انتقاد تند امام جمعه دهدشت از برگزار کنندگان کنسرت در دهدشت/مدیر فرهنگی که نمی تواند مدیریت کند کنار برود/شهر مذهبی دهدشت جای برگزاری این گونه کنسرت ها نیست

کنسرت مهدی احمدوند که چهارشنبه هفته گذشته در شهر دهدشت با حضور مردم و مسئولان برگزار شد شاهد حواشی رقص و آواز بود و مورد انتقاد هایی بسیار زیادی به خصوص از طرف ائمه استان قرار گرفت.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی خبر رسان ، کنسرت مهدی احمدوند چهارشنبه شب هفته گذشته با حضور فرماندارن شهرستان کهگیلویه و چرام و تعدادی از مدیران برگزار شد حواشی بسیار زیادی داشت و به همین علت تیتر یک اکثر رسانه های محلی و خبرگزاری ها قرار گرفت.

در این کنسرت که مدیران و مردم از طیف های مختلف و تیپ های مختلف حضور داشتند ، مسئولان در ردیف جلو و مردم در صندلی های پشت سر نشستند و تعدادی از دختران و پسران متاسفانه در موقع شروع این کنسرت به رقاصی و حتی کشف حجاب پرداختند که این موضوع باعث ناراحتی و تشویش بسیاری از مردم و به خصوص امام جمعه شهر دهدشت شد.

بعد از این کار امام جمعه شهر دهدشت در خطبه های نماز جمعه از مسئولان فرهنگی این شهرستان و برگزار کنندگان این کنسرت به شدت انتقاد کرد و گفت: این وضعیت در شان  شهر مذهبی همانند شهر دهدشت نیست و مسئولان باید جوابگو باشند.

برخی در این جلسات شعری خواندند که مایه شرمساری است

حجت الاسلام سید نصیر حسینی با ابراز تأسف از وضعیت اسفبار برگزاری کنسرت توسط دستگاه‌های دولتی، گفت: جلسات شعر که برخی در این جلسات شعری خواندند که مایه شرمساری است نمی‌خواهم بگویم آن مدیر عمداً این کار را انجام داد اما کار وقتی در حوزه مدیریتی شخصی انجام می‌شود مقصر است.

وی بیان کرد: کنسرتی که در آن اتفاق ناشایست می‌افتد در شأن مسؤولان نبود در این جلسه شرکت کنند.

رئیس شورای فرهنگ عمومی کهگیلویه ادامه داد: البته مسؤولان ردیف جلو نشسته بودند و پشت سرشان را ندیدند که رقص مختلط و کشف حجاب بود، چهره‌هایی در آن جلسه آمده بودند که مربوط به لس‌آنجلس بود، چرا این اتفاق بیفتد؟

بار دیگر همچین اتفاقی بیافتد با جمعیت نماز گذار جواب می دهم

وی افزود: یکبار تجربه کردی چرا بار دوم تکرار کنی؟ آخرین بار است تذکر می‌دهم اگر تکرار شود با همین جمعیت نمازگزار ارزشی جواب خواهیم داد.

وقتی نمی‌توانی مدیریت کنی کنار برو.

حجت الاسلام حسینی با بیان اینکه هر حاشیه نامطلوبی اتفاق بیفتد بر گردن برگزار کننده است، ادامه داد: وقتی نمی‌توانی مدیریت کنی کنار برو.

وی  با اشاره به اجرای کنسرت موسیقی و حواشی آن خاطرنشان کرد: چرا چنین برنامه‌ای در شهرستان مذهبی برگزار شود؟ کنسرت چه مشکلی را حل کرد؟

مشخصات فرد مورد اشاره در حرف های امام جمعه دهدشت تنها یک نفر است و آن هم مسئول اداره فرهنگ شهرستان است که تا به الان نسبت به حواشی انجام گرفته در کنسرت احمدوند در دهدشت سکوت کرده است و هیچ پاسخی به این حواشی نداده است.

انتهای پیام/۷۰۴۴

منبع : صبح زاگرس

تحلیل ساختار شهری دهدشت؛ بافت شهری دهدشت سمپتوم فرهنگی- اقتصادی

شهر دهدشت را ساختاری تک هسته ای تشکیل داده که این بافت ضمن تناقضات درونی و تضاد با مناسبات زیستی شهروندان و به دلیل موانع طبیعی به مانند کوه …

خبر رسان؛

 

بهرام پرندوار*

در این مقاله تلاش شده است در حد مجال و توان، به آسیب شناسی شهر(دهدشت) با نگاهی زیبایی شناختی و از منظر ساختار شهری پرداخته شود و آنجا که لازم است را به نقد بکشیم تا شاید توانسته باشیم قدمی هر چند ناچیز در راستای بهبود فضاهای شهری/سوسیالیزه کردن شهر و هر چه انسانی تر شدن آن برداشته باشیم.

باید دانست تغییر و باز آفرینی زیستگاه انسان- آنکه محصول تمرکز جغرافیایی، مناسبات زیستی و شیوه های تولید مشترک بوده و متشکل است از اقشار مختلف جامعه در راستای رفع نیاز های یک دیگر- حق وی است. حال که ساختار باید به آنگونه شکل گیرد که در گذر از نیاز و در مرحله خواست انسانی، آنجا که _ میل _ به تغییر و بهزیستی رخ میدهد، باز هم شهر به طور مشترک در اختیار همه ی اقشار جامعه باشد و منجر به اوضاع فردباورانه و مالکیت محور نشود.

فرمها و فضاهای معماری، در اختیار مفاهیم و نیازهای انسانیست و زمانی که از آن به در شود، شهر نیز از اختیار شهروند خارج و به جای رشد متقابل، به افت وجوه گوناگون همدیگر کمک میکنند.

عدم شناخت کافی از مهندسی شهر و معماری و عدم توجه به بستر و فرهنگ و مناسبات منطقه ، موجب ظهور بافت شهری ناکارآمد  با فرم و فضاهای نازیبا، نا متناسب و آسیب زا می شود. شهری که خود با چگونگی اش، دست به باز آفرینی گونه های مختلف نا هنجاری، نا امنی –  و برخی عواملی که بی فرهنگی به زبان عام خوانده می شود- و همچنین دامن زدن به جدایی انسان ها و اقوام و اقشار میزند. به طور کلی فضا و جامعه به گونه ی مشخصی با یکدیگر مرتبط اند و با رابطه ی دیالکتیکی به رشد و گسترش یکدیگر کمک میکنند پس اگر به فضای شهری بدون توجه به بستر اجتماعی، بپردازیم – و یا بر عکس –  بدون شک کج روی کرده ایم.

مختصر میپردازیم به شرح شرایط کنونی شهر دهدشت.

در کشور ما عمده ی شکل گیری شهرها طبق یک فرایند طراحی هماهنگِ از پیش حساب شده نیست ولی این بخت با دهدشت جوان همراه بود/ لیکن متاسفانه آنطور که باید حساب شده و کارشناسی عمل نشده است. نظام شهری دهدشت برخلاف ظاهر فریبنده ی پلانش با خود مسایل و آسیب هایی به همراه داشته که با بزرگتر شدن شهر بر آنها افزون خواهد شد.

شهرهای مرکز گرایی چون دهدشت که تمامی امور- در وحله اول امور اقتصادی- در هسته ی مرکزی شهر متمرکز شده است، به

خودی خود با ارزشگذاری به اماکن مرکزی و برهم زدن توازن، موجب کاست ارزش اجتماعی و اقتصادی دیگر مناطق و ایجاد تضاد شدید بین عرصه های مختلف شهری، هم به لحاظ اقتصادی و هم روابط و مناسبات اجتماعی می شود و آنچه که مبرهن است ایجاد حاشیه های فقیر نشین شهری و حذف ارتباطات انسانی در پس همه ی امور است. اوضاعی که خود می تواند ظرفی مناسب برای انواع بزهکاری باشد.

همانطور که بیان شد این گونه آمودن ساختار،در مناطقی که قوم گرایی نیز به شدت دیده می شود، جدای از دیگر آسیب هایی که بعد به آن خواهیم پرداخت، به تفکیک و بر خورد های قومیتی- با جدا سازی مناطق سکونتی مختلف- دامن می زند. در این شرایط احساس تعلق به اجتماع و مشارکت های جمعی از بین می رود. کار و زندگی در دل چنین جمعیتی که دیگر پیوند احساسی و عاطفی با هم ندارند، حس رقابت و استثمار متقابل را افزایش می دهد. شاید اعمال ایده ی مدرن هسته ی مرکزی در شهر، برای مختصات جغرافیاییِ دیگری و بستر متفاوت تری به خوبی عمل میکرد ولی آنچه که تحلیل ها و تجربه نشان میدهد با مناسبات شوونیستی در تضاد شدید است و پراتیکش دامن زدن به گسست های اجتماعی است و در منطقه ای که دهدشت بنا شده است، خود عین آسیب است. آنچه که بسیار حیاتی و قابل تامل است موانع طبیعی(کوه های چسبیده به شهر) و همچنین آثار باستانی بلاد شاپور بر سر راه گسترش ساختار تک هسته ای شهر بوده که مانع از گسترش ساختارمند و انضمامی آن می شود و این امر موجب به هم خوردن نظم شهری در آینده ی نه چندان دور می شود.

باید دانست هنگامی که بازارهای اصلی دایمی و همه ی اصناف و اماکن نظارتی در مرکز شهر متمرکز شوند –  به عبارتی هویت

بخشی به مرکز و هویت زدایی از حوالی – بی شک عمده ی جمعیت شهر در طول روز به سمت مرکز، حرکت کرده و و تجمعات انسانی و گردش سرمایه صرفن در مرکز و در دست مالکین منطقه ی نام برده خواهد بود که این امر ضمن دامن زدن به تضادهای اجتماعی در سطح شهری و اختلاف شدید ارزش ریالی املاک، پویایی و رفاه زندگی اهالی دیگر مناطق و همچنین پرداخت به امور اقتصادی و فرهنگی در آنجا را مختل خواهد کرد .

-روابط اجتماعی انسانها در دل نیازهای زیستی آنهاست و متقابلن نیاز هایشان تنها با امر مشارکت جمعی میسر می شود و زمانی می توانند به تعامل برسند که به نیازهای یکدیگر پاسخ گویند. اگر این موضوع را به گروه های انسانی و عرصه های بزرگتر سوق دهیم، باز هم همین گونه است . از عوامل تعامل اجتماعی بین مناطق مختلف شهری، تقسیم فضاهای ضروری در همه ی مناطق به شکل صحیح است. یعنی به جای چپاندن همه ی اماکن و مراکز تامین کننده ی نیاز شهروندان در مرکز شهر که خود مشکلات متعددی از جمله ازدحام جمعیت و ترافیک  در مرکز را به دنبال دارد، صنفهای های مختلف در مناطق مختلف تقسیم شوند. که لازمه ی چنین برخوردی، خروج از سیستم تک هسته ای و روی آوردن به ساختار چند هسته ای در شهر است. هسته هایی که ضمن تصحیح ساختار اشتباه(به دلیل وجود موانع رشد) هر یک بخشی از نیاز شهروندان را تامین کرده و نقش هدف های حرکتی و پویایی را در سراسر شهر بازی کنند. که اتفاقن وجود میدان های نا کارآمد و بی استفاده ی موجود در شهر، این امر را تسهیل می کند. به عنوان مثال اصناف بهداشتی و پزشکی که خود اصلی ترین عامل ترافیک موجود از میدان مرکزی تا بیمارستان میباشد، با جابجایی و نزدیک تر شدن به زندگی و هسته ای مشخص(که شاید بهترین انتخاب، نزدیک شدن به آسیب خیز ترین و غیر بهداشتی ترین منطقه به مانند منطقه ی گلزار شهدا باشد)، ضمن رشد سطح کیفی منطقه و حذف ازدحام و ترافیک در مرکزیت شهر، موجب ارتباطات انسانی و از روی نیاز با دیگر مناطق نیز می شود. دیگر اصناف هم به همین گونه، بین مناطق مختلف تقسیم شوند که البته خود این نزدیکی محل کار و زندگی می تواند حرکت ها و ترافیک کاذب را به حداقل رسانده و کیفیت خدمات را افزایش دهد، ارزش املاک اقتصادی و مسکونی را تا حدودی به تعادل برساند و همچنین با همزیستی و کار افراد مختلف از طوایف گوناگون در کنار همدیگر، به مرور به  حذف نگاه قوم گرایی نیز کمک می کند. البته باید توجه داشت که در این تقسیم بندی/ باز هم مشاغل پر درآمد می توانند ارزش املاک مربوطه را نسبت به هسته های دیگر افزایش دهند و مجدد موجب تضاد در ارزش گزاری اماکن شوند- چرا که ارایه یک چنین الگوی متکی به روابط اجتماعی و بر پایه نیازهای مشترک، در دل یک سیستم رقابتی و طبقاتی(که به خودی خود موجب حذف اشتراکات و همزیستی مسالمت آمیز میشود) غیر ممکن است ولی با انتخاب صحیح می توان این وضعیت را تعدیل و کنترل کرد.

این موضوع نیازمند بررسی تخصصی و مفصل و کار گروهی ست که در مجالی دیگر به آن خواهیم پرداخت. از دیگر عوامل عدم تعامل اجتماعی میان اعضای جامعه، عدم وجود فضاهای شهری مناسب و نا سلامتی فضاهای عمومی و اماکن فرهنگی ست. عناصر شهری ذکر شده می توانند نقش ایجاد پویایی و تعامل را در شهر ایفا کنند. قابل ذکر است، که تعامل اجتماعی خود از مهم ترین منابع بازدارنده ی آسیب ها و جرایم است. حال نه تنها در تصحیح این نقایص تلاشی نشده است، بلکه روز به روز شاهد تولید فضاهایی نازیبا، غیر استاندارد، غیر ایمن و جرم خیز در سرتاسر شهر هستیم. محل هایی که شهرداریهای دوره های مختلف هر یک به گونه ای نقش مستقیم در ایجاد آنها را داشته است.

این عناصر شهری آسیب خیز به اصطلاح فضاهای بی دفاع شهری نیز خوانده می شوند. که به آن نیز مختصرن خواهیم پرداخت. ((فضای بی دفاع را فضایی میتوان گفت که نسبت به سایر فضاهای شهری قابلیت بیشتری برای بروز جرم و ترس و احساس نا امنی دارد)). (فضای بی دفاع شهری/مرتضی قلیچ،حسن عماری)

از جمله ویژگی های آن میتوان اشاره کرد به:  فرمهای متناقض با عملکرد(که تقریبن شامل همه یا حداقل بیشتر بناهای شهر می شود/فرمهایی که هیچگونه هویتی به همراه ندارند.

– مکان هایی با عدم رویت بصری(مثل بسیاری از کوچه و پس کوچه های شهر که از نظارت عموم به دور است و گاهی نیز با تاریکی محض همراه است، امری که خود امنیت شهروندان به خصوص زنان و خردسالان را به خطر می اندازد)

-کنج های پِرت و بی استفاده که باز هم علاوه بر القای حس ترس، مکانی مناسب برای تنش های روانی، فیزیکی و تعرض به شهروندان می شود که در سطح شهر نیز کم دیده نمی شود.

– ساختمان های نیمه تمام و رها شده،

– شلوغ بودن فضا در ساعات خاص،

– فضاهای بی نظم به لحاظ کالبدی و فعالیت های جاری،

-کوچه های تنگ و باریک و ساختمان های متراکم.

– و …

فضا های این چنینی دارای کژکارکردهاییست اعم از حاشیه نشینی ، عدم رعایت بهداشت در سطح شهر، محل تجمع ولگردان ،تعرض به شهروندان و از این قبیل نا ملایمتی ها.

بدیهی ست که میزان ایجاد و تقسیم چنین مکانهایی مستقیمن به وضعیت طبقاتی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی مناطق نیز وابسته است و آنجا که طیف فرودست اسکان دارند- به دلیل بی توجهی- این چنین فضاهایی بیشتر دیده می شود که محصولش مشاهده ی همان چیزی ست که فساد می نامندش.

لازم است ذره بین را روی برخی عناصر شهری بچرخانیم و مختصرن به بررسی آنها بپردازیم.

با نگاه به شهر باستانی دهدشت (بلاد شاپور) به خوبی متوجه خودبسندگی و مردم واری بناها می شویم !

مثلا مصالح کاربردی در بناها، همه از دل طبیعت منطقه انتخاب و استخراج شده ست و ضمن صرفه جویی اقتصادی با خواست و روحیه ی اهالی سازگار است و مهم تر از همه مصالحی انتخاب شده است که با هویت تاریخی مردم منطقه عجین است و البته زمان و تاریخ مصرف ندارند. فضا ها به درستی مقیاس های انسانی را رعایت کرده و طبق نیاز استفاده کنندگان تهیه شده است.

این گونه برخوردِ صحیح است که میتواند کالبد انسان را در کالبد شهر و معماری حل کند و آنچه زیستن نام دارد را تشکیل وآغاز کند. ولی آنچه که  در وضعیت کنونی شهر می بینیم چیزی کاملا مغایر با این است. هیچ کجای شهر، هیچ المان و فرمی مطابق با حافظه ی زیستی شهروندان دیده نمی شود و بر عکس آنچه که تا کنون بنا شده، از ساختمانهای مسکونی و تجاری گرفته تا میدانها و فضاهای تفریحی و فرهنگی، نه تنها با هیچ وجهِ زیبایی شناختی قابل بررسی و توجیح نیست بلکه به شدت زشت و غیر مهندسی و آزارنده و البته مصرفی و بی عمر و زمان نیز هست.

– به عنوان مثال میدان مرکزی شهر که به اصطلاح آذین شده است با تنه های بتنی چوبی شکل و یا المان کوزه ای گون میدان شهید شیرودی که هیچ کدام هیچ گونه سنخیتی با اقلیم و مناسبات زیستی مردم ندارند.

به طبع پاسخ استفاده کنندگان و رهگذران چیزی نمیتواند باشد مگر رفتارهای وندالیستی و یادگاری نوشتن بر دیواره ی فرم های یاد شده و خود را غریب دیدن رهگذران در فضا است که به یقین اگر موارد یاد شده کوچکترین ارتباط بصری و فرهنگی با اهالی برقرار میکرد به اینگونه برخوردها ختم نمیشد و کاش به جای اعمال اینگونه فضاهای غیر کارشناسی و ناشیانه، متولیان از کارشناسان و معماران متخصص در طراحی و اجرا بهره می بردند.

به خوبی میتوان مشاهده کرد هر کجای شهر فضاهای به اصطلاح بی دفاع دیده می شود و هر کجا که متولیان کمتر و بدتر به آن پرداخته اند، نا هنجاری ها و تعرضات و نا امنی ها نیز بیشتر دیده می شود. همه روزه شاهد درگیری ها و بزه کاری هایی در مناطق مختلفی چون خیابان و کوچه های گلزار شهدا، منطقه مسکونی ۱۸۰ دستگاه، بافت تاریخی رواق، خیابان امامزاده جابر و … هستیم. بخش عمده ای از این ناملایمتی ها متاسفانه از بی توجهی مسیولین مربوطه و کار غیر کارشناسی شان و در نظر نگرفتن مرتبه ی انسانی اهالی شریف این مناطق سر چشمه میگیرد که به جای آنکه به همه ی شهروندانش خدمات یکسان برسانند، علاوه بر کم کاری، پای نیرو های پلیس و مراجع قانونی معمولا وسط کشیده می شود.

این وظیفه ی شهرداری و شوراهای مربوطه است که به جای جای شهر خدمات شهری برابر رسانده و معقول ترین سازماندهی شهری ممکن را اعمال کنند .

نتیجه گیری:

شهر دهدشت را ساختاری تک هسته ای تشکیل داده که این بافت ضمن تناقضات درونی و تضاد با مناسبات زیستی شهروندان و به دلیل موانع طبیعی به مانند کوه ها و دره های اطراف، در آینده نه چندان دور و با رشد شهر، با مشکلات متعدد و به شدت آسیب زا روبرو خواهد شد که اگر متولیان مربوطه چاره ای نیاندیشند، شهر از آنچه که هست بدتر و بدتر خواهد شد.

در این مقاله بطور مختصر نقد و پیشنهاداتی اراِیه شد که باید در فرصتی دیگر تخصصی تر به آن پرداخت.


منابع:

جامعه شناسی شهر-۱۳۹۲-فریده ممتاز- انتشارات شرکت سهامی انتشار

حق به شهر-۱۳۹۲- دیوید هاروی- انتشارات مهر ویستا

آرمان شهر- ۱۳۸۶-کیان تاجبخش- نشر نی

درآمدی بر فضای بی دفاع شهری-۱۳۹۲- مرتضی قلیچ/حسن عماری- انتشارات تیسا

شهر شهروند مدار- ۱۳۷۶-پرویز پیران- اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۱۲۱/۱۲۲

 


*کارشناس و پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی


منبع : کبنانیوز

همایش خروج از جریان در شهر دهدشت برگزار شد( + تصاویر)

همایش خروج از جریان با موضوع آسیب شناسی و ارتقاء سلامت روانی با رویکرد پیشگیری از آسیب های اجتماعی طلاق، خودکشی و اعتیاد با حضور مسئولان استانی و شهرستانی …

خبر رسان؛

همایش خروج از جریان با موضوع آسیب شناسی و ارتقاء سلامت روانی با رویکرد پیشگیری از آسیب های اجتماعی طلاق، خودکشی و اعتیاد با حضور مسئولان استانی و شهرستانی برگزار شد.

به گزارش خبر رسان ازدهدشت، با حضور فتاح محمدی معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری کهگیلویه و  بویراحمد، اسلام خسروی معاون فرماندار کهگیلویه و تعدادی از مسئولان همایش خروج از جریان با موضوع آسیب شناسی و ارتقاء سلامت روانی با رویکرد پیشگیری از آسیب های اجتماعی طلاق، خودکشی و اعتیاد در مجتمع فرهنگی ارشاد شهر دهدشت برگزار شد.

در این همایش فتاح محمدی معاون سیاسی استاندار، دکتر کورش داوری و خانم دکتر قبادی در مورد آسیب های اجتماعی طلاق، خودکشی و اعیتاد به سخنرانی پرداختند.

این همایش به همت موسسه مردم نهاد یاران مانا برگزار شد.

موسسه مردم نهاد مانا یکی از فعالترین این موسسات در سطح شهرستان کهگیلویه است که تا کنون توانسته برنامه های مختلف فرهنگی را در سطح شهرستان اجرا نماید.

سید کمال الدین دولت خواه مسئول موسسه یاران مانا با بیان اینکه این همایش به منظور ارتقاء مهارت های سلامت روانی با رویکرد پیشگیری از آسیب های اجتماعی طلاق، خودکشی و اعتیاد برگزار شده است، گفت: در این زمینه موسسه مردم نهاد یاران مانا  در بین دانش آموزان روستایی ساکن در خوابگاه های تحت پوشش نهادهای حمایتی در زمینه مهارت های پیش از ازدواج ( مهارت های تصمیم گیری و حل مسئله) اقدام به برگزاری دوره کارگاه های آموزشی با موضوع آسیب های اجتماعی در شهر دهدشت و بخش های تابعه نموده است.

وی با بیان اینکه این کارگاه ها در بین دانش آموزان مدارس، دانشجویان و اهالی تعدادی از روستاهای شهرستان برگزار شد، افزود: طراحی جلسات آموزشی و شیوه های آموزشی نوین در ارتباط با پیشگیری از آسیب های نوین( وب و فضای مجازی) و توانمند سازی نوجوانان و جوانان در زمینه اعتیاد نوین شامل اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به اینترنت و … در دستور کار این موسسه قرار  دارد.

یکی از نکات مهم و جالب توجه این همایش استقبال چشمگیر جوانان و نوجوانان به خصوص بانوان از این برنامه بود به طوری که بیشتر صندلی های سالن توسط بانوان جوان و نوجوان پر شده و حتی با پرسش از سخنرانان در بحث شرکت داشتند.

گزارش و عکس از امیررضا برنگ پور

 

 


منبع : کبنانیوز

بلاد شاپور، شهر باستانی فراموش شده/ تجلی تاریخ کهن کهگیلویه در بافت تاریخی دهدشت

شهر تاریخی بلاد شاپور(هفت گنبد) در ضلع جنوبی شهر دهدشت ،مرکز شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی خبر رسان ، بلاد شاپور (شهر هفت گنبد) در دهدشت مرکز شهرستان کهگیلویه یکی از شهرستانهای استان کهگیلویه و بویر احمد واقع شده که این شهرستان از شمال به شهرستانهای باغ ملک، ایذه، بویراحمد و از جنوب به شهرستان گچساران و بهبهان از غرب به شهرستان رامهرمز، و از شرق به شهرستانهای بویراحمد، نورآباد ممسنی و گچساران محدود می شود.

بافت قدیمی شهر دهدشت ۶۰ هکتار وسعت در سال ۱۳۶۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت تاریخی رسید که به دلیل اینکه هفت امامزاده در هفت گوشه این شهر واقع شده است به شهر هفت گنبد نیز معروف شده است.

بلاد شاپور (شهرهفت گنبد) دارای آب وهوایی گرمسیری است و معماری آن نیز از معماری صفوی الهام گرفته، وفور منابع سنگ گچ در محل سبب  استفاده  فراوان از این ماده شده است و گچ بری ها و طاق و قوسها و کار بندیهای بسیار زیبا هنوز جان و نفس تازه ای به شهر می دهد به طوری که هر فرد آگاه به مسائل معماری و فرهنگی را مجذوب و متحیر می سازد.

بلاد شاپور (شهر هفت گنبد) دارای برج و باروی گرداگرد شهر، باروی قلعه یا ارگ قدیمی آن با مساجد، حمامها، کاروانسرا، زیارتگاها، بازارو گورستان در مجاورت دروازه های شرقی و غربی پیرامون این محور بناها است .

در این شهر امامزاده جابر، امامزاده ابراهیم، امامزاده بی بی عصمت، امامزاده سلطان مهدی، امامزاده پیر غازی (جعفر)، امامزاده سه دختران و قدمگاه خضرنبی واقع شده است.

“داریوش توکلی”، کارشناس میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان کهگیلویه در این رابطه به خبرنگار ایسنا گفت: بلاد شاپور (شهر هفت گنبد) در سندی از عصرشاه عباس دوم صفوی در سال ۱۰۳۶ هجری قمری به جا مانده است.

توکلی افزود: در قدیم نام این شهر قریه الدشت بوده است که در زمان سلجوقیان به اوج رونق خود رسیده است.

کارشناس میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان کهگیلویه به موقعت جغرافیایی  و استراتژیکی این شهر و اینکه کوتاه ترین راه میان بنادر جنوبی و اصفهان بوده و مرکز صفویان است اشاره کرد و یادآور شد:  وجود راه های سنگفرش شده پلهای متعدد و مرکزیت تجاری آن حکایت از این دارد که شاخه های فرعی جاده ابریشم از این شهر عبور می کردند.

وی با اشاره به این مطلب که بلاد شاپور (شهر هفت گنبد) شهری مذهبی و تجاری  در گذشته بود، بیان کرد: در آمیختگی هنر و مذهب باعث شاهکارهای شگفت انگیزی در آن شده است و وجود هفت امامزاده، دو مدرسه، یک کاوانسرا، چهار مسجد، بازاری بزرگ و منازل مسکونی گواه بر این است.

توکلی با بیان این مطلب که مردم این شهر در قدیم آب مورد نیاز خود را از چاه تامین می کردند، یادآور شد: در هر منزل مسکونی و مسجد یک چاه آب وجود دارد.

وی مصالح مورد استفاده در این شهر را سنگ لاشه، گچ، ساروج، خاک، نی و تنبوشه سفالی عنوان کرد.

به گزارش خبر رسان ، در ناحیه گرمسیری غرب استان کهگیلویه و بویراحمد در حاشیه شهر دهدشت، شهر باستانی بلادشاپور قرار دارد که براساس نوشته ها و اسناد تاریخی بنای اولیه آن توسط شاپور اول ساسانی فرزند اردشیر اول ایجاد شده است، این شهر در اواخر دوره صفویه تجدید بنا شد، اما در زمان هرج و مرج دوران زندیه غارت و ویران شده است.

آثار این شهر از معماری و مهندسی جالب توجهی برخوردار است. آثار باستانی زیبایی چون آب انبار، بازار، امامزادگان، ارگ حکومتی، قلعه و باروها که همان حصار پیرامون شهر بوده اند توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند. مصالح بسیار دقیق و محاسبه شده ای از نوع گچ ساروج، آهک در آن به کار برده شده است.

در داخل بافت تاریخی دهدشت، چهار گرمابه تاریخی وجود دارد که شاخص ترین آنها گرمابه ضلع شرقی است که تنها اثری است که در ساخت آن آجر به کار رفته است.

انتهای پیام رج/

منبع : صبح زاگرس

حضور باشکوه و حماسی مردم دهدشت در راهپیمایی ۲۲ بهمن+ تصاویر

قشرهای مختلف مردم شهردهدشت همزمان با سراسر کشور در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت و بار دیگر با آرمان های انقلاب اسلامی و رهبری دلسوز و فرزانه تجدید میثاق کردند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس مردم ولایتمدار شهر دهدشت با حضور پرشور و گسترده خود در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن ماه، بار دیگر دین خود را به آرمانهای انقلاب و امام (ره) ادا کرده و با مقام معظم رهبری تجدید میثاق کردند.

پیر و جوان، زن و مرد، با در دست داشتن پلاکاردهایی به مضامین، «انقلاب انفجار نور بود»، «22 بهمن ماه یوم‌الله است»،‌ «ای رهبر آزاده ، آماده‌ایم، آماده» و همچنین پرچم‌های سه رنگ جهوری اسلامی ایران، پیام استکبار ستیزی خود را به گوش جهانیان رساندند.

مردم همیشه در صحنه دهدشت یک صدا شعارهای «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست و دست خدا بر سر ما خامنه‌ای رهبر ما» و با مشت های گره کرده مسیر راهپیمایی را از محل ناحیه مقاومت بسیج کهگیلویه تا میدان امام حسین(ع) این شهر را راهپیمایی کردند.

راهپیمایان که حضور جوانان و نوجوانان در بین آنها بسیار پررنگ بود، یکصدا فریاد زدند که تا خون در رگ دارند از انقلاب خود که ثمره خون هزاران لاله گلگون کفن است دفاع خواهند کرد و هر مانعی را از سر راه این انقلاب بر خواهند داشت.

منبع: پایگاه خبری شهرستان کهگیلویه

انتهای پیام/۴۱۲۰

مجید آذربارگون

منبع : صبح زاگرس