  متوجه این مهم خواهیم شد که دچار گشتن وی به چنین وضعیتی، نخست خانواده و به تبع آن جامعه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
لذا ضروریست که جوامع برای حفظ مؤلفه های پیش نیاز توسعه ی خود ؛  توجه خاص و همه جانبه ای بر نیازهای افراد اعم از زن و مرد داشته باشند و در افق های چشم انداز خویش برخورداری مردمان از آرامش فکری،اقتصادی،فرهنگی و…..را لحاظ نمایند.
درود بر مادران فداکار و همیشه مهربان سرزمینم.
روزتان خجسته و حضورتان مانا باد.


*فعال اجتماعی


منبع : کبنانیوز

لباس محلی زنان و مردان کهگیلویه وبویراحمد ثبت ملی شد

خبر رسان؛

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد از ثبت چهار اثر معنوی این استان در فهرست آثار ملی کشور خبر داد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد، محمود باقری افزود: این آثار شامل «لباس محلی زنان»، «لباس محلی مردان»، «مهارت‌های ساخت زیورآلات میخک و میلو» و «قهص‌های موسیقی در آلات ساز و نقاره» هستند.
وی بیان کرد: پیش از این، ۴۶ اثر معنوی استان ثبت ملی شده بود که با ثبت این چهار اثر، تعداد آثار معنوی استان که ثبت ملی شده است به ۵۰ اثر افزایش یافت.


مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد گفت: لباس و موسیقی محلی استان، عامل مهمی در جذب گردشگران و شناساندن استان به سایر نقاط کشور است.
باقری عنوان کرد: لباس محلی کهگیلویه و بویراحمد از جمله جذابیت‌های بومی این استان است و زنان و مردان استان کهگیلویه و بویراحمد از جمله زنان و مردان ایرانی هستند که هنوز به پوشاک سنتی و محلی خود پایبند بوده و از آنها در بیشتر اوقات و به‌ویژه در جشن‌ها و مجالس عروسی استفاده می‌کنند.
وی تصریح کرد: پوشش و حجاب کامل و تنوع رنگ‌ها و پارچه‌ها ، جلوه خاصی به لباس محلی زنان در این استان بخشیده این لباس از سه بخش اصلی تشکیل شده است که مجموع این سه بخش، پوشش کاملی را برای زنان به همراه دارد.
وی ادامه داد: موسیقی سنتی این استان نیز بر اساس کلام و سازی که توسط نوازنده نواخته می‌شود، انواع مختلف و متنوعی دارد، هر نوع موسیقی دارای مقام‌های مختلف بوده که مضمون شعر گونه‌ خاص خود را داشته و « قهص» نامیده می‌شوند.
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد گفت: میلو و میخک از جمله دست‌ساخته‌های زنان کهگیلویه و بویراحمد است که دارای قدمت تاریخی بسیار طولانی در مناطق روستایی و عشایری این استان


منبع : کبنانیوز

اندر احوالات دست و پا زدن

خبر رسان؛

زهرا انوری پور

پس از سفر همسر معاون اول رئیس جمهور به استان و تدارک دیدار رسمی یکی از کارشناسان زن و خانواده استان در انتقاد از تدارک دیدار رسمی برای کسی که جایگاه حقوقی در دولت ندارد گفتگویی منتشر کرد حمیده هدایت‌خواه به سفر همسر معاون اول رئیس به یاسوج[کلیک کنید] و فردی به نام کمال صالحیان فر در پاسخ یادداشتی نوشت با عنوان«خانم هدایتخواه جایگاه خود شما در فضای کارشناسی استان چیست؟»! در ادامه به بررسی ابعاد این یادداشت می پردازیم.

اول: عنوان یادداشت جناب صالحیان فر را میتوان به چند شکل تفسیر کرد: فضای کارشناسی استان فضایی است مانند ادارات رسمی که هرکسی باید برای ورود به آن کارت بزند، کارشناسان استان باید پیش از صحبت از جناب صالحیان فر اجازه بگیرند، کارشناسان استان موجوداتی فضایی هستند که از آسمان به زمین آمده و کارشناسی می کنند نه فرزندان و تحصیلکردگان همین استان، شاید هم به زعم ایشان همسر معاون اول رئیس جمهور باید بیایند و برای ما کارشناسی کنند و و و! طبق مدعای جناب صالحیان فر، خود ایشان هم در عرصه رسانه ای و کارشناسی جایگاهی ندارند چه اینکه پیش از این یادداشت مطلبی از ایشان در رسانه ها و یا در حوزه مسائل زنان ندیده ایم، و خب خود ایشان در گام اول و با نوشتن یادداشت نقض غرض کرده و باید از چارچوب مدنظرشان عبور می کردند. مگر اینکه نام کمال صالحیان فر ساختگی باشد که دور از ذهن هم نیست.

دوم: جناب صالحیان فر به مسئله «ظهور کارشناسان بدون تحصیل و رشته مرتبط..» در فضای رسانه ای اشاره کرده اند. محض اطلاع ایشان باید گفت حمیده هدایتخواهی که به او تاخته اید در حال تالیف پایان نامه دکتری خود در رشته مطالعات زن و خانواده گرایش جنسیت می باشد(شماره دانشجویی اش را هم می خواهید جناب صالحیان؟!)، طلبه سطح ۳ حوزه علمیه است و تا به حال در رسانه ها در موضوعات مربوط به حوزه زن و خانواده اظهار نظر کرده، ولیکن از آنجا که افرادی چون شما و برخی سایت های معلوم الحال طرح مسائل و آسیب های زنان در استان را از عینک سیاست و مسائل سیاسی می بینید، ترجیح می دهید با حاشیه سازی، مطالبات اصیل زنان را به حاشیه کشانده و از ماست موجود کره بگیرید، که البته نوش جانتان اخوی! ضمنا طبق این اصل خودتان یک سوال برای آدم پیش می آید: شما در چه رشته ای درس خوانده اید جناب صالحیان فر؟!

سوم: ایشان فرموده اند: «سر کار خانم کارشناس بیش از هر چیز از سفر همسر «اسحاق جهانگیری» به استان عصبانی است و معتقد است همسر معاون اول رئیس جمهور فاقد جایگاه اداری و سیاسی است. باید در جواب وی گفت: سر کار خانم فدایی اولاً؛  یک خیر است و با توجه به مشکلات استان کهگیلویه و بویراحمد این استان هفتگی محل حضور خیران مختلف از سراسر کشور و حتی خارج از کشور است پس حضور یک خیر در استان و بازدید از برخی مکان‌ها در استان ابدا چیز جدید و غریبی نیست.» جناب صالحیان فر در کدام خبر مربوط به سفر همسر معاون اول رئیس جمهور ایشان با عنوان خیر معرفی شده اند؟! اگر اخبار مربوط به سفر ایشان را ملاحظه بفرمائید به خوبی می بینید در هیچ کدام از آنها ایشان به عنوان خیر معرفی نشده اند، بلکه تحت عنوان حقیقیِ خود که همسری معاون اول ریاست جمهوری است مطرح شده اند و خب افرادی چون شما که گویا تمایل دارید استان ما را در این حد کوچک و تحقیر کنید، از سفر بستگان مسئولین به استان هم ذوق زده می شوید. الیته این دولت به حدی به مناطق ما بی توجه بوده که باید هم از سفر دیرهنگام بستگانشان ذوق زده شوید! به هرحال خدا را شاکریم که معاون اول رئیس جمهور نه تنها مثل وزیر بهداشت به ما نگفت بیشعور، بلکه با لطف فراوان به ما لطف کرده و اجازه دادند برای همسر مکرمه اش نشست رسمی برگزار کنیم. خوشحال باشید جناب صالحیان فر و از شادی در پوست خود نگنجید!

چهارم: مسئله بعدی ایشان این است: «سیاستمداران همراه با همسرانشان به سفر می روند. هر چند چنین چیزی در کشور ما یک ضد ارزش تلقی می شود…» جناب صالحیان فر، آیا در سراسر دنیا برای همسران مسئولین هم نشست رسمی برگزار می کنند و از حضور همسرانشان بدین حد ذوق زده می شوند؟! در کجای همین دنیایی که به آن اشاره می کنید مسئولین رسمی یک منطقه و کشور برای کسی که جایگاه حقوقی و مسئولیت رسمی ندارد نشست رسمی و دیدار برگزار می کنند؟! خوشحال باشید که در استان خودمان بابش باز شد، سعی کنید به سراسر دنیا صادرش کنید، البته اگر به ریشتان نخندند.

پنجم: سراغ جمله بعدی ایشان می رویم:«اینبار گیر داده اند که این سفرها برای چیست. طبق گفته این خانم باید دولت کلاً همه چیز را تعطیل کند تا شائبه تبلیغاتی ایجاد نشود..» جناب کارشناس رسانه ای، اگر شما فراموش کرده اید، مردم ما هنوز فراموش نکرده اند که دولت چقدر دیر به یاد استان ما افتاد و تاریخ یک سفر کوتاهش به استان ما را چند بار جابه جا کرد و در نهایت با تبختر تمام پای به استان ما نهاد! حافظه تاریخی تان را کمی قوی کنید، چون مردم مانند شما نمی اندیشند و ماله ای دستشان نیست برای ماله کشی بسیاری اتفاقات و بی توجهی ها! شما اگر خودتان را کارشناس می دانید بهتر است به فکر مردم باشید، نه ماله کشی اخوی.

ششم: بله، جناب کارشناس همه چیز دان ما اینجا دیگر خودش را لو می دهد، آنقدر عصبانی است که نمی تواند کلمات را کنترل کند، می گوید بروید توی آشپزخانه، جمله اش را بخوانید: «وی از بنیان خانواده می‌گوید نمی دانم اگر این گروه اشتغال را در تضاد با بنیان خانواده می داند چرا خودشان سراغ همان اشپزخانه نمی روند؟ و چرا وارد فضای عمومی می شوند؟» جناب نگران حقوق زنان، آیا زنان خانه دار که شریف ترین زنان این مرز و بوم اند را باید اینگونه تحقیر کرد؟! آشپزخانه؟!! مواظب کلماتت باش جناب کارشناس جوان و عصبانی. یک زن خانه دار صرفا توی آشپزخانه نیست، یک زن خانه دار در حال مدیریت خانواده است. از سوی دیگر شما اگر به خوبی گفتگوی ایشان را خوانده باشید، ایشان نیز مانند همه کارشناسان واقعی زن و خانواده تاکید بیش از حد معاونت زنان در ریاست جمهوری بر اشتغال زنان را آفت می دانند، نه خود اشتغال را! البته شما اگر کمی در خصوص زنان و اندیشه های دفتر خانم مولاوردی مطالعه کرده باشید خوب می دانید جهت گیریهای سیاسی و فرهنگی معاونت امور زنان ریاست جمهوری را! هرچند مشخص است تا به حال با کوچکترین مسئله ای از این دست مواجه نبوده اید، بلکه حکایت همان حکایت ماله کشی است. آن هم شتابزده و عصبانی.

هفتم: برویم سراغ دیدگاه ایشان در خصوص پارک بانوان: «در ضمن باید توضیح داد که اولا این  پارک بانوان متعلق به شهرداری یاسوج است، ثانیا این پارک هنوز کامل افتتاح نشده است و ثالثاً الان زمستان است و این پارک و سایر پارک ها فعلا تعطیل است و موارد بسیار دیگر.» جناب صالحیان! خوب شد گفتید، ما تا به حال گمان می کردیم پارک از کارهای امور بانوان استانداری است، پس اشتباه بود تصورمان! یعنی امور بانوان استانداری تا به حال هیچ کاری نکرده است؟! حتی پارکی که اینگونه بر طبل تبلیغش می کوبد از خروجی های امور بانوان نیست؟! عجبا! عجبا… بیچاره شهرداری و شورای شهر که اینگونه نجیبانه بر تبلیغات و مصادره پارک توسط امور بانوان سکوت کرده اند. سوال دیگر این است: آیا در دیگر شهرهای کشور و مناطق دنیایی که مسافرت همسران مسئولین با آنها را مرسوم می دانید، هم پارک ها در زمستان تعطیل هستند؟! چرا در این مورد شبیه انها نیستیم جناب صالحیان فر؟ می فرمائید پارک هنوز افتتاح نشده است؟! پس خانم مولاوردی آن همه راه را برای بریدن چه روبانی به یاسوج آمده بودند؟ مردم را سرِکار گذاشته ایم یا خانم مولاوردی و یا خودمان را؟ البته شما آنقدر از این فضا دور هستید که قطعا خبر افتتاح پارک توسط خانم مولاوردی را نخوانده و ندیده اید! کاش دوستانتان پیش از سفارش ماله کشی اطلاعات دقیق بهتان می دادند.

هشتم: «یک روز به مدیرکل امور بانوان گیر می‌دهند که چرا کسی را به استان نمی آورد و حالا که این حوزه ستادی این اندازه فعال شده است و می تواند سه بار معاون رئیس جمهور را به استان بیاورد باز گیر می‌دهند که چرا کسی را به استان می آورید.»! پس شکر خدا جناب صالحیان فر خبر دارند خانم مولاوردی سه بار به استان آمده اند. جناب صالحیان فر می توانید کمی از دستاوردهای سفر ایشان هم برایمان توضیح بدهید؟! شاید این سفرها دستاوردی داشته که شما اینطور عصبانی هستید از انتقادات به حق کارشناسان.

نهم: واقعا دارد طولانی می شود، اما خب جناب صالحیان فر اظهارات ضد و نقیض زیادی دارند که لااقل باید برای خودشان روشن شود. ایشان در ادامه فرموده اند: «مشکلات حوزه  بهداشت و درمان چه ربطی به امور بانوان دارد که خانم کارشناس متوقع هستند خانم «مولاوردی» و «رحمان پور» آنرا حل کند این حوزه خود یکی از بزرگترین وزارتخانه های مربوطه را دارد و موارد بیشتری از این دست.» آفرین! احسنت…. با این یکی حرفتان موافقم جناب صالحیان. اما می شود بفرمائید خانم رحمانپور عزیز چرا همسر معاون اول رئیس جمهور را برای بازدید به بیمارستان امام سجاد برده اند؟! طبق حرف خودتان مگر خانم رحمانپور مسئول مشکلات حوزه درمان و بهداشت هستند؟!

دهم: ایشان از لفظ آقازاده استفاده کرده اند، باید به ایشان و دوستانشان گفت آقازاده آن خانمی است که با حق اوقات فراغت بزرگ شد و بعد به دلار فروشی و صرافی روی آورد و در نهایت سر از مجلس شورای اسلامی درآورد. آقایی و آقازادگی برازنده همفکران کسانی است که برای بستگان مسئولین هم نشست رسمی برگزار می کنند، نه کسانی که به اتکای تحصیلات خود از حق مردم سخن می گویند. تفکر و منطق شما بسط دهنده آقازادگی و اشرافیت است.

یازدهم: در نهایت جناب صالحیان فر اگر به بنده اجازه می دهید می خواهم از شما و دوستانتان بپرسم دستاورد سفر و نشست رسمی با همسر معاون اول رئیس جمهور چه بوده و هست؟! اگر ایشان به قول شما خیر هستند، چه کمکی در این سفر به استان ما کرده اند؟! این هم حرفی است، البته اگر جوابی برایش داشته باشید. امیدوارم اگر گوشی برای شنیدن داشته باشید خوب بشنوید جناب صالحیان فر.

والعاقبه للمتقین


کارشناس جامعه شناسی، فعال حوزه زن و خانواده


منبع : کبنانیوز

واکنش «هدایت‌خواه» به سفر همسر معاون اول رئیس جمهور به یاسوج

خبر رسان؛

حمیده هدایت‌خواه در واکنش به سفر خانم فدایی همسر معاون اول رئیس جمهور، و تدارک دیدار رسمی با ایشان از سوی مدیران ارشد استان کهگیلویه و بویراحمد با رسانه‌ها گفت و گو کر که از منظر خوانندگان می‌گذرد؛

چرا برای کسی که جایگاه حقوقی ندارد تدارک دیدار رسمی می بینیم؟/ همسر معاون اول رئیس جمهور در ساختار رسمی سیاسی چه جایگاهی دارد؟/ معاونت امور بانوان استانداری بگوید بودجه هایش را کجا هزینه کرده است؟

حمیده هدایتخواه در واکنش به برگزاری نشست رسمی و تدارک برنامه کاری برای همسر معاون اول رئیس جمهور در سفر به استان گفت: پیش از دولت یازدهم در هیچ دولتی باب نبوده است که خانواده مسئولین رسمی کشور، بدون داشتن سمتی خاص در امورات مختلف سیاسی و مدیریتی حضور داشته باشند؛ اما خب به لطف دولت جدید هم اشتغالزایی برای بستگان و نزدیکان مسئولین و رئیس جمهور فراگیر شده است و هم از ظرفیت های خانواده و بستگان مسئولین بدون هیچ سمت و جایگاهی نیز استفاده می شود.

وی افزود: خانم فدایی در ساختار موجود سیاسی کشور چه جایگاهی دارند جز همسری معاون اول رئیس جمهور که توسط استانداری و معاونت امور بانوان برای ایشان برنامه و دیدار رسمی برگزار می شود؟! آیا این نگاه و عملکرد، نوع جدیدی از اشرافیت سیاسی نیست که توسط مسئولین دولت فعلی باب شده است؟! مسئولین استان باید در خصوص برگزاری نشست رسمی برای فردی که نه جایگاه حقوقی در سیستم داشته و نه تخصصی مرتبط با برنامه های سفرش، پاسخگو باشند.

این فعال حوزه زنان با اشاره به بیهوده خواندن حضور فدایی در بیمارستانی که به بهره برداری رسیده است اظهار داشت: دیدار ایشان از بیمارستانی که به بهره برداری رسیده و در حال فعالیت است چه لزومی داشت؟ این دیدار چه مشکلی از مشکلات زنان استان برطرف می کند؟ آیا مشکلی از مشکلات شبکه بهداشت و درمان ما را حل می کند؟ جز این است که این دیدارها و نشست ها، برنامه هایی نمایشی جهت انعکاس در رسانه ها هستند؟

هدایتخواه در ادامه با بیان اینکه سفر جهانگیری به استان و سفر دیگر وزار به مناطق دیگر در راستای سرپوش گذاشتن بر کم کاریهای دولت در حوزه های اقتصاد و روابط بین الملل و دیگر عرصه هاست گفت: به علت نزدیک شدن به ایام انتخابات و البته به علت به توجهی مفرط دولت به مناطق محروم و مردم جامعه، دولت در این ایام به سمت سفرهای شتاب زده به استان های مختلف، خصوصا استانهای محروم حرکت کرده، تا بلکه بتواند سبد آرای خود را تقویت کند.

وی افزود: چون خانم ها نیمی از جامعه را تشکیل می دهند و نیمی از آرا به انها تعلق دارد طبیعتا باید اقداماتی در راستای جذب رای خانم ها داشته باشند که این کارهای نمایشی و حضور همسران مسئولین در این دیدارها را می توان در این زمینه بررسی کرد.

این فعال فرهنگی چهره سازی و استفاده از این چهره ها در ایام انتخابات مجلس را دلیل دیگر این حضور دانست و بیان داشت: می توان گفت مسئولین از موقعیت خاص خودشان استفاده می کنند برای چهره سازی در دوره های بعدی مجلس یا بازیهای سیاسی دیگری که دارند.

هدایتخواه با اشاره به سفرهای گذشته مولاوردی به استان اظهار داشت: پیش از این هم ما سفرهای دیگری از این دست داشتیم که جز بار هزینه ای برای استان دستاورد دیگری نداشت. بارزترین خروجی سه سفر خانم مولاوردی به استان ما جز هزینه های گزاف پارک بانوانی بوده است که در مراجعات مختلف مشخص شد بسته است و ساعات فعالیتش اصلا مشخص نیست. حتی در ساعات استفاده، این پارک بدون نگهبان رها شده است به امان خدا.

این مدرس دانشگاه با بیان اینکه این پارک از نظر ساختاری نیز دارای مشکلات جدی است تاکید کرد: باید گفت این پارکی است به نام بانوان و به کام امور بانوان استانداری که یک کار نمایشی بود در راستای سیاست های کلان معاونت امور زنان ریاست جمهوری. می خواهم بگویم معاونت امور زنان ریاست جمهوری یک موقعیت ستادی و راهبردی در سیستم اجرایی کشور دارد که باید راهبردهای کلان در حوزه زن و خانواده را طراحی کند، یک هدف بلند مدت داشته باشد و در راستای آن هدف بلند مدت کار کند، برای حفظ بنیان خانواده که اصلی ترین کار موجود است اقداماتی را انجام بدهد، ولی می بینیم که این معاونت درگیر کارهایی با دامنه کم و زودبازده است، کارهایی مثل توافق نامه های جزئی و کوچک با سمن ها و وزارت خانه های دیگر.

این فعال حوزه زنان گفت: نکته دیگر در خصوص معاونت امور زنان ریاست جمهوری توجه بیش از حد این معاونت به مسئله اشتغال زنان است که ضربات جدی به زندگی خانوادگی وارد کرده است. درحقیقت بها دادن بیش از حد به مسئله اشتغال باعث شده از طرفی دختران مجرد بااستقلال مالی داشته باشیم که انگیزه ای برای ازدواج ندارن و از سوی دیگر زنان شوهر داری که با کارکردن جنبه فرد گرایی در وجودشان تقویت شده و تمایلی به بحث فرزندآوری وحفظ بنیان خانواده ندارن.

هدایتخواه افزود: در همین راستا معاونت های امور بانوان در استانداری ها هم درگیر کارهای جزئی و اجرایی شده و از وظایف اصلی خود بازمانده اند. مسئولین کشوری به جای اینکه معاونت های امور بانوان را به سمت داشتن نگاه بومی به مسائل زنان سوق بدهند، نگاه نمایشی و فرمایشی مثل احداث پارک بانوان را در انها تقویت می کنند در حالی که  اگر نگاه آنها حل مسائل به صورت جدی و نیازمحور می بود می توانستند با توجه به نیازهای منطقه ما مرکز مشاوره رایگان قبل از ازدواج راه اندازی کنند، یا مدارس شبانه روزی برای دختران که نبودشان باعث شده دختران بسیاری به علت نداشتن مدرسه در روستاها ترک تحصیل کنندآیا نیازهایی اینچنین ضروری تر بود یا پارک بانوانی که امکانات خاصی ندارد، از نظر موقعیتی به شدت موقعیت نامناسبی دارد، مدیریت خاصی ندارد و چندین و چند مشکل ساختاری دارد.

هدایتخواه در ادامه با ابراز خرسندی از اعلام حضور زنان در انتخابات شورای شهر گفت: نفس حضور زنان در عرصه های سیاسی در رده های بالا اتفاق میمون و مبارکی است و من فکر می کنم این اتفاق کمی هم دیر افتاد حتی. اما باید دید این خانم ها به دنبال حل مسائل زنان هستند، آیا روح مطالبه گری در آنها وجود دارد؟ اگر اینجنین باشد که ما یک قدم رو به جلو برداشتیم. اما چیزی که داریم می بینیم این است که اینگونه نیست، یعنی زنانی که وارد این عرصه شدند تابه حال دغدغه مسائل زنان نداشته و به این موضوعات نپرداخته اند.

وی افزود: بی توجهی به مسائل زنان به حدی است که اگر کسی خارج از فضای سیاسی، مسائل زنان را مطرح کند، به او انگ سیاسی می زنند. ولو اینکه نخواهد وارد این عرصه بشود. چنانکه خود من هیچ گاه قصد ورود به انتخابات را نداشته و ندارم ولی هرگاه انتقادی به سیستم موجود مطرح می کنم فورا با برچسب زدن و لیبل سیاسی مسئله و انتقاد مطرح شده را به حاشیه می برند.

این فعال فرهنگی و حوزه زنان در پایان با اشاره به فعالیت های دولت یازدهم اظهار داشت: دولت به جای کارهای نمایشی چه در سطح استان و چه در سطح کلان گزارش عملکرد مبسوط و جزئی ارائه بدهد. اینکه معاونت امور بانوان استانداری ما بودجه هایش را کج هزینه کرده است آیا اهداف راهبردی داشته و در آن راستا هزینه کرده؟ آیا مسائل و مشکلات زنان و منطقه را شناسایی کرده است؟ در راستای حل آن مسائل دست به اقدامات جدی زده است؟می خواهم بگویم معاونت امور زنان استانداری گزارش بدهد که در راستای مسائل جدی مثل خودکشی، بالا رفتن سن ازدواج، بحران جنسی، خشونت خانگی و مسائلی از این دست چه کارهایی انجام داده است؟ چرا وقتی بحث خودکشی بالای زنان مطرح می شود فرماندار محترم توپ را به زمین مبلغان فرهنگی می اندازد و می گوید آنها باید کار بکنند؟ معاونت امور بانوان استانداری در راستای مسائل جدی چه کارهای راهبردی انجام داده است؟ بهتر است به جای کارهای نمایشی قدری هم به فکر مسائل جدی و راهکار برای آنها باشد.


منبع : کبنانیوز

این زن نخستین رئیس جمهور زن ایران می شود؟

کبنانیوز؛

همانند دیگر افرادی که با احمدی نژاد کار کردند، دستجردی تا پایان دوره وزارتش در وزارت بهداشت حضور نداشت، و در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲ در پی اختلافات میان وی و رئیس جمهور وقت، دستجردی از سمتش کنار رفت.
به گزارش کبنانیوز به نقل از قانون، ایران ممکن است در اتخابات ریاست جمهوری ۱۹ می (۲۹ اردیبهش ۹۶) شاهد نخستین کاندیدای زن باشد. پس از یک دوره سکوت، مرضیه وحید دستجردی، نخستین و تنها وزیر زن جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر در روزها و هفته های اخیر صدر اخبار را از آن خود کرد.
مرضیه وحید دستجردی، پس از آنکه در میان ۳ گزینه پیشنهادی وزارت از سوی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران در دوره دوم ریاست جمهوری وی، قرار گرفت، وزارت سلامت و بهداشت را در سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ در اختیار داشت.
علاوه بر اینکه دستجردی نخستین وزیر زن ایران بود، اما نخستین زنی نیست که چنین سمتی را برعهده دارد. فرخرو پارسا و مهناز افخمی، وزرای آموزش و امرو زنان در حکومت پهلوی در سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۷۹ بودند.
همانند دیگر افرادی که با احمدی نژاد کار کردند، دستجردی تا پایان دوره وزارتش در وزارت بهداشت حضور نداشتو در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲ در پی اختلافات میان وی و رئیس جمهور وقت، دستجردی از سمتش کنار رفت.
اکنون و در روزها و هفته های اخیر، حدس و گمان های بسیاری درباره کاندیداتوری احتمالی دستجردی در انتخابات آتی ریاست جمهوری در ایران مطرح می شود، رقابتی که نخست وی باید از فیلتر شورای نگهبان ایران عبور کند. شورای نگهبان تاکنون از تایید صلاحت کاندیداهای زن خودداری کرده بود.
با این حال، حدس و گمان ها درباره کاندیداتوری احتمالی دستجردی در انتخابات ریاست جمهوری بسیار جدی شده است، وی در مصاحبه ای با رسانه های داخلی ایران گفته بود که با چراغ سبز شورای نگهبان حضور یک کاندیدای زن در انتخابات آینده می تواند تحقق پیدا کند.
انتخابات ریاست جمهوری ایران ۲۹ اردیبهشت سال ۹۶ برگزار می شود.


منبع : کبنانیوز

اختتامیه دوره توان افزایی زنان در یاسوج (+تصاویر)

کبنانیوز؛

چهارمین روز و اختتامیه دوره توان افزایی زنان مدیر و مسئول استان‌ها در سالن استانداری کهگیلویه وبویراحمد برگزار شد.

به گزارش کبنانیوز از یاسوج، چهارمین روز و اختتامیه دوره توان افزایی زنان مدیر و مسئول‌ استان‌ها به ریاست مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری کهگیلویه و بویراحمد با حضور زنان عضو شوراهای اسلامی استان اصفهان برگزار شد.


منبع : کبنانیوز

هشدار یک مدیر بهداشتی به بانوان کهگیلویه و بویراحمدی؛ سالانه ۲ کیلوگرم مواد سرطانزای آرایشی می‌خورید

کبنانیوز؛

مدیر شبکه بهداشت و درمان باشت با هشدار به بانوان استان کهگیلویه و بویراحمد در خصوص مصرف  مواد آرایشی گفت: هر زن ایرانی با مصرف ۳۰ درصد از درآمد در اختیار خود، سالانه ۲ کیلوگرم مواد سرطانزای آرایشی را میخورد.

کریم رضائی در گفتگو با خبرنگاران در خصوص قاچاق گسترده سالیانه ۱۰ هزارمیلیاردتومانی مواد آرایشی در کشور به بانوان ایرانی توصیه کرد در خرید این محصولات دقت کافی داشته باشند.

مدیر شبکه بهداشت و درمان باشت با تشریح وضعیت کنونی مصرف لوازم آرایشی توسط زنان در ایران، افزایش روند استفاده از این مواد و شیوع بیماری‌هایی چون سرطان را در این قشر تاسف‌بار خواند.

وی گفت: سرانه هر بانوی ایرانی در خزید مواد آرایشی حدود ۵۰۰ هزار تومان در سال بوده، طوری‌که زنان ایرانی ۳۰ درصد از درآمد قابل تصرف خود را هزینه خرید لوازم آرایشی می‌کنند.
مدیر شبکه بهداشت و درمان باشت استان کهگیلویه و بویراحمد افزود: تقریبا به‌طور متوسط هر زن ایرانی در سال حدود ۲ کیلو رژ لب را می‌خورد و از طریق لب وارد دستگاه گوارش بانوان می‌شود که اغلب دارای میزان سرب غیر استاندارد و سرطان‌زا هستند.
رضایی از شیوع سرطان معده، تخمدان، رحم، مثانه، پوست و نازایی به‌دلیل استفاده بی‌رویه از مواد آرایشی در زنان خبر داد.
مدیر شبکه بهداشت و درمان باشت استان کهگیلویه و بویراحمد با تشریح وضعیت کنونی مصرف لوازم آرایشی بهداشتی در ایران هم خاطرنشان کرد: قاچاق گسترده مواد آرایشی در ایران سالیانه ۱۰ هزار میلیارد تومان است.
رضایی گفت: سالیانه در کشور حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان مواد آرایشی مصرف می‌شود که حدود ۸۵ درصد آن واردات قاچاق و اکثرا غیراستاندارد و غیر بهداشتی که انواع کرم, پنکک و رژلب از مهمترین این مواد هستند.
 وی افزود: ایران دومین رکورددار مصرف لوازم آرایشی و بهداشتی در خاورمیانه و هفتمین کشور رکورددار در بین کشورهای دنیا است.
مدیر شبکه بهداشت و درمان باشت گفت: مهمترین توصیه ما به زنان ایرانی حذف یا کاهش مواد آرایشی، پاک کردن مواد قبل از غذا خوردن و قبل از خواب و خرید از مراکز معتبر با برندهای معتبر و استاندارد است.


منبع : کبنانیوز